اطلاعِ كلي بر روش تقطيع شعر امر لازمي براي يك شاعر كلاسيك (و نيمايي) است. گرچه محتواي شعر در درجهي اول اهميت است اما همچنانكه روح، كه اصل وجود انسان است، نياز به بدني سالم براي تعالي دارد محتواي شعري خوب نياز به قالبي سالم براي تعالي دارد. در اين جا اصول تقطيع شعر به صورت موجز بيان ميشود
- شعر كلاسيك هم مقيد به برابري تعداد هجاها در مصراعهاي شعر و هم مقيد به هماهنگ يا در واقع يكسان بودنِ جاي هجاهاي كوتاه و بلند در تمامِ مصراعهاست
- شعر نيمايي مقيد به برابري تعداد هجاها در مصراعها نيست اما شعري آهنگين است و به عبارتي نوعي هماهنگي بين دستههاي هجايي مصراعهاي مختلف، عليرغم متفاوت بودنِ طول آنها، وجود دارد
- در شعر سپيد نه قيدي براي تعداد هجاهاي مصراعها و نه قيدي براي آهنگين يا هماهنگ بودن هجاها وجود دارد
(مقفا بودن يا نبودن و ديگر ظرايف و قالبهای شعري بحثهاي ثانوي و در درجهي دوم اهميتِ شعر است كه به سليقهي شاعر بستگي دارد)
آنچه در زير، بهويژه در رابطه با قالب عروضي شعر، ميآيد ناظر به شعر كلاسيك است
براي تقطيع يك مصراع، هجاهاي آن را آنگونه كه خوانده ميشود (نه نوشته ميشود) تشخيص ميدهيم. هجاهاي كوتاه يعني َ ِ ُ را با
U
نشان ميدهيم مگر اينكه به هنگام خواندن كشيده تلفظ شوند كه در اين صورت آنها را مانند هجاي كوتاه متصل به ساكن مثل دَل، دِل، دُل يا هجاي كشيدهي آ، اي، او (مثل ما، مي، مو)، بلند محسوب كرده و به صورت _ نشان ميدهيم. هجاي بلند متصل به ساكن مثل مار يا سرخ يا دير يا بوق به صورت يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه دنبال آن يعني به صورت
U_
در نظر گرفته ميشود. استثنا در اين مورد هجاهاي كشيدهي آ، اي، او متصل به ن ساكن مثل مان، دين، رون است كه غالباً تنها يك هجاي بلند _ محسوب ميشوند. استثناء ديگر اينكه هجاهاي آ، اي، او گاهي در شعر، كوتاه (و در واقع تقريباً به صورت اَ، اِ، اُ) تلفظ شده به صورت
U
به حساب ميآيند. اين امر، بيشتر در مورد اي صادق است مثلاً در بيا، نيَم، ريا، و خيا. (در مورد او، مثلاً در عبارت كوآن (به معني كجاست آن) يا گيسويش، و آ، مثلاً در آلبالو (منظور حركت با در اين كلمه است)، اين امر كمتر واقع ميشود.) يك استثناء ديگر، هجاهاي كشيده از نوع آ، اي، او منتهي به دو ساكن است كه ساكن آخري ت باشد كه در اين حال، كل اين مجموعهي سه هجايي
UU_
، در صورتي كه در آخر مصراع نباشد، به صورت يك مجموعهي دو هجايي
U_
در نظر گرفته ميشود مثل خاست، دوست، ريخت
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي ز بامي كه برخاست مشكل نشيند كه خاست در آن داراي تقطيع
U_
است. تقطيع هر مصرع عبارت است از
_ _ U _ _ U _ _ U _ _ U
براي: مَ رَن جان دِ لم را كِ اين مُر غِ وَح شي زِ با مي كِ بَر خاست مُش كِل نِ شي نَد
هجاي آخر هر مصراع نميتواند كوتاه
U
باشد و كليهي دسته هجاهايي كه به صورت يك هجاي بلند و يك يا چند هجاي كوتاه مثلاً به صورت
U_
يا
U U _
مثلاً در است، كوشك، در آخر مصراع ميآيند تنها به صورت يك هجاي بلند _ محسوب ميشوند
براي يافتن وزن هر مصراع آن را تقطيع كرده و تقطيع را حتيالامكان به تكههاي مشابه تقسيم كرده و وزن هر يك تكه را به دست آورده و سپس آن را به تعداد تكههاي مصراع تكرار مينماييم. براي يافتن وزن هر تكهي تقطيع شده از راست به چپ نخست به جاي هر مجموعهي چهار هجايي يكي از كلمات مناسب چهار هجايي زير اختيار ميشود
فَعَلَتُ UUUU
فَعَلَتُن _UUU
فَعَلاتُن _ _UU
فَعَلاتُ U_UU
مَفاعِلُ UU_U
مَفاعِلُن _ U_U
مُفتَعِلُ UUU_
مُفتَعِلُن _UU_
مَفاعيلُ U_ _U
مَفاعيلُن _ _ _U
فاعِلاتُ U_U_
فاعِلاتُن _ _U _
مُستَفعِلُ UU_ _
مُستَفعِلُن _U _ _
مَفعولاتُ U_ _ _
مَفعولاتُن _ _ _ _
و در مجموعهي آخر اگر سه هجا باقي مانده باشد يكي از كلمات زير اختيار ميشود
مُفعولُن _ _ _
فاعِلُن _U_
فَعولُن _ _U
فَعَلُن _UU
اما اگر در مجموعهي آخر دو هجا باقي مانده باشد يكي از كلمات مناسب زير اختيار ميشود
فاعُن _ _
فَعُن _U
و اگر در مجموعهي آخر يك هجا باقي مانده باشد كلمهي زير اختيار ميشود
فُن _
فهرست زیر، که به ترتیب الفبایی تنظیم شده است، تمام وزنهای استفاده شده در این سایت است. اعداد، نشان دهنده تعداد شعرها (نه تعداد ابیات) است.
فاعلات فاعلاتن فاعلات فاعلاتن 1
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن 3
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن 48
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن 1
فاعلاتن فعلاتن فاعلاتن فعلاتن 1
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن 2
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن 1
فاعلاتن مفاعیلن فاعلاتن مفاعیلن 1
فعلات فاعلاتن فاعلاتن فعلاتن 2
فعلات فن فعلات فن فعلات فن فعلات فن 3
فعلاتن فاعلاتن فعلاتن فاعلاتن 1
فعن فعن فعن فعن فعن فعن فعن فعن 2
مستفعل فاعلات مستفعل مفعولاتن 1
مستفعل مستفعل مستفعل مستفعل فاعن 1
مستفعل مفعولاتن مستفعل مفعولاتن 1
مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن 11
مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن 1
مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن 24
مستفعلن مستفعلن مستفعلن فاعن 2
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن 23
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن فن 1
مستفعلن مفاعل فاعلاتن مفاعلن 1
مستفعلن مفاعلن فعلاتن مفاعلن 1
مستفعلن مفاعلن مستفعلن مفاعلن 1
مستفعلن مفتعلن مستفعلن مفتعلن 1
مستفعلن مفعولن مستفعلن مفعولن 1
مفاعلن فعلاتن فن مفاعلن فعلاتن فن 1
مفاعلن فن مفاعلن فن مفاعلن فن 1
مفاعلن فن مفاعلن فن مفاعلن فن مفاعلن فن 1
مفاعلن مستفعلن مفاعلن مستفعلن 1
مفاعلن مفاعل مستفعلن مفاعیلن 1
مفاعیل مستفعلن مفاعیل مستفعلن 1
مفاعیلن فاعلاتن مفاعیلن فاعلاتن 1
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن فعولن 4
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن 22
مفاعیلن مفعولن مفاعیلن مفعولن 1
مفتعلن مستفعلن مفتعلن مستفعلن 1
مفعولات فاعلاتن مفعولات فاعلاتن 1
مفعولاتن فاعلن مفعولاتن فاعلن 1
مفعولاتن فعولن مفعولاتن فعولن 1
مفعولاتن فعولن مفعولاتن فعولن مفعولاتن فعولن 1
مفعولاتن مستفعلن مفعولاتن مستفعلن 1