تعارض های فردی و اجتماعی
تعارض[1] از جایگاه ویژه ای در مطالعات روان شناسی، برخوردار است. تعارض، یك حالت هیجانی منفی است كه به علت سردرگمی در انتخاب دست کم، یكی از دو هدف ناسازگار به وجود می آید. به بیان دیگر، تعارض زمانی پیش می آید كه فرد نتواند از دو راه سازش ناپذیر، یكی را انتخاب كند و در نتیجه، احساس منفی ماندن در حالت بلاتکلیفی دروی بروز می نماید.
فرد قرار گرفته درحالت تعارض فردی، خانوادگی یا اجتماعی، انرژی روانی زیادی صرف میکند تا دست به تصمیم گیری بزند و یکی از حالات و یا راههای مقابل خود را برگزیند. معمولا انتخاب یکی از تصمیم های موجود، موجب رفع دودلی و برطرف شدن اثرات مخرب تعارض میگردد؛ اما ماندن در وضعیت تعارضی به صورت طولانی مدت، میتواند اثرات مخرب ناشی از تجربه ی احساسات ناراحت کننده را افزایش دهد.
انواع تعارض
هر شخصی ممکن است با انواعی از تعارضات مواجه شود که از لحاظ خصوصیات جذب کننده یا دفع کننده، با هم متفاوت باشند.
تعارض گرایش – گرایش[2]
این نوع از تعارض که به آن، تعارض «خواستن – خواستن» یا «رسیدن – رسیدن» یا «مثبت – مثبت» نیز گفته می شود، هنگامی پیش می آید که شخص در زندگی خود، بر سر تصمیم گیری[3] در انتخاب[4] یکی از دو موضوع مهم که نسبت به هردو آنها گرایش دارد، بر سر دوراهی بلاتکلیفی[5] و تردید در انتخاب قرار می گیرد و نگران است که با انتخاب یکی از گزینه ها، دیگری را از دست خواهد داد و همچنین نگران پیامد های انتخاب نادرست خود است.
مثلا زمانی که شخصی، دو رشتهی تحصیلی دانشگاهی که هر دو محبوب و دارای صفات و امتیازات مثبت و واجد ارزش[6] برابرهستند را برای ادامهی تحصیل در نظر دارد، اما به دلایل قانونی نمی تواند همزمان هردو را انتخاب نماید؛ بنابراین، انتخاب یکی از آن دو، به معنای محروم شدن از دیگری است و همچنین فرد انتخاب کننده، این سؤال نگران کننده را نیز دارد که با تحصیل در کدامیک از این دو رشته، موفق تر خواهد بود و و نگران نیز هست که نکند با انتخاب خود، به مشکلات احتمالی بعدی، نظیر محدودیت دسترسی به شغل، دچار گردد.
در مثالهای دیگر، می توان گفت، هنگامی که فردی برای تشکیل خانواده، به دو نفر با امتیازات برابر، علاقه مند است ولی نمی تواند همزمان هردو را انتخاب نماید؛ یا زمانی که از نظر شخص، دو شغل، دارای والانس مثبت و ارزش برابر هستند اما مشغول شدن به یکی از آنها، اجباراً محرومیت از دیگری را به دنبال خواهد داشت، مواردی از تعارض در انتخاب خواستن – خواستن است که هر فردی را حتی به مدتی کوتاه، دچار تعارض خواهد نمود.
تعارض اجتناب – اجتناب[7]
این نوع از تعارض، هنگامی بوجود می آید که فرد، در موقعیت انتخاب یکی از دو امر نخواستنی قرار گرفته باشد که به اجبار نیز باید یکی از آن دو را انتخاب نماید.
مثلا هنگامی که شخص کارمندی، انجام هیچ یک از دو وظیفهی شغلی محوله را دوست ندارد اما بنابر ضرورت، باید یکی از آنها را به عهده بگیرد، یا زمانی که شخص راحت طلبی برای امرار معاش باید مثلاً از کار با بیل یا کلنگ، یکی را انتخاب کند و به این صورت و در چنین موقعیت هایی تعارض در انتخاب بوجود خواهد آمد.
در مثالی دیگر، می توان گفت، هنگامی که فرد جوانی در بعضی موارد و موضوعات، دوست ندارد به خواست خانواده اش رفتار کند و از طرفی دوست هم نمی دارد که مورد اعتراض و طرد آنان قرار بگیرد، با تعارض اجتناب – اجتناب مواجه خواهد گردید.
این نوع از تعارض، یکی از دشوارترین انتخاب ها را پیش روی فرد می گذارد؛ چرا که فرد، در تعارض نوع خواستن – خواستن، با دست به انتخاب زدن، بالاخره از موردی که انتخاب نموده است منتفع خواهد شد، اما تعارض نخواستن – نخواستن، گرفتار شدن فرد در انتخاب یکی از دو مورد دوستنداشتنی است و هیچ کدام از موارد انتخابی، رضایتی را نصیب فرد نمی کند.
تعارض گرایش – اجتناب[8]
این تعارض هنگامی بوجود می آید که فردی نسبت به فرد یا افراد دیگر یا نسبت به چیزی، دارای دو احساس مثبت و منفی همزمان باشد و نتواند به سادگی فقط یک احساس را انتخاب کند.
مثلا پدری را در نظر بگیرید که فرزند خود را خیلی دوست می دارد و هم از وی به خاطر اعتیادی که به آن مبتلا گردیده است یا جرمی که مرتکب شده است و دردسر و گرفتاری که ایجاد کرده است، فوق العاده ناراحت است. پدرمثالی، درچنین موقعیتی، نه می تواند قید فرزند خود را بزند و برای رفع گرفتاری اش دوندگی نکند و نه می تواند بر خشم و احساس عصبانیت خود نسبت به او غلبه نماید.
در مثالی دیگر، می توان گفت، گاهی یک مدیر، نه می تواند چشم خود را بر زحمات تعدادی از زیردستانش ببندد و خدمات آنها را نادیده بگیرد و نه می تواند اشتباهات کاری مهم آنان را در نظر نیاورد.
همانطور که ذکر شد، گاهی رهایی از بعضی تعارضات، بخصوص تعارضات خانوادگی به سادگی ممکن نیست و دارا و ندار و قوی و ضعیف هم نمی شناسد و از قدیم تا حال، وجود داشته است. برای مثال و تنوع، می توان به موردی اشاره کرد که «اعتمادالسلطنه»، روزنامه نگار و خاطرات نویس عصر ناصرالدین شاه قاجار به آن اشاره نموده است. وی در قسمتی از کتاب خاطرات خود در مورد اختلاف و مشاجرهی مکرر شاه و همسرش (ملکهی مادر) بیان داشته است که شاه از آنچنان قدرتی در این مملکت برخوردار است که در صورتی که اراده کند، به یک فرمان او و در یک لحظه صد ها نفر را گردن می زنند، اما نمی تواند به راحتی در مورد خانواده اش تصمیم گیری کند.
در هر صورت، ماندن در وضعیت تعارضی، بسیار ناراحت کننده و آزار دهنده است و تعارضاتی که دوام طولانی داشته باشند، به احتمال زیاد با عوارض جسمی و روانی برای فرد، همراه خواهند بود؛ ضمن اینکه حل بعضی از تعارضات در کوتاه مدت نیز ممکن نیست. مثلا ممکن است فردی از شغل خود ناراضی باشد و هم نسبت به آن شغل به سبب بهبودی که در اوضاع زندگی و تأمین معاش او بوجود آورده است احساس مثبتی داشته باشد و به لحاظ تعهد قانونی نیز نتواند انصراف شغلی بدهد، پس به این ترتیب و به احتمال زیاد، ادامه دادن آن شغل، با تعارضات مداوم همراه خواهد بود.
در ارتباط با اثرات مخرب روانی ماندن در وضعیت تعارض، در پژوهشی با هدف بررسی تعارضات والدین- فرزندان و ارتباط آن با سلامت روان شناختی ، نمونه ای متشکل از 100 پسر و 100 دختر از دانشجويان یکی از دانشگاه های کشور كه با والدينشان زندگی می كردند، به صورت نمونه گيری تصادفی طبقه ای انتخاب شده و با استفاده از «پرسشنامهی سلامت روان شناختی گلدبرگ» و «مقياس تاكتيك های تعارض اشتراوس » ( CT ) ، مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتايج حاصل از تحليل داده های این پژوهش نشان داده است كه بين تعارضات والدین- فرزندان و سلامت روان شناختی آنان رابطهی مستقیم وجود داشته است. همچنین میزان پرخاشگری كلامی و درگیری فيزيكی فرزندان و والدين نيز با میزان سلامت روان شناختی آنان مرتبط بوده است.
تصمیم گیری و انتخاب
برای رهایی ازموقعیت های تعارض زا یا کاهش میزان تعارض باید حتماً دست به انتخاب زد، هر شخصی به محض اینکه بر مبنای تصمیم فردی، استخاره، مشورت، مشاوره یا اجبار، به انتخاب یکی از دو امر تعارض برانگیز اقدام می کند، در واقع با این کار، بلاتکلیفی خود را تا حد خیلی زیاد کاهش می دهد و پس از عملی نمودن تصمیم خود در انتخاب، سعی می کند تا با استفاده از مکانیسم های دفاعی روانی[9] به خود بقبولاند که بهترین انتخاب را انجام داده است تا به پشیمانی و ندامت آزار دهندهی احتمالی، دچار نگردد.
برای مثال، دانشجویی که یکی از دو رشتهی مقبول را برای ادامهی تحصیل انتخاب کرده است، از حالا به بعد، سعی می کند تا صفات خوب رشتهی انتخابی را برای خود و اطرافیانش، بهتر و بیشتر مطرح نماید و البته اگر در گذر زمان مشخص گردد که انتخاب خوبی نکرده است، پشیمانی و خودملامتگری و احساس ناکامی، نتیجهی آن انتخاب خواهد بود.
در تعارضات اجتنابی نیز به محض انتخاب یکی از هر دو مورد نخواستنی، مکانیسم های دفاعی فرد، سعی می کنند تا انتخاب او را قابل قبول و موجه جلوه دهند.
در اینجا لازم است تا تعریف و توضیحی از مکانیسم های دفاعی ارائه شود.
مکانیسم های دفاعی روانی، عبارت از روش هایی هستند که دستگاه روانی انسان به صورت ناخودآگاه و موقتی یا دایم از آنها استفاده می کند تا بتواند تعارضات موجود را رفع نماید و یا به تحریف یا تغییر برداشت از واقعیت ناکام کننده بپردازد و به این وسیله، تعادل و سازگاری روحی - روانی فرد را حفظ نماید. طبیعی است که اگر فرد نتواند بر تعارض گرفتارآمده، غلبه نماید و یا اگر تصمیم گیری صحیحی برای رفع یا کاهش مشکلات تعارض آمیز خود نگرفته باشد، به احساس ناخوشایند ناکامی[10] می رسد.
در واقع، کاربرد اساسی مکانیسم های دفاعی، بیشتر برای جلوگیری از بروز احساس ناکامی است.
ناکامی، حالت ناراحت کننده و احساس ناخوشایندی است که در اثر بوجود آمدن مانع بر سر راه رفع نیاز های فرد، بروز می کند. موانع ناکام ساز، دو نوع بیرونی و درونی دارند. موانع بیرونی نیز به دو نوع اجتماعی و طبیعی تقسیم می شوند.
موانع اجتماعی، آنهایی هستند که مقررات و قوانین و آداب و رسوم بر سر راه فرد می گذارد وموانع طبیعی آنهایی هستند که طبیعت به وجود می آورد.
برای مثال، اگر فردی در کنکور ورودی دانشگاهها شرکت کرده و در رشته ای که چندان مورد علاقه او نیست پذیرفته شده باشد، در این صورت، ممکن است تصمیم بگیرد که از رشتهی قبول شده انصراف بدهد تا سال بعد بتواند رشته ای را انتخاب کند که دوست دارد؛ اما بر اساس مقررات تحصیلات عالی کشور، افراد انصرافی، مجاز نیستند که بلافاصله در کنکور سال بعد شرکت کنند و این قانون برای او یک مانع اجتماعی محسوب می گردد.
در مثالی دیگر، می توان به مردمی اشاره داشت که در روستاهای کویری زندگی می کنند و به دلیل موقعیت جغرافیایی و وقوع خشکسالی، از کشاورزی پررونقی برخوردار نمی باشند و به این ترتیب در اوضاع اقتصادی با یک عامل ناکام کنندهی طبیعی مواجه اند.
موانع درونی آنهایی است که در خود افراد وجود دارند و می توانند جسمی یا روانی یا هر دو باشند. مثلا، کم هوشی یا معلولیت های جسمی مادرزادی، از موانع درونی به حساب می آیند.
بعضی از موانع ناکام کننده، زود گذر هستند، بعضی موانع، طولانی مدت و بعضی نیز دایمی می باشند. برای مثال، ناکامی حاصل از خستگی و خوابآلودگی در حین کار، زودگذر است و اخذ مدرک تحصیلی، طولانی مدت و معلولیت های مادرزادی، دایمی می باشد.
اگر به بحث قبل از توضیح در مورد ناکامی برگردیم، همانطور که ذکر شد، مکانیسم های دفاعی روانی، عبارت از روش هایی هستند که دستگاه روانی به صورت ناخودآگاه و موقتی یا دایم از آنها استفاده می کند تا بتواند تعارض خود را رفع نماید و یا به تحریف یا تغییر برداشت از واقعیت ناکام کننده بپردازد و به این وسیله، تعادل و سازگاری روحی روانی فرد را حفظ نماید.
گاهی در مباحثات و گفتگو های روزمره با دوستان و همکاران، شنیده ایم که فردی به فرد دیگر می گوید که کم کاری یا ناتوانی[11] خودت را «توجیه»[12] نکن؛ در حالی که این توجیه، همان مکانیسم دفاعی مورد بحث ما است. آنچه در ابتدا لازم است بدانیم این است که ساز و کارهای دفاعی روانی به صورت غیرارادی[13] و ناهوشیار مورد استفاده قرار می گیرند. به عقیدهی روان شناسان، به کار بستن مکانیسم های دفاعی، قطعاً لازم است؛ چرا که بدون استفاده ی از آنها ممکن است تعادل روانی شخصی که با موقعیتی تعارضی یا با مشکلی ناکام کننده مواجه شده است، به هم بخورد.
البته روان شناسان و روانکاوان بر این نکته تأکید دارند که به کار بستن حد متوسطی از مکانیسم های دفاعی برای سازگاری روانی مفید است و چنانچه فرد در سطح ضعیف یا خیلی قوی و یا مداوم از این دفاع ها استفاده کند، دچار مشکلات دیگری خواهد شد. برای مثال، روان شناسان بر این باورند که کودکان و افراد خیلی سالخورده در مقابل ناکامی ها و تعارضات، آسیب پذیرترند؛ چرا که روان و ذهن کودکان هنوز به استفاده از انواع مکانیسم ها مسلط نشده است و افراد خیلی سالخورده نیز توانایی های روحی و روانی خود را برای به کار بردن دفاع های روانی مناسب در مقابل حوادث سخت و تلخ، تا حد زیاد از دست داده اند.
همچنین، روان شناسان معتقدند که استفادهی افراطی از مکانیسم های دفاعی نیز باعث خواهد شد که فرد نتواند با واقعیات ناکام کننده به صورت واقعی مواجه گردد و با آنها سازگار شود. البته نوع و تنوع مکانیسم های دفاعی مورد استفاده نیز می تواند در میزان سازگاری روانی شخص، تأثیر گذار باشد.
بعضی از مکانیسم های دفاعی عبارتند از: انکار[14]، سرکوبی[15]، بازگشت،[16] خیالبافی،[17] دلیل تراشی،[18] تعقل گرایی[19]، فرافکنی،[20] برون فکنی[21]، جابجا سازی[22]، والایش[23] و ... که در این قسمت به چند مورد از مکانیسم های دفاعی اشاره می گردد.
انکار
این روش دفاع روانی، معمولاً زمانی به کار میرود که یک خبر ناگوار و ناکام کننده به فرد داده می شود.
مثلا، فرض کنید، پدر و مادری که دارای حسن شهرت اجتماعی هستند، به یکباره از دستگیری پسرجوان خود به اتهام فعالیت در گروه های قاچاقچی مواد مخدر و دست داشتن درارتکاب جنایت با خبر شده اند. معمولا در چنین مواردی اولین واکنش این پدر و مادر، استفاده از مکانیسم دفاعی روانی انکار است؛ به این معنی که آنان با خود می گویند « چنین چیزی بعید است و درست تشخیص نداده اند و حتماً اشتباه شده است». در واقع ممکن است همینطور نیز باشد و امکان آن هست که تحقیقات تخصصی تر پلیس و مقامات قضایی، تا روز های آینده، اتهام اولیه را رد کنند. بنابراین اگر این روش دفاعی به کار نرود، ممکن است باور به موضوعی که اصلا صحت ندارد، آشفتگی های روانی شدیدی را در والدین فرد متهم بوجود آورد. در این موضوع مثالی، حتی اگر تحقیقات بعدی نیز اتهامات اولیه را تأیید کنند، کار مفید مکانیسم دفاعی انکار این است که به خانوادهی فرد مجرم، فرصت تفکر در همهی جوانب موضوع را می دهد و سبب می شود تا آرام آرام با واقعیت تلخ موجود، کنار بیایند و به راه های قانونی کمک به وی فکر کنند.
در بعضی موارد ناکام کننده، اگر مکانیسم انکار به موقع به کار گرفته نشود، خسارت های جسمی و روانی شدیدی را برای فرد به دنبال خواهد داشت. برای مثال و بر مبنای مشاهدات در گذشته، دوستان یک ورزشکار کوهنورد برای شوخی و مزاح، خبر دروغ سقوط او از صخره و مرگش را شایع نمودند و مادرسالمند وی به دلیل ضعف دراستفاده از مکانیسم های دفاعی روانی، بخصوص مکانیسم انکار و شوک قوی ناشی از این خبر، در بستر بیماری کشنده افتاد.
البته لازم به ذکر است که استفاده ی افراطی از مکانیسم دفاعی انکار، ممکن است بسیار خطرناک بوده و فرصت هر اقدام واقع گرایانه ای را از فرد سلب نماید.
تغقل گرایی
با استفاده از این ساز و کار دفاعی که جزو روش های سطح بالاتر و بهتر دفاع روانی به حساب می آید، شخص ناکام و گرفتار مشکل، سعی می کند تا برای مشکل خود و پذیرفتن یا رد کردن آن، دلایل عقلی فراهم آورد.
مثلا شخصی که از توانایی داشتن یک اتومبیل گران قیمت که جزو آرزو های او بوده، محروم است، در کنارآمدن خود با این واقعیت به استدلال منطقی متوسل می شود. مثلا ممکن است با خود بگوید: «هزینهی خرید و نگهداری و تعمیر و سرویس این نوع اتومبیل ها خیلی گران است و اگر صدمه ای ببیند، خیلی افت قیمت پیدا می کند». یا کارمندی که تمایل زیاد به مدیریت کردن دارد ولی تاکنون پست مدیریتی به او محول نشده است، ممکن است چنین دلایل منطقی را مطرح سازد که بگوید: «مدیر شدن یعنی تقبل محموعه ای از زحمات و مسؤلیت ها و مرارت ها و تعهداتی که هر مدیری را گرفتارمی کند». در واقع در این مثال ها، دلایل به کار رفته با نگاه تک بعدی به این موضوعات، عقلی و درست هستند، ولی توجه داشته باشیم که به این خاطر به کار می روند که بتوانند سازگاری فرد را در مقابل نیازهای برآورده نشده، حفظ کنند.
دلیل تراشی
مکانیسم دفاعی دلیل تراشی، یکی از معمول ترین مکانیسم ها در رویارویی با ناکامی ها و تعارضات است که شخص از طریق آن، سعی می کند تا دلایلی با ربط یا بی ربط را برای مشکلات پیش آمده مطرح نماید. برای مثال، ممکن است دانش آموزی، دلیل کسب نمرهی ضعیف در یک درس را از سخت گیری معلم بداند و نه از مطالعهی کم خود و یا این که کارگری، تولید قطعهی معیوب را از نقص دستگاه بداند و نه از بی توجهی خود.
خیالبافی
در نظر آوردن آرزوهای شیرین به هر طریق و اندازه ای که دلخواه فرد باشد، در ساز و کار دفاعی خیالبافی ممکن می گردد. خیالبافی، تشفی دادن آرزو ها و تمایلات برآورده نشده است و همان تصور ذهنی برآورده شدن نیاز ها در آینده است که به فرد، روحیه و انگیزه می دهد و یا همان « وصف العیش ...» است.
مثلا کارمند پایین رتبه ای که از شنیدن عتاب و خطاب و فرمانبری محض از مدیران خود ناخوشنود است، ممکن است بارها در ذهن خود، زمانی را تخیل کند که به پست مدیریت رسیده است و کارکنان زیادی تحت امر او هستند و البته این خیالبافی، ضمن تسکین آلام امروز، ممکن است سبب تلاش فرد برای تحقق خیالبافی ها هم باشد.
بازگشت
شخص ناخرسند از حال و روز فعلیاش، با استفاده مکانیسم دفاعی بازگشت، به دوران گذشته ای که در آن خیلی از امور بر وفق مراد او بود، واپس روی می کند.
مثلا پدربزرگ ها و مادربزرگ های سالخورده در صحبت ها و گفت و گوهای خود، خیلی به خاطره گویی و یاد ایام گذشته می پردازند؛ چرا که روزگار فعلی آنان همراه با ناتوانایی ها و ضعف های طبیعی است که در دوران جوانی و میان سالی، خیلی به آنها فکر نمی کردند.
در مثال دیگر، می توان گفت، عادت به مکیدن انگشت و شبادراری در کودکان چهار، پنج ساله و بالاتر، به احتمال ممکن، نوعی رجعت به دوران خوش نوزادی است و یا خودآرایی و شیک پوشی یک فرد مُسن، ممکن است نوعی مکانیسم دفاعی برای برگشت به دوران پر شور و حال جوانی باشد.
فرافکنی
مردم از طریق ساز و کار دفاعی فرافکنی، خصوصیات، تمایلات و انگیزه های ناپسند خود را به دیگران نسبت می دهند. مثلا کارفرمایی که کارگران خود را بیش از حد مورد اهانت و فشار قرار می دهد، اگر بخواهد قبول کند که تا اندازه ای تمایلات آزارگرانه دارد، احساس بدی خواهد داشت، بنابراین با استفاده از مکانیسم فرافکنی، عنوان می دارد که: «من آدم آزارگری نیستم، بلکه این کارگران هستند که با بی انضباطی و تنبلی خود، مرا مجبور به اعمال فشار می کنند».
در مثال دیگر، می توان گفت که وقتی فردی اعتیاد خود را به صورت مطلق به دوستان ناباب نسبت می دهد، یا وقتی مردی، تعرض خود به خانمی را تماماً به نوع پوشش و «جلوه گری» او نسبت می دهد، در همهی این موارد از مکانیسم دفاعی فرافکنی استفاده شده است.
برون فکنی
مردم با استفاده از مکانیسم دفاعی برون فکنی، دیگران را نیز دارای صفات و رفتاری شبیه خویش در نظر می گیرند. مثلا شخص معتاد در برابر ملامت ها و اعتراضات خانوادهاش ممکن است بیان کند که: «اکثر مردم معتاد هستند و پنهان می کنند و فقط من هستم که انگشتنما شده ام». یا فرد رشوه بگیر، برای حفظ عزت نفس خود، ممکن است بگوید که: «همهی کارمندان سازمان ها، از دون پایه تا عالی رتبه، اهل دریافت رشوه هستند واین فقط کار من نیست».
جابجا سازی
شخص ناکام، با استفاده از مکانیسم جابجایی، تمایلات یا هیجانات خود را از یک موضع خطرناک و صعب الوصول به یک موضع بی خطر و سهل الوصول منتقل می سازد. برای مثال، ممکن است کارمندی که نتوانسته است عصبانیت و پرخاشگری خود را نسبت به رئیس بداخلاقش نشان بدهد، آن عصبانیت را در منزل و نسبت به همسر و فرزند خود، عملی سازد.
والایش
شخص ناکام در شکل دیگری از سازوکارهای دفاعی روانی که تصعید نیز نام دارد و یکی از مکانیسم های دفاعی ارزشمند است، سعی می کند تا آرزو ها و تمایلات کام نایافتهی خود را به شکل عالی و مورد پسند اجتماعی جبران کند.
مثلاً شخصی که از داشتن فرزند برخوردار نیست، ممکن است با کارهای خیر خواهانهی خود در حق کودکان جامعه اش، مثلاً با مدرسه سازی، به جایگاهی برسد که همهی کودکان، او را مثل پدری مهربان در نظر آورند و مورد احترام قرار دهند.
تحقیقات
در ارتباط با جنبه های مختلفی نظیر نوع و نحوهی استفاده از مکانیسم های دفاعی نیز پژوهش های متعددی در کشور صورت گرفته است که به چند مورد ازآنها اشاره می گردد.
در مباحث قبل، گفته شد که مکانیسم های دفاعی، تأمین کننده ی سلامت و تعادل روانی فرد هستند. در تأیید این موضوع، مطالعاتی صورت گرفته است. برای مثال، در تحقیقی با عنوان بررسی ارتباط سلامت روانی و به کارگیری مكانيسم های دفاعی در ميان دانشجويان دانشگاه، اطلاعات حاصل از «پرسشنامهی مكانيسم های دفاعی» (40 – DSQ) و «پرسشنامهی سلامت عمومی» (GHQ) و تحليل داده های آزمون های آماری «همبستگی پيرسون» و «رگرسيون چند متغييره» در تحقيق مذکور، حاكی از آن است كه بین مشکل در سلامت روان و استفاده از مكانيسم دفاعی رشد نايافته، بيشترين ارتباط وجود دارد. یافته ها نشان داده است که بين میزان اضطراب افراد و استفاده از مكانيسم های ناارزنده سازی، تخیل و انكار، همبستگی مثبت وجود دارد. همچنين مشخص گردیده است که مكانيسم های دفاعی والايش و فرافكنی، توانايی تبيين تغييرات سلامت روانی را دارند.
تحقیق دیگری، نشان داده است که تحصیلات و طبقهی اجتماعی افراد بر نحوه ی استفادهی آنان ازمکانیسم های دفاعی تأثیر گذار است. در این مطالعه از بين 500 بيمار ديابتی مراجعه کننده به بيمارستان امام خمينی اردبيل در سال های 86-85، تعداد 40 نفر دیابتی به روش نمونه گيری سيستماتيک و 40 نفر، فرد سالم با استفاده از روش همتاسازی انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای بر مبنای مقياس کارکرد دفاعی "DSM-IV" بوده و نتایج «آزمون t مستقل» در تحليل داده ها نشان داده است که میزان تحصيلات و نوع اشتغال افراد با نحوه ی استفادهی آنان از مکانيسم های دفاعی، رابطهی معنی دار دارد.
ممکن است موانع ناکام کنندهی درونی یا بیرونی نیز، تعیین کنندهی نوع مکانیسم های دفاعی به کار رفته، باشند. برای مثال، در پژوهشی تحت عنوان مقایسهی «بهزیستی روانشناختی» و مکانیسم های دفاعی دانش آموزان لکنتی و بدون لکنت زبان، با استفاده ازروش پژوهشی پس رویدادی، نمونهی آماری مشتمل بر 30 آزمودنی پسر ( 15 نفر لکنتی و 15 نفر عادی) دورهی راهنمایی «شهرستان گرمی» مورد مطالعه قرار گرفته اند. در راستای هدف این پژوهش، با استفاده از «پرسشنامهی بهزیستی روانشناختی ریف» و «پرسشنامهی مکانیسم های دفاعی» و بر اساس نتایج حاصله از آزمون «تحلیل واریانس چند متغیره»، تفاوت معناداری بین دانش آموزان لکنتی و عادی در هر دو متغیر بهزیستی روانشناختی و مکانیسم های دفاعی وجود داشته است. این یافته ها حاکی از آن است که دانش آموزان لکنتی، بهزیستی روانشناختی پایین تری داشته و از مکانیسم های دفاعی ناپخته تری نسبت به دانش آموزان عادی استفاده می کرده اند.
در ارتباط با تأثیر نوع شخصیت و منش افراد بر نوع مکانیسم های دفاعی مورد استفادهی آنان، جامعهی آماری مورد مطالعهی دیگر، متشکل از کودکان و نوجوانان بزهکار جرائم عمد و غیر عمد کانون اصلاح و تربیت شهرستان بیرجند بوده اند و برای انجام این تحقیق، علاوه بر منابع کتابخانه ای و اطلاعات جمع آوری شده از بزهکاران جرائم عمد و غیر عمد، از دو «پرسشنامهی میشل گوکلن» برای سنجش اختلالات رفتاری و «پرسشنامهی DSQ» برای سنجش مکانیسم های دفاعی، بهره گرفته شده و برای تحلیل داده ها از آزمون «رگرسیون لجستیک گام به گام» استفاده گردیده است. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که استفاده از مکانیسم های دفاعی شوخ طبعی و استفاده از سبک های دفاعی رشد یافته در بین دو گروه بزهکاران نوجوان جرائم عمد و غیر عمد، از تفاوت معناداری برخوردار است. همچنین در بین بزهکاران مجرد و متاهل در استفاده از مکانیسم های دفاعی نظیر خیال پردازی، تفاوت معنا دار، وجود داشته است.
در تحقیقی دیگر که هدف آن پیش بینی نوع مکانیسم های دفاعی مورد استفاده براساس سازمان شخصیت و ابعاد آن بوده است، گروه نمونه ای با حجم 240 نفر دانشجو (125 پسر و 115 دختر) از دانشگاه شیراز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. شرکت کنندگان در این تحقیق به «پرسشنامهی سبک های دفاعی» و «سیاههی سازمان شخصیت کرنبرگ» پاسخ داده اند. داده های این پژوهش با استفاده از روش آماری «رگرسیون چندگانه» مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و یافته ها نشان داده اند که آسیب پذیری کلّی شخصیت افراد، با به کارگیری سبک های دفاعی رشد نایافته توسط آنان مرتیط است. نتیجهی نهایی بدست آمده از این پژوهش نشان داده است که افراد دارای سازمان شخصیت «مرزی[24]» و «سایکوتیک[25]» در بیشتر مواقع و مسائل، ازمکانیسم های دفاعی سطح پایینتر برای مهار مشکلات استفاده می کنند.
تحقيقات، همچنین نشان داده اند كه بين ويژگی های شخصيتی کارکنان و تعارض سازمانی، رابطه ی معنی داری وجود دارد. در تحقیقی در سال 1386 که جامعه ی آماری آن را كاركنان 12 سازمان دولتی شهر كرمان به تعداد 1984 نفر تشكيل داده بوده اند؛ تعداد 250 نفر به روش نمونه گيری تصادفی طبقه ای، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتايج این تحقيق با استفاده از «مطالعات مقطعی» و تحلیل داده ها با «روش همبستگی» نشان داده است كه تعارضات سازمانی از نوع بين فردی، با دو ويژگی شخصيتی «كانون كنترل[26]» و «قدرت طلبی» كاركنان، همبستگی مثبت دارد. همچنین در این تحقیق مشخص گردیده است که تعارضات سازمانی بين فردی، با دو ويژگی شخصيتی «عزت نفس» و«سازگاری با موقعيت» كاركنان، همبستگی منفی دارد.
مقابله ی اصولی با تعارض و ناکامی
منظورازمقابلهی اصولی، كوشش ها و تلاش هايی است كه فرد انجام مي دهد تا تعارض و استرس های ناشی از ناکامی را به نحو صحیح از میان بردارد يا به حداقل برساند و يا تحمل كند.
استفاده ی ازمکانیسم های دفاعی، در واقع، بیشتر، نوعی مقابلهی هيجان مداراست تا فرد گرفتار مشکل، با استفادهی از آنها، بتواند در ابتدا آرامش و تعادل روانی خود را بازيابد و سپس به مقابله های مسأله مدار بپردازد.
روش حل مسأله
در مقابلهی مسأله مدار، یکی از لوازم مهم در نصمیم گیری و حل مشکلات، داشتن آگاهی و شناخت کافی از مسأله است. در این روش برای اينكه در مورد یک موقعيت تعارضی و یا ناکامساز، تصميم های موثری گرفته شود، بايد اطلاعات لازم از مسأله و مشکل، فراهم گردد.
بنابراین، برای حل يك تعارض، تا وقتی كه معلوم نگردد که مشكل دقيقاً چه ویژگی هایی دارد، به احتمال زیاد، نمی توان آن را با موفقیت حل نمود. برای تعريف مشكل، سوالات زير در نظر گرفته می شود:
الف) مشكل تعارض برانگیز چيست و چه خصوصیاتی دارد؟
ب) مشكل از چه زمانی و چه مکانی ايجاد شده است؟
ج) چه عواملی در ايجاد يا گسترش آن مشكل دخالت داشته اند؟
مرحلهی بعدی، پیدا کردن راه حلی برای مشکل است که بتواند به رفع یا کاهش تعارض یا تنش بینجامد. برای يك مشكل ممکن است راه حل های مختلفی وجود داشته باشد و شخص گرفتار در تعارض یا ناکامی، هر چقدر بتواند راه حل های بيشتری را پيدا نماید، در حل مشكلات موفق تر خواهد بود .
سؤال مطرح در این مرحله این است که: چگونه تشخیص دهیم که بهترين را ه حل كدام است؟
برای انتخاب بهترين راه حل، بايد راه حل های مختلف با هم مقايسه گردند. برای اين كار، شخص از خود سوال می کند که اگر از اين راه حل استفاده كنم چه اتفاقی خواهد افتاد و پيامد يا نتيجهی آن چه خواهد بود؟ و به اين ترتيب معایب و محاسن هر كدام از راه حل های مطرح شده، مورد بررسی قرار می گیرد و راه حلی كه كمترين هزينه و بيشترين فايده را داشته باشد، انتخاب می گردد.
تصميم گيری خوب، هميشه آسان نيست و در بسياری از مواقع هر تصميمی كه می گيريم، پيامدهای خوب و بد دارد و نمی شود تصمیمی گرفت که کاملاً بدون مضرّات باشد. در این موارد، استفاده از روش «بارش فکری[27]» می تواند مفید باشد. از طریق این روش، می توان همهی محاسن و معایب هر تصمیم و انتخاب را فهرست کرد. حتی می توان از نظر مشاوران و متخصصان و دوستان نیز کمک گرفت. برای مثال، اگر در رفع مشکلی، هر کدام از راه حل های موجود، دارای نفع و ضرر برابر باشند و فقط یکی از راه حل های قابل انتخاب باشد که به طور مثال، دارای 10 مورد، مزایا و 7 مورد، معایب باشد، پس به صورت منطقی، آن گزینه برای انتخاب بهتر خواهد بود. به اين روش، « تحليل هزينه – فايده[28] » هم گفته مي شود.
همچنين در انتخاب راه حل ها به امكان عملی بودن آنها نيز توجه می گردد و راه حل هايی انتخاب می شوند كه بتوان آنها را عملی نمود.
گاهی، ديدگاه ها و ارزشهای اطرافيان، خانواده، دوستان و وسايل ارتباط جمعی، بر تصميم گیری برای رفع مشکل اثر می گذارند. به عنوان مثال، ممکن است دانشجویی تحت تاثير خواست پدر و مادر خود نتواند رشته یا شغل مورد علاقهاش را انتخاب كند و به این ترتیب ممکن است به آسانی نتواند تعارض بین خواست خود و والدینش را رفع نماید.
همچنین، برخی راه حل ها ممكن است پيامدهای مثبتی داشته باشند، ولی گاه، اعتقادات و ارزش های فردی یا اجتماعی، سبب دشواری در انتخاب آنها می گردند. در واقع می توان گفت که عوامل فرهنگی، هم در بروز تعارضات و هم بر شیوه و راه های حل مشکلات تأثیر گذار می باشند.
تحقیقات
در رابطه با روش های حل تعارض و تصمیم گیری، تحقیقات متعددی در کشور صورت گرفته است که به چند مورد از آنها اشاره می گردد.
در پژوهشی که هدف آن بررسی ارتباط بین روش های حل مسأله و مکانیسم های دفاعی به کاررفته، بوده است، تعداد 400
دانشجوی دختر و پسر دورهی كارشناسی دانشگاه فردوسی به شیوهی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند و تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از آنان نشان داده است كه بین سبكهای حل مسألهی ناكارآمد و سبكهای دفاعی غیر انطباقی و همچنین بین سبكهای حل مسألهی كارآمد و سبكهای دفاعی انطباقی، رابطهی مستقیم و معنادار وجود دارد.(p<0.01) .
از یافته های قابل ذکر در تحقیقات دیگر این است که، برخوردار نبودن افراد از مهارت کافی در ارتباطات اجتماعی می تواند به بروز و تداوم تعارضات بینجامد. در رابطه با این موضوع، دریک پژوهش، از میان زوج هایی كه مشكل تعارض خانوادگی و زناشويی داشته و به كانون بانوان شهر اصفهان مراجعه كرده بوده اند، تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه گفت وگوی مؤثر و گواه جايگزين شده اند و هر دو گروه با «آزمون تعارض زناشويی» مورد آزمون قرار گرفته اند. روش کار به این صورت بوده است که گروه آزمايش، به مدت شش جلسه در تحت آموزش گفت و گوی مؤثر قرار گرفته اند. نتايج پس آزمون با گروه گواه و استفاده از «آزمون كوواريانس چند متغيره»، نشان داده است كه آموزش شیوه های گفت گوی مؤثر، در كاهش تعارضات خانوادگی و زوجی تا اندازهی زیاد، مؤثر می باشد. (p<0.01).
همانطور که ذکر شد، استفاده از شیوه های نامناسب حل تعارض، یکی از عوامل تداوم بلاتکلیفی و ماندن در وضعیت تعارضی است. در این رابطه، باز می توان به یک مطالعهی پسرویدادی اشاره کرد که از طریق آن، 60 نفر از زنانی که طی شش ماههی نخست سال 1391 به دلیل مشکلات خانوادگی به دادگاه خانوادهی شماره 2 تهران مراجعه کرده بودند، با روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شده و با 60 نفر از زنان عادی ( بدون مشکل ) مورد مقایسه قرار گرفته اند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، «پرسشنامهی اطلاعات جمعیت شناختی» و «مقیاس تاکتیکهای حل تعارض» مورد استفاده قرار گرفته و برای مقایسهی تفاوتهای دو گروه از «روش تحلیل واریانس چند متغیره» استفاده شده است.بر اساس یافته های آماری مطالعهی ذکر شده، زوج های موفق، بیشتر، از تاکتیکهای مسالمتآمیز در حل تعارضات خویش استفاده میکنند، در حالی که زوج های ناموفق با اتخاذ تاکتیکهای خشن و خشونت روانشناختی و جسمانی سعی در فرونشانی تعارضات پیشآمده دارند. یافته های مطالعهی مذکور، اهمیت تاکتیکهای مسالمت آمیز حل تعارض را در حوزهی تعارضات خانوادگی، برجسته ساخته است.
در ارتباط با نقش حمایت های اجتماعی بر مبنای اعتقادات و آموزه های دینی در حل تعارضات اجتماعی، درتحقیقی با استفاده از دیدگاه انتخاب عقلانی، تلاش شده تا تاثير دينداری بر رفتارهای جمعگرايانهی افراد بررسی شود. فرضيهی تحقيق چنين بوده است که: وجود تمايلات و گرايشهای دينی افراد، باعث همكاری آنان با یکدیگر در «موقعيتهای دوراهی اجتماعی» خواهد شد. برای آزمون اين فرضيه با یک پرسشنامهی محققساخته و با استفاده از «آزمون موقعيت«، شش موقعيت دوراهی اجتماعی (تصمیم گیری دشواراجتماعی) طراحی شده و با استفاده از نمونهگيری طبقه ای و نمونه گیری تصادفی سيستماتيك، 730 فرد 15 سال به بالای ساكن در مناطق 22 گانهی تهران، مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتايج آماری این پژوهش نشان داده است كه ميان دينداری و رفتارهای هميارانه درموقعيتهای تصمیم گیری دشواراجتماعی، رابطهی معنیدار وجود دارد و افزايش ميزان دينداری باعث افزايش ميزان رفتارهای هميارانه درتعارض های اجتماعی میشود.
در مورد نقش تفاوت های فرهنگی در بروز تعارضات و استفاده از شیوه های حل مسأله نیز می توان به یک مطالعهی توصیفی – مقطعی اشاره کرد که با موضوع رابطهی متغیرهای فرهنگی - اجتماعی و نحوهی تعامل والدین با نوجوانان، از جامعهی آماری مناطق شهر تهران، اصفهان و خمینی شهر، تعداد 426 نفر (خانواده) مورد مطالعه قرار گرفته اند. مناطق بر اساس نظر افراد خبره و بر اساس معیار محل سکونت خانواده، معیار سطح اقتصادی- اجتماعی و معیار میزان سنتی و مدرن بودن خانواده، به نحوی انتخاب شده اند که نمایی از تنوع فرهنگی- اجتماعی خانواده ها باشند. در این پژوهش برای ارزیابی فردگرایی وجمع گرایی فرهنگی ، از «مقیاس فردگرایی- جمع گرایی»، برای ارزیابی شیوهی تربیتی والدین از «پرسشنامهی اقتدار تربیتی»، برای شدت، تکرار و نحوهی حل و فصل تعارضات از «پرسشنامهی تعارض والد- نوجوان» و برای بررسی دیدگاه والدین در مورد وضع مقررات برای نوجوانان، «پرسشنامهی مشروعیت اقتدار والدین» استفاده شده است. تحلیل آماری داده های این تحقیق با استفاده از «ضریب آلفای کرونباخ»، «تحلیل واریانس» و «ضریب همبستگی پیرسون» نشان داده است که بر مبنای ویژگی های فرهنگی خانواده ها، بین فراوانی و شدت تعارضات خانوادگی و استفاده از شیوهی فرهنگی و تربیتی مقتدرانه توسط والدین، همبستگی منفی وجود داشته است در حالی که فراوانی و شدت تعارضات خانوادگی، با اتخاذ شیوه های مستبدانه، همبستگی مثبت داشته است. به علاوه، اعتقاد به وضع مقررات در مورد مسائل متعارف، با شیوهی مقتدرانه، همبستگی مثبت، اما با شیوهی آسان گیر، همبستگی منفی داشته است. نتایج در کل نشان داده است که نوع فرهنگ تعامل خانواده ها با فرزندان، فراسوی عوامل جمعیت شناختی، بر فراوانی، شدت و نحوهی حل و فصل تعارضات، اثر گذار می باشد.
در ارتباط با نقش فرهنگ برحل تعارضات، می توان به یک تحقیق با موضوع نقش فرهنگ بر تعارض سازمانی اشاره کرد که جامعه آماری آن، متشكل از كاركنان واحدهای فعال یک صنف تولیدی و تجاری شهرمشهد بوده اند و تعداد 192 نفر از كارمندان آنها به عنوان نمونهی تصادفی، مورد مطالعه قرار گرفته و تحلیل اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه های توزيع شده از طريق «معادلات ساختاری» و «ضريب رگرسيون» نشان داده است که سازمانهای دارای فرهنگ حمايتی و نوآور، تعارض كمتری را در ارتباط با کارکنان و فعالیت ها، تجربه میكنند.
نتیجه گیری
تعارض، احساس ناخوشایند ناشی از ماندن دروضعیت بلاتکلیفی بر سر انتخاب یکی از دو راه سازش ناپذیز است.
تعارض گاهی در مورد موضوعات خواستنی و گاهی مربوط به موارد نخواستنی است. گاهی نیز تعارض، شامل وجود دو احساس متضاد نسبت به یک فرد یا موضوع است.
مکانیسم های دفاعی روانی، روش هایی هستند که دستگاه روانی به صورت ناخودآگاه و موقتی یا دایم از آنها استفاده می کند تا بتواند تعارض خود را رفع نماید و یا به تحریف یا تغییر برداشت از واقعیت ناکام کننده بپردازد و تعادل و سلامت روانی فرد را حفظ نماید.
انکار، سرکوبی، بازگشت، خیالبافی، دلیل تراشی، تعقل گرایی، فرافکنی، برون فکنی، والایش و ... از جمله مکانیسم های دفاعی هستند.
ناکامی، حالت ناراحت کننده ای است که در اثر وجود مانع بر سر راه رفع نیاز های فرد بوجود می آید. موانع ناکام ساز، دو نوع بیرونی و درونی دارند. موانع بیرونی نیز بر دو نوع اجتماعی و طبیعی تقسیم می گردند.
منظور از مقابلهی اصولی، كوشش ها وتلاش هايی است كه فرد انجام ميدهد تا تعارض و فشار ناشی از ناکامی را به نحو صحیح و واقعی از میان بردارد يا به حداقل برساند و يا تحمل كند.
یکی از روش های اصولی و منطقی مقابله با تعارض و ناکامی، روش حل مسأله است.
در روش حل مسأله، چهار مرحله وجود دارد:
مرحلهی اول: تشخیص و تعریف دقیق و همه جانبه ی مسأله .
مرحلهی دوم: در نظر گرفتن همه ی راه حل های مسأله.
مرحلهی سوم: بررسی مزايا و مضرات هركدام از راه حل ها.
مرحلهی چهارم: تصميم گیری بر اساس اصل مزايای بيشتر ومضرات کمتر.
بر اساس یافته های تحقیقاتی، مهارت ها و روش های حل مسأله و کاهش تعارض و تنش، قابل آموزش و فراگیری هستند.
گردآورنده: س. شایسته
گردآوری بر اساس مطالب مطالعه شده و مطالب و توضیحات گردآورنده
شهریور 1393
منابع
احدی، بتول؛ محمد باقر ستوده و یعقوب حبیبی؛ مقایسه ی بهزیستی روان شناختی و مکانیزم های دفاعی در دانش آموزان با و بدون لکنت زبان، فصلنامهی روان شناسی مدرسه، مقالهی 1، دورهی 1، شمارهی 4، زمستان 1391
اسدورو، لستر ام؛ روان شناسی، ترجمهی جهانبخش صادقی، انتشارات سمت، تهران: 1393
اسعدی، سید محمد؛ و همکاران؛ رابطه متغیرهای فرهنگی - اجتماعی و نحوه تعامل والدین با نوجوانان در ایران، مجلهی تازه های علوم شناختی، سال 7، شمارۀ 4، 1384
جوادی يگانه، محمدرضا و سيدضياء هاشمی؛ بررسی تاثير دينداری بر رفتارهای جمعگرايانه از منظر انتخاب عقلانی، فصلنامهی انجمن ايرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (2 و 3)، بهار و تابستان، 1384
خالیچی، فريبا؛ بررسی رابطهی بین سبك های حل مساله و سبك های دفاعی، پابان نامهی کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی،1384
خزايی، كاميان و سروش قبادی؛ تبيين سلامت روانی بر مبنای سبك ها و مكانيسم های دفاعی در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس، نخستين همايش ملی شخصيت و زندگی نوين، 1391
دعايی، حبيب اله و سميرا پور؛ تأثير فرهنگ سازمانی بر بازارگرايی با تأکيد بر نقش واسط تعارض سازمانی، فصلنامه جامعه شناسی كاربردی، دورهی بيست و چهارم، شمارهی 3، 1392
فرجاد، مریم و همکاران؛ رابطهی سازمان شخصیت با مکانیسم های دفاعی، مجلهی روانشناسی 65، سال هفدهم، شمارهی 3، بهار 1392
قليلی، زهره؛ سيداحمد احمدی و مريم فاتحی زاده؛ اثربخشی آموزش گفت و گوی مؤثر بر تعارضات زناشويی زوجين شهر اصفهان، فصلنامهی دانش و پژوهش در روانشناسی كاربردی ، سال هشتم، شمارهی 27-28 ، 1385
محمود زاده، احمد وعلی اشرفی خراسانی؛ بررسی میزان شیوع اختلالات رفتاری و رابطه ی آن با مکانیزم های دفاعی در بین بزهکاران جرائم عمد و غیر عمد زندانهای استان خراسان جنوبی، ادارهی کل زندانهای خراسان جنوبی، 1391
مرادی، اميد؛ مختار عارفی و فرشاد محسن زاده؛ تعارضات والد- فرزند و سلامت روانشناختی دردانشجويان، همایش سلامت روانشناختی، 1388
ملکی، قیصر و همکاران؛ تاکتیکهای حل تعارض در زنان مراجعهکننده به دادگاه خانواده، مجلهی آغازه، دورهی 12، شمارهی 1، 1393
موسی زاده، توکل؛ عزيزاله اديب و رويا متولی؛ بررسی تطبيقی ميزان و نحوهی استفاده از مکانيسم های دفاعی در بين بيماران ديابتی و افراد سالم، فصلنامهی علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دوره ی 19، شمارهی 1، 1388
نكويی مقدم، محمود؛ نرگس پيرمرادی بزنجانی؛ بررسی رابطهی بين ويژگيهای شخصيتی كاركنان و تعارض سازمانی بین فردی در سازمان های دولتی، نشريه مديريت دولتي، دوره 1، شماره 1، پاييز و زمستان 1387
ویتن، وین؛ روان شناسی عمومی، ترجمهی یحیی سید محمدی ، نشر روان، 1392
منابع اینترنتی:
http://www.civilica.com/Paper-PSYHEAL01-PSYHEAL01_015
http://iranapsyjournal.net/Journal/pdf/65psy/652.pdf
http://www.iau-tmuj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-188&slc_lang=fa&sid=en
http://jsp.uma.ac.ir/article_46_2.html
http://www.khorasangprisons.ir/index.php?Module=SMMArticles&SMMOp=View&SMM_CMD=&PageId=41
http://libepl.um.ac.ir/index.php?module=Dis&func=display&disid=410
http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=394408&l=fa
www.mrjavadi.com/articles/dilemma-religion.doc
http://rbs.mui.ac.ir/index.php/jrbs/article/view/455
http://uijs.ui.ac.ir/jas/browse.php?a_id=580&sid=1&slc_lang=fa
[1] conflict
[2] approach - approach
[3] Decision making
[4] Choice
[5] Uncertainty
[6] Valence
[7] avoidance - avoidance
[8] approach - avoidance
[9] Defense mechanism
[10] frustration
[11] Inefficiency
[12] Justification
[13] involuntary
[14] denial
[15] repression
[16] regression
[17] Fantasies
[18]intellectualization
[19] rationalization
[20] projection
[21] extrajection
[22] displacement
[23] sublimation
[24] Borderline Personality
[25] psychotic personality
[26] Locus of control
[27] Brainstorming
[28] Cost - Benefit Analysis