یادگیری مشاهدهای[1]
نظریهپردازان یادگیری مشاهدهای معتقدند که بسیاری از رفتارهای حیوان و انسان به روش تقلید از الگو یاد گرفته شدهاند.
آلبرت بندورا ([2] (۱۹۸۶، پایهگذار نظریهی یادگیری مشاهدهای، چهار مرحله برای این نوع از یادگیری، عنوان نموده است. مرحله اول، شامل توجه به خصوصیات یا رفتار الگو؛ مرحلهی دوم، بهخاطرسپاری خصوصیات و رفتار الگو؛ مرحلهی سوم، شامل توانایی تقلید از الگو و مرحلهی چهارم، شامل داشتن انگیختگی لازم برای تقلید از خصوصیات یا رفتار الگو میباشد.
آزمایش بندورا با چندگروه از پسربچهها، نشان داده است که مشاهدهی رفتارهای پرخاشگرانه و یا رفتارهای همکارانه، از طریق تماشای فیلمهای مستند یا کارتونی، احتمال بروز آن رفتارها را در تعاملات اجتماعی کودکان، افزایش خواهد داد.
در رفتار حیواناتی نظیر موشها، گربهها، سگها، اسبها و بعضی پرندگان، نقش یادگیری مشاهدهای، مورد مطالعه و آزمایش قرارگرفته است که شروع این مطالعات حداقل به سال ۱۸۸۱ برمیگردد (رابرت، ۱۹۹۰).
در آزمایشی، چند بچهمیمون را از ابتدای تولد از جمع همنوعانشان جدا کرده و هرکدام را تا رسیدن به سن بلوغ در محیطی انفرادی نگهداری نمودند. سپس وقتی آنها را وارد محیط میمونهای همنوع خود کردند، در ایجاد ارتباط با گروه و حتی در انجام رفتارهای جفتجویانه، دارای نواقص رفتاری بودند که نشان میدهد یادگیری مشاهدهای نقش مهمی در رفتار اجتماعی حیوانات دارد.
مشاهدهی رفتار حیوانات دیگر از قبیل مرغها، غازها و گربهها در محیط واقعی زندگیشان نشان میدهد که این حیوانات بسیاری از مهارتهای رفتاری نوع و گونهی خود را به روش مشاهدهای به بچههای خود میآموزانند.
روانشناسی اجتماعی نیز در مطالعات خود، نظریهی یادگیری مشاهدهای را مورد توجه قرار داده است. مشاهده و تقلید در یادگیریهای مربوط به رفتارهای فردی و اجتماعی انسانها از دوران کودکی تا بزرگسالی، نقش بسیار مهمی دارد.
برای تأیید این ادعا میتوان به موارد و شواهدی اشاره کرد. برای مثال، زبانآموزی کودکان بهصورت اساسی تحت تأثیر تقلید از الگو قرار دارد. کودکان همچنین آداب معاشرت و رفتارهای پسرانه یا دخترانه را تا حد زیاد از مشاهدهی الگوهای خود که معمولاً والدین، اعضای بزرگتر خانواده و مربیان هستند، میآموزند.
خانواده و جامعه، معمولاً رفتارهای مردانه یا زنانه را بهصورت مستقیم به دخترها و پسرها آموزش نمیدهند، بلکه الگوهای مشاهدهای این رفتارها است که مورد توجه، تقلید و همانندسازی قرار میگیرند.
در دوران نوجوانی نیز که دوران ورود به مرحلهی حساس هویتیابی است، نوجوانان برای پیدا کردن تعریف، مفهوم و تصور ذهنی مشخص از خود و یا به بیان دیگر برای پاسخ به سؤال من کیستم، از الگوهای اجتماعی مورد قبولشان از طریق مشاهده و تقلید، کمک میگیرند. یادگیری مشاهدهای و فرآیند همانند الگو شدن در اوایل دوران جوانی نیز برای کسب ویژگیهای شخصیتی و رفتاری، دارای اهمیت ویژه است.
شیوهی سنتی مهارتآموزی در مشاغل مختلف، کلاس درس نظری ندارد و شاگردان، بیشتر یادگیریهای حرفهای را با مشاهدهی کار استاد، کسب میکنند.
در دنیای امروز نیز بسیاری از عقاید، علایق، ترجیحات و رفتارها به شیوهی الگوگیری به وجود میآیند. رسانهها از قبیل شبکههای تلویزیونی، سایتها و شبکههای اجتماعی مجازی، در ایجاد الگو و یادگیری مشاهدهای، نقش جدی دارند. امروزه، مردم دنیا میتوانند با امکان مشاهدهای که رسانهها فراهم کردهاند، رفتارهای خوب و مناسب یکدیگر را مورد تقلید و یادگیری قرار دهند. البته باید این نکته را هم ذکر کرد که رفتارهای نامناسب نیز از مشاهده و تقلید از الگو، یادگرفته میشوند. روانشناسان و بخصوص بندورا، نشان دادهاند که مشاهدهی رفتارهای مطلوب و نامطلوب، مثلاً مشاهدهی روابط دوستانه و صمیمانهی بین والدین یا خشونت در بین مردم جامعه، تقلید از الگوهای مورد مشاهده را به وجود میآورد.
عرصهی تبلیغات و تجارت، به اهمیت زیاد یادگیری مشاهدهای و تقلید از الگو واقف است. استفاده از اشخاص مشهور و محبوب برای تبلیغات تجاری و پرداخت دستمزدهای خوب به آنان، به این خاطر است که آنها الگوی مشاهده و تقلید تعداد زیادی از مردم هستند.
و در آخر، اشاره میشود که یک بخش قابل توجه از تعلیم و تربیت در جوامع، بر مبنای یادگیری از طریق مشاهدهی الگو صورت میگیرد. ویژگیهای مناسب فرهنگی و اجتماعی، الگوهای تربیتی قابل قبولی را ارائه میدهد که خصوصیات مطلوب مورد مشاهده در آنها باعث میشود که خیلی از جوانان، احساس کنند که میل و توانایی همانندی با آن الگوها را دارند.
گردآورنده: س. شایسته
[1] . Observational learning
[2]. Bandura, A.