فریدون رهنما در سال ۱۳۰۹ در تهران متولد شد. پدرش، زینالعابدین رهنما، از چهرههای شناختهشده ادبی و فرهنگی ایران بود. کودکی رهنما میان تهران، بیروت و سپس پاریس گذشت؛ تجربهای که بعدها نگاه او را به فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانی شکل داد. او در نوجوانی جنگ جهانی دوم را از نزدیک دید و سالهای مهمی از تحصیل خود را در فرانسه
.گذراند. این مواجهه همزمان با تمدن اروپایی و حافظه تاریخی ایران، بعدها به هسته مرکزی آثارش تبدیل شد
رهنما شاعر، مترجم، منتقد، پژوهشگر، فیلمساز و نظریهپرداز فرهنگ بود. او تنها سه فیلم ساخت، اما همان سه فیلم کافی بود تا نامش در تاریخ سینمای هنری ایران ثبت شود. در دهه چهل نیز ریاست بخش پژوهش تلویزیون ملی ایران را بر عهده داشت و فضایی فراهم کرد که فیلمسازانی چون ناصر تقوایی، محمدرضا اصلانی و پرویز کیمیاوی نخستین
.تجربههای مهم خود را شکل دهند
.اگر بخواهیم از ریشههای سینمای مستقل ایران سخن بگوییم، نام فریدون رهنما ناگزیر در صدر فهرست قرار میگیرد
سالها پیش از آنکه موج نوی سینمای ایران شناخته شود، رهنما به این نتیجه رسیده بود که سینما نباید صرفاً روایتگر داستان باشد. از نگاه او، فیلم میتوانست همچون شعر عمل کند؛ میتوانست زمان را بشکند، اسطوره را احضار کند و
.گذشته را وارد اکنون سازد
فیلم «سیاوش در تخت جمشید» هنوز هم یکی از رادیکالترین تجربههای تاریخ سینمای ایران محسوب میشود. در این اثر، شخصیتهای اسطورهای شاهنامه در کنار انسان معاصر ظاهر میشوند و مرز میان تاریخ، اسطوره و واقعیت فرو
.میریزد
فیلم «پسر ایران از مادرش بی اطلاع است » یکی از آخرین ساختههای فریدون رهنماست، و شاید رساترین نمونهٔ نگاه فلسفی او به تاریخ و زمان باشد. در این اثر، گسست میان نسلها، فراموشی تاریخی و تلاش برای یافتن هویت فردی و جمعی به تصویر کشیده میشود. رهنما با ساختار غیرخطی و تصاویر شاعرانه، مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ ریشهها، خاطرهها و رابطه انسان با گذشته روبهرو میکند. عنوان فیلم خود نمادی است: انسان امروز، حتی از مادر و
.ریشهٔ خویش بیخبر است؛ همان گسستی که رهنما در کل آثارش با آن مبارزه میکند
اما اهمیت رهنما فقط در فیلمهایش نبود. او از معدود مدیران فرهنگیای بود که به فیلمسازان جوان امکان تجربهگری داد.
.بسیاری از مستندهای مهم دهه چهل و پنجاه زیر نظر او در بخش پژوهش تلویزیون ملی ایران شکل گرفتند
رهنما تنها در سینما پیشگام نبود. او از نخستین کسانی بود که ادبیات مدرن فرانسه را به شکلی جدی وارد فضای
.روشنفکری ایران کرد
در روزگاری که بخش بزرگی از فضای ادبی هنوز درگیر نزاع سنت و تجدد بود، او از تجربهگرایی، فرمهای تازه و آزادی زبان دفاع میکرد. بسیاری از ایدههایی که بعدها در شعر حجم، شعر دیگر و جریانهای آوانگارد دهه چهل دیده
.شدند، پیشتر در نوشتهها و مباحث نظری رهنما مطرح شده بودند
.او معتقد بود شعر نباید صرفاً حامل معنا باشد؛ شعر باید شیوه ادراک ما از جهان را تغییر دهد
یکی از بحثبرانگیزترین و در عین حال مهمترین فصلهای تاریخ ادبیات معاصر ایران، رابطه فریدون رهنما و احمد
.شاملو است
بر اساس برخی روایتهای تاریخی، شاملو در سالهای جوانی رفتوآمد گستردهای به محفل فریدون رهنما داشت و از کتابخانه و دانش ادبی او بهره میبرد. در همین دوره بود که با شعر مدرن فرانسه، بهویژه آثار
Paul Éluard و Louis .Aragon آشنا شد
برخی پژوهشگران معتقدند رهنما در عبور شاملو از مرحله نخست شعر نیمایی به سوی شعر آزاد نقش مهمی ایفا کرد. همچنین انتشار مجموعه «قطعنامه» و دفاع نظری از شعر منثور تا حد زیادی با حمایت فکری و فرهنگی رهنما همراه
.بود
حتی برخی از منتقدان شباهتهایی میان نامها و ارجاعات آثار شاملو و سنت شعر مدرن فرانسه یافتهاند و معتقدند این آشنایی تا حد زیادی از مسیر رهنما صورت گرفته است. هرچند درباره میزان این تأثیر میان پژوهشگران اتفاق نظر وجود
.ندارد، اما کمتر کسی در اهمیت نقش رهنما در فضای ادبی دهه سی و چهل تردید دارد
.شاید بنیادیترین ایده فلسفی رهنما این بود که گذشته هرگز نمیمیرد
او تاریخ را خطی نمیدید. برای او، سیاوش هنوز زنده بود؛ تخت جمشید هنوز سخن میگفت؛ و اسطوره همچنان در
.زندگی روزمره انسان معاصر حضور داشت
به همین دلیل در آثارش گذشته و حال دائماً در هم ادغام میشوند. او از نوعی «همزمانی تاریخی» سخن میگفت؛ جایی
.که قرنها فاصله ناگهان از میان برداشته میشود و انسان امروز با ارواح تاریخ روبهرو میشود
.در این نگاه، هنر وظیفه دارد حافظه جمعی را بیدار کند
.رهنما را نمیتوان روشنفکری حزبی دانست. او نه به اردوگاه رسمی چپ تعلق داشت و نه به جریانهای محافظهکار
با این حال، آثارش سرشار از دغدغههای سیاسیاند؛ اما نه به معنای روزمره سیاست. مسئله اصلی او استقلال فرهنگی،
.حافظه تاریخی و مقاومت در برابر فراموشی بود
او باور داشت جامعهای که گذشته خود را از یاد ببرد، امکان ساختن آینده را نیز از دست خواهد داد. از این رو، پروژه
.فکری او بیش از آنکه سیاسی باشد، تمدنی بود.
تأثیر رهنما تنها به سینما و ادبیات محدود نشد. شعرهای او راه خود را به موسیقی ایران نیز باز کردند.
مهمترین نمونه، شعر «کتیبه» است که بعدها توسط فرهاد مهراد اجرا شد و به یکی از ماندگارترین آثار موسیقی معاصر
.ایران تبدیل شد
فریدون رهنما از آن دسته هنرمندانی است که تعداد آثارشان اندک اما دامنه تأثیرشان بسیار گسترده است.
او در شکلگیری سینمای مستقل ایران نقش داشت، از تجربهگرایی در ادبیات دفاع کرد، بر نسل مهمی از شاعران و هنرمندان تأثیر گذاشت، از جمله در مسیر تحول احمد شاملو، و بستری فراهم کرد که بسیاری از فیلمسازان بزرگ ایران
.نخستین گامهای خود را بردارند
شاید بهترین توصیف برای او این باشد: هنرمندی که نه در گذشته زندگی میکرد و نه در حال؛ بلکه در جایی میان
.اسطوره، حافظه و آینده ایستاده بود
منابع
گفتار دوم: حلقه فریدون رهنما، سوشیانس.
فریدون رهنما در ویکیپدیا (انگلیسی)
کتابشناسی و نقدهای مرتبط با رهنما – کتابناک
شب فریدون رهنما، مجله بخارا.
آثار و فیلمشناسی فریدون رهنما.
گفتوگوها و پژوهشهای محمدرضا اصلانی، آیدین آغداشلو و داریوش شایگان درباره رهنما.