چکیده مقاله
این مقاله به بررسی مکتب «خروس جنگی» و نقش بنیانگذار آن، هوشنگ ایرانی، در تحول شعر معاصر ایران میپردازد. هوشنگ ایرانی، شاعر-ریاضیدانی که در دهه ۱۳۳۰ با مجموعه شعر جنجالی «بنفش تند بر خاکستری» و اصطلاح مشهور «جیغ بنفش»، جریان سوررئالیسم و فرمالیسم را به شعر فارسی وارد کرد. مقاله به تاریخچه انجمن خروس جنگی، تضادهای فکری هوشنگ ایرانی با نیما و سنتگرایان، دلایل شکست این جریان در آن دوران و تأثیر عمیق او بر شاعران موج نو و حجمگرا مانند سهراب سپهری و یدالله رؤیایی میپردازد. در اینجا با گزیدههایی از اشعار او، از جمله شعر معروف «کبود» و «unio mystica» و «کاساندرا»، بیشتر با جهان شاعرانه این چهره بیهمتا آشنا میشویم.
خروس جنگی هوشنگ ایرانی: جیغ بنفش شعر نو از کجا آمد؟
اگر اهل شعر و ادبیات معاصر باشید، حتماً نام «هوشنگ ایرانی» یا «انجمن خروس جنگی» به گوشتان خورده است. شاید هم عبارت عجیب «جیغ بنفش» را شنیده باشید و از خود پرسیده باشید این ترکیب سوررئال از کجا آمده است. در این ویدیو از ولاگ شعری من، میخواهیم به دل یکی از عجیبترین و در عین حال تأثیرگذارترین جریانهای هنری ایران سفر کنیم؛ جایی که یک شاعر-ریاضیدان با چند شعر کوتاه، اردیبهشت ۱۳۳۰ را در تهران به ماه عسل دگرگونی هنر تبدیل کرد.
اگر به شعر و آثار خود من علاقهمند هستید، دانستن ریشههای شعر نو و چهرههای پیشرویی مثل هوشنگ ایرانی میتواند دریچه تازهای به دنیای کلمات برایتان باز کند. با من همراه باشید.
خروس جنگی چیست؟ صدای بیدارباش هنر نو
برای رسیدن به هوشنگ ایرانی، اول باید با بستری آشنا شویم که او در آن قد علم کرد. انجمن هنری خروس جنگی در سال ۱۳۲۸ توسط جلیل ضیاءپور، پدر نقاشی مدرن ایران، بنیانگذاری شد. این انجمن یک گروه پیشرو بود که در زمینههای ادبیات، تئاتر، موسیقی و نقاشی، خواهان نوسازی بود. محل تجمعشان آتلیه ضیاءپور در خیابان تخت جمشید (طالقانی فعلی) بود.
آنها شعری از فرخی سیستانی را به عنوان شعار خود انتخاب کرده بودند که بیت معروفش این است:
«فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر / سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر»
هدفشان «مبارزه در برابر کهنهپرستی و سنتگرایی به دور از واقعیات زمانه» بود .
اما این انجمن دو دوره داشت. دوره اول با مدیریت ضیاءپور نسبتاً محتاطانه بود. دوره دوم، از سال ۱۳۳۰، با ورود هوشنگ ایرانی به انجمن، «خروس جنگی» پوست انداخت و به موجودی جنجالی و تندرو تبدیل شد. ضیاءپور خودش بعدها درباره این دوره گفت: «با ورود هوشنگ ایرانی به انجمن، تندرویهای موهن او باعث شد که خود را از جمع دوستان کنار بکشم».
هوشنگ ایرانی؛ شوالیه تاریکی شعر فارسی
هوشنگ ایرانی در سال ۱۳۰۴ در همدان به دنیا آمد . او یک شخصیت چندبعدی و اسرارآمیز بود: شاعر، مترجم، نقاش، منتقد و روزنامهنگار، اما جالب است بدانید تحصیلات دانشگاهیاش در چه رشتهای بود؟ دکترای ریاضیات با تز «فضا و زمان در تفکر هندی» . او حتی مدتی برای آموزش به نیروی دریایی به انگلستان رفت، اما زندگی سخت نظامی با روحیه هنریاش سازگار نبود.
همین تضادها بود که هوشنگ ایرانی را ساخت. او بعد از سفر به فرانسه و اسپانیا و آشنا شدن با فلسفه و عرفان شرق (به ویژه عرفان هندی) و از سوی دیگر موجهای تازه هنر اروپا، به ایران بازگشت تا با کمتر از چهل شعر و چند مقاله، تبدیل به پرچمدار تحولخواهی رادیکال در شعر ایران شود.
«جیغ بنفش» و سوررئالیسم ایرانی
مهمترین و مشهورترین اثر هوشنگ ایرانی مجموعه شعر «بنفش تند بر خاکستری» است که در شهریور ۱۳۳۰ و فقط در ۲۰۰ نسخه منتشر شد . در این مجموعه، شعری هست به نام «کبود» با این بخش معروف:
غار کبود میدود / دست به گوش و فشرده پلک و خمیده / یکسره جیغی بنفش میکشد
همین «جیغ بنفش» بعدها به اصطلاحی برای هر چیز نامتعارف، غیرقابل فهم و سوررئال در شعر تبدیل شد.
شعر کبود یکی از شاخصترین نمونههای سوررئالیسم در شعر فارسی است. این شعر با این سطرها آغاز میشود:
هیماهورای / گیل ویگولی / نیبون / عنکبوتی کور و کر / بر تن لخت عقابی / رشته میپیچد و / بر منقار و چنگال / عظیمش خاک میریزد
شعر هوشنگ ایرانی با نیما فرق میکرد. نیما طبیعتگرا بود و قالب نیمایی را ابداع کرد، اما ایرانی به دنبال فرمالیسم و سوررئالیسم بود. او معتقد بود فرم باید از رویدادهای اصیل درون سرچشمه بگیرد و هنرمند باید صمیمیت با درون را پیشه کند.
یکی از رادیکالترین کارهای او شعر «unio mystica» (به معنی پیوند عرفانی) است که در آن کلمات را رها کرده و به اصوات روی آورده :
آ
آ، یا
«آ» بون نا
«آ»، «یا»، بون نا
آ اوم، آ اومان، تینتاها، دیژ داها
میگ تا اودان: ها
هوماهون: ها
یندو: ها
ها
این شعرها در دهه ۳۰ آنقدر عجیب بودند که بسیاری از منتقدان، از جمله شاعران نوپرداز همدورهاش، او را به دیوانگی متهم کردند. اما پژوهشهای بعدی نشان داد که این اصوات ریشه در اوراد و مانتراهای هندی دارد؛ مثلاً «آ اوم» همان «اوم» مقدس در آیین هندو و «آ اومان» اشاره به «اُم مانترا» دارد .
در شعر «مارش هستی»، شاهد استفاده خلاقانه از ساختارهای دستوری کهن هستیم:
آفتابی سیاه / بی حرکت / مرکز آسمان بچسبیده / سیاه / سپید / سرب وش سنگینی / جاودان سکون جاودان جنبش / درفضا رخنه مینماید / موج آهنگ / موج نور
فعل «میبنماید» ساختاری کهن دارد که ایرانی با بهرهگیری از ادبیات کلاسیک فارسی، شکلی تازه به آن بخشیده است .
و شعر «کاساندرا» یکی از بلندترین و تأثیرگذارترین اشعار اوست:
اگر روزی آن غار (حتی آن غار هم)
فرو ریزد
به کجا پناه خواهند برد؟
به کجا پناه خواهند برد؟
این مردمکهای خونآلود
تارهای حیاتشان را بر کدام کور–گوشه خواهند بست؟
آرام باش… شط دوردست
آرام باش
تو هنوز چشمان بیحرکت و مضطرب آن ماهی سرگشته را
از دست ندادهای
انبانت را باز کن
ببین
آنها هنوز نگرانند
آرام باش… عقاب سرکش
آرام باش
زنجیرهایت خواهد گسست
و سایه با شکوه بالهایت نقابها را خواهد کور کرد
آرام باش… عقاب سرکش
هنگام خواهد فرا رسید
هنگام خواهد فرا رسید
نبرد با نیما و سنت
هوشنگ ایرانی دست به نقدی بیرحمانه زد. او حتی به نیما یوشیج، پدر شعر نو، هم رحم نکرد و پیشگفتار نیما بر مجموعه شعر «آخرین نبرد» را به باد انتقاد گرفت. او گفت: «نیما یوشیج از دریافت زمان بازمانده است و در گذشته (هر چند بسیار نزدیک) زندگی میکند» .
او معتقد بود شعر باید به کلی از قید قراردادهای کهن رها شود. بیانیه انجمن خروس جنگی در دوره دوم که عمدتاً توسط او نوشته شد، در ۱۳ بند، سندی است از این تندروی. بندهایی مثل:
«ما به نام شروع یک دوره نوین هنری، نبرد بیرحمانه خود را ضد تمام سنن و قوانین هنری گذشته آغاز کردهایم.»
«اولین گام هر جنبش نوین با در هم شکستن بتهای قدیم همراه است.»
«مرگ بر احمقان.»
چرا خروس جنگی فریادش به جایی نرسید؟
محمد آزرم، شاعر و پژوهشگر، در تحلیلی مینویسد: «جنبش خروس جنگی بیش از آنکه یک حرکت هنری باشد، اعتراضی بود که در خلأ طنینانداز شد. شکست آن نه از ضعف هنری، بلکه از ناتوانی در تعامل با جامعه و درک زمینههای اجتماعی ناشی شد» .
در واقع، جامعه ایران در دهه ۳۰ درگیر ملی شدن نفت و مبارزات سیاسی بود. مردم و حتی بسیاری از روشنفکران، جایی برای «جیغ بنفش» نداشتند. هوشنگ ایرانی در فضایی که همه به دنبال «متعهد» بودن بودند، به دنبال «مدرن» بودن بود.
پایان تراژیک؛ خاموشی شاعر
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و با واکنش سرد جامعه ادبی، هوشنگ ایرانی به تدریج از شعر کنارهگیری کرد. آخرین مجموعهاش «اکنون به تو میاندیشم، به توها میاندیشم» را در سال ۱۳۳۴ منتشر کرد و بعد تقریباً به کلی خاموش شد .
او که عمری با سرطان دست و پنجه نرم کرد (احتمالاً به دلیل مصرف زیاد الکل و سیگار)، در نهایت به سرطان حنجره مبتلا شد. جالب است که شاعر «جیغ بنفش» به سرطان حنجره دچار شد. او در سال ۱۳۵۲ در پاریس درگذشت . گرچه وصیت کرده بود جسدش را بسوزانند، پیکرش به ایران آورده شد و در بهشت زهرا، قطعه ۷، ردیف ۱۱۸، شماره ۱۹ به خاک سپرده شد .
میراث هوشنگ ایرانی برای شعر امروز
تأثیر هوشنگ ایرانی بر جریانهای بعدی شعر ایران غیرقابل انکار است. او بر سهراب سپهری، یدالله رؤیایی (شاعر موج نو) و احمدرضا احمدی (شاعر موج نو و حجمگرا) تأثیر مستقیم گذاشت .
سیروس طاهباز، گردآورنده کتاب «خروس جنگی بیمانند»، در این باره میگوید: هوشنگ ایرانی نه فقط یک شاعر، که یک تئوریسین هنر بود که راه را برای نسلهای بعد هموار کرد .
سخن آخر
شاید امروز شعرهای هوشنگ ایرانی برای ما زیادی نامانوس یا حتی ساده به نظر برسند، اما باید یادمان باشد او در دهه ۳۰ خورشیدی، در جامعهای سنتی، فریاد زد: «هستی هنر در جنبش و پیشروی است» .
او شوالیه تاریکی شعر فارسی بود؛ کسی که ترجیح داد در زمان خودش نفهمیده باقی بماند تا اینکه تسلیم کلیشهها شود. شاید به همین دلیل است که هنوز هم بعد از هفتاد سال، اسم «خروس جنگی» و «جیغ بنفش» در ادبیات ما زنده است.
شما کدام شعر هوشنگ ایرانی را بیشتر دوست دارید؟ آیا فکر میکنید شعر او توانسته بود به هدفش یعنی «صمیمیت با درون» برسد؟ نظراتتان را زیر همین ویدیو با من در میان بگذارید.
اگر از این مبحث لذت بردید، حتماً کانال را سابسکرایب کنید و زنگوله را بزنید تا ویدیوهای بعدی من درباره شاعران معاصر را از دست ندهید.
منابع
آزرم، محمد. (۱۳۹۷). هوشنگ ایرانی و شعر معاصر. فصلنامه تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر داستان شیراز، سال دوم، شماره پنجم.
ایرانی، هوشنگ. (۱۳۳۰). بنفش تند بر خاکستری. تهران.
ایرانی، هوشنگ. (۱۳۳۱). شعلهای پرده را برگرفت و ابلیس بیرون آمد. تهران.
طاهباز، سیروس. (۱۳۷۵). خروس جنگی بیمانند: بررسی زندگی و آثار هوشنگ ایرانی. تهران: نشر زمستان.
لنگرودی، شمس. (۱۳۷۷). تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز.
ویکیپدیای فارسی. (۱۴۰۲). هوشنگ ایرانی.
هاتف، حامد. (۱۳۹۳). خروسی جنگی با نیلوفری در منقار. روزنامه فرهیختگان.
شهیدی، شهرام. (۱۳۹۰). جیغی بنفش در کبودی شعر فارسی. کافه پوئزی.