هنگامی که از یک مرغدار پرسیدم که آیا افزایش آگاهی مردم از وضع رفاه حیوانات در دامپروری صنعتی نگران است یا خیر،جواب داد :« آنها فقط پرندگانی احمق هستند.»
این دیدگاه مبنای رفتاری است که این روزها در صنعت مرغداری با مرغها صورت میگیرد.« آنها فقط پرندگانی احمق هستند»؛ پس هیچ حد و مرزی برای بيرحمی علیه آنها وجود ندارد. اما افرادی که کمی احساس دارند، این موضوع را طور دیگری می بینند.
برنارد رولین، متخصص حیوانات دامپروری صنعتی از دانشگاه کلورادو میگوید:
« بر خلاف ادعای صنعت، مرغها، موجوداتی کمهوش و ماشینی نیستد بلکه دارای رفتارهای پیچیده هستند، خوب یاد میگیرند، سازماندهی اجتماعی خوبی از خود نشان میدهند و مجموعه متنوعی از صداها را تولید میکنند. افرادی که از مرغها نگهداری کردهاند میدانند که شخصیت هر یک مرغها منحصر به فرد است... همچنین تصاویر روستایی و کلاسیک نشان میدهد که مرغها از روی رضایت کامل، سلسهمراتب را در محیطهای طبیعی رعایت میکنند... از سوی دیگر هیچ سند و مدرکی نمیتوانید در دامپروری نمی یابید که نشان دهد حبس کردن مرغها در قفسهای کوچک کاری منطقی است.»
در صنعت مرغداری آمریکا، معمولا 7 یا 8 مرغ در قفسی که 45 در 50 سانتیمتر است، متراکم میشوند (مک دونالد در سال 2000 قول داد که تعداد مرغهای حاضر در این قفسها به 5 مرغ کاهش یابد). این کمتر از فضای مورد نیاز یک مرغ برای دراز کشیدن است و در آن مرغ حتی امکان باز کردن بالهایش را ندارد. طول بالهای مرغ حدود 76 سانتیمتر است پس حتی اگر اندازه قفس دو برابر میشد و تنها یک مرغ داخل آن قرار میگرفت باز هم امکان باز کردن بالهایش را نداشت.
در آلمان، بریتانیا، سوئد و سوئیس اما نگهداری مرغها در قفس از دهه 1990 ممنوع شده است. اما متاسفانه در آمریکا نه تنها این کار غیر قانونی نیست بلکه استاندارد هم هست. صنعت مرغداری به ما میگوید که هیچ ایرادی در این زمینه وجود ندارد.
« مرغها به طور طبیعی موجوداتی هستند که علاقهمند به زندگی گروهی هستند به همین دلیل بحث فضای مورد نیاز هر مرغ، مطرح نیست.» (جزوه منتشر شده توسط فرنک پردو، یکی از بزرگترین تولید کنندگان مرغ در آمریکا که مرغها را در قفس پرورش میدهد)
همچنین معاون ارشد شرکت مک دونالد حین شهادت دادن در پرونده مكلیبل مدعی شد که این قفسها « خیلی هم راحت» هستند.
حقیقت اما کمی متفاوت است. هنگامی که مرغها در فضاهای تنگ کنار هم متراکم میشوند، دیگر احساس سلسه مراتب اجتماعی نوک زدن از بین میرود. در نتیجه مرغها خشن می شوند و برخی مواقع آنقدر به هم نوک میزنند تا باعث مرگ هم شوند. اما صنعت برای حل این مشکل راهکار عجیبی به نام « نوک چینی» و یا به قول برخيها در صنعت، «پیرایش منتقار» ارائه کرده است. در این عملیات معمولا یک سوم منقار هر پرنده بریده میشود تا نتواند همنوع خود را بکشد. غافل از اینکه علت خشونت مرغها علیه یکدیگر، کلافگی از شرایط پر ازدحامی است که در آن قرار گرفتهاند و چون نمیتوانند نیازهای غریزی خود را برآورده کننده، به یکدیگر هجوم میآورند.
با آنکه مک دونالد در سال 2000 اعلام کرد که عملیات نوک چینی را متوقف خواهد کرد اما در واقع چنین نشد. این شرکت در حقیقت خواستار آن شد تا این عملیات با دقت بیشتری انجام شود تا مرغها پس از چیدن نوک شان بتوانند غذا بخورند. حتی اگر همین اقدام هم اجرایی بشود باز هم جای امیدواری وجود دارد چون حداقل مرغها میتوانند به درستی غذا بخورند چرا که کوتاه کردن منتقار در برخی مواقع باعث میشود که آنها دیگر نتوانند غذا بخورند و از گرسنگی بمیرند.
اما تغییرات پیشنهاد شده از سوی مک دونالد نتوانست شرایطی را که باعث حمله دیوانهوار مرغها به یکدیگر میشود را تغییر بدهد. صنعت به انجام عملیاتی که آن را «پیرایش منتقار» مینامد راضی است چون این کار باعث میشود تا مرغها نتوانند به دارایيهای شرکت که همان مرغهای دیگر هستند، آسیبی برسانند.
بیش از 99 درصد مرغهایی که تخممرغ آنها در آمریکا خورده میشود مورد پیرایش منتقار قرار میگیرند و همچنین در قفسهای چند طبقه نگهداری میشوند که ادرار و مدفوع مرغهای قفسهای بالایی روی سر مرغهای طبقات پایینتر میریزد.
مشکلی دیگری که در صنعت ماکیان وجود دارد این است که پنجهها و ناخنهای مرغها به صورت دائمی در میان سیمهایی که مجبورند روی آن بایستند گیر میکند. تولید کنندگان نیز اغلب این مشکل را با بریدن پنجهها و یا کشیدن ناخنهای مرغها حل میکنند.
البته صنعت به شما القا میکند که تمام این کارها را به خاطر خود حیوان انجام میدهد.
« ممکن است منتقار مرغهای تخمگذار، پیرایش شود... برای جلوگیری از آسیب رساندن به یکدیگر چون مرغها به صورت طبیعی تمایل به همنوع خواری دارند. همچنین پنجههای آنها ممکن است برای جلوگیری از جراحت، پیرایش شود... تمام این کارها... به صورت کاملا انسانی و موثر انجام خواهد شد تا نتیجه مورد نظر حاصل شود.»( بنیاد صنعت حیوانات)
اما صنعت مرغداری به شما نمیگوید که این به اصطلاح «تمایل همنوع خواری» مرغ ها تنها در شرایطی بوجود میآید که آنها در شرایط کاملا غیر طبیعی،کنار هم چپانده شده باشند.
در یکی از تبلیغات شرکت پارامونت چیکن، پیر بیلی با چهرهای خندان به ما میگوید که این شرکت از مرغها «دقیقا مانند یک مرغ مادر» مراقبت میکند. این ادعا واقعا عجیب است. تا کنون چند مرغ مادر منقار، پنجه و ناخن جوجههایشان را بریده است و آنها را مجبور به زندگی در شرایط ظالمانهای کردهاست که در نهایت مجبور به کشتن یکدیگر با منقار شوند؟
هنگامی که تولید تخممرغ کاهش مییابد، مرغها به اجبار وارد فرایند « پوست اندازی اجباری» میشوند. پوست اندازی اجباری به این معناست که به مرغها گرسنگی داده شده و از خوردن آب هم محروم میشوند تا دوباره به میزان تخم گذاری سابق برسند. این عمل باعث وارد شدن شوک به مرغها و ریختن پرهای آنها میشوند. آنهایی که در پی این عملیات زنده میمانند، چرخه جدیدی از زندگی را آغاز میکنند.
آنچه که میدانیم
مرغهای آمریکا که در سال 2000 مورد پوست اندازی اجباری قرار گرفتند: 75 درصد
مدت زمانی که حین پوست اندازی اجباری، به مرغها غذا داده نمیشود: 10 تا 14 روز
مدت زمانی که حین پوست اندازی اجباری، به مرغها آب داده نمیشود: 3 روز
کاهش وزن پرندگان حین پوست اندازی اجباری: یک چهارم
عملیات پوست اندازی اجباری در صنعت تولید تخممرغ آمریکا کاملاً رایج است با آنکه از سال 1987 در بریتاینا ممنوع شد. همچنین آلودگی تخممرغها به باکتری سلمونلا به پوست اندازی اجباری ارتباط داده شده است. چرا که در حین این فرایند، سیستم ایمنی مرغها ضعیف می شود و آنها در برابر باکتري سلمونلا آسیب پذیر میشوند که به احتمال بسیار زیاد از طریق تخممرغهایشان، این باکتری را به انسان انتقال میدهند.
دیدگاه صنعت مرغداری درباره پوست اندازی اجباری با دیدگاه مسئولین، کاملاً متفاوت است...
-------------------------------------
حق با کیست؟
« ما زخم خورده هستیم. ما احساس میکنیم کار بزرگی میکنیم و یک محصول فوقالعاده را با قیمت فوقالعاده تحویل مصرف کننده می دهیم اما ما را هیولا جلوه دادهاند.»
- پل باهان، یک تولید کننده عمده تخممرغ از کالیفرنیا. سخنرانی در مورد لزوم تداوم پوست اندازی اجباری
« عملیات پوست اندازی اجباری، یک موضوع بسیاری مهم در سلامت همگانی است. من ابتدا به دلیل بيرحمانه بودن این عملیات شوکه شدم اما خطرناک بودن آن برای سلامتی نیز توجه ویژهای میطلبد.»
- تد لمپرت نماینده مجلس از کالیفرنیا و از ارائه کنندگان لایحه ممنوعیت پوست اندازی اجباری
-------------------------------------
برخی آنها را تخم مرغ های حاصل اردوگاه کار اجباری مینامند.
به طور طبیعی مرغهای تخمگذار هم جوجههای نر و هم جوجههای ماده بدنیا میآورند. اما خروس در تجارت تخممرغ، فایدهای ندارد. پس فکر میکنید که چه اتفاقی برای جوجههای نر تازه از تخم در آمده میافتد؟ چون آنها نمیتوانند تخممرغ تولید کنند صنعت به راحتی آنها را داخل کیسههای پلاستیکی میاندازد تا خفه شوند و یا آنها را به صورت زنده داخل چرخ گوشت میاندازد و محصول چرخ گوشت را به صورت خوراک به مرغها و یا سایر دامها میدهد.
تعداد جوجههای نری که هر سال در آمریکا به این ترتیب از بین میروند حتی بیشتر از جمعیت کل این کشور است. این عملیات، یک عملیات استاندارد به شمار میآید. حداقل من هرگز نشنیدهام که صنعت، این عمل را اینگونه توجیه کند:« این کار را فقط به خاطر خود حیوان انجام میدهیم.»
مرغهای طراز نوین
بسیاری از مردم، مرغ میخورند و البته زیاد هم میخورند. امروزه در آمریکا، پرورش مرغهای گوشتی یک صنعت عظیم و در حال رشد است. هر سال 8 میلیارد مرغ گوشتی برای مصرف مردم کشته میشوند که این تعداد بیشتر از جمعیت کره زمین است.
قبلها، مرغ گوشتی پس از ۲۱ هفته به وزن مورد نظر بازار یعنی ۱.۸ کیلوگرم میرسید. اما امروزه که پرندگان به صورت سیستماتیک برای چاق شدن پرورش داده میشوند، تنها ظرف ۷ هفته به این وزن میرسند.
اشکالات این روند جدید، اندک نیست. آن مرغهای گوشتی که برای تولید مثل از آنها استفاده میشود باید در محدودیت غذایی شدیدی نگهداری شوند چون در غیر اینصورت به سرعت چاق می شوند و توانایی خود برای تولید مثل را از دست میدهند.
« اگر یک بچه سه کیلوگرمی مانند بوقلمونهای امروزی (و مرغهای گوشتی) رشد میکرد، هنگامی که بچه به سن ۱۸ هفتگی میرسید وزنش ۶۸۰ کیلوگرم میشد.» (مجله کشاورزی لنکستر)
سود در مرغهای چاق است و به همین دلیل است که مرغها را چاق پرورش میدهند. اما از نقطه نظر پرندگان، چاق بودن باعث چندین مشکل می شود.
« رشد مرغهای گوشتی به حدی سریع است که قلب و ریههای این پرندگان به اندازه کافی برای پشتیبانی از سایر اندامها، رشد نمیکند که در نتیجه گرفتگی قلب پیش می آید و مرگ و میر پرندگان افزایش مییابد.( مجله فیداستافس)
با توجه به چاق شدن سریع مرغهای گوشتی (برویلر)، کمبود ویتامین و مواد معدنی در بدن آنها نمایان میشود که این کمبودها منجر به بیماريهای جدی از جمله نابینایی، صدمات کلیوی، ضعف استخوان و عضلات، صدمه مغزی، فلج، خونریزی داخلی، کم خونی، اختلالات رشد جنسی و انحراف منتقار و مفاصل میشود.
هر چه اطلاعات من در مورد چگونگی برخورد با حیوانات صنعتی در فرایند تولید گوشت آمریکا، افزایش مییابد، به همان اندازه گوش دادن به ادعاهای این صنعت درباره اینکه حیوانات را مانند اعضای خانواده خود میدانند، برایم مشکلتر شده است. فقط میتوانم بگویم که اگر حرف آنها حقیقت داشته باشد، خدا باید به خانوادهشان کمک کند.
آنچه که میدانیم
وزن بافت سینه یک مرغ گوشتی 8 هفتهای امروزی در مقایسه با مرغ 25 سال پیش: 7 برابر بیشتر
مرغهای گوشت که به حدی در 6 هفتگی چاق شدهاند که دیگر نمیتوانند راه بروند: 90 درصد
هر سال در حین برگزاری مراسم جشن شکرگزاری در آمریکا، رئیس جمهور و معاون وی یک بوقلمون و معاونش را مورد عفو قرار می دهند. این یک ژست زیبا است اما هنگامی که بوقلمونها به دامپروری های کوچک فرستاده میشوند ظرف چند ماه بعد به دلیل حمله قلبی و یا از کار افتادن ریهها از بین میروند چون قلب و ریههای آنها نمیتواند وزن بدن شان را تحمل کند.
بوقلمونها امروزه به حدی سریع رشد میکنند که جفتگیری طبیعی برای آنها غیر ممکن است. علت هم خیلی ساده است. آنها از لحاظ فیزیکی و به دلیل چاق بودن از لحاظ فیزیکی نمیتوانند به قدر کافی نزدیک شوند. در نتیجه هر سال ۳۰۰ میلیون بوقلمون به روش لقاح مصنوعی در آمریکا متولد میشوند.
(شاید شما متعجب شوید و سئوال کنید که این کار چگونه انجام میشود؟ افرادی که برخی از آنها حتی مدرک دکترا دارند در این زمینه متخصص هستند. آنها به روشی که به طور ظریف اما غیردقیقی «ماساژ شکمی» نامیده شده آب منی را از بوقلمون نر جمعآوری کرده و آن را با مواد شیمیایی بيشماری مخلوط میکنند. سپس «متخصصان» دیگر که تخصصشان تزریق ترکیب بدست آمده به بوقلمونهای ماده است این کار را به صورت لقاح مصنوعی انجام میدهند.
منبع: کتاب انقلاب غذایی
نوشته: جان رابینز