در تلاش برای جبران كاهش ذخایر ماهیهای وحشی و همچنین كمك به سیر كردن جمعیت در حال رشد جهان، صعنت پرورش ماهی رو به گسترش است. امروزه آبزی پروری بخشی از اقتصاد غذایی آمریكا و جهان است كه سریع ترین رشد را دارد.
در سال 1985، تنها 5 درصد ماهیهای خوراكی جهان توسط صنعت آبزی پروری تولید میشد. اما در سال 2000، سهم پرورش ماهی به یك سوم كل ماهیهای خوراكی جهانی افزایش یافت. تا پایان قرن بیستم، تقریبا تمام گربهماهی و قزلآلای رنگین كمان، نیمی از میگو و یك سوم ماهی آزاد مصرف شده در آمریكا توسط صنعت آبزی پرروی تولید میشد.
متاسفانه نوید صنعت آبزی پروری برای كم كردن فشار بر اكوسیستمهای آبی تا كنون عبث بوده است.
تولید صنعتی گونههای میگو، سلمون، قزلآلا، خاویار، دم زرد و دیگر گونه های ماهی گوشتخوار در واقع باعث افزایش تقاضا برای موجودات دریایی شده تا غذای ماهیان پرورشی فراهم شود. برای تولید یك کیلو ماهی آبهای شور یا میگو در صنعت آبزی پروری به 5 کیلوگرم ماهی وحشی اقیانوسی نیاز است.
در سال 2000، روزاموند نیلور، محقق ارشد انستیتو مطالعات بینالمللی استنفورد، در گزارش اصلی مجله نیچر نوشت كه « آبزی پروری... یك عامل سهیم در زوال ذخایر ماهی در سراسر جهان است.»
او و سایر نویسندگان این گزارش، كه نمایندگان موسسات آبزی پروری از سراسر جهان بودند اضافه كردند كه در نتیجه اقدامات صنعت آبزی پروری، برخی از ماهیهای حاضر در پایین زنجیره مواد غذایی آبی همچون ساردین، شاهماهی و ماهی خال خالی در سراسر جهان در معرض خطر نابودی هستند.
صنعت آبزی پروری از جهت دیگری هم در كاهش جمعیت ماهیان اقیانوسهای جهان نقش دارد. بیماریها و انگلهایی در مراكز پرجمعیت پرورش ماهی رشد میكنند و به راحتی در میان گونهای وحشی منتشر شوند. در سال 1975، 800 هزار ماهی آزاد شمال اقیانوس اطلس وجود داشت اما در سال 2000، تعداد این ماهیها به 80 هزار كاهش یافته بود. هنگامی كه بنیاد جهانی طبیعت و سازمان حفاظت از ماهی آزاد شمال اطلس سه دلیل برای این كاهش مطرح كردند، یكی از آنها بیماری و انگلهای بوجود آمده در مراكز پرورش ماهی بود.
ماهی هم مانند گاو، مرغ و خوك هنگامی كه در مكانهای محدود و پرازدحام نگهداری میشود دچار تنشهای غیرعادی می شوند كه این تنش ها منجر به آسیب پذیری ماهیان در برابر بیماریهای شایع در مركز پرورش ماهی و همچنین آبهای اطراف میشود. در نتیجه، مراكز پرورش ماهی نیز مانند دامپروریهای صنعتی، از مقادیر زیادی آنتیبیوتیك و مواد شیمیایی استفاده میکنند. پرورش دهندگان ماهی از مواد شیمیایی برای كشتن باكتری، از علف كشها برای جلوگیری از رشد گیاهان در حوضچهها، و از سایر داروها برای درمان بیماریها و انگلها استفاده میكنند.
آبزی پروری، یكی از پرازدحام ترین صور پرورش حیوانات است. حدود 40 هزار ماهی در یك حوضچه كوچك متراكم می شوند و هر ماهی تنها به اندازه نصف یك وان حمام، آب برای زندگی كردن دارد. ماهی آزاد وحشی هزاران مایل كوچ میكند اما در مراكز پروش ماهی، هیچ كجا نمیتواند برود. ماهی وحشی، بخشی از رنگ صورتی-نارنجی خود با خوردن ماهیهای كوچك كریل بدست میآورد اما به ماهیهای زندانی در مراكز پرورش ماهی اغلب دانههای رنگی مصنوعی خورانده میشود تا رنگ مورد نظر را بگیرند. همچنین به آنها واكسن و هورمون خورانده میشود.
هنگامی كه مصرف كننده، ماهی آزاد خریداری میكند روی بستهبندی ماهی، تصاویر سلمونهای در حال جنب و جوش، كوهها و همچنین نهرهای خروشان به چشم میخورد در حالی كه خریدار از این واقعیت غافل است كه بیشتر ماهیهای عرضه شده در فروشگاهها، پرورشی هستند. در سال 1990، تنها 6 درصد سلمون مصرف شده در جهان پرورشی بودند. اما در سال 1998 این عدد به 40 درصد افزایش یافته بود.
ارزش غذایی ماهی آزاد به عنوان یك غذای سالم بیشتر به خاطر تمركز بالای اسیدهای چرب امگا 3 در آن است. نه ماهی آزاد و نه هیچ ماهی و یا حیوان دیگری، خود امگا 3 تولید نمی کند اما ماهی آزاد وحشی نوعی جلبك را میخورد كه این جلبك، امگا 3 تولید می کند و ماهی آزاد هم این ماده را در چربی بدنش ذخیره میكند. سلمونهای وحشی منابع عظیم امگا 3 هستند. اما سلمون پرورشی مقدار بسیار كمی امگا 3 دارد.
وضعیت مشابهی در گاوداریها و سایر دامپرویهای صنعتی حكمفرما است. گوشت گاوی كه مقادیر زیادی غلات مصرف كرده امگا 3 كمتری نسبت به گوشت گاوهایی دارد كه در طبیعت چرا كردهاند. همچنین شیر، كره و ماهی تولید شده از گاوهایی كه خوراك آنها غلات بوده است مقادیر كمی امگا 3 دارند. و تخممرغ فروشگاهی تنها 5 درصد تخممرغ هایی كه از مرغ های آزادگرد در طبیعت بدست آمده، دارای امگا 3 هستند.
البته ماهیهای پرورشی هم مانند حیوانات دامپروریهای صنعتی موادی را به وفور تولید میكنند. اما متاسفانه این موادی نیستند که شما دوست داشته باشید بخورید. خوراكی كه به ماهیهای پرورشی داده میشود مانند خوراك گاوها، خوکها و مرغ ها اغلب دارای میزانی از مواد شیمیایی سمی هستند که بالقوه خطرناک است. در سال 2001، نتایج تحقیقات مستقل در كانادا، اسكاتلند و آمریكا نشان داد كه ماهیهای پرورشی حاوی آلودگی بیشتری هستند، از جمله 10 برابر بیشتر پلی برومینات بیفنیل (PCB)4 نسبت به ماهیهای وحشی. دكتر مایكل ایستون، كارشناس ژنتیك و سموم زیستی در ونكوور می گوید:« نتایج این تحقیقات بسیار بسیار روشن است. ماهیهای پرورشی و خوراك آنها سطح بسیار بالاتری از آلاینده های نوع PCB ها، آفت كشهای اورگانوكلرین و همچنین پروبرومینات دیفینیل اتر5 نسبت به ماهیهای وحشی داشتند. به طور خلاصه، مقادیر این مواد سمی بسیار قابل توجه بود.» این آلایندهها روی سیستم اعصاب مركزی و سیستم ایمنی اثر می گذارند و ممكن است منجر به بروز سرطان شوند.
بسیاری از مردم تصور میكنند كه پرورش ماهی با محیط زیست مهربان است. اما آبزی پروری نیز مانند دامپروری صنعتی، معضل تولید ضایعات برای محیط زیست را دارد. به عنوان مثال ضایعات مدیریت نشده ماهیهای آزاد پروشی در اسكاتلند، به اندازه ضایعات مدیریت نشده 8 میلیون نفر، آبهای ساحلی اسكاتلند را آلوده میكند. این درحالی است که کل جمعیت اسكاتلند حدود 5 میلیون نفر است.
البته مسأله منحصر به ماهی آزاد نیست. در چند دهه اخیر رشد مراكز پرورش میگو غیر قابل تصور بوده است. مثلاً در اكوادور۵۰۰ هزار هكتار زمین در اختیار تولید كنندگان میگو قرار گرفته و 89 درصد از میگوی تولیدی آنها صادر میشود كه مقصد50 درصد این صادرات، آمریكا است. هزینه این رشد اما حیرت آور بوده است از جمله: آلودگیهای ساحلی، کوچ مردم محلی از زمینهایشان و پاكسازی جنگلهای ساحلی درخت کرنا6.
جنگلها کرنا محل تولید مثل برای بسیاری از گونههای ماهی هستند و هنگامی كه مراكز پرورش میگو جایگزی این جنگل ها میشوند، صید ماهیان دور از ساحل نیز كاهش مییابد. قبلا 1250000 هكتار جنگل کرنا در فیلیپین وجود داشت كه در حال حاضر تنها 90 هزار هكتار باقی مانده و بقیه آن تبدیل به مراكز پروش میگو برای صادرات شده است.
میزان تخریب محیط زیست توسط آبزی پروری به ویژه پرورش میگو به حدی شدید است گزارش منتشر شده در مجله نیو اینترنشنالیست در سال 2000، لطمات زیست محیطی آبزی پروری را قابل قیاس با گاوداری در جنگلهای استوایی دانست.
هدف از آبزی پروری، تولید غذای بیشتر برای مردم است. اما مراكز پرورش میگو معمولا در مناطقی برپا شدهاند كه در این مناطق قبلا برنج كشت میشد كه غذای اصلی بیشتر مردم جهان است. با تاسیس هر حوضچه جدید پرورش میگو، شالیزارها از بین رفته و مردم محلی نمیتوانند شكم خود را سیر كنند.
تا كنون صنعت آبزی پروری راه دامپروی صنعتی را دنبال كرده یعنی بیشتر، شكم ثروتمندان را به قیمت از بین رفتن سیاره،حیوانات و فقرا سیر میكند. همانگونه كه ژان میشل كوستو مینویسد:« آبزی پروری یعنی كه ما مقدار زیادی ماهیهای كوچك كه مردم فقیر حاشیه اقیانوسها از آن تغذیه میكنند را صید كنیم و از آنها برای تولید ماهیهای بزرگ كه خوراك ثروتمندان در كشورهای صنعتی است، استفاده میكنیم.»
در همین حال در سال 1997، 22 میلیون تن ماهی وحشی به عنوان خوراك خوکها و گاوها مورد استفاده قرار گرفت. این مقدار حتی بیشتر از مجموع وزن تمام مردم كشور آمریكا است.
نوشته: جان رابینز