فردا ممکن است دیر باشد
علی دادپی
فردا ممکن است دیر باشد
علی دادپی
تیر ۲۵۸۵ شاهنشاهی
فریدون: علی دادپی مدرس و مشاور در رشته اقتصاد و تحلیلگر بازارها و اقتصاد ایران است. او دانشآموختهی مقطع دکترای اقتصاد از دانشگاه ویسکانسین-میلواکی در آمریکا است. دادپی دوره کارشناسی مهندسی را در ایران در دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) گذرانده است. تاریخ و تحلیل روند رویدادها، حوزه مورد علاقهی علی دادپی است. در این یادداشت کوتاه، علی دادپی دیدگاه خود پیرامون جنگ اخیر بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا را عرضه میدارد. دیدگاهی از چشمانداز دغدغه برای ایران.
چگونه میشود از نگرانیها و ترسها نوشت و از کسانی که سالها بقای خود را بر منافع ایران مقدم دانستهاند، خواست برای یکبار هم که شده به آینده کشور فکر کنند؟
حملات اخیر ایالات متحده عمدتا بر تاسیسات نظامی، مراکز دفاع ساحلی، بنادر و راههای ارتباطی نزدیک تنگه هرمز و دریای عمان متمرکز بودهاند. این حملات را نمیتوان صرفا مجموعهای از ضربات پراکنده دانست. به نظر میرسد هدف، کاهش توان جمهوری اسلامی و سپاه برای کنترل سواحل، تهدید کشتیرانی و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار باشد.
این وضعیت برای جمهوری اسلامی و ایران به شمشیری دولبه تبدیل شده است.
لبه نخست این تیغ، ادامه فشار برای رسیدن به توافق است. شواهد موجود نشان میدهد دولت دونالد ترامپ هنوز راه مذاکره را کاملا نبسته است. واشنگتن میخواهد جمهوری اسلامی از تهدید کشتیرانی، گسترش جنگ و استفاده از نیروهای نیابتی دست بردارد و در چارچوب یک توافق منطقهای رفتار کند. در این سناریو، آمریکا امیدوار است بدون اعزام گسترده نیروی زمینی و بدون تکرار تجربه عراق و افغانستان، جمهوری اسلامی را وادار به تغییر رفتار کند.
اما لبه دوم تیغ خطرناکتر است. اگر جمهوری اسلامی به شیوه کنونی ادامه دهد، عملیات نظامی میتواند از تخریب توان موشکی و دریایی به ایجاد یک منطقه حائل، کنترل عملی بنادر یا قطع ارتباط مراکز ساحلی با داخل کشور گسترش یابد. برای محروم کردن سپاه از امکان اخلال در کشتیرانی، لزوما نیازی به اشغال کامل جنوب ایران نیست؛ محاصره دریایی، کنترل هوایی، تخریب زیرساختهای نظامی و جلوگیری از رفتوآمد کشتیها نیز میتواند همین هدف را تامین کند. اما هرچه جنگ ادامه یابد، خطر حضور طولانیمدت نیروهای خارجی، تجزیه عملی حاکمیت کشور و آسیب دیدن یکپارچگی سرزمینی ایران بیشتر خواهد شد.
ممکن است حکومت در تهران همچنان به بقای ظاهری خود ادامه دهد، اما توان استفاده از بازار نفت، بنادر جنوبی و تنگه هرمز را بهعنوان ابزار تهدید از دست بدهد. در چنین شرایطی، فروپاشی حکومت لزوما به معنای آزادی فوری و بازگشت تمامیت ارضی نخواهد بود. خروج نیروهای خارجی ممکن است سالها طول بکشد و هر قدرت منطقهای یا فرامنطقهای برای حفظ سهم خود از ایران تلاش کند.
اینجاست که باید به حاکمان جمهوری اسلامی، فرماندهان نظامی و روحانیونی که هنوز گمان میکنند بقای نظام ضامن استقلال کشور است، هشدار داد که ماندن شما در قدرت نه صلح میآورد، نه امنیت، و نه استقلال ایران را تضمین میکند. سیاستهای جمهوری اسلامی کشور را به جایی رسانده است که قدرتهای خارجی درباره آبها، بنادر، راهها و آینده مردم ایران تصمیم میگیرند.
کشتار مردم و سرکوب اعتراضات، برای هیچیک از مسئولان حکومت ــ از رئیسجمهور بیاختیار و رئیس مجلس گرفته تا فرماندهان سپاه و روحانیون حامی نظام ــ اعتباری اخلاقی باقی نگذاشته است. با این حال، هنوز شاید فرصتی محدود برای جلوگیری از ویرانی بیشتر وجود داشته باشد.
در شرایط کنونی، شاهزاده رضا پهلوی شناختهشدهترین چهرهای است که میتواند محور آغاز یک انتقال ملی و مسالمتآمیز قرار گیرد. نخبگان حکومتی، فرماندهان ارتش و نیروهای مسلح، مدیران کشور و روحانیونی که به آینده ایران میاندیشند، باید از او بخواهند برای تشکیل یک شورای انتقال ملی و اداره دورهای محدود و از پیش تعیینشده به کشور بازگردد.
چنین انتقالی باید بر چند تعهد روشن استوار باشد: حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران، پایان دادن به جنگ، جدایی دین از حکومت، جلوگیری از انتقامگیریهای خودسرانه، پاسخگویی قضایی در چارچوب قانون، آزادی زندانیان سیاسی، تشکیل مجلس موسسان و برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی زیر نظر نهادهای مستقل.
شاهزاده رضا پهلوی نه بهعنوان صاحب حاکمیت، بلکه بهعنوان ضامن انتقال حاکمیت به مردم ایران باز میگردد. شکل نهایی نظام سیاسی را نه قدرتهای خارجی، نه نخبگان حکومت فعلی و نه هیچ خاندان یا گروه سیاسی، بلکه مردم ایران باید در یک انتخابات آزاد تعیین کنند.
امروز ارتشی خارجی در حال گسترش عملیات خود در سواحل و آبهای ایران است. هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که هدف نهایی اشغال بخشی از خاک کشور است؛ اما ادامه این مسیر میتواند شرایطی ایجاد کند که دیگر تصمیم درباره آینده ایران در دست ایرانیان نباشد.
برای حفظ ایران، برای پایان دادن به این ویرانی بیهوده، برای بازگشت به راه توسعه و برای جلوگیری از خشمی که هر روز انباشتهتر میشود، پیش از آنکه کشور بیش از این فرو بپاشد، راه انتقال مسالمتآمیز قدرت را باز کنید.
فردا ممکن است بسیار دیر باشد.