«رویاها محصولات بی طرفانه و خودانگیخته روان ناخودآگاه و خارج از کنترل اراده هستند. آنها طبیعت خالص هستند. آنها حقیقت طبیعی و بدون رنگ را به ما نشان میدهند، و بنابراین، درست مانند هیچ چیز دیگری، این امکان را دارند که وقتی آگاهی ما از پایههای خود بسیار دور شده و به بنبست رسیده است، نگرشی را به ما برگردانند که با ماهیت اولیه انسانی ما مطابقت دارد.
یونگ ذهن/بدن/احساسات (یا آنچه او «روان» می نامید) را در کنار هم می دید. حتی علائم منفی می تواند به طور بالقوه در جلب توجه به عدم تعادل مفید باشد. به عنوان مثال، افسردگی می تواند ناشی از سرکوب احساسات خاص یا عدم پیمودن مسیری باشد که طبیعی و با شخصیت خاص او صادق است. به این ترتیب او روان را به عنوان یک سیستم خودتنظیم می بیند که دارای همه محتویات روانی - افکار، احساسات، رویاها، شهودها و غیره است. او فکر می کرد که روان «هدفمند» است.
ارزش رویاها
یونگ رویاها را تلاش روان برای انتقال چیزهای مهم به فرد میدید و برای آنها ارزش زیادی قائل بود، شاید بیش از هر چیز، راهی برای دانستن آنچه واقعاً در جریان است. رویاها همچنین بخش مهمی از رشد شخصیت هستند - فرآیندی که او آن را فردیت نامید.
مبدل کردن
در حالی که فروید فکر میکرد که رویاها آرزوهای ممنوعهای را بیان میکنند که باید پنهان شوند (او محتوای آشکار رویا را - آنچه در ظاهر بود، از محتوای نهفته - آنچه پنهان بود - متمایز میکرد)، یونگ رویاها را بیانگر آشکار چیزها میدانست. او نوشت:
آنها فریب نمیدهند، دروغ نمیگویند، تحریف نمیکنند یا پنهان نمیکنند... آنها همواره به دنبال بیان چیزی هستند که نفس نمیداند و نمیفهمد.»
نمادها
اگر درک رویاها گاهی دشوار است به این دلیل است که باید درک کنیم که رویاها خود را از طریق استفاده از نمادها نشان می دهند. یونگ درباره نمادها نوشت:
نماد بهترین فرمول بندی ممکن از یک محتوای روانی نسبتا ناشناخته است.
او همچنین نوشت، رویا خود به تصویر کشیدن خود به خودی، به شکل نمادین، از وضعیت واقعی در ناخودآگاه است
یک نماد نه تنها به ما می گوید که رویا ممکن است در ظاهر چه چیزی باشد، بلکه دارای معنی و طنین فراتر و فراتر از موقعیت خاص است. همانطور که ماری لوئیز فون فرانتس گفت:
ناخودآگاه برای گفتن چیزهایی که قبلاً میدانی وقت به هدر نمی دهد.
یونگ در بیان آنچه شناخته نشده است، به ویژه مربوط به عدم تعادل، فکر می کرد که رویاها نوعی جبران هستند.
جبران خسارت
یکی از رویاهای خود یونگ مثال خوبی از جبران است. رویا مربوط به یکی از بیمارانش بود. او زن باهوشی بود، اما یونگ متوجه شد که در جلسات آنها به طور فزاینده ای سطحی در گفتگوی آنها وجود دارد. تصمیم گرفت در این مورد با او صحبت کند، اما شب قبل از جلسه خواب زیر را دید:
او در یک بزرگراه از میان دره ای زیر نور خورشید اواخر بعد از ظهر قدم می زد. سمت راستش تپه ای شیب دار بود. در بالای آن قلعه ای قرار داشت و در بالاترین برج زنی که روی نوعی نرده نشسته بود. برای اینکه او را به درستی ببیند مجبور شد سرش را به عقب خم کند. با صدای جیغی در گردن از خواب بیدار شد. حتی در خواب هم زن را بیمار خود تشخیص داده بود. [خاطرات، رویاها و تأملات، ص. 155]
یونگ گفت که این تفسیر بلافاصله برای او آشکار شد. اگر در رویا مجبور بود به این شکل به بیمار نگاه کند، در واقع احتمالاً از بالا به او نگاه می کرد - این رویا جبرانی برای نگرش او نسبت به او بود.
مثال تحلیل رویای یونگ
اگر به رویایی نگاه کنیم که یونگ برای توصیف رویکرد خاص خود به رویاها از آن استفاده کرد، ممکن است این موضوع واضح تر شود. یک بیمار زن خواب زیر را دید:
او در حال عبور از یک رودخانه گسترده است. هیچ پلی وجود ندارد، اما او جاده ای را پیدا می کند که می تواند از آنجا عبور کند. او در حال انجام این کار است که خرچنگ بزرگی که در آب پنهان شده بود، پای او را می گیرد و نمی گذارد برود. (او با وحشت از خواب بیدار می شود).
شایان ذکر است که در این مرحله یونگ در مورد تعبیر خواب چه می گوید:
درک یک رویا آنقدر دشوار است که مدتهاست آن را به عنوان یک قانون در نظر گرفته ام، وقتی کسی رویایی را به من می گوید و نظر من را می خواهد، اول از همه به خودم بگویم: من نمی دانم این خواب چه معنایی دارد. پس از آن می توانم شروع به بررسی رویا کنم.
تعدادی نماد در خواب بیمار او وجود دارد: رودخانه، عبور از رودخانه، یک جاده، یک خرچنگ و پا. یونگ برای شروع به درک معنای این نمادها از بیمار خود خواست تا ارتباط او با خواب را داشته باشد.
او گفت که فکر میکند رودخانه مرزی را تشکیل میدهد که عبور از آن دشوار است، چیزی که باید بر آن غلبه میکرد، احتمالاً چیزی در ارتباط با درمان. او فکر می کرد که فورد راهی برای غلبه بر دشواری، احتمالاً در درمان، ارائه می دهد. او خرچنگ را با سرطانی مرتبط دانست که فکر میکرد بیماری وحشتناکی بود، که از آن میترسید و یکی از آشنایانش، خانم ایکس را کشته بود. مشخصاً خرچنگ میخواست او را به داخل رودخانه بکشاند، و او به شدت ترسیده بود.
چه چیزی مانع از این می شود که با هم روبرو شوم؟ او با خود گفت: بله، من با دوستم [یک زن] دعوای دیگری داشتم.
یونگ رابطه بیمارش با دوستش را بهعنوان یک وابستگی عاطفی، همجنسگرا، که سالها ادامه داشته است توصیف میکند.
خواببین میافزاید که خانم ایکس طبیعت هنری و تکان دهنده را داشت که خواببین احساس میکرد با سرطان تنبیه میشود – بهویژه، خانم ایکس پس از مرگ شوهرش با یک هنرمند رابطه نامشروع داشت.
هدف در مقابل. سطح موضوعی
بنابراین این رویا می تواند در سطحی عینی گرفته شود، که تصاویر رویا را مطابق با اشیاء در دنیای واقعی تلقی می کند. در این سطح، رویا میتواند ترس از سرطان و ترس از پیروی کردن از راه خانم ایکس، تکاندهنده بودن، داشتن رابطه جنسی و تجربه عواقب وحشتناک و کشیده شدن به زیر آب توسط سرطان باشد. این را می توان به عنوان یک تفسیر در سطح شخصی نیز توصیف کرد.
یونگ اما تفسیر خود را در سطح ذهنی انجام داد. او در اینجا می گوید - و این یک موضع مشخصه یونگی است - که هر شی در رویا با عنصری در روان خود فرد مطابقت دارد. بنابراین رودخانه، خرچنگ و همه عناصر مرتبط به روان خود رویاپرداز اشاره دارد.
بنابراین، تعبیر یونگ این بود که خرچنگ در رویا، رویا بیننده را به ناخودآگاه - رودخانه - می کشاند تا با بخش ناشناخته، زندگی نشده و غیرانسانی شخصیت خود - طبیعت هنری و تکان دهنده خودش، روبرو شود. و همچنین طبیعت مردانه خودش. رویا سعی داشت فقدان این ویژگی ها را در زندگی بیداری او جبران کند.
تقویت
یونگ تعبیر کرد که این جنبه مردانه ی ماهیت بیننده خواب است، زیرا خرچنگ پای رویاپرداز را گرفته است. یونگ نماد رویایی پا را با اشاره به درک خود از معنای نمادین پا تقویت کرد. چنین تقویتهایی میتواند با ارجاع به هر نوع تداعی اسطورهای، مذهبی، افسانهای، کهن الگویی باشد.
یونگ پا را با اسطوره اوزیریس و ایزیس پیوند داد (او لزوماً این پیوند را به بیمار نمیگوید) و نتیجه گرفت که «پا به عنوان نزدیکترین عضو به زمین، در رویاها نشاندهنده رابطه با واقعیت زمینی است و اغلب معنای قوای جنسی مردانه را دارد. او همچنین پیوندی به ادیپ [که در لغت به معنای «ورم پا» است] ایجاد کرد که شکاک لحاظ می شود یعنی کسی که ارتباط چندانی با واقعیت نداشته است. این امر، رویا را به سطح کهن الگویی مرتبط میکند، به عبارت دیگر رویا را به آن عناصر روانی که برای همه ما مشترک است، مانند طبیعت مردانه مرتبط می کند.
سطح انتقال
وقتی یونگ به بیمارش گفت که فکر میکند او ماهیت مردانه قدرتمندی دارد، او آن را تشخیص نداد و خود را شکننده، حساس و زنانه دید. یونگ تعجب کرد که چرا او ویژگی های مردانه خود را که در رابطه با دوستش برای او آشکار است، تصدیق نمی کند. این او را به جنبه دیگری از رویا، سطح انتقال یعنی رابطه با تحلیلگرکشاند.
در حالی که تصاویر رویا میتوانند با بخشهای مختلف روان خود بیننده مطابقت داشته باشند، اما میتوانند با افرادی در دنیای عینی و همچنین با تحلیلگر مطابقت داشته باشند تا جایی که تحلیلگر ممکن است آنچه را که تصویر رویا نماد آن است تجسم دهد. این ماهیت یک نماد است - که می تواند در موقعیت های مختلف اعمال شود. این همان چیزی است که یونگ در این مورد پیدا کرد.
بیمارش به او گفت که وقتی با یونگ نبوده، یونگ به عنوان فردی بسیار خطرناک و شیطانی، مانند یک جادوگر یا شیطان شیطانی به او ظاهر شده است. بنابراین یونگ تعبیر کرد که خودش، به عنوان خرچنگ خطرناک، مردانه و پاگیر عمل می کند (که نشان دهنده مردانگی بیمارش است) و همین رابطه وابسته با یونگ، مانند رابطه با دوستش، بود که مانع از عبور او از مرز شد. رودخانه
هنگامی که او همه اینها را به بیمارش پیشنهاد کرد، او احساس نفرت و تحقیر غیرمنتظره ای نسبت به دوستش داشت. یونگ پیشنهاد می کند که سرکوب ویژگی های نفرت انگیز و مردانه شکسته شد و در آن لحظه، بیمار بدون اینکه خودش بداند وارد مرحله جدیدی از زندگی شد.
کار یونگ در سطح درونی و ذهنی این ویژگیهای کهن الگویی را تجسم، انسانی و شخصیسازی کرده بود - ویژگیهای تند، خطرناک، نفرتانگیز، تحقیرآمیز، مردانه - و به این ترتیب، بهجای تسخیر این ویژگیها ندانسته، میتوانست از آن استفاده کند. آن خصوصیات در خدمت زندگی کاملتر او.
ما میتوانیم ببینیم که با تلقی تصاویر رویایی به عنوان نماد، با تصاویری که همگی عناصری را در روان خود بیننده رویا نشان میدهند، و با درخواست ارتباط شخصی بیننده با رویا، و همچنین تقویت تصاویر دیگر در رابطه با مضامین کهن الگویی، قادر به درک یک رویا می شویم. چیزی که برقراری ارتباط با رویا بین لحاظ می شود یک فکر نهایی در مورد رویاها
یونگ نوشت:
من متوجه شده ام که رویاها به همان اندازه ساده یا پیچیده هستند که خود بیننده رویاپرداز است، فقط آنها همیشه کمی جلوتر از آگاهی بیننده رویا هستند. من خواب های خودم را بهتر از هیچ یک از شما درک نمی کنم، زیرا آنها همیشه تا حدودی فراتر از درک من هستند و من با آنها مشکلی مشابه با هر کسی دارم که چیزی در مورد تعبیر خواب نمی داند. دانش وقتی به رویاهای خود مربوط می شود مزیتی ندارد.
منبع: مقاله یونگ و رویا، نوشته مارکوس وست (نویسنده کتاب درک رویاها در عمل بالینی)