مارکو فان باستن فقط یک گلزن نبود، او یک مهاجم همهکاره بود. هوش فوتبالی بالا، قدرت تصمیمگیری سریع و تکنیک فوقالعاده، او را از سایر مهاجمان زمان خود متمایز میکرد. فان باستن میتوانست از هر زاویهای گلزنی کند؛ با پای راست، پای چپ، سر، و حتی والیهای مهارناپذیر. او در زمین، یک نابغه تاکتیکی بود که بهخوبی میدانست کِی پاس بدهد، کِی شوت بزند و چگونه مدافعان را فریب دهد. شاید به همین دلیل، بسیاری او را با مهاجمان مدرن مقایسه میکنند؛ فوتبالیستی که جلوتر از زمان خود بازی میکرد.
یکی از دلایلی که فان باستن را به یک اسطوره بیبدیل تبدیل کرد، این بود که در دوران سختی برای مهاجمان بازی میکرد. آن زمان، سریآ پر از مدافعان افسانهای مانند فرانکو بارزی، پائولو مالدینی، جوزپه برگومی و فابیو کاناوارو بود. با این حال، فان باستن همیشه راهی برای غلبه بر آنها پیدا میکرد. او قدرت بدنی فوقالعادهای نداشت، اما با هوش و چابکیاش، همیشه یک قدم جلوتر از مدافعان بود. مدافعانی که بعدها اعتراف کردند مهار کردن فان باستن، یکی از سختترین چالشهای دوران حرفهایشان بوده است.
بعد از بازنشستگی، فان باستن تصمیم گرفت وارد دنیای مربیگری شود، اما همانطور که زانوهایش اجازه ندادند دوران فوتبالش را طولانی کند، مسیر مربیگریاش هم چندان موفق نبود. او هدایت تیم ملی هلند را در جام جهانی 2006 بر عهده داشت و توانست تیمی جذاب بسازد، اما در مرحله یکچهارم نهایی مقابل پرتغال حذف شد. بعدها در باشگاههایی مانند آلکمار و هیرنفین نیز مربیگری کرد، اما هیچگاه نتوانست مانند دوران بازی، در قامت یک مربی به اسطوره تبدیل شود. با این حال، تأثیر او بر فوتبال جهان هرگز فراموش نخواهد شد.