شعر در توضیح زیبایی محبوب
دوست دارم که دوستم را دوست داشته باشم
دهان شیرین دور از لب و دندان من است
موفق باشی
بگذارید و روی گل بگذارم
شما در مجموعه ای زیبا از آرایشگر هستید
چه غم و اندوه در مورد من غم انگیز است که من منحرف شده است
پیدا کردن که در برنامه من نقش داشت
از آنجا که من به شما یادآوری می کنم چیزی درباره خودم نمی دانم
من مجبور نیستم سیم هایم را وصل کنم
حکم آنچه را به من بگو، بنده من
بهتر از لیلی ترس از دیوانگی است
عشق تو به کوه من و بیابان من تبدیل می شود
یک دشمن بر روی زمین دشمن
ازت متنفرم
من در دست گرفتن دستان شما گیر کرده ام
تعجب از سلیقه شما در توضیحات شما
دست بر روی قلب زخم زا در گل گرفته شده است
با این حال، من نمی توانم انتظار داشته باشم که صبر کنم
در خلیفه، زادگاه وین، در جهان است
عاشقان از کشاله ران پنهان نمی شوند
بینی چیزی است که آتش را می سوزاند
شما گرمتر از من در آتش من سوخته
بگو که شما سدى را در نوشابه نمى بینید
شاید من زنده ام
کسی شنید که او رفته است
یا صنوبر است که توسط سیمین بریده شده و بریده شده است
نه بزرگ که شما می دانید
این طولانی برای مردم است
خواب در عهد خود را در چشم من است
دوست داشتن یک سری کار روی تخت نیست
هر کس آرام شد و شب از نیم گذشت
و چی خوابیده بود چشمانم و پروین بود
من این دیدگاه را پذیرفتم که این یک برکت کفر است
من برگشتم که من دین هستم
وقت آن است که مردم بیابان را بیابند
به ویژه اکنون که بهار آمده است و فروردین است
چمن امروز بهشت است و شما در معرض مشکل هستید
همه می گویند که او یک طوفان است
آنچه ما در شرایط کیفی خود گفتیم
ما هنوز صدق نمی کردیم
شما با پسر سادی خود چه کار کردید؟
با یک کرگدن، حلق با اسب است
شعر نخواهم نوشت که پرواز کند
من متاسفم که بگویم شیرین است
سعدی
زن جوان غزالی با یک ردیف بود
این به خاطر افتخار من بود
یک زن که مانند اشعار عشق من است
حسن بسیار آگاه و ممتاز بود
من زمان و مکان را برای من گذاشتم
اگر چه به زمان و مکان وابسته بود
جاذبه و جاذبه در جشن غزالم
مرده ها و مرده ها برجسته بودند
یک زن که به دنبال او آمده است
آزادی روح زندانی مستمر بود
در میان قلب من زن زن است
و این رابطه باشکوه بود
زن جوان فرصتی جوان برای من نیست
این دومین سال عقب نشینی من بود
بین لباس بیرونی پیشینیانش
خلوص خالص و مغز انفرادی
دو چشم بدون سانسور بود
از دریایی عبور کرد
"اما خیر مطلق نیست،" او خندید
یک زن که به خوبی آمد و رفت
حسین منزوی
~~~~~ ✦✦✦ ~~~~~
من خوبم، اما من با شما بهتر میشوم
آه ... تا ببینیم شما متفاوت هستین
با احساس شعر در من بیشتر گل
جاسمین و باران من عطر و بوی
من بیشتر در لباس آبیام هستم
آسمان وقتی من رقص می خورم
من به اندازه کافی شجاع هستم که با شما باقی بمانم
من گاهی اوقات تشویق می کنم
میل شما آرزوی شماست، اما شما به من اعتقاد ندارید
من با باد سرد سردم
مهدی فرجی
شما مخمل یا ابریشم ندارید
چند روز هر شب از من میپرسی؟
به شما، بله، به این معنی است که شما از همان منظر دور هستید
همان رنگ سبز را به همان باغچه کریستالی ببرید
سایه همان تصویر مشابه است
این چیزی است که من با ارواحم به دست می آورم
همان فاصله را از ابتدا دریافت کنید
این است که این روش درک معنای یکدیگر است
برای لبخند، در قلب خود صحبت کن
به صبر و شکیبایی خود نگاه کنید
به تنفس شما در شبح سنگین
به کلمات شما با سکوت شیرین
یک شبح چند شب خطر است
اول، نام کسی زبان من است
به نظر من کسی تلاش میکند که من را انکار کند
کسی مثل من دوست دارد جلوی من را بگیرد
یک فرد ساده بسیار ساده از سادگی خود
شناختن فلج خود را یک شبه
آه، سنگ قبر خواب آلود
این روح و جسم من کاهش یافته است
به نظر من کسی تلاش میکند که من را انکار کند
کسی مثل من برای من تشنه است
کسی سبز است تا سبز باشد
شما می توانید از احساس خدا به قلب خود پلید
شبح چند شب است
اول، نام کسی زبان من است
من باید یک لحظه برای آینه ایستاده باشم
آیا این روح هیچ تصویر شبه ای از شما نیست؟
اگر این حادثه هر تصویر شما نیست
پس چرا رنگ و آینه شما یک رنگ است؟
من مطمئن هستم شما ارواح آینه هستید
عشق یک جنایت زیبا برای انکار است
بله، این سایه که در شب کشته شده بود
این الفبای تمام زبان من بود
در حال حاضر آن را در پشت آینه یافت
و دیده بان دیده شده است
این الفبای آموزشی مورد علاقه شماست
عشق من امشب شبح خوشبختی توست
بهروز یاسمی
من اطمینان دارم که یک گل گلدانی از سایبان وجود دارد
بهار یک اثر خطی بر فتولیزه خون دارد
سنگ مرمر خورشیدی راخشان را پوشیده یا خیس کنید
زندگی ابدی ابدی او ابدی است
من دوست دارم بگویم که من قیمتی هدف را گرفتم
من نمی دانستم که دریا چطور بود
شما مجبور نیستید برای دیدن شما صبر کنید
این کمین اشتیاق به گوش دادن دارد و دارای یک کماندار است
چو چمن را در اطراف لب ها به دام انداخته است