خبرنگار: کیارش ایزدپناه
خبرنگار: عبدالصمد حسینی
چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۱
نظریه جدید توپولوژی مداری، چشم انسان را به دنیای جدیدی باز خواهد کرد که میتواند روشهای درمانی جدیدی برای بیماریهای مهلک و خطرناک ابداع کند.
درحالیکه میزان بروز سرطان در جهان حدود ۲۰ درصد تخمین زده میشود و در میان ایرانیان سرطان پروستات و سرطان پستان از شایعترین موارد ابتلا است، ارائه نظریهٔ نوین توپولوژی مداری توسط پروفسور علیرضا مشاقی استاد دانشگاه لیدن هلند توانسته است فرصتهای جدیدی را برای نجات جان بیماران بیشماری در سراسر جهان پیشروی دانشمندان قرار دهد.
با نظریه توپولوژی مداری که به تحلیل ساختار داخلی پروتئینها میپردازد؛ علاوه بر دنیای پزشکی، جهان صنعت نیز فرصتهای تازهای برای شکوفایی پیدا خواهد کرد. این نظریه که حاصل تلاش تیم پژوهشی چندملیتی از دانشگاه هاروارد، دانشگاه استنفورد و موسساتی همچون ماکس پلانک و ESPCI پاریس و چند دانشگاه ایرانی بوده به سرپرستی پروفسور مشاقی انجام گرفته و در ژورنالهای علمی جهان بازتاب قابل توجهی داشته است.
پروفسور مشاقی از اساتید برجسته در دانشگاههای مطرح جهان بوده و بهعنوان پژوهشگری پیشرو و خلاق به موفقیتهای زیادی در مرزهای دانش بشری دست پیدا کرده است. پروفسور مشاقی علاوه بر آنکه برگزیدهٔ جایزه کاشف سال هلند به دلیل موفقیتهای چشمگیر در پژوهشهای بینرشتهای و تک مولکولی است، با کمک فناوری اندام تراشه نیز توانسته، نخستین تراشه را برای بیماری ابولا ارائه کند که موفقیت بزرگی برای ارزیابی سریعتر و دقیقتر داروهایی جدید برای انواع بیماریها، بهویژه بیماریهای صعبالعلاج بوده است. همچنین یافتههای این پژوهشگر مطرح ایرانی درباره سلولهای بنیادی، فرصتهای جدیدی برای تنظیم ایمنی ذاتی و کنترل پاسخهای ایمنی بدن فراهم کرده که مورد توجه فراوان محافل علمی دنیا قرار گرفته است.
از همین جهت با پروفسور مشاقی استاد دانشگاه لیدن هلند و مدیر گروه مهندسی زیستی در موسسه پژوهشهای دارویی لیدن گفتگویی ترتیب دادیم تا با ابعاد مختلف نظریه ارزشمند توپولوژی مداری و ثمرات چشمگیر نگرش مطالعات بینرشتهای که سالها قبل پروفسور مشاقی بانی آن در ایران بود، بیشتر آشنا شویم.
پروفسور مشاق، چرا درک توپولوژی پروتئینها برای بشر مهم است؟
توپولوژی پروتئینها یکی از ویژگیهای ساختاری پروتئینها است. ساختار پروتئینها معمولاً عملکرد پروتئین را تعیین میکند. با تغییر توپولوژی یک پروتئین عملکرد آن هم تغییر میکند؛ مثلاً وقتی هورمونها به گیرنده پروتئینی خود وصل میشوند، توپولوژی آنها تغییر میکند. تغییر توپولوژی منجر به سوییچ کردن از یک عملکرد به عملکرد دیگری میشود پس درک آن میتواند نتایج مهمی در شناخت کنشها و واکنشهای پروتئینها داشته باشد.
تیم پژوهشی شما نظریهٔ جدید توپولوژی مداری را مطرح کرده که به حل مشکلاتی پرداخته که در صد سال گذشته چالش بزرگی برای دانشمندان بوده است. این نظریهٔ چگونه میتواند به کشف درمانهای جدید منجر شود؟
توپولوژی مداری به ما کمک میکند که اصول مهندسی پروتئینها را پیدا کنیم. اینکه در موجودات زنده چه نوع توپولوژی برای چه کاری انتخاب شده است. چه توپولوژی برای کار آنزیمی مناسب است و کدام توپولوژی برای پروتئینهای مکانیکی یا پروتئینهای ایمنی انتخاب شده است. فهم این موضوع منجر میشود که توپولوژیهای بیماریزا را شناسایی کنیم. از طرفی اجازه میدهد که پروتئینهای جدید با خواص جدیدی تولید کنیم که کاربردهای پزشکی و صنعتی دارند.
در این صورت میتوانیم متوجه شویم که چگونه یک زنجیره مولکولی مثل یک پروتئین به گونهای تا میخورد که به یک توپولوژی خاص برسد. کاری که نظریه گرهها نتوانست در بیان موفق باشد. البته ویژگی برجسته نظریه توپولوژی مداری شما ارائه بیان رساتری برای درک این موضوع پیچیده و مهم بود؛ ولی آیا با وجود نظریه توپولوژی مداری میتوان فرایند توپولوژی را هدایت هم کرد؟
بیماریهای زیادی وجود دارند که در آنها پروتئینها توپولوژی خطرناکی به خود میگیرند؛ ولی هنوز هیچ دارویی وجود ندارد که مانع این کار شود یا آن را تصحیح کند. توپولوژی مداری هم راه را برای حل چنین مشکلاتی باز میکند. بهعنوان نمونه ما در پروژهای بزرگ که شرکتهای دارویی اروپایی هم در آن همکاری میکنند، تلاش میکنیم که با استفاده از روش توپولوژی مداری، همراه با تکنیکهای آزمایشگاهی راهی برای فهم و درمان بیمارهای عصبی عضلانی مانند بیماری کندی (Kennedy's disease) و نیز سرطان پروستات پیدا کنیم.
شما از افراد موفق در پژوهشهای میانرشتهای در ایران بهشمار میروید. آیا این نگرش در رسیدن و جمعبندی نظریه توپولوژی مداری کمکی کرده است؟
در واقع تدوین و توسعه توپولوژی مداری نیاز به همکاری دانشمندان در حوزه ریاضی، فیزیک، شیمی پروتئین، هوش مصنوعی و علوم کامپیوتر دارد. مثلا در ریاضی مفاهیمی چون توپولوژی و نظریه گرهها و در فیزیک نیز شاخههای مانند فیزیک پلیمر، حوزه مکانیک آماری، بیوفیزیک پروتئینها برای حل مسائل توپولوژی مداری مورد توجه هستند.
در بخش کاربرد توپولوژی مداری هم حل مسائل پزشکی بدون همکاری با داروسازان و پزشکان ممکن نیست. پس برای کنار هم آوردن این تخصصهای گوناگون به نگرش میانرشتهای و نزدیک کردن زبان رشتههای مختلف برای تعامل سازنده نیاز داریم که نتیجه آن خلق نظریههایی مانند توپولوژی مداری میشود.
دکتر مشاقی وضعیت پژوهشهای میانرشتهای در ایران را چگونه میبینید؟
در ایران سالهای دهه شصت و هفتاد ارتباط متخصصان رشتههای مختلف بسیار نادر بود. متخصصان رشتههای بهظاهر مرتبط، مانند فیزیک و شیمیفیزیک با هم ارتباط نداشتند، همچنین زیستشناسان دانشگاههای تحتنظر وزارت علوم با متخصصان علوم پایه که زیر گروه وزارت بهداشت بودند نیز چندان ارتباطی نداشتند. حتی رشتههای دامپزشکی و رشتههای پزشکی و بهداشت هم از هم دور بودند. درحالیکه در همان زمان ما بر این اعتقاد بودیم که لازم است گاهی برای حل مسائل پزشکی به ارتباط رشتههای دور از هم توجه ویژهای شود.
چرا انتظار داشتید رشتهها با هم مرتبط باشند؟ آیا برای این باور برنامه اجرایی هم داشتید؟
در پژوهشهای پزشکی اساسا نمیشود مرزی بین رشتهها کشید چون پزشکی مسالهمحور است و مساله به دست متخصص یک رشته طرح نشده؛ بلکه طبیعت آن را پیشروی ما قرار داده است. با این اعتقاد ما مسیری را شروع کردیم که منجر به نزدیکی رشتهها شود. در آن زمان هیچ کس در دانشگاه صنعتی شریف کار میانرشتهای در مرز فیزیک و بیولوژی انجام نمیداد و ما اولین پروژهها را شروع کردیم. کارهای متعددی با همکاری آقای دکتر وحید کریمی پور، آقای دکتر رضا رحیمی تبار، آقای دکتر محمد رضا اجتهادی، و آقای دکتر نادر سید ریحانی انجام شد. امروز بیوفیزیک کاملاً در گروه فیزیک این دانشگاه جا افتاده است.
به عبارتی شما از نخستین کسانی بودید که پژوهشهای میانرشتهای را در ایران راه انداختید. در بخش اصلاح قانون تحصیلات همزمان هم فعالیتی داشتید؟
بله، تلاشهای ما برای قانون تحصیلات همزمان هم نتیجه داد. امروز بهواسطه این قانون پزشکان بسیاری در ایران، هم در رشته بهداشت تحصیل کردهاند و هم در علوم پایه و مهندسی متخصص شدهاند. دانشجویان نخبهای زیادی بودند که همزمان با تحصیل در رشتههای مهندسی در دیگر حوزهها همچون فیزیک و ریاضی تحصیل کردهاند. من دانشجویانی را هم میشناسم که اکنون استادان دانشگاههای تهران شدهاند.
آیا مراکز و اشخاص دیگر هم برای تحقق این هدف فعال بودند؟
برخی مراکز از جمله مرکز پژوهشهای بنیادی در تهران و یا مرکز بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران هم در گسترش پژوهشهای میان رشتهای نقش مهمی داشتند. بهعنوان نمونه، تلاش های آقای دکتر کارو لوکس در رشته مهندس برق و آقای دکتر شاهین روحانی در فیزیک و آقای دکتر حسین استکی در رشته پزشکی و عصبشناسی در مرکز پژوهشهای بنیادی در نزدیک کردن فیزیک و مهندسی و علوم اعصاب در ایران بسیار مؤثر بوده است. آقای دکتر علی اکبر موسوی موحدی و آقای دکتر محمد نبی سربلوکی هم در مرکز بیوشیمی و بیوفیزیک در نزدیک کردن شیمی و زیست شناسی نقش اساسی داشتند. در سالهای اخیر هم رشد علوم نانو، علم مواد، هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و بیوتکنولوژی در ایران، زمینهساز بسیار خوبی برای کنار هم قرارگرفتن متخصصان رشتههای مختلف شده است.
بهنظر شما بهعنوان عضوی از پایهگذاران قانون تحصیلات همزمان در ایران، توجه به کدام پژوهشهای میانرشتهای میتواند به حل مشکلاتی بپردازد که سالها لاینحل مانده؟
بهعنوان نمونه در حوزه پزشکی، ارتباط بین علوم کامپیوتر و پزشکی، همچنین فیزیک و بیولوژی میتواند اتفاقات مهمی را رقم بزند. حجم دادههای پزشکی در حال افزایش است و پزشکی کلاسیک در آینده نیاز به تغییر بنیادی خواهد داشت. البته این در مورد همه بیماریها صدق نمیکند؛ ولی بیماریهای پیچیده بهويژه آنهایی که در سن بالا رخ میدهند از مسائلی هستند که نیاز به رویکرد کاملاً جدیدی در پزشکی بالینی دارند.
تیم همکار شما چند ملیتی است. از چه کشورهایی در آن مشارکت داشتند؟
در تیم پژوهشی من افرادی از ۱۱ ملیت مختلف هستند. در این پروژه تیم ما با پژوهشگرانی از ایران، اسلوونی، انگلیس، آلمان و آمریکا همکاری میکرد. از ایران، پژوهشگرانی از دانشگاه شیراز، دانشگاه کاشان، دانشگاه نیشابور، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران همکاران پروژه توپولوژی مداری بودهاند.
چه کسانی از میان پژوهشگران ایرانی در ارائه تکنیک توپولوژی مداری با شما همکار بودند؟
در پروژه توپولوژی مداری چندین نفر از ایران با ما همکاری کردند از جمله آقای دکتر ابوالفضل رمضانپور, آقای دکتر محمدرضا اجتهادی و خانم دکتر نرگس نیکوفرد از همکارن ایرانی ما بودند.
پروفسور مشاقی، پژوهش شما در فناوری اندام تراشه منجر به ساخت تراشه بیماری ابولا شد که نتایج بسیار خوبی هم داشت. تراشه شما علاوه بر کمک به تشخیص زودهنگام بیماری ویروسی ابولا، در شناخت تاثیرات چند داروی جدید هم بسیار موثر بود. آیا با فناوری اندام تراشه به سراغ حل مشکلات درمان کرونا هم رفتهاید؟
قطعاً فناوری اندام تراشه میتواند در این زمینه کمک کند. اساسا فناوری اندام تراشه عبارت است از ساخت مدل مینیاتوری اندام انسانی که میتوانند مانند انسان بیمار شود. متاسفانه مدلهای حیوانی در بسیاری موارد نتایج مفیدی برای پزشکی نداشتهاند و این بهخاطر تفاوت بدن انسان با بدن موش، خرگوش یا پستانداران بزرگ است.
فناوری اندام تراشه اخیراً توسط گروه ما و یکی دو گروه دیگر وارد حوزه بیماریهای ویروسی شده است و نتایج اولیه بسیار امید بخش بوده است. این فناوری هم اکنون در حال آزمایش برای بیماری کرونا است. گروه ما نیز اکنون در حال تست پلاسمای خون بیماران کرونا در روی تراشه است. البته همکاران ما در دانشگاه هاروارد هم از این فناوری برای تست چند دارو استفاده کردهاند و نتایج این مطالعات در آینده نزدیک منتشر میشوند.
پروفسور، شما و تیم پژوهشی دانشگاه ایلینویز در دو سال قبل ثابت کردید که سلولها بنیادی میتوانند ایمنی ذاتی را کنترل کنند. چگونه میتوان از توانایی سلولهای بنیادی بهعنوان ابزاری مهندسی شده برای مقابله با کرونا استفاده کرد؟
یکی از ویژگیهای اصلی سلولهای بنیادی توانایی آنها در تبدیل به بافتهای مختلف و دیگری تنظیم سیستم ایمنی و همچنین تولید فاکتورهای رشد است. به این دلیل میتوان از این سلول ها برای ترمیم بافتها و یا محدود کردن واکنش التهابی استفاده کرد.
گروه های پژوهشی مختلفی در کشور های مختلف در حال بررسی امکان استفاده از فنآوری سلول بنیادی برای درمان بیماری کرونا هستند. یکی از مشکلاتی که در موارد شدید عفونت ویروس کرونا پیش می آید التهاب شدیدی است که به آن طوفان سیتوکینی گفته می شود که بهخصوص بهشش ها آسیب می زند. در حال حاضر مطالعاتی در جریان است که از توانایی سلولهای بنیادی مزانشیمی در تضعیف سیستم ایمنی و ترمیم بافت برای حل مشکل طوفان سیتوکینی استفاده شود.
خبرنگار: نسترن صائبی
گروه علم و فناوری خبرگزاری آنا؛ علیرضا مشاقی در سال ۱۳۵۶ در یک خانواده فرهنگی در بابل به دنیا آمد. پدرش از آموزگاران ممتاز بودند که در حال حاضر بازنشسته شدهاند. جالب است که مشاقی تحصیلاتش را با پدرش آغاز کرد و پدرش معلم کلاس اول ابتداییاش بود. کم کم به ریاضیات و فیزیک علاقه پیدا کرد و در دوره دبیرستان در رشته ریاضی درس خواند. او بیشتر دوران مدرسه را در بابل گذراند و این دوره را سریعتر از زمان معمول تمام کرد و وارد دانشگاه شد.
علیرضا مشاقی پس از دوره دبیرستان وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد و با پایاننامهای درباره ایمونوژنتیک بیماری ویتیلیگو موفق به دریافت مدرک دکتری پزشکی شد. در زمان تحصیل پزشکی بود که تصمیم گرفت در رشته دیگری نیز درس بخواند و از این طریق به نوعی پایهگذار رشتههای میانرشتهای در دانشگاه شد.
چه شد که در کنار رشته پزشکی، رشته مهندسی را شروع کردید؟
همزمان با رشته پزشکی، متوجه علاقهام به رشتههای علوم و مهندسی شدم. در سال سوم پزشکی طرحی را به وزارت علوم و بهداشت ارائه کردم که به موجب آن به دانشجویان نخبه اجازه تحصیل همزمان در دو رشته دانشگاههای دولتی داده میشد. این طرح که در ابتدا امیدی به تصویبش نبود بعد از چند سال پیگیری من و یکی از دوستانم، دکتر مازوچی، به نتیجه رسید. بدین ترتیب همزمان با تحصیل در پزشکی، من در دانشگاه تهران، در رشته شیمی لیسانس گرفتم. در دوره لیسانس شیمی، غیر از حدود ۱۴۰ واحد درسی این رشته، تمام درسهای اصلی لیسانس ریاضی و لیسانس فیزیک را هم در دانشگاه تهران گذراندم.
بعد از آن، دوره کارشناسی ارشد بیوفیزیک را در مرکز بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران شروع کردم و سپس وارد دوره کارشناسی ارشد فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف شدم که متمرکز بر فیزیک نظری بود. بقیه تحصیلات من در خارج از ایران انجام شد. در دوران حضورم در ایران، در دانشگاه تربیت مدرس، درس سیستمهای دینامیکی و در دانشگاه تهران درس پزشکی مولکولی، ترمودینامیک غیر تعادلی، و شیمی تجزیه دستگاهی را تدریس کردم.
در خارج از کشور چه رشتهای را ادامه دادید؟
پس از خروج از ایران در انستیتو تکنولوژی فدرال سوییس، در رشته مهندسی مواد و در دانشگاه تکنولوژی دلفت در رشته فیزیک و نانوتکنولوژی تحصیل کردم و از همین دانشگاه دکتری تخصصی گرفتم. در آمریکا در دانشگاه هاروارد، MIT و استنفورد تحصیل و پژوهش کردم. به ویژه در دانشگاه هاروارد به تحصیل در چشم پزشکی پرداختم و موفق به دریافت فلوشیپ قرنیه از آن دانشگاه شدم.
در دانشگاه هاروارد فرصت یافتم که تیم پژوهشی خودم را تشکیل دهم و کارهای پژوهشی متعددی را آغاز کردم که تا به امروز ادامه دارند. زمینه همکاریهای متعددی را هم با دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاه استنفورد ایجاد کردم که نتایج این همکاریها در مجلات علمی معتبر چاپ شده و یا در آینده منتشر خواهد شد.
هماکنون از نظر تحصیلی و پژوهشی چه جایگاهی دارید؟
در حال حاضر استاد دانشگاه و پژوهشگر رسمی دانشگاه لیدن هلند و هاروارد آمریکا هستم. زمینه کاری من استفاده از مهندسی و فیزیک برای تشخیص و درمان بیماریهاست. علاوه بر این، استاد چشم پزشکی در دانشگاه فودان چین و مرکز چشم پزشکی بصیر تهران هم هستم.
در ایران، طرح ساخت چسب قرنیه و قرنیه مصنوعی را راهاندازی کردم که با همکاری مرکز بصیر و دانشگاه علوم پزشکی تهران در حال انجام است. در ایجاد یک شرکت استارتاپ دارویی در بوستون هم شرکت دارم و عضو برد چندین مجله علمی بینالمللی هستم.
زمانی که به آمریکا سفر کردید، این مهاجرت چطور شرایط را برایتان تغییر داد؟ چه تاثیری در زندگی و پژوهشهای شما داشت؟
کار و پژوهش آکادمیک در آمریکا تجربه ویژهای است. امروزه اساسا سفر کردن یکی از راههای تسریع پیشرفت آکادمیک محسوب میشود. البته آمریکا کشور پهناواری است و مراکز علمی زیادی دارد. من مشخصا بیشتر زمانم را در بوستون گذراندم که شهری با چند دانشگاه تراز اول و فضایی به شدت رقابتی است و فرهنگ آکادمیک ویژه و جایگاه ممتازی در خود آمریکا دارد.
فضای شهر هم با بقیه آمریکا تفاوت چشمگیر دارد و بیشتر به یک شهر اروپایی شبیه است. البته مراکز درجه یک اروپایی از نظر سطح علمی در همان جایگاه هاروارد هستند اما از نظر اندازه، دانشگاه هاروارد بسیار بزرگ است. به عنوان نمونه، دانشگاه لیدن ۱۶ برنده جایزه نوبل داشته است. آلبرت اینشتین و کیپ تورن که امسال جایزه نوبل فیزیک را برد هم استاد دانشگاه لیدن بودهاند.
به نظرم خوب است که پژوهشگران و دانشجویان ایرانی، در صورت امکان، به کشورهای مختلف سفر کنند و به ویژه دورهای را در آمریکا بگذرانند، این کار افق دیدشان را وسیعتر میکند. آنچه نهایتا مهم است این است که یک پژوهشگر کار علمی درجه یک انجام دهد، چه در ایران باشد یا در آمریکا.
زمانی که به خارج از کشور مهاجرت کردید، با چه چالشهایی مواجه بودید؟
زمانی که من از ایران خارج میشدم زندگی در خارج از ایران با داخل ایران خیلی متفاوت بود و تعداد بسیار کمی ایرانی در خارج تحصیل میکرد. طبیعتا تلاش بیشتری لازم بود تا با محیط جدید آمیخته شوم و بتوانم شهروند خوبی در کشور جدید شوم. امروزه به دلیل گسترش اینترنت و اندرکنشهای بیشتر، دانشجویان دانش و آمادگی بیشتری برای زندگی در محیطهای دیگر دارند.
تاکنون چند دستاورد یا کار پژوهشی داشتهاید؟
کارهای زیادی انجام دادم که شمارش از دستم خارج شده است. در گزینش پروژه و نوشتن مقالات علمی خیلی با دقت عمل میکنم و کیفیت کار برایم بسیار مهم است.
بیشتر از ۶۰ مقاله علمی چاپ کردم که تعدادی از آنها در گروه نیچر چاپ شدند. بسیاری از کارهای انجام شده مورد توجه رسانهها قرار گرفت و در روزنامهها و رسانههای عمومی در خارج از ایران هم بازتاب یافتند. چند تا از این مقالات به جوایزی هم منجر شدند و به خاطر یکی از کارها، لوح افتخار انجمن شیمی آمریکا به من اعطا شد.
طرح پژوهشیای که هماکنون روی آن کار میکنید یا در آینده قرار است کار کنید، چیست؟
پروژههای متعددی در حال انجام دارم که به برخی از آنها در بالا اشاره شد. در اینجا به سه تا از پروژههای دیگر اشاره میکنم. فیزیک در طول دههها، کمکهای زیادی به پزشکی کرده اما این کمکها محدود به کمکهای ابزاری بوده است. این در حالی است که فیزیک به شیمی و زیستشناسی و مهندسی هم کمک ابزاری و هم کمک مفهومی کرده است. پروژهای در حال انجام دارم که هدفش این است که ببینیم آیا فیزیک میتواند کمک مفهومی به پزشکی بالینی داشته باشد. اولین نتایج ما امسال منتشر شد و خیلی امیدبخش بوده است.
پروژه دیگر مربوط به توپولوژی است که کاربردهایی در پزشکی، شیمی، فیزیک و حتی علم مدیریت دارد.
پروژه دیگر، ساخت مدل اندامهای بدن روی چیپ (تراشه) است که برای مطالعات داروسازی مفید هستند. با تولید این چیپها نیاز به آزمایشهای حیوانی کمتر خواهد شد. علاوه بر پژوهشهای بنیادی، چندین کار چشم پزشکی بالینی هم در دانشگاه فودان و در دانشگاه هاروارد در حال انجام داریم.
چه فیلم یا کتابهایی در زمینه علمی –تخیلی خواندهاید و کدام یک از آنها را بیشتر از همه دوست داشتید؟
من بیشتر کمدی تماشا میکنم. آخرین فیلم غیرکمدی که تماشا کردم جنگ ستارگان بوده است.
به نظر شما نظام آموزش عالی ایران چه مزایا یا معایبی دارد؟
فضای آکادمیک ایران در دوران زندگی من از نقطهای شروع شد که پژوهش چندانی نداشتیم و آموزش هم عمدتا محدود به دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد بود. قبل از آمدن من به خارج، ایران به جایی رسید که فارغالتحصیلهای دکتری در داخل تربیت میشدند و برخی از آنها استادان خیلی خوبی با تراز جهانی شدند.
بسیاری هم از خارج ایران به ایران آمدند و موجب پیشرفت زیادی شدند. از جمله دوست دارم یاد کنم از آقای دکتر کارو لوکس، استاد دانشکده برق دانشگاه تهران و آقای دکتر ثبوتی، استاد مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان، که بسیار موثر بودند. استادانی در ایران توانستند هم از نظر کیفی و هم کمی تولید علم ایران را بالا ببرند.
در سالهای اخیر البته انحرافهایی ایجاد شده، که اگر جلوی آن گرفت نشود، تصحیح آن بسیار سخت و زمانبر خواهد بود. بعضی دانشگاهیان، در نوشتن مقالات و پایاننامه دقت کافی ندارند و گاهی با افرادی مواجه میشویم که تعداد نجومی مقاله علمی در سال چاپ میکنند و احتمالا حتی آنها را بیشتر از یک بار نخواندهاند. این کارها شاید سود مالی و اعتباری برای آنها در ایران ایجاد کند ولی موجب صدمه به علم کشور و نسل جدید دانشجویان خواهد شد.
دانشجویانی که از ایران به کشورهای دیگر برای تحصیل یا کار مهاجرت میکنند، چه وضعیتی دارند؟
من آمار درستی از سطح دانشجویان ایرانی ندارم و نمیتوانم قضاوت کلی کنم. چند ده نفری که من با آنها در این سالهای اخیر کار کردم، عالی و حرفهای بودند.
برخی از دانشجویانی که مهاجرت میکنند، در ایران موفق بودند و صرفا برای پیشرفت بیشتر سفر میکنند. برخی هم به هر دلیل در ایران موفق نبودند و سفر به خارج جهت پیدا کردن راهی جدید برای ترمیم مشکل تحصیلی یا بیکاری است. معمولا تفاوت چشمگیری بین سطح علمی و روحیات این دو دسته دانشجوی مهاجر ایرانی وجود دارد.
در اوقات فراغت چه کار میکنید؟
در زمان غیر کاری، ورزش میکنم و زمان زیادی با خانواده و دوستان میگذرانم و به کشورهای مختلف سفر میکنم.
چه توصیهای به جوانان ایرانی دارید؟
پیشنهاد من به دانشجویانی که به هر دلیل میخواهند ایران را ترک کنند و به غرب مهاجرت کنند این است که تا حد امکان از ایران پول خارج نکنند و یا دست کم، معادل ثروتی که خارج میکنند به ایران برگردانند. این کار با مقداری تلاش امکانپذیر است و کمترین خدمتی است که میتوان به مردم ایران کرد.
از خانواده من، سه نفر در خارج از ایران تحصیل کردیم و تمام هزینهها توسط کشور محل تحصیل پرداخت شد. امیدوارم دانشجویان ایرانی در ایران و یا هر کشور دیگری اقامت دارند شهروندان خوبی برای آنجا باشند.
فضای پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاهی آمریکا چطور دانشجویان و دانشمندان را به تحقیق و پژوهش تشویق میکند؟
در دانشگاههایی که من در دنیای غرب دیدم، آموزش با پژوهش گره خورده و استادان فرصت میکنند پژوهشهای خود را تدریس کنند. از سوی دیگر ارتباط با صنعت بسیار قوی است و دانشجو میتواند ببیند که کار پژوهشی نتایج کاربردی ملموس به بار میآورد. این مشاهدات میتواند انگیزه خوبی برای پژوهش در دانشجویان ایجاد کند.
آیا دوست دارید برای زندگی به ایران برگردید؟
من ارتباطم با ایران برقرار است و در سال گذشته استاد مدعو دانشگاه تهران بودهام. در حال حاضر با دانشگاه شریف، تهران و بهشتی و پژوهشگاههای دانش بنیان مرتبط هستم و هدایت و آموزش تعدادی دانشجو را بر عهده دارم.
گفتوگو از نسترن صائبی
خبرنگار: یگانه کربلایی