اوتیسم یک اختلال عصب روانشناختی است که در دوران کودکی شروع می شود و با تداخل پایدار در ارتباط یافتن و تعامل با سایرین مشخص می شود؛ فرد مبتلا به اوتیسم اغلب الگوهای رفتاری، علائق و فعالیت های محدود و تکرار شونده دارد؛ بعد از مطالعه این مقاله اگر نیاز به ویزیت روانشناس داشنید از صفحه اصلی سایت برای رزرو نوبت استفاده فرمائید.
اوتیسم بر روی یک طیف توزیع شده است؛ تربیت کودک در این سه سطح متفاوت خواهد بود؛ فردی که به نوع شدید اوتیسم مبتلا است در انجام فعالیت های روزمره یک فرد بزرگسال محدودیت جدی را تجربه می کند؛ وقتی اوتیسم شدت کمتری داشته باشد فرد می تواند رفتارهای نرمالی را تجربه کند، به جز در برخی موقعیت های خاص اجتماعی که مشکلات تداخل ایجاد می کنند؛ در برخی موارد نارسایی های شناختی یا مشکلات گفتاری نیز وجود دارند؛ تخمین زده می شود که از هر ۱۰۰ کودک ۱ نفر مبتلا به اوتیسم است.
در سال 1943 برای اولین بار دکتر لئو کانر بعد از مطالععه 11 کودک در بیمارستان هاپکینز تشخیص اوتیسم را ارائه کرد؛ در همان زمان دانشمند آلمانی دکتر هانس آسپرگر سندرم خفیف تری را را با نام سندرم آسپرگر معرفی کرد؛ این دو بیماری امروزه به عنوان اختلالات عصبی رشدی در طیف اختلالات اوتیسم (ASD) قرار گرفته اند؛ این اختلالات با نقص در مهارت های ارتباطی، تعامل اجتماعی و الگوهای رفتاری کلیشه ای، محدود و تکرار شونده مشخص می شوند؛ افرادی که قبلا تشخیص آسپرگر دریافت می کردند امروزه تشخیص اوتیسم سطح 1 یا اوتیسم با کارکرد بالا را دریافت می کنند؛ سه سطح از ااختلال طیف اوتیسم به شرح زیر است:
نیازمند حمایت
اشکال در شروع تعامل های اجتماعی
رفتار بدون انعطاف است
اشکال در تغییر فعالیت
اشکال در سازمان یافتگی
نیازمند حمایت قابل توجه
نقص جدی در تعامل اجتماعی
رفتار بدون انعطاف است
ناراحتی در مقابل تغییر
رفتارهای تکراری
نیازمند حمایت خیلی زیاد
نقص شدید در تعامل و روابط اجتماعی
رفتار بدون انعطاف است
ناراحتی شدید در مقابل تغییر
رفتارهای تکرار که با زندگی روزمره تداخل ایجاد می کند
تشخیص نشانه های اوتیسم نیازمند توجه دقیقی است؛ چراکه برخی مطالعات نشان دادند در ۱ سالگی نیز می توان اوتیسم را شناسایی کرد؛ با این حال نشانه های قابل اتکا معمولا در ۳ سالگی تشخیص داده می شوند؛ معمولا والدین اولین افرادی هستند که به نشانه ها در کودک توجه می کنند.
در برخی موارد کودک چندماهه بی تفاوت به نظر می رسد و به سایرین پاسخی نشان نمی دهد، یا اینکه به مدت زمان طولانی بر یک چیز توجه می کند؛ اولین علائم اوتیسم در کودکانی که به ظاهر رشد طبیعی دارند نیز می تواند تظاهر پیدا کند؛ وقتی یک کودک نوپا سکوت و اجتناب می کند، خود آزار می شود و نسبت به محرک های اجتماعی بی تفاوت است تشخیص احتمالی یک بیماری عصبی رشدی مطرح می شود؛ پژوهش ها نشان دادند که والدین در گزارش مشکلات رفتاری کودکان از این قبیل معمولا درست عمل می کنند؛ اختلالات طیف اوتیسم می توانند خفیف تا شدید باشند؛ در موارد شدید الگوهای گفتاری و رفتاری به سختی فهمیده می شوند.
حدود یک سوم افراد دارای اوتیسم تعامل کلامی ندارند
تماس چشمی محدود است
زبان چهره و بدن سایرین را سخت می فهمند
لحن گفتار متفاوت است
هیجانات سایرین به درستی فهمیده نمی شوند
در موقعیت های اجتماعی احساسات شدیدی تجربه می شود
این قبیل رفتارهای محدود و تکرار شوند در طیف اوتیسم بسیار متفاوت هستند؛ این رفتارها می توانند اشیاء، بدن فرد اوتیسم یا الگوهای تکرار شوند کلامی را شامل شوند.
حرکات تکراری بدن مثل تکان دادن یا چرخش
حرکت دادن تکراری اشیاء
خیره شدن به چراغ یا اشیاء درحال حرکت
رفتارهای کلیشه ای مثل لمس کردن اشیاء با ترتیب خاصی
علائق محدود یا بسیار گسترده نسبت به موضوعات خاص
نیاز به یک روال ثابت مثل منوی غذای ثابت
اوتیسم همراهی نقص شناختی
اوتیسم وجود نقائص گفتاری
اوتیسم وابستگی با مشکلات طبی، ژنتیکی یا عوامل محیطی
اوتیسم وابستگی با سایر اختلالات عصبی رشدی، روانشناختی یا رفتاری
اوتیسم همراه با کاتاتونیا
فرد مبتلا به اوتیسم در خانواده
جهش ژنتیکی
سندرم X شکننده و سایر اختلالات ژنتیکی
والدین سالمند
وزن کم در زمان تولد
عدم تعادل متابولیک
قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین و سموم محیطی
سابقه عفونت های ویروسی
قرار گرفتن جنین در معرض داروهای والپروئیک اسید یا تالیدوماید
با توجه به گزارش انستیتوی ملی اختلالات عصبی و سکته مغزی (NINDS) ژنتیک و محیط هردو تعیین کننده ابتلا به اوتیسم هستند؛ ولیی دلیل منفرد و واضحی برای اوتیسم شناخته نشده است؛ برخی ریسک فاکتورهایی که در پژوهش ها برای اوتیسم گزارش شده اند.
افراد مبتلا به اسکیزوئید وخیم، بخصوص آنهایی که اسکیزوتایپ هم دارند، ممکن است نسبت به پذیرش یا طرد اجتماع بی تفاوت به نظر برستد؛ این بی قاعدگی ممکن است به حدی باشد که دیگران از آنها فاصله بگیرند؛ این بی تفاوتی آشکار بیشتر در بوجود آوردن فواصل قابل تحمل بین این افراد و سایرین کاربرد دارد تا در نادیده گرفتن انتظارات دیگران؛ بر این اساس آنها از طیف اوتیسم تمایز پیدا میکنند.
میمونهای ماده بزرگ شده در انزوا، مادرهای نالایق و آزارگری می شوند. با وجود اینکه میمونهای بزرگ شده در انزوا بجز محرومیت از لمس شدن میتوانستند ببینند، بو بکشند و بشنوند به نقل از ماری کارلسون عصب شناس، آنها دچار “سندرم شبه اوتیسم” میشدند و رفتارهایی از قبیل خود- نظافتی، در خود ماندن، دوری گزینی از جمع و تکان خوردنهای تکراری را نشان میدادند؛ این آزمایش با میمونها امروزه به هیچ عنوان توسط یک هیات متخصص ناظر تایید نمیشود؛ حتی در همان سال ۱۹۵۰ اگر فردی میخواست چنین آزمایش خشونت باری را با فرزندان انسانها انجام دهد دستگیر میشد و به قانون سپرده میشد؛ متاسفانه سیاست های اشتباه اجتماعی به ما نشان دادند که تأثیر محرومیت هیجانی، انزوای اجتماعی و تنهایی میتواند برای فرزندان ما نیز در بدترین حالت ممکن رخ دهد.