تعالیم عروس و موت - قسمت شانزدهم
عروس پاک - قسمت دوم: دوشیزگان نادان و عاقل
متی ۲۵: دوشیزگان نادان و عاقل - ۵ نادان روغن نداشتند، ۵ عاقل روغن داشتند. وقتی داماد آمد، عاقلان وارد جشن عروسی شدند، در بسته شد. نادانان آمدند گفتند باز کن، داماد گفت "شما را نمیشناسم." "شناختن" = ازدواج، یکی شدن - یعنی نمیتوانم با شما ازدواج کنم، شما با من یکی نیستی. سه هویت: (۱) فرزند - فیض، محبت والدین، بچه اشتباه میکند ولی محفوظ است. (۲) عروس - استانداردها بالاتر، انتظارات بیشتر، اشتباهات کمتر، پاکی و تقدیس، زنا = طلاق و زخم. (۳) پادشاه - بچه نمیتواند پادشاهی کند، پدر اقتدار را به پسر داد، پسر با عروس پادشاهی میکند. متی ۲۵: آمدن داماد به طول انجامید، همه خفتند، نصف شب صدا آمد "اینک داماد میآید." نادانان گفتند روغن بدهید، عاقلان گفتند نمیشود، خودتان بخرید. وقتی نادانان رفتند، داماد رسید، آنانی که حاضر بودند وارد جشن عروسی شدند. این ربوده شدن است - اتفاقی قبل از برگشتن مسیح برای پادشاهی (مکاشفه ۱۹). ربوده شدن منحصر به عروس است، نه همه. سؤال: مگر فیض شامل همه نیست؟ چطور بعضی رد میشوند؟ پاسخ: اینها عروس بودند (باکره)، ایمان داشتند، ولی روغن (روحالقدس) نداشتند - آماده نبودند. فرق بچه و عروس: بچه با فیض محفوظ است، عروس باید آماده باشد. کلیسای امروز راه فرار و راه ساده میخواهد - نمیتوانی آسان وارد قصر شوی. هشدار به خادمین: بار سنگینتری داریم. بهتر است خدمت نکنیم تا خدمت نادرست کنیم - خدمت برای ملکوت خود، پول گرفتن، سوء استفاده از برههای خدا. خادمین کاذب = فریسیان امروز، در خطر نابودیاند. وظیفه من: درست زندگی کنم، خود را اصلاح کنم، راههای خدا را محبت کنم، درست تعلیم دهم.