مقاله


به پايگاه اينترنتي ابا صالح المهدي خوش آمديد

  

صفحه اصلی

دعاي عهد

 مقاله

حرف دل

آل ياسين

عكس

لينكستان

خاطرات سفر به

عتبات عالیات

دست نوشته ها

 زیارت ناحیه مقدسه

سروده های مهدوی

 

 

 

پیشگوییهای آخرالزمانی

مطالب زیر در باره پیشگوییهای نوسترادانوس به نظرم اومد جاداره که برای چندمین بار مرور بشه ....

هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در

طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ »آگوست 1989م« پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود.

ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران صحّه گذاشت.

در اين مقاله سعى نگارنده بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد يا از آن دفاع كند و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد.

 البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمى‏توان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بينى و آينده‏نگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها The clash of) (civilizations را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است.

پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.

  «... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.»

جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد:«ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.»
 بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.

ميشل دونوسترادام Michel) (De Nostradame كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد.

خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كاباليست‏ها را مستقيماً به وى تعليم داده است.

 نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه، يعنى "مون‏پليه" در رشته پزشكى فارغ‏التحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد.
 شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحى‏آميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد.

 سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ يعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد.

نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك به بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:
«... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.»
 
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.

بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره "جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران"

«شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.»

«از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.»
«مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...»

ادبيات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترين نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى‏توان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:

آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.
"دو محاصره،
در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد.
آن مرد،
از فشار تشنگى،
به خاطر دو فنجان مملو از آب،
كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]
نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد."
رهبر پاريس،
اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتيهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.

در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.

در هنگامه دميدن خورشيد،
آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛
صدا و روشنايى،
در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت.
در ميانه كره خاك،
مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،
آتش و خشكسالى
آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.

سرزمين مسكونى،
از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمينها،
جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛
كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،
نفاق و مرگ
پيش خواهد آمد.

و از چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:

شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.
تو اى فرانسه!
اگر،
از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛
خود را،
در ميانه دريا و جزاير،
در محاصره خواهى يافت؛
و پيروان محمد،
در برابر تو خواهند ايستاد.
و همچنين
تو، اى درياى آدرياتيك!
استخوان خران و اسبان را
خواهى جويد

و باز مى‏گويد:

آن مرد،
با سلاحها و آتش درخشان،
در نزديكى درياى سياه،
از پرشيا براى تسخير ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛
خورشيد،
درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛
روشن خواهد كرد.

و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
 
«كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...»

كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
"فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.
هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟ "

«مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.»

« در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.»

«... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...»

رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.

م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

«... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...»

شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...»

در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،
آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.

همچنين نوسترآداموس در چنين مى‏سرايد كه:
« امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمد»ص«] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.»

بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.

منبع :

ماهنامه موعود - شماره 37

 

 

 

آقای رییس جمهور سلام

 

 

از آنجا که طراح سوال مهرورزی و موانع آن در جامعه  شخص شما هستید، پیشنهادم را نیز خطاب به شما می نویسم

آقای احمدی نژاد

از دانش آموزان و دبیران سوال کردید که موانع مهرورزی در جامعه چیست ؟ و چه کسانی نمی خواهند انسانها دوست ، یار و عاشق یکدیگر باشند ؟

آقای رییس جمهور به شما پیشنهاد می کنم اگر بدور از هر گونه جنجال سیاسی و غیر سیاسی و بی اعتنا به هر گونه فعالیت کلیشه ای و تکراری تبلیغاتی ، واقعا و حقیقتا بدنبال این پرسش هستید که موانع محبت را شناسایی کنید، بیایید و برای یکسال هم که شده نظام فعلی ارزشیابی در آموزش و پرورش را حذف کنید تا آنوقت به گنجینه ای عظیم از نیرو های فعال و مخلص و عاشق در آموزش و پرورش دست یا بید .

 

آقای ریس جمهور

 در شرایطی که کوچکترین رفتار معلم که سلام و احوالپرسی روزانه او با همکارانش است در چنته ارزیابی های اداری بالا و پایپن می شود باور کنید که بروز رفتار های محبت آمیز و عشق ورزیدن خالصانه کار بسیار دشوار و طاقت فرسایی است .

 

 آقای احمدی نژاد

 متاسفانه بر خلاف میل درونی من ، شما و خیلی از دلسوزان نظام تعلیم و تربیت ، بسیاری از رفتار های غلط اگر چه به شوخی هم باشد در بین همکاران فرهنگی باب شده و این زنگ خطری است که اگر دیر بجنبید ریشه تعلیم و تربیت خالصانه و دلسوزانه را از بیخ و بن بر خواهد کند .

اینکه معلمین در سلام و احوالپرسی روزانه (البته به شوخی اما شوخیی که احتمال تبدیل شدن آن به واقعیت بسیار زیاد است ) به یکدیگر می گویند : با مدیر گرمتر احوالپرسی کنیم تا ارزشیابی و به دنبال آن دریافتی بالا تری داشته باشیم ، یا زمانی که یکی از دبیران سوغات یا هدیه ای به سایر همکاران و از جمله مدیر تقدیم  می کند به شوخی و یا شاید هم به جدی می گوید : باور کنید به خاطر ارزشیابی نیست و یا زمان دیگری که یکی از همکاران بخشهایی جالب از یک نوشته ادبی را برای مطالعه  دیگر همکاران بر روی تابلوی اعلانات نصب می کند و با این واکنش جدی همکاران روبرو می شود که این کار حتما در ارزشیابیت موثر خواهد بود و یا مثالی دیگر ، زمانی که مدیر برای تشویق همکاران برای انجام فعالیتهای رایانه ای به آنان گوشزد می کند که این کار در ارزشیابی انان موثر است و یا زمانی که همه همکاران به  دبیری که  دستی توانا در نویسندگی دارد خطاب و عتاب می کنند که چرا در فراخوان پرسش مهر شرکت نمی کنی تا از امتیاز ویژه اش برخوردار شوی و هیچکس  حتی به ذهنش هم خطور نمی کند که به آن همکار روان نویس بگوید که بنویس تا بلکه دردی از درد های جامعه را حل کنی ......و یا زمانی که .....

آقای احمدی نزاد

 اگر بخواهم مثال بزنم صدها و هزار ها از این موارد را در ذهن خود انباشته دارم اما شاید بغض گیر کرده در گلو مجال  ذکر ادامه مثالها را به من ندهد ولی باور کنید آقای رییس جمهور با این ارزیابی تقریبا که چه عرض کنم ، مطمئنا مسخره ای که در آموزش و پرورش وجود دارد دیگر نباید انتظار داشت که امثال رجایی و با هنر در این سیستم تربیت شوند.

 

آقای احمدی نژاد

 

شما خوب می دانید که راز ماندگاری یک عمل در طول تاریخ و راز جاودانگی انسانهای خدا پرست نیتهای صادقانه و مخلصانه آنان بوده است ، اگر رجایی و مطهری و با هنر همچنان در قلبها و ذهنهای ما عزیزند چون برای هیچ احدی غیر از خدا کار نکردند ، اگر امام خمینی همچنان محبوب قلبهاست ، اگر یاد شهید چمران اشک بر چشمهای دوستدارانش جاری می کند ، اگر شهید صیاد شیرازی و صدها و هزارها چهره محبوب دیگر در روح و روان ما زنده اند چون کارشان خدایی بود و جز خدا انگیزه دیگری را در نظر نداشتند .

 

آقای احمدی نژاد

 

 شما هم مانند من خوب می دانید که کار اگر برای خدا نباشد برکت نخواهد داشت و بالاخره یک جای کار خواهد لنگید .

 

 آقای احمدی نژاد

 

 فکر نمی کنید که شاید یکی از گره های اساسی در آموزش و پرورش اینست که مسوولان آن  حتی احادیث پیامبر را نیز با هدف   برگزاری دوره های ضمن خدمت و دادن گواهینامه و ارزشیابی بالا تر و حقوق بیشتر  مورد آزمون قرار می دهند و شاید کمتر به جنبه های معنوی آن توجه می کنند .

 

آقای احمدی نژاد

 

 وقتی آموزش و پرورش  حقوق بسیار ناچیز فرهنگیان را نیز به انواع رنگارنگ ارزشیابیها و ضمن خدمتها پیوند می زند و  برای معلم چاره ای نمی ماند که برای افزایش هر چند نا چیز حقوقش به  حضور اجباری  در انواع  کلاسهای ضمن خدمت و ارائه مقالاتی  بی خاصیت و فعالیتهایی  تقریبا بی حاصل از نظر علمی و معنوی دست زند، اینجاست که دیگر نمی توان از این معلم انتظار داشت که خالصانه و با تمام وجود در کلاس درس فریاد زند :" اگر کسی برای  خدا درس بخواند حتی ماهیان دریا نیز برای او طلب استغفار می کنند ." و دانش آموزان نیز براحتی و با تمام سلولهای بدنشان سخن معلم را بپذیرند و تنها برای خدا درس بخوانند .

 

آقای احمدی نژاد

 

 شما بسار خوب می دانید که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در روزی که خود خرما خورده بود ، آن کودک معصوم را از خوردن خرما نهی نکرد و از مادرش خواست تا روز بعد فرزندش را برای موعظه نزد پیامبر بیاورد .

 

آقای احمدی نژاد

 

  وقتی معلم ما برای خدا نمی نویسد ، وقتی معلم ما برای رفع درد های جامعه قلم نمی زند  ، وقتی معلم ما برای رضای خدا بر سر کلاسهای دانش افزایی شرکت نمی کند چگونه به شاگردانش بیاموزد که برای خدا بنویسند ، برای خدا درس بخوانند و برای خدا کار کنند و برای خدا کشور را از تنگناها و کاستیهای موجود نجات دهند .

 

آقای احمدی نزاد

 

سیستم کنونی ارزشیابی ، معلمان ما را با خودشان هم دچار رو در بایستی کرده است ، به گونه ای که زمانی که یک همکار تنها برای کسب مهارتی جدید  در کلاسی خارج از محیط آموزش و پرورش شرکت می کند باید جوابگوی خیل عظیم سوالاتی باشد که سایر همکاران در باره انگیزه اصلی او می پرسند و شاید بنوعی در صدد کشف ارتباط حضور در  آن کلاس و افزایش ارزشیابی و به تبع آن افزایش حقوق باشند .

 

آقای احمدی نژاد

 

 این سیستم ارزشیابی همچون خوره به جان آموزش و پرورش افتاده و در حال قطع همه ریشه های محبت و مهرورزی و دوست داشتنهای واقعی و کارهای خالصانه و درس دادنهای خالصانه و نوشتنهای خالصانه و یادگیریهای خالصانه است .

هرگز فراموش نمی کنم روزی را که قرار بود به اتفاق تنی چند از همکاران به عیادت یکی از دوستان همکار برویم و فرزند یکی از همکاران به شوخی خطاب به مادرش می گفت : آیا این عیادت شما نیز در ارزشیابی اثر دارد ؟

 

آقای احمدی نژاد

 

 سخن آن دانش آموز اگر چه به شوخی بیان شد اما خبر از وقوع فاجعه ای عظیم در آموزش و پرورش می داد . متاسفانه فرهنگ کار برای کسب امتیاز مادی بیشتر کم کم در بین فرزندان ما هم رسوخ کرده است ، به گونه ای که در ابتدای هر سال تحصیلی دانش آموزان به هم می گویند : در بسیج یا انجمن اسلامی عضو شویم تا از امتیاز آن در هنگام کنکور استفاده کنیم .

 

 آقای احمدی نژاد ،

 

 اوایل انقلاب را که بیاد دارید ، ما به عنوان نوجوانان انقلابی در ارگانهایی مانند بسیج یا انجمن اسلامی شرکت می کردیم تا گرهی از مشکلات جامعه را حل  کنیم اما متا سفانه به فرزندان خود با رفتار خود آموخته ایم که فقط به فکر خودت باش ، فقط امتیاز بیشتری کسب کن تا در کنکور رتبه بالا تری بگیری و در رشته بهتری پذیرفته شوی و شغل بهتر و موقعیت بهتر و زندگی مادی بهتری در انتظارت باشد .

 

 آقای رییس جمهور

 

شما پاسخ دهید که  در کجای این نما ، جایی برای دیگران و دلسوزی برای آنان و عشق ورزیدن به آنان و کمک به آنان و حل مشکلات آنان و از خود گذشتن و به دیگران و بندگان خدارسیدن وجود دارد ؟

شاید کمی زیاده روی کردم اما باور کنید که اینها واقعیتهای تلخ و نیمه پنهان جامعه ماست که هر روز بیشتر از روز قبل ریشه های محبت به انسانها و دوست داشتن بندگان خداو کمک به آنان را می خشکاند . بیایید برای یکسال هم که شده نظام ارزشیابی در آموزش و پرورش را حذف کنید تا حد اقل خود شما بشناسید نیرو هایی را که برای خدا می نویسند ، نیروهایی که برای خدا فریاد می زنند ، نیروهایی که برای رضای خدا به تقویت علمی خود می پردازند و نیروهایی که برای خدا خود را برای سربازی واقعی امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )آماده می کنند.

 

 

به امید ظهور حضرتش انشاء الله

زهرا فراهانی

کارمند رسمی آموزش و پرورش منطقه 9

 

home 

 

آمار