هالند در قرنها هژده هم و نوزدهم

در نیمه اول قرن هژده  شرایط اجتماعی و سیاسی در هالند چندان خوب نبود. اختلافات داخلی به اوج خود رسیده بود. درین زمان مردم  هالند  به دو گروه   تقسیم شده بودند:  یکی که  میخواست خانواده نارنجی ( که بعداً خانواده سلطنتی گردید) در دولت نفوذ داشته باشند وگروه  دیگر که خود را میهن پرستان می نامیدند، طرفدار نفوذ کمتر نارنجیها  در دولت  و دادن دموکراسی بیشتربه مردم  بودند.

 

سلطۀ فرانسه بر هالند:

از١٧٩٥ تا ١٨١٣، فرانسه در هالند حاکمیت داشت. از همین جهت    این دوره را  به عنوان زمان فرانسویان  می نامند. در زمان  ناپلنون امپراتور فرانسه، لویی برادر امپراتور، قدرت را  در هالند به گونۀ رسمی  به دست گرفت.  در این زمان بودکه فرانسویان هدایت دادند تا هر  هالندی یک تخلص یا نام خانواده گی داشته باشد وهمین گونه هر خانه دارای یک  شماره باشد. برخی از  مردم تصور می کردند که این یک اقدام موقتی خواهد بود  از این سبب مردم تخلص های مناسبی برای خود انتخاب ننمودند.  عده یی  هم تخلص های عجیب و غریبی برای خود انتخاب کردند. مانند این که  یک دهقان تخلص خود را " وقت در سبزه زار کذاشت"  و دیگری تخلص خود را " تولد برهنه"؛ همی گونه بسیاری از مردم حرفه های  خود را به عنوان نام خانوادگی خود انتخاب نموده بودند، مانند "نانوا" و "ماهیگیر". برخی هم میخواستند  نشان  دهند که منشاء دیگر دارند، به طور مثال تخلص" از  کلیسا " به احتمال  زیاد  که پدر و مادری  نوزاد خود را در کلیسا رها کرده باشند و بعداً  این  تخلص به او داده شده باشد .

  ویلیام یکم نخستین پادشاه هالند:

ویلیام یکم   در سال ١٨١٥ به گونۀ رسمی   نخستین  پادشاه هالند شد. از آن زمان  به  این سو، هالند یک کشور شاهی است  که توسط شاه اداره می گردد. ویلیام یکم  مردی بود که گفتار و عملش یکسان بود. پیش از اوهالند از لحاظ اقتصادی  کشورضعیفی   بود؛ اما او توانست که با درایت تجارت و صنعت  را  در این کشور  ترقی دهد. هالندی‌ها از ویلیام خاموش بعنوان «پدر هالند» یاد می‌کنند. سرود ملی هالند، ویلهلموس (Wilhelmus)، در بارۀ ویلیام است.

 شورشِ  بلجیم:

 در گذشته هالند  با امروز  تفاوت بسیار داشت. در آن زمان  بلجیم نیز جزء کشورهالند بود؛  اما بلجیمیان  احساس شهروند درجه دوم را می نمودند .فرانسه از این زمینه استفاده میکرد و اختلاف  بین هالند و بلجیم را  دامن  میزد .  فرانسه این برداشت را داشت  که هالند جنوبی یعنی بلجیم در واقع متعلق به فرانسه است.

در سال ١٨٣٠ بلجیمیان شورش کردند  و پس از چند روز جنگ، ویلیام یکم  برای شان  آزادی داد و بلجیم مستقل شد.

در ١٨٤٨،  قانون اساسی جدید درهالند تدوین و تصویب گردید.  با عملی شدن این قانون اساسی، پایه و اساس دموکراسی پارلمانی در هالند گذاشته شد. از آن زمان  به بعد دیگر پادشاه مسئوول  ادارۀ کشور نمی باشد، بلکه این  نخست وزیر با وزیرانش است  که قوای اجراییه را تشکیل میدهند و کشور را رهبری مینمایند.  یوهان توربیسکی  لیبرال مشهور ،نقش مهمی در تدوین این قانون اساسی  داشته  است.

در قانون اساسی نوین مهمترین تغییر عبارت ازدادن چایگاه  خاص به  آزادی بیان و آموزش و پرورش بود. 

De 18e en de 19e eeuw