روش های مختلف جهت یابی

جهت‌یابی

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست.

 جهت‌های اصلی و فرعی

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

 

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلا نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.

با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیه‌ی جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

 روش‌های جهت‌یابی

برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژه‌ی شب اند. برخی روش‌ها هم در همه‌ی مواقع کارا هستند. توجه شود که:

بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره‌ی شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای 23.5 درجه(بالای مدار رأس السرطان). در نیم‌کره‌ی جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.

  روش‌های جهت‌یابی در روز

  جهت‌یابی با سمت خورشید

1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود 23.5 درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.

2- در نیمکره‌ی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه‌ی اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه‌ی خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایه‌ی شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه‌ی بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

 

 جهت‌یابی با سایه‌ی چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلا شاخه‌ی نسبتا صافی از یک درخت به طول مثلا یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.

روش اول: نوک(انتهای) سایه‌ی شاخص روی زمین را [مثلا با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایه‌ی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطه‌ی علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطه‌ی دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطه‌ی اول و پای راستمان را روی نقطه‌ی دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه‌ی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره‌ی شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از 60 درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.

در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه  استفاده کنید.

 

Drawing: Figure 18-1. Shadow-tip method

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایه‌ی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه‌ی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه‌ی شاخص هم‌اندازه‌ی پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ی دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه‌ی پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایه‌ی هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.

با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلا طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایه‌ی شاخص به حداقل اندازه‌ی خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای 23.5 درجه).

  جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچی معمولی(آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه‌ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه‌ی ساعت‌شمار با عدد 12 ساعت می‌سازد(زاویه‌ی کوچکتر، نه بزرگتر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلا اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه‌ی راه میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و عدد 12 ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

Drawing: Figure 18-2. Watch method.

 نکات

این که گفته شد عقربه‌ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلا چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه‌ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه‌ی ساعت‌شمارش موازی با سایه‌ی چوب باشد.

 

نیمساز، خطی است که یک زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. در واقع باید میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12 را بیابید و با خطی فرضی به مرکز ساعت وصل نمایید.

دلیل این‌که زاویه(ی بین عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12) را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا 12 ساعت). یعنی گرچه روز 24 ساعت است(و یک دور کامل را در 24 ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در 12 ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت 24 ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به 24 قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه‌ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد 12 ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه‌ی ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همه‌ی سطح یک کشور معمولا ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلا در ایران حدود یک ساعت متغیر است(ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت 12 ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت 12 را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا 24 درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین 40 و 60 درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی 5/23 تا 5/66 درجه [شمالی یا جنوبی]نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده‌ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه‌ی آن دقیق‌تر خواهد بود. (کشور ایران دارای عرض جغرافیایی بین 36 و 39 درجه‌ی شمالی است.)

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت 12) اجرا کنیم، جهت عقربه‌ی ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از 1 تا 12 بنویسید، و عقربه‌ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

با داشتن یک ساعت دیجیتال هم میشه جهت رو پیدا کرد. به این شکل که با خواندن زمان از روی ساعت دیجیتال, همان زمان را بر روی زمین به شکل ساعت عقربه ای رسم می کنیم. در این حالت عقربه ساعت شمار را رو به خورشید می کشیم و نیمساز آن با عدد 12 جنوب را نشان می دهد.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایه‌ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه‌ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

به شکل عکس، اگر جهت‌های جغرافیایی را بدانیم، می‌توانیم زمان را در روز بدانیم. با همین روش ساعت‌های خورشیدی در گذشته ساخته می‌شدند. برای ساخت آن باید نیم‌دایره‌ای را روی زمین به طرف شمال رسم کنیم و از 6 تا 18 به شکلی شماره‌گذاری نماییم که عدد 12 آن رو به شمال، عدد 6 در سمت غرب و عدد 18 در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصی در مرکز دایره قرار دهیم، سایه‌ی شاخص به منزله‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار ساعت است. چنین ساعتی کاملا دقیق نیست. ساعت‌های آفتابی‌ای ساخته شده است که دقت بسیاری دارند.

  روش‌های جهت‌یابی در شب

  جهت‌یابی با ستاره‌ی قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی(حدود 0.7 درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. برای یافتن ستاره‌ی قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیله‌ی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ی آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستاره‌ی دیگر مانند یک دنباله در ادامه‌ی ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبه‌ی بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند(دو ستاره‌ی قاعده‌ی کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ی پیاله‌ی ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و 5 برابر فاصله‌ی میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

به وسیله‌ی مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل 5 ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ی وسط W (رأس زاویه‌ی وسطی) را حدود 5 برابرِِ «فاصله‌ی آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

  نکات

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ی قطبی تقریبا روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره‌ی قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. این دو صورت فلکی هیچ‌گاه غروب نمی‌کنند. این دو همیشه در یک شب صاف قابل رؤیت اند. ولی اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

ستاره‌ی قطبی، خود آخرین ستاره‌ی دسته‌ی ملاقه‌ی صورت فلکی ملاقه‌ای شکل «دبّ اصغر» است. برخی ستاره‌های دبّ اصغر چندان پرنور نیستند، و گاه ممکن است به راحتی دیده نشوند.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌یاب(افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی(طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کره‌ی زمین می‌گذرد می‌چرخد. این چرخش زمین موجب می‌شود که ما تصور کنیم همه‌ی ستاره‌های آسمان حول محوری می‌چرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ی قطبی می‌درخشد؛ ستاره‌ی پرنوری که در راستای محور گردش زمین قرار داد، و بدین دلیل در آسمان ثابت به نظر می‌رسد.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی 0 درجه) تقریبا در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی 90 درجه) تقریباً بالای سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی 70 درجه‌ی شمالی عملا نمی‌توان با ستاره‌ی قطبی شمال را پیدا کرد.

در شب هم می‌توان به وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌ای آمده است.

 

 جهت‌یابی با هلال ماه

 در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه‌ی دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه‌ی اول ماه قمری شکل p و در نیمه‌ی دوم شکل q خواهد داشت.

کره‌ی ماه در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمه‌ی دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک(تیزی) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره‌ی شمالی زمین] نشان می‌دهد.

وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌یابی کرد.

 روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ی پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

 

  روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

 خودتان هم می‌توانید با یک نقشه‌ی خاورمیانه و یک نقاله زاویه‌ی بین شمال و قبله را به روش نشان داده شده در شکل بیابید

 

 جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلا اگر در تهران 37 درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه جهت قبله را بدانیم، اگر 37 درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر 143 درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیله‌ی قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد

* قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولا توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.

 

 جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلا با ۳0 بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ی کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ی ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

این قطب‌نما را به سادگی می‌توانید بسازید

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکره‌ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریبا رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلا سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلا می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلا با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

فیلم ساخت قطب‌نمای شناور را در این سایت می‌توانید ببینید.

 

 جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره‌ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

1- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنه‌ی درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولا بیشتر در این سمت می‌رویند.

این روش همیشه نتیجه‌ی درست به ما نمی‌دهد. 1) هرچند سمت شمالی در سایه‌ی بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. 3) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ. 2- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.

پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.

در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.

معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.

زمینِ اطراف ریشه‌ی درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.

رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

3- جهت‌یابی با تنه‌ی درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دایره‌ی هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصله‌ی بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

4- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در امریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیه‌ی این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

5- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، 1) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقه‌ی ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکته‌ی اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکته‌ی دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.

اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.

درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته‌های خود را با مشاهده‌ی درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلا مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولا بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولا جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کره‌ی شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

6- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره‌ی شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلا رود نیل -که تماماً در نیم‌کره‌ی شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

7- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه‌ی خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریز‌شان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولا حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

8- جهت‌یابی به کمک خانه‌های شهری: امروزه معمولاً خانه‌ها را به موازات شمال -جنوب یا شرق-غرب می‌سازند؛ یعنی نسبت به جهت‌های اصلی مورب نمی‌سازند. این می‌تواند در تنظیم صحیح جهت‌ها و تصحیح روش‌های تقریبی بالا کمک‌کار باشد. باید توجه کرد که در بسیاری موارد این اصل رعایت نشده است.

روش دقیق‌ آن چنین است: به سایت‌هایی مانند گوگل اِرس(Google Earth) یا کتاب اول(برای تهرانی‌ها) بروید و خانه یا خیابان خود را بیابید. در این سایت‌ها جهت‌های جغرافیایی مشخص شده است(معمولاً شمال سمت بالاست). اگر خانه یا خیابان‌تان دقیقاً مطابق جهت‌های جغرافیایی (موازی با لبه‌ی صفحه) باشد، می‌توانید به راحتی 4 جهت اصلی را بیابید، که در جهت دیوارهای خانه‌اند (با این فرض که خانه مستطیلی است). اگر خانه یا خیابان‌تان نسبت به جهت‌های جغرافیایی زاویه دارد، می‌توانید تنظیم مقتضی را انجام دهید.

همچنین می‌توانید به نقشه‌های [چاپی] شهرتان نگاه کنید و ببینید که آیا خیابان‌تان جهت شمالی-جنوبی یا شرقی-غربی دارد، یا نسبت به جهت‌های جغرافیایی انحراف دارد.

جهت یابی با استفاده از درختان
خم
بودن تنه ی درختان جنگل به یک جهت جنوب را به ما نشان می دهد (سمت کوژ جنوب را نشان میدهد )این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد.
خزه زدن و یا پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل جهت شمال را به ما نشان می دهد (سمت خزه زده شمال است .این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد)
اگر جایی باشیم که کنده ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می توان بکمک حلقه های سنی درخت جهت یابی کرد؛ بطوریکه آن سمت از درخت که حلقه های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می دهد .
 
اگر مقطع درخت بريده‌شده‌اى را نگاه کنيد، تعدادى دواير هم مرکز را مشاهده خواهيد کرد. که هر يک از آنها نشان يکسال عمر درخت ميباشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دايره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزديکتر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوايرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (بعلت تابش زياد آفتاب و رشد بيشتر آن) و سمتى که دوايرش بهم نزديکتر‌ند‌، سمت شمال ميباشد. لازم به ياد‌آورى است که در نيمکره جنوبى سمت‌ها عکس اين وضعيت خواهد بود.
در هوای برفی آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن سمت جمع شده است شمال را نشان میدهد لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می تواند در اثر توپوگرافی زمین باشد لذا این روش روش چندان مناسبی در جهت یابی نیست.

جهت يابي توسط بوها
تشخيص بوها راهي براي جهت يابي است
 
مردم پلي نزي همواره در قايق هايشان با خود خوک مي‌برند. زيرا خوکها نسبت به بوها بسيار حساس بوده و نزديک سرزمينهاي بودار تغيير رفتار ميدهند.
 
بوي سينه دريا ما را به سمت خشکي هدايت ميکند.
 
بوهاي تازه را روي دريا بهتر از خشکي ميتوان تشخيص داد زيرا که بوي نمک بر روي دريا مداومتر است.
 
در صحرا هر بويي بيانگر حضور انسان است بهترين زمان صبح زود و عصرها ميباشد وقتي که جهت باد را ميتوان تشخيص داد.
 
بوها نزديک به سطح زمين قوي تر هستند اگر شيء ساطع بو روي زمين باشد.

جهت یابی به کمک لانه مورچه ها
 
اگر قطب‌نما همراه نداشته باشيد و هوا هم ابري باشد مورچه‌ها مي‌توانند جهت‌ها را به شما نشان دهند.
مورچه‌ها خاك لانه‌ خود را به سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز به عنوان سايه‌باني برايشان عمل كند. مورچه‌ها خاك را از لانه بيرون مي‌ريزند تا ذخيره‌گاه خود را وسيع‌تر كنند و آن را سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز راحت‌تر كار خود را انجام دهند. بديهي است با شناختن شرق جهات ديگر را نيز به راحتي تشخيص مي‌دهيد.

جهت یابی به کمک ساعت مچی 
ساعت شما به كمك خورشيد مي‌تواند مانند يك قطب‌نماي ساده برايتان عمل كند
در ساعت‌هاي عقربه‌دار دو عامل «ساعت 12» و «عقربه ساعت شمار» مي‌توانند در جهت‌يابي به شما كمك كنند.
اگر عقربه ساعت شمار را طوري بگيريد كه سايه آن منطبق بر خودش باشد، (يعني درست به سمت خورشيد باشد) نيم‌ساز زاويه‌اي كه عقربه ساعت شمار با ساعت 12 مي‌سازد جنوب را به شما نشان مي‌دهد. (اين در صورتي است كه در نيم‌كره شمالي باشيد.) در اين صورت پشت سر شما شمال، دست چپ شما شرق و دست راست شما غرب است.
به اين ترتيب جهت تقريبي قبله را هم تشخيص داده‌ايد. اگر كمتر از 10 درجه به غرب منحرف شويد جهت قبله را هم تشخيص داده‌ايد

 


جهت يابي با ساعت
محدوده شمالي بين N 5/23-N 5/66
پيدا کردن شمال با استفاده از ساعت :
*
عقربه ساعت شما را به سمت خورشيد بگيريد.
*
نصف فاصله بين عقربه ساعت شمار و ساعت 12 ظهر، جنوب است و نقطه مقابل آن شمال است.
* (
اگر ساعت به روي رقم ديگرست ساعت 13 را به جاي 12 انتخاب کنيد.)
محدوده جنوبي بين N 5/23-N 5/66
*
عدد 12 را رو به خورشيد بگيريد.
*
نصف فاصله بين ساعت 12 و عقربه ساعت شمار، شمال است.

جهت یابی به کمک سایه
 
چوبی را به طور عمودی در زمین فرو کنید و انتهای سایه چوب را علامت گذاری کنید. پس از چند دقیقه راس سایه دوم را نیز نشانه گذاری کنید. اگر از نقطه اول به نقطه دوم خطی بکشید و امتداد دهید به سمت شرق می‌‌رود. رو به خورشید جنوب است.
جهت یابی به کمک تنه درختان

استفاده از گوشها براي تعيين جهت
بوميان گرينلند از صداي نر پرنده اي به نام درسه برفي (snow-hunting) به عنوان راهنما در مه استفاده ميکنند. هر پرنده نر صداي به خصوصي دارد که اسکيموها اين صداها را از بالاي آبدره ها به راحتي مي‌شنوند. در مه از صدا را دنبال کرده و به راحتي به خانه مي‌رسند.
*
هنگام راه رفتن سر خود را به دنبال اين صدا به جهات مختلف بچرخانيد به محيط اطراف گوش کنيد: صداي نهر، رودخانه، ترافيک بزرگراه، باد ته دره ها يا امواج.
*
هنگام مه يا در شيب، در منطقه اي کوهستاني يا تپه اي، صداي فرياد يا صوت منعکس ميشود. 5 ثانيه طول ميکشد که صدا مسافت يک مايل (KM 6/1) را طي کند. از اين طريق موقعيت تقريبي خود را ميتوانيد با گوش دادن به صداها تخمين بزنيد. از اين روش در کشتي‌ها هنگام مه استفاده شود. آنها از صداي زنگ، شليک تفنگ، آژير خطر، يا فرياد زدن استفاده ميکنند. هر ثانيه که از توليد تا بازگشت صدا بگذرد يعني صدا مسافتي حدود 560 فوت (170 متر) را از منبع صدا طي کرده است.
*
قايقرانان نيز ميتوانند به صداي پرنده هاي دريايي يا امواج گوش کنند. وقتي صداي شکسته شدن امواج شنيده ميشود يعني به کناره ها يا خليج نزديک هستند.

جهت يابي بوسیله ابرها
ابرها بعضي از عناصر خاص روي سطح زمين را منعکس ميکند.
روي زمين نزديک به آبهاي پوشيده از يخ ابرها تصوير آب آزاد را منعکس ميکند زيرا در اين جا آب تيره نسبت به مناطق يخ زده نور کمتري را منعکس ميکنند.
 
اين بازتاب به شکل نقطه اي سياه بر روي سطح زيرين ابر ميباشد. اين نقطه سياه درواقع اندازه آب موجود را نشان نميدهد چون منطقه اي کوچک ميتواند بازتابي وسيع بر روي ابر از خود داشته باشد. اين اتفاق در مناطق قطب شمال رخ ميدهد که بخار موجود در هوا بر روي عمل انعکاس تأثير گذاشته و نقطه سياه روي ابر را بزرگتر ميکند به اين پديده «آب آسماني» ميگويند.
 
جريان درحال حرکت يخ و يا کوه يخ را از طريق درخشش آنها در هواي ابري تشخيص داد. يک تکه کوچک يخ گاهي منطقه بزرگي از «يخ هاي چشمک زن» را خلق ميکند.
 
روي زمين، ابرها آلودگي اندک شهرها را نشان ميدهند شهرهايي که زير خط افق هستند از فاصله 48 تا 80 کيلومتر ديده ميشوند.
در کشورهاي قطبي يا کشورهايي با کوههاي برفي شکل کلي زمين در آسمان ابري منعکس ميشود. ازطريق آن ميتوان زمينهاي برفي، آبهاي آزاد مناطق صخره اي، يخهاي تازه (رنگ سبز- آبي) و تکه زمينهاي گياهي که «برف صورتي» ناميده ميشوند يعني به رنگ متمايل به صورتي بازتاب داده ميشوند را تشخيص داد.
 
در مناطق پوشيده از گياه، تکه هاي يخي و زمينهاي برفي که رنگ آبي پولادي روي سطح زيرين ابرها بازتاب داده ميشوند.
 
در صحراهاي بدون ابر، «درخشش صحرا» وجود دارد، درخششي که ناشي از انعکاس گرماست.
به خاطر قدرت انعکاس ضعيف تر در مناطق پوشيده از گياه، آباديهاي کويري ايجاد درخشش در صحرا ميکنند.
در صحرا فاصله شتربان از زمين تقريب 3 متر است و آباديها معمولاً با تپه هايي تا ارتفاع 305 متر محصور شده اند. شتربان گرد و غبار ايجاد شده توسط گرماي خورشيد را بر روي درختان آبادي از دور مي‌بينيد.
جهت يابي بوسیله اشکال و جهت برف و یخ
مناطق قطبي و مناطق صحراي گرم شني به هم شبيه هستند.
 
تپه هاي برقي شبيه تپه هاي شني است. با اين تفاوت که تپه هاي برفي کمي کوچکتر و بي‌ثبات‌ترند.
تپه هاي معمولي برفي بسيار شبيه اند به تپه هاي شني که موازي باد غالب هستند.
Sastrugi
بين چند اينچ تا 3 فوت ارتفاع دارد و هميشه نزديک به هم هستند. اينها براي جهت‌يابي در روزهاي ابري کاربرد دارند. در نزديکي قطب شمال جايي که قطب نما کار نميکند بسيار مفيد هستند. برف تازه را سوراخ کنيد تا جهت sastrugi را بفهميد.
 
سطح برف و يخ را بادهاي غالب پاک ميکنند.
 
فرسايش ناشي از يخ زدگي در شيبهاي جنوبي بيشتر است زيرا در شب سردتر و در روز گرمتر است.
 
وقتي که باد قوي گرم قدرت ذوب کردن سريعتر برفها را نسبت به خورشيد دارد. جهت باد خيلي مهم است. اما ممکن است در تعيين جهت دچار اشتباه شويم.
در دامنه هاي جنوبي، گرماي خورشيد، سايه هاي ذوب شده برجاي ميگذارد. سايه هاي ذوب شده درختان و سنگها بر روي برف انباشته ميشود. اين پديده بخصوص در بهار ديده ميشود.
جهت باد بسيار مهم است. زيرا يک باد گرم و شديد برفها را زودتر از خورشي دآب ميکند، که اين پديده ميتواند شما را در جهت يابي گيج کند.

يخ زدگي دريا و جهت يابي
تکه هاي کوچک يخ صاف، مسافت احتمالي شما را از ساحل نشان ميدهد. اگر تکه هاي يخ مانند پازل نزديک هم هستند، نشان ميدهد که شما از خشکي خيلي دور نيستيد. اگر لبه هاي تکه هاي يخ تيز و برنده است، بيانگر نزديکي به ساحل ميباشد اما اگر قطعات يخ گرد و از هم دور هستند، نشان اين است که از ساحل دوريد.

جهت يابي توسط يخچالها
يخچالها با سنگها يا مانعي بزرگ، ميز يخچالي را تشکيل ميدهند. صخره هاي بزرگ از آب شدن يخ زيرشان ممانعت ميکند. بنابراين سنگ همچنان روي سطح يخ باقي ميماند. سنگها يا موانع تدريجاً به عنوان محور قرار ميگيرند. پايه ها نشان دهنده جنوب هستند به دليل تابش خورشيد بيشترين مقدار ذوب را دارد و به سمت جنوب خم شده و حالت ميگيرد. بعد از مدتي اين پايه‌ها آب ميشود و خورشيد اين فرآيند را همچنان انجام ميدهد.

تأثيرات خورشيد و باد
فرسايش يخ در شيبهاي جنوبي به خاطر سرماي بيشتر در شب و گرماي بيشتر در روز چشمگيرتر است.
در نيمه گرمتر سال فرسايش در شيبهاي شمالي تپه ها نامحسوس تر است.
 
در شيب هاي جنوبي گرماي خورشيد بر روي توده هاي برفي، درختان، بوته ها و سنگها سايه‌هاي جذاب مي سازد.
 
توجه کنيد که جهت باد بسيار مهم است زيرا يک باد گرم و قوي برف را سريعتر از خورشيد ذوب ميکند.


 
جهت يابي از روي باد
بادها را از جهتي که مي‌وزند، نامگذاري ميکنند مانند باد شمالي از شمال.
هر منطقه اي باد غالب و برجسته اي دارد که در فصل خاص يا گاهي در تمام فصول مي‌وزد. باد غالب، باد خاصي است که وزش آن طولاني تر بوده و در جهت خاصي مي وزد.
باد غالب بر رشد درختان و گياهان، جهت جمع شدن برفهاي باد آورنده و در جهت علفهاي بلند تأثيرگذار است.
 
در هر منطقه اي باد غالب ويژگي هاي خاص خود را دارد مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغيير ميکند.
در روي دريا و اقيانوسها بادهاي غالب داراي ويژگيها و ابرهاي خاص خود هستند.

جهت يابي از روي باد غالب منطقه
نواحي معتدل: از غروب مي وزد. (در هر دو نيم کره شمالي و جنوب )
نواحي گرمسيري: بين مناطق شمال شرقي و جنوب شرقي جريان دارند.
 
خط استوا: معمولاً از سمت شرق مي وزد.
 
نيم کره شمالي: بادهاي شمالي از بادهاي جنوبي سردتر است.

تأثيرات خاص بادها
بادهاي صحرايي يا بياباني: همگي خشک و معمولاً همراه با ابر و باران است.
نواحي قطبي: اگر دماي باد گرمتر از محيط باشد جهت آب را نشان ميدهد. افت ناگهاني دما بدون تغيير جهت، امکان وجود يک کوه يخي شناور را نشان ميدهد.
روي زمين: براي پيدا کردن جهت حرکت مستقيم ميتوان از باد غالب استفاده کرد. باد به همان سمتي که بايد بوزد مي‌وزد. بنابراين مواظب هرگونه تغيير دما، رطوبت و قدرتي که باعث تغيير جهت باد شود، باشيد.
در جنگلها: به تغيير جهت ابرها دقت کنيد. مخصوصاً ابرهاي بلندي که توسط بادهاي غالب آورده ميشوند. با نگاه به نوک درختان ميتوانيد جهت باد را بفهميد.

جهت يابي باد غالب
درختان تنها در مناطق باز و سريع، مخصوصاً مناطق معتدل به بادهاي غالب عادت ميکنند. در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است که باعث شکستن شاخه هاي جوان ميشود.
 
جهت يابي از روي درختان و گياهان
هرگونه اي از درختان برشها و خصوصيات خاص خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثير ميگذارند و اين سرنخي است براي محاسبه جهت شمال- جنوب.

تأثيرات باد بر درختان:
 
جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است.
 
با دانستن جهت بادهاي شديد و با نگاه کردن به درختان در مسير باد ميتوانيد چهار جهت اصلي را تشخيص دهيد.
باد ممکن است با صدمه زدن يا خشک کردن شاخه هاي جوان، رشد درخت را کند يا متوقف کند.
درختي که براي تعيين جهت استفاده ميشود بايد در محلي باز و وسيع باشد. نبايد در پناه تپه، درختان ديگر يا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزديک به هم را مورد آزمايش قرار دهيد. مطمئن باشد که درختان هرس نشده باشند.

اثرات خورشيد بر درختان
معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان ميشود برعکس که خورشيد رشد شاخه ها و برگها را زياد ميکند.
در نيم کره شمالي، قوس خورشيد به سمت جنوب است به همين دليل درختان جنوب بهتر و بيشتر رشد ميکنند وجود درختاني مثل: صنوبر سياه و سفيد، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندي، افرا نروژي و درخت اقاقيا صحت اين مسئله را ثابت ميکنند. اين درختها در جنوب بيشتر ديده ميشود. (مطمئن باشيد که اين درختان درمعرض بادهاي شديد هستند)
 
به خاطر نوع تابش خورشيد، شاخه هاي جنوبي درختان افقي تر و شاخه هاي شمالي عمودي‌ترند.
درختان مثل کاج، سرو، صنوبر راست رشد ميکنند.
بعضي انواع درختان نيز بدون نور خورشيد رشد ميکنند.
خزه و گل سنگ در سايه بهتر رشد ميکنند و در مکانهاي مربوط عمرشان بيشتر است. در آمريکاي شمالي يک اصول کلي وجود دارد که تبخير در درختان و صخره هاي قسمت شمالي خيلي کمتر است. خزه در نور آفتاب خرمايي رنگ است و در مکانهاي سايه و مرطوب سبز يا طوسي رنگ.
در نيم کره شمالي، معمولاً درختان برگ ريز در شيب هاي جنوبي تپه ها مي رويند و سراشيب‌هاي شمالي هميشه سبز است.
در کوههاي سنگي، کاجهاي انحناپذير در شيب جنوبي صنوبر انگلمان در شيب شمالي مي‌رويند.
کاکتوسهاي شبکه اي به سمت جنوب تمايل دارند.
به خاطر درجه حرارت شمال، گلها و گياهان به سمت جنوب و شرق تمايل دارند.
نوعي درخت با نام علمي سينوم لاکيناتوم وجود دارد که رشد برگهايش به سمت خط شمال- جنوب است ودر نور آفتاب مي‌رويد.

نشانه هايي که سرخپوستان به کار ميگيرند
جهت رويش بعضي از درختان به سمت جنوب است زيرا به سمت خورشيد رشد ميکنند.
پوست بعضي درختان به سمت شمال تيره تر و خشن تر است.
حلقه هاي تنه درخت به سمت شمال ضخيم تر از قسمت جنوبي هستند.
زمين اطراف ريشه درختان به سمت جنوب سست تر و توخالي تر از قسمت جنوبي است پس زمين به سمت شمال سفت تر بوده و به خشکي زمين جنوبي نيست.

جهت يابي بوسیله حيوانات و حشرات
عنکبوتها لانه خود را درمقابل باد نمي سازند. يک لانه پاره شده و دوباره ساخته شده نشان دهنده اين است که باد وزيده شده، باد غالب نبوده است.
 
اغلب حيوانات، پرندگان و حشرات لانه هاي خود را خارج از مسير باد و ايمن مي‌سازند.
 
در بالاي عرض جغرافيايي شمالي، قسمت شرقي تپه ها و کوهها بهتر و مناسبتر است. ميتوان به راحتي لانه هاي زيرزميني موشها را زير کنده هاي مرده درختان، لانه دارکوبها و پرندگان پيدا کرد. اينها نشان دهنده جهت شرقي، جنوب شرقي و جنوب هستند.

نشانه هاي مور تپه ها
مورچه هاي جنوبي، مور تپه ها يا خانه هاي خود را بر روي شيبهاي جنوب شرقي ميسازند زيرا خورشيد در پاييز و زمستان بيشتر به اين قسمتها مي تابد.
مور تپه هاي خود را نزديک درختان و صخره هاي جنوبي و جنوب شرقي بنا ميکنند. تنها مورچه دروگر غرب آمريکايي است که فقط وروديه مور تپه را در پايين جنوب شرقي و جنوبي مي‌سازد. البته لانه مورچه نقره اي هم در مناطق کوهستاني بلند کولورادو به همين شکل است.


 


 

جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی
در بالاى قطب شمال (در فضا) ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بايستيد رو به شمال خواهيد بود. براى پيدا کردن اين ستاره ميتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود. ستارگان دب اکبر هفت ستاره ميباشند که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند. اگر دو ستاره آخر يعنى لبه ملاقه را در نظر بگيريم و بوسيله يک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهيم اين خط به ستاره قطبى ميرسد.
بوسيله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نيز ميتوان ستاره قطبى را پيدا کرد. اين ستارگان به شکل W بوده که راس زاويه وسطى آن بسمت ستاره قطبى ميباشد. اين دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقريبا مقابل يکديگرند و اگر احتمالا يکى از آنها معلوم نبود، ديگرى حتما ديده ميشود.
جهت یابی به کمک خوشه پروین
 
دسته‌اى ستاره، حدود ده تا پانزده عدد بشکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروين ميگويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دم آنها بطرف مشرق ميباشد
جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی
 
حدود هفت يا هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال ميباشند. اين ستارگان نيز از شرق بطرف غرب حرکت ميکنند و در هر حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است
جهت یابی به کمک ماه
 
برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:
دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم
_
حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.

_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.
قطب نماي ماه
در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد

پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد

جهت یابی به کمک خورشید  
همانطور که همگی می دانیم محل طلوع خورشید مشرق و محل غروب آن مغرب است . برای جهت یابی کافی است که بتوانیم یکی از جهات اصلی را پیدا کنیم آنگاه می توانیم با استفاده از رابطه ی معروف زیر سایر جهات را بیابیم :

اگر دست راست بطرف مشرق باشد؛ آنگاه دست چپ مغرب را نشان میدهد دراین حالت روبرو شمال و پشت سر جنوب خواهد بود .این مطلب فقط در اول بهار و پائیز صحیح است، یعنی‌ در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد که البته به سادگی‌ قابل تصحیح است. به عنوان مثال در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید '' حداقل '' حدود 23.5 ( بیست و سه و نیم ) درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست

.

جهت یابی بکمک ستاره هاي اوريون
کمربند ستاره هاي اوريون
اوريون از 7 ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. سه ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. زمان ديدن صور فلکي اوريون وقتي است که از قسمت مشرق طلوع کرده و از مغرب غروب ميکند. در خط استوا، دو حالت زير تقريباً از روي سر شما ميگذرد:
از شمال عرض جغرافيايي جنوبي
از جنوب عرض جغرافيايي شمالي
جهت یابی به کمک ستاره قطبی
پيدا کردن ستاره قطبي
براي پيدا کردن شمال، ستاره قطبي را پيدا کنيد.
ستاره هاي ديگر به دور ستاره قطبي مي‌چرخند.
آسانترين راه براي شناسايي ستاره قطبي، استفاده از مجمع الکواکب دب اکبر است. (از دو ستاره جلويي دب اکبر که در انتهاي کاسه دب اکبر وجود دارند خط راستي بکشيد انتهاي آن ستاره قطبي را نشان ميدهد )
فاصله ستاره قطبي حدوداً 5 برابر فاصله بين دو ستاره است.
دقيقاً آن طرف ستاره هاي دب اکبر، مجمع الکواکب کاسيوپیا ديده ميشود. که از 5 ستاره تشکيل شده و ترکيب آنها به شکل M يا W است. ستاره قطبي در راستاي آخرين ستاره اين مجموعه است. فاصله هر کدام از اين مجموعه ها تا ستاره قطبي تقريباً برابر است.

يكي از شيوه هاي دقيق جهت يابي قبله ، استفاده از سايه شاخص به هنگام زوال ظهر مكّه مكرمه در دو روز خاص از سال است اين دو روز عبارتند از 7 خرداد و 25 تير ، بر اين اساس مي توانيد با استفاده از يك شاخص وتعيين سايه شاخص در اين دو روز ، سمت دقيق قبله هر مكاني را در نيمكره شمالي به سادگي بيابيد

.


مكّه مكرمه ، كه قبله مسلمانان در آن واقع است ، در طول جغرافيايي 39 درجه و 49 دقيقه ( شرقي ) وعرض جغرافيايي 21 درجه و 26 دقيقه ( شمالي ) قرار دارد ، در روزهاي 7 خرداد و 25 تير امسال ، ميل خورشيد ( فاصله مركز خورشيد تا استواي سماوي ) با عرض جغرافيايي مكّه مكرمه برابر مي شود وبه عبارت ديگر ، هنگام ظهر شرعي ( اذان ظهر ) ، خورشيد درست در سمت الرأس مكّه قرار مي گيرد ؛ در نتيجه شاخص در مكّه سايه نخواهد داشت ولذا در هر مكاني كه قرار داشته باشيد ، خلاف سايه شما، سمت صحيح قبله را نشان مي دهد . براي آن كه اين عمل به دقت انجام پذيرد ، مي توانيد از يك وسيله عمود بر زمين ( نخ يا ميله ) استفاده كنيد وخلاف جهت سايه آن را در اين دو روز از سال در هنگام اذان ظهر مكه ( 7 خرداد ساعت 13 و 48 دقيقه و25 تير ساعت 13 و 57 دقيقه به وقت رسمي ايران) مشخص كنيد .
به اين ترتيب ، جهت صحيح قبله در محل خود را به دست آورده ايد .

چگونه بدون قطب‌نما گم نشويم؟

فرض كنيد شما گم شده‌ايد و وسط ناكجا آباد ايستاده‌ايد و نمي‌دانيد چه بايد بكنيد. دو نكته مهم را در لحظه‌اي كه احساس مي‌كنيد گم شده‌ايد فراموش نكنيد:

اول اين كه آرامش خودتان را حفظ كنيد و ديگر اين كه عاقلانه فكر كنيد. شما مي‌توانيد مدت‌ها بدون غذا زندگي كنيد. فقط بايد آب پيدا كنيد.

اقدامات اوليه در این مطلب بيشتر از اين كه بخواهيم بدانيم چه مهارت‌هايي براي زنده ماندن لازم است، سعي مي‌شود نحوه يافتن راه بدون استفاده ازقطب‌نما را ياد بگيریم.

براي شروع بد نيست از يك ارتفاع بالا برويد و خوب اطراف را ببينيد. سعي كنيد تا ردي از عبور انسان را در حوالي خود پيدا كنيد. اگر چيزي پيدا نكرديد بهتر است تصميم بگيريد كه در كدام مسير بايد حركت كنيد.

اگر نقشه‌اي در دست نداريد سعي كنيد عوارض طبيعي اطرافتان را بر روي يك كاغذ بكشيد. شمال و جنوب را همان‌طور كه كمي پايين‌تر خواهيم گفت روي آن مشخص كنيد. اگر هم نقشه داريد مكان خود را تعيين كنيد.

يادتان باشد قرار نيست يبشتر از تواناييتان از ارتفاع بالا برود. اگر خسته بوديد بايد كمي استراحت كنيد و با كمي فكر كردن راه ديگري را براي جمع آوري اطلاعات جهت نجات بدست بياورید.

آسمان آبي و ابر سفيد

با يك روش بسيار دقيق شروع مي‌كنيم. اين روش نياز به آسمان صاف و زمان زياد دارد. يكي از محاسن اين روش اين است كه احتياج به هيچ وسيله‌ خاصي (كه در طبيعت نيست) ندارد. يك شاخه درخت يك متري، دو قلوه سنگ يك اندازه و يك سنگ بزرگتر و چيزي كه شبيه به ريسمان برايتان عمل كند همه وسايلي است كه نياز داريد.

در طول روز قبل از ظهر شاخه يك متري را به صورت عمودي درون زمين فرو ببريد. زمين مورد استفاده براي اين روش بايد كاملا صاف باشد. در مرحله بعد در انتهاي سايه شاخه يك متري يكي از قلوه سنگ‌ها را قرار دهيد. ريسمان را در انتهاي ديگر چوب جايي كه به زمين فرو رفته است ببنديد. سنگ بزرگتر را به ريسمان گره بزنيد و از اين طريق يك دايره روي خاك ترسيم كنيد.

حالا نوبت صبر كردن است. آنقدر صبر كنيد كه هوا رو به تاريكي برود. در طول روز سايه‌ شاخه درخت بلند است هر چه به سمت ظهر مي‌رويد سايه‌ها كوتاهتر مي‌شود و بعد از ظهر روند بلند شدن سايه‌ها باز هم تكرار مي‌شود.

وقتي سايه در كوتاهترين حد خود قرار دارد بايد با يكي از قلوه سنگ‌ها در انتهاي سايه شاخه درخت نشانه(ظهر) قرار دهيد. سمتي كه شاخه سايه‌اش كوتاهتر است در نيم كره شمالي زمين، شمال را نشان مي‌دهد. به راحتي مي‌توان جنوب و شرق و غرب را پيدا كنيد. با تقسيم بندي مناطق بدست آمده مي‌توان ساعت درست كرد. اين روش بسيار سريع است و همه چيز را به صورت تقريبي به شما نشان مي‌دهد.

ستاره‌اي از سرزمين‌ سرد

 

 

در طول شب مي‌توانيد از طريق ستاره‌ها مسير خود را پيدا كنيد و در عين حال مواظب راه رفتن خود در تاريكي باشيد چرا كه هم ممكن است ليز بخوريد هم اين كه ستاره‌ها را گم كنيد و بي‌جهت دور خود بچرخيد.

وقتي در نيم كره شمالي گم شده‌ايد ستاره قطبي اولين چيزي است كه بايد پيدايش كنيد. يكي از ساده‌ترين راه‌هاي پيدا كردن آن، ديدن صورت فلكي دب اكبر(خرس بزرگ) است.

آن را به صورت يك ملاقه هم مي‌توان در آسمان يافت. اگر فاصله دو ستاره آخر اين صورت فلكي را 5 برابر كنيد به ستاره قطبي مي‌رسيد. ستاره قطبي خود اولين ستاره صورت فلكي دب اصغر يا خرس كوچك است. در نيم كره جنوبي بايد صورت فلكي صليب جنوبي را پيدا كيند از آنجايي كه من هرگز پايين‌تر از خط استوا نرفته‌ام نمي‌توانم در پيدا كردن آن توضيحي بدهم.

ديجيتال بهتر است يا آنالوگ

راه ديگر استفاده از ساعت مچي آنالوگ است. با استفاده از زمان مي‌توانيد جهت شمال يا جنوب را پيدا كنيد. ساعت را دقيقا روبروي خود نگه داريد. و عقربه ساعت شمار ( عقربه كوچكتر) هماني كه با رنگ قرمز در تصوير نشان داده شده است را به طرف خورشيد نشانه بگيريد. زاويه بين ساعت 12 و يك را به دو قسمت تقسيم كنيد. امتداد اين ميانه جنوب است. اين روش براي زماني خوب است كه در حوالي نيمروز قرار داريد

تصویر:analogwrist-zr.jpg.

اين روزها خيلي‌ها ساعت ديجيتال استفاده مي‌كنند. اگر شما هم مثل من ساعت آنالوگ نداريد، روي كاغذ يك ساعت عقربه‌دار نقاشي كنيد و طبق روش بالا عمل كنيد.

از روشي كه گفته شد مي‌توان در روز‌هاي ابري هم استفاده كرد. مهم پيدا كردن مكان خورشيد در آسمان است.

قطب نماي سوزني

اگر بخواهيد براي خود قطب‌نما درست كنيد احتياج به يك سوزن نازك و يك ليوان آب داريد. سوزن مي‌تواند روي آب شناور باشد اگر آن را به آرامي روي سطح آب قرار دهيد فقط بايد كمي صبوري به خرج بدهيد.

سه راه براي قرار دادن سوزن بر روي آب وجود دارد: سوزن را روي يك تك كاغذ قرار دهيد. چه كاغذ شناور بماند يا فرو برود هيچ مشكلي ايجاد نخواهد شد. اگر كاغذ در آب فرو برود سوزن روي آب شناور مي‌ماند. اگر روي سوزن كمي روغن بماليد كار برايتان آسان‌تر مي‌شود. سوزن را با جنگال هم مي‌توان به آرامي وارد آب كرد طوري كه غرق نشود.

چگونه يك قطب‌نماي سوزني بسازيم

قبل از اين كه سوزن را در آب بيندازيد با مالش دادن آن در یک جهت به آهن‌ربا، چاقو و یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی درست كنيد. مانند سوزن قطب‌نما.

مثلاً با 30 بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن ‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌ را روی یک چوب‌ پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید (سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور كنيد، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد.

بدون سايه بالا سر

اما اگر سايه‌اي در كار نبود با نشانه‌هايي كه در طبيعت است نيز مي‌توان راه را پيدا كرد. اولين راه در جايي به دردتان خواهد خود كه تعداد زيادي درخت و گياه وجود داشته باشد.

شاخه‌هاي درختان بيشتر رو به جنوب كه آفتاب بيشتري دارد رشد مي‌كنند . البته در يك نگاه كلي مي‌توان پي به اين موضوع برد بنابراين درختان را به صورت تكي برانداز نكنيد.

خزه‌هايي كه روي تنه درختان رشد مي‌كند بيشتر گرايش به سمت شمالي درخت دارند تا سمت جنوب آن؛ پس سمت شمالي درخت رطوبت بيشتري دارد.

اگر با تنه برديده يك درخت مواجه شديد به خط‌هاي درون تنه توجه كنيد. سمت جنوب درخت كه بيشتر از آفتاب بهره‌مند است، بيشتر رشد مي‌كند.

در بهار برف سمت جنوبي كوه‌ها زود‌تر از سمت شمالي آنها آب مي‌شود. همچنين گياهاني كه سمت جنوبي كوهستان رشد مي‌كنند از گياهان سمت شمال ساقه‌هاي كلفت‌تري دارند. ميوه‌هاي سمت شمال ديرتر از سمت جنوب كوهستان مي‌رسند.

نشانه‌هاي موجود در طبيعت به تنهايي نبايد مورد استفاده قرار گيرد چرا كه اين نشانه‌‌ها با عوامل دیگر مثل باد تغيير مي‌كند.

حيوانات هم مي‌توانند در يافتن شمال و جنوب به ما كمك كنند. مثلا مورچه‌‌ها خاك لانه‌هايشان را در سمت جنوبي لانه مي‌ريزند تا شايد بعد از ظهر‌ها از سايه آن تل خاك استفاده كنند و سنجاب و داركوب لانه‌هايشان را در سمت شرقي درخت مي‌سازند

 

.

حيوانات هم مي‌توانند در يافتن شمال و جنوب به ما كمك كنند. مثلا مورچه‌‌ها خاك لانه‌هايشان را در سمت جنوبي لانه مي‌ريزند تا شايد بعد از ظهر‌ها از سايه آن تل خاك استفاده كنند و سنجاب و داركوب لانه‌هايشان را در سمت شرقي درخت مي‌سازند.