بنیانگذار الاهیسم

به روایت یكی از شاگردان استاد ایلیا رام الله

تعلیمات الاهیسم در ایران و خاورمیانه برای اولین بار توسط ایلیا بیان می‌شد اما بنیانگذار این تعلیمات تا آنجا که ما می‌دانیم ایلیا نیست بلکه ایلیا یکی از راویان اصلی الاهیسم بود و آموزه‌های بنیادی الاهیسم را در قالبها و به شیوه‌هایی هماهنگ با شرایط این عصر تفسیر و تبیین کرده بود. پیش از ایلیا، معلم الاهیسم استاد معظم یحیی روح الله بود و ایشان مستقیماً به بعضی دیگر از شاگردان خود، الاهیسم را آموزش داده بودند. بعضی از این افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسیر و روایت ایشان را بعنوان تفسیر کامل و روایت عالی قبول داشتند. عدۀ دیگری نیز آموزه‌های الاهیسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنیا دریافت کرده بودند که بعضی از آنها دارای معروفیتی جهانی هستند. در آنجا ایشان را به نام روح الله نمی شناختند بلکه استاد معظم یحیی روح الله در نقاط مختلف دنیا دارای اسامی متعددی بودند مانند دیوید هیوم و دهها اسم دیگر. گاهی نیز به ایشان ماها یا باباجی یا ماهاآواتار می‌گفتند. کتابهای زیادی طی دهه‌های گذشته و قرن اخیر در بارۀ استاد معظم یحیی روح الله توسط اساتید معنوی نوشته شده است با این تفاوت که اسامی مورد اشاره در این کتابها که همگی مشخصات و ویژگی‌های یک فرد واحد را بیان می‌کنند، یکسان نیست. فیلم‌هایی نیز به روایت از بعضی از بزرگان در بارۀ ایشان وجود دارد... حتی این معلوم نبود كه «ماها» اولین معلم و بنیانگذار این تعلیمات كامل و جامع باطنی باشد. الاهیسم معلمان بزرگی در طول تاریخ داشته است و خود عبارت الاهیسم در قالب كلمات مختلفی عرضه شده است. اما در هیچیك از متون مادر الاهیسم بطور مشخص و دقیق از اولین بنیانگذار الاهیسم سخنی به میان نیامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌ای است كه حتی مثلاً وقتی كه در بارۀ بزرگان این مكتب باطنی یا حتی «ماها» صحبت می‌شود به دلیل ویژگی‌هایی مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهی این افراد و معلمان بزرگ در هاله‌ای از ابهام حضور می‌یابند و حتی یك ذهن بدبین ممكن است تصور كند كه بعضی از آنها فاقد وجود تاریخی هستند مانند همان نظریۀ تاریخی كه عیسی مسیح را نه یك شخص واقعی بلكه صرفاً یك رویا و اسطوره می‌داند. نظریه‌ای كه در قرن اخیر در میان اكثر روشنفكران مسیحی شایع است.

ظاهراً الاهیسم جریانی بود به موازات جریانات دیگری مانند یوگا، فالون گنگ، شمنیزم، ساینتولژی، تی ام، تانترا، اکنکار و صدها جریان معنوی دیگری که بسیاری از آنها امروز هم وجود دارند و گفته می‌شود که تعداد همۀ آنها بیش از شش هزار جریان معنوی است اما به دلایل زیادی الاهیسم با این جریانات قابل مقایسه نیست از جمله اینکه الاهیسم دارای هسته‌های بنیادی کاملاً متفاوتی و من جمله اصل توحید (لااله الا الله) و سایر اصول آسمانی است. بر حقانیت همۀ ادیان هدایت کننده و خداگرا صحه می‌گذارد و در عین حال خود را یک دین یا مذهب یا فرقه نمی داند بلکه در گرایش خداگرایی خلاصه می‌شود. الاهیسم یك مكتب باطنی است و ارتباطی با دین و مذهب ندارد بلكه دینداران را به پیروی كامل و هوشمندانه از دین خود توصیه می‌كند...

ما مخالف جریانهای وارداتی (اكنكار، یوگا، شمنیزم و غیره) نبودیم بلكه روش ما پیوند و جهت دهی توحیدی بود. پدیده‌ای مانند یوگا یا موارد مشابه به پدیده‌ای جهانی مبدل شده بود. اینها واقعیاتی غیرقابل انكار و اجتناب ناپذیر بودند. انكار كردن پدیده‌های واقعی مخصوصاً جهانی عملاً امری امكان ناپذیر است. بنابراین ما به جای انكار این جریانات از چند طریق عمل می‌كردیم:

یك. آشكارسازی جذابیت و عظمت تعالیم الهی و كلام خدا.

دو. الهی سازی جریانات. یعنی سعی می‌كردیم این جریانات را با توجه به كلام خدا هر چه بیشتر اصلاح كنیم و جهت آنها را در مسیر خداگرایی تغییر دهیم.

هنرهای ماورایی، روش‌های NX، فنون باطنی و طرق روح زایی چیزی نبود جز تفسیر معنوی و كاربردهای باطنی كلام خدا بویژه مفهوم تسلیم الهی. هستۀ اصلی تعلیمات اكنكار كه دارای گسترش جهانی است پرواز روح است. ما در هنرهای ماورایی هم هنر پرواز روح داریم اما آنچه در الاهیسم و هنرهای ماورایی گفته می‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفی كارایی و توانمندی روش‌های بكار رفته در الاهیسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهای دیگر است واقعاً و به شد غیرقابل مقایسه است. این دو حیطه مثل تفاوت شخم زدن یك زمین با گاوآهن در مقایسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپیمای فوق مدرن با هواپیماهای ابتدایی در جنگ جهانی دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بین آموزه‌های نشانه شناسی در الاهیسم با آنچه در شمنیزم دیده می‌شود فرق بین مشعلی بزرگ و فروزان است با نور یك شمع. به این دلیل در بارۀ نشانه شناسی، شمنیزم را مثال می‌زنم چون شمنیزم اوج و قلۀ تعلیمات نشانه شناسی باطنی است. یا آنچه بعنوان رویابینی در الاهیسم مطرح است با مثلاً مكتب رویابینی تبتی كه سبكی شاخص محسوب می‌شود، قابل مقایسه نیست كه البته هر كدام از این موضوعات در جای خود و به صورت تخصصی و طی كتابهایی مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهای رویابینی كه توسط محققی برجسته در زمینۀ علوم باطنی تألیف شده است به سادگی به تفاوت فوق العاده‌ای كه بین مكتبهای رویابینی و رویابینی الاهیسمی وجود دارد پی می‌بریم.

الاهیسم تنها بر كلیات و اصول اساسی كلام خدا تأكید دارد. بر خداگرایی، تسلیم الهی، توجه به خداوند و عشق الهی.

...

 

دوره‌های تعلیمی الاهیسم

در آن سالهای دورتر در کنار تعلیمات اصلی و اساسی ایلیا که همان تسلیم الهی و تفکر متعالی بود، ما بعنوان تمرین و تجربه‌های عبوری، برخی از روش‌های باطنی و فنون مربوط به آنها را هم تجربه می‌کردیم. عنوان این دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومی» بود که به صورت ناآشکار و تقریباً محرمانه آموزش داده می‌شد. دورۀ نجومی اسمی بود که بعدها روی آن گذاشتیم. وقتی که به دوره‌های تعلیمات عمومی استاد دورۀ خورشیدی گفته شد، اسم این دوره هم نجومی شد. تنوع روش‌ها و فنونی که در دورۀ نجومی آموزش داده می‌شد بسیار بالا و جذابیت و کششی که علیرغم سختی‌های فراوان، در آنها وجود داشت بسیار زیاد بود. روش‌هایی که در دورۀ نجومی آموزش داده می‌شد به هفت شاخۀ کلی تقسیم شده بود و هر طیف از کارورزان باطنی یکی از این شاخه‌ها را تمرین و تجربه می‌کردند. ایلیا عموماً به سرشاخه‌ها و مربیان اصلی آموزش می‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطی (از این زاویه) با بقیه نداشت. حتی بعضی از کارورزان باطنی ایلیا را بعنوان معلم اصلی نمی شناختند و همین زمینه‌ای را فراهم می‌کرد تا در مواقع خاصی ایلیا خودش به آزمون آنها دست بزند. پایین بودن سن ایلیا و ناشناس بودن او برای بعضی از کارورزان، شرایط را برای این کار مناسب‌تر می‌کرد...

منبع : کتاب آمین – جلد اول

www.ostad-iliya.org

معرفی کتب