شاخصه هاي فردي رواني اجتماعي ديني و حکومتي خوارج

1-  جهل و تعصب و غرور و خودخواهي و تسليم نشدن در برابر حق و حرف حق ، مايه بدبختي و گمراهي و جهنمي شدن خوارج مي شود اي برادر و خواهر ، مراقب باش ممکن است تو نيز در نزد خداوند از گروه خوارج محسوب شوي . اينکه چه نامي بر خود نهاده اي ( مثلا شيعه يا حزب الله يا سني و . . . ) مهم نيست مهم اين است که چگونه فکر مي کني و چه عقايدي داري و چگونه رفتار مي کني . هم اينک بدون خشم و با صبر و حوصله تا انتهاي اين کتاب را مطالعه کن آنگاه اگر خداي ناکرده از مشخصه هاي خوارج در تو بود براي نجات خود از آتش دوزخ دست به کار شو زيرا نه تنها شفاعت و توسل بلکه خدا نيز در قيامت براي خوارج هيچ کاري نمي کنند، زيرا :

2-    اگر نجاستي با دانش پاک نشود با هيچ چيز ديگري پاک نخواهد شد حتي با آتش و اين است رمز جاودانگي در دوزخ !

3-  خوارج مانند کپک هستند که بهترين محيط براي کشت و رشد آنها محيطي است که خرافات و دروغهاي تاريخي با دين قاطي شده باشد. ميوه اين چنين محيطهاي فاسدي ، غم و اندوه و بيماري و جنگ و مرگ است. به همين دليل به نظر من ، فساد اين محيطها از کاباره ها و فاحشه خانه ها و مشروب فروشي ها بيشتر است . اگر سري به محله هاي شيعيان در مناطق يهودي نشين اصفهان بزني به مقدار فراواني به انبوه جلسات و پرچمها و تابلوها و روضه هايي از اين دست برمي خوري! محافل و محيطهايي که جواناني تربيت مي کنند تا بروند به جنگ کشور همسايه شيعه يعني عراق تا انتقام سيلي زهرا را بگيرند! ( لطفا اين قسمت را دوباره و با دقت از ابتدا بخوانيد )

4-  سخني با خوارج ( زن و مرد و بچه ! ) اگر بنا به فرض محال کتابخوان شده ايد ! و بنا به فرض محال تر ، کتاب حاضر را براي مطالعه برداشته ايد ! و بنا به فرض محالتر تا آخر کتاب را ادامه دادي ! دوست عزيز ، من دشمن تو نيستم من دشمن آن شيطاني هستم که در قلب پاک تو پنهان شده و نقاب دين به چهره زده است ! اتفاقا اگر تو هدايت شوي بهتر از ساير مردم       مي تواني به دين خدا خدمت کني زيرا شما مصممتر و محکمتر و پاک نيت تر از بقيه مردم هستيد .

5-  در قرآن هر کجا به قوم يهود و علماي آن ايراد گرفته شده دقيقا منظور خداوند همين تفکرات خوارج است که در همه ملل و اديان وجود دارد و اين است راز اينهمه تکرار و اشاره به اين گروه نابه کار  در قرآن !

6-    خوارج اولين کساني بودند که سياست را با دين قاطي کردند .

7-  پس از جنگ نهروان يکی از ياران حضرت علی به ايشان می گويد : خدا را شکر همه خوارج نابود و ريشه کن شدند . حضرت علی می فرمايند : نه آنها پس از اين باز هم خواهند آمد آنها در پشت پدران و سينه مادرانند .

8-    هم اينک ، مذهب سياسي و سياست مذهبي هر دو در ايران محکوم به شکست شده اند .

9-    نجس ترين چيز دنيا فکر آخوند است که در وجود خوارج تبلور پيدا مي کند .

10-آزادي و سعادت نوع بشر آنگاه فرا مي رسد که بتواند از شر خرافات و تعصبات احمقانه و قشري صهيونيستهاي فريسي و خوارج القاعده حزب اللهي و جمهوريخواهان آمريکايي رها شود و اين رهايي ممکن نيست مگر در سايه اتحاد ، دانش ، جسارت و قدرت تمامي ملتها به خصوص ملتهاي ايران و عربستان و  اسراييل و امريکا و سه دين اسلام و يهود و مسيحيت که هر سه اين اديان بدون وجود خوارج ، مايه سلامت و سعادتند .

11- حکومت استبدادي سلطنتي يا ولايت فقيه حکومتي بر مبناي آزمون خطا و خطاست ولي حکومت دموکراسي بر مبناي آزمون آزمايش و خطاست .

12- ولايت به معنای همکاری و دوستی مورد تاييد قرآن و سنت نبی اکرم و ولايت به معنای اقتدار و سلطه از مصاديق بارز شرک است زيرا چنين مواردی فقط مختص خداست .

13-ملت خرافه پروری که اقتدار ( ولايت ) غير خدا را می پذيرد بايد هر روزش بدتر از روز قبل باشد و اگر جز اين بود من به همه چيز شک می کردم .

14-وقتی راه و روش و نتيجه يکسان باشد تفاوت در اسم چه سود ؟ ولی فقيه يا شاه يا رييس جمهور مادام العمر؟ اکنون رييس قوه قضاييه به فرمان رهبر انتخاب می شود ! رای 70 ميليون نفر به رييس جمهور را بايد رهبر تنفيذ کند يعنی رهبر می تواند تنفيد هم نکند ! همانگونه که خمينی گفت اگر 35 ميليون نفر بگويند بله من می گويم نه ! شورای نگهبان را رهبر تعيين می کند و مجلس خبرگان را شورای نگهبان و رهبر را مجلس خبرگان ! يعنی رهبر خودش خودش را تعيين می کند ؟ ! فرماندهی کل قوا با رهبر است ! تعيين ائمه جماعات با رهبر است ! و . . . براستی جناب آقای خامنه ای , به فرض که شما خوب و کاردان باشيد چه تضمينی است که اين سلسله تا ابد همينگونه تداوم داشته باشد ؟ براستی آيا به همين علت نبود که پيامبر جانشين تعيين نکرد؟ افسوس :      با گوشهای کر , اين حرفها چه سود ؟      با کور آفتاب , خورشيد را چه کار ؟

15- با دانش مي توان روبروي هر چيزي جز خدا ايستاد . بزنگاهي که شيطان در آن وا داد همين جا بود .

16-خوارج حاضرند بميرند ولي تغيير نکنند و آيا آموزش چيزي جز ياد گيري براي تغيير است ؟

17- انسان سه هزار سال صبر کرد تا به آرزوي ديرين خود يعني پرواز دست يافت و من مطمئنم روزي به آرزوي ديگر خود يعني صلح و صفا و برادري و برابري دست پيدا خواهد کرد فقط بايد اين آرزو را زنده نگه داشت و نا اميد نشد .

18- من يک شيعه سني موحد ايراني عرب آلماني فرانسوي هستم . ( به کوري چشم خوارج )

19-حقيقت در تعادل و ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است چيزي که خوارج بويي از آن نبرده اند .

20- اگر به عملکرد داخلي و خارجي حکومتهاي ايران و اسراييل و آمريکا در سه دهه اخير نگاهي بيندازي       مي فهمي که چرا گفته اند دين از سياست جداست . البته منظور از جدايي دين از سياست نه سپردن امور کشور به انسانهاي نا اهل ، بلکه دور کردن خوارج از حکومت است .

21-اخيرا متوجه نکته جالب و در عين حال تاسف آوري شده ام : خوارج طرفدار حکومت دقيقا فرمولهاي انقلابهاي رنگين و مخملين را بر ضد مخالفان به کار مي برند ! تخريب اموال عمومي , تهمت , شايعه پراکني , ناراضي تراشي و . . . البته حضرت علي به مردم کوفه مي فرمايد : من راه به صلاح آوردن شما را خوب مي دانم ولي چون اينکار در فساد خود من نهفته است آنرا انجام نمي دهم . و به قول خداوند : و مکروا و مکرالله والله خيرالماکرين . زيرا : لکل امه اجل فذا جاء اجلهم لا يستقدمون ساعه و لا يستاخرون .

22- اگر برداشت آخوند از اسلام درست بود آنرا درست به مردم انتقال مي داد و اگر درست انتقال داده بود اکنون روز و حال جامعه ما اين نبود . آنچه از غم و گراني و بي عدالتي و فقر و فساد شاهد آني نتيجه کفر و شرکي است که به نام مذهب به خورد تو داده اند و تو مطابق همين خرافات فکر و بعد عمل مي کني و نيت پاک نيز نمي تواند تاثيري در خوشبختي يا بدبختي تو داشته باشد . به همين راحتي ! از من گفتن از شما نشنيدن !

23- اگر دين به معناي اخلاق و تغيير انسانها باشد ( پيامبر : بعثت لاتمم مکارم الاخلاق : من مبعوث شدم براي تکميل مکارم اخلاقي ) نه تنها دين از سياست جدا نيست بلکه از هيچ چيز ديگري نيز نبايد جدا باشد زيرا انسانيت , اولين و مهمترين شرط قبل از هر کاري است ولي اگر دين را به جز اين معنا کنيم نه تنها بايد از سياست بلکه از همه شئون زندگي بايد حذف شود . ( هدف پيامبر نيز آنگونه که از کل تاريخ 23 ساله پيداست نه حکومت بوده و نه دخالت دادن دين در سياست)  آري اگر مهمترين هدف دين يعني ساختن انسان و بازسازي اخلاق او در سطح جامعه اعمال شود , سياست و اقتصاد و فرهنگ و حتي فوتبال ما پيشرفت مي کند و همه چيز خود به خود درست مي شود . و آنگاه شاهد آن نخواهيم بود که تمام هم و غم يک پزشک , گرفتن پول از بيمارانش باشد ! ( واقعا از نوشتن اين جملات احساس شرم مي کنم و بر ايراني بودن خودم لعنت مي فرستم )

24-مشخصه ثابت تمامي حکومتهاي ديکتاتوري ترس از کتاب است .

25- تا دين ما به دست خران است دائما      کشور به دست بي هنران است دائما !

26- حکومت فکر مي کند که آمريکا همان آمريکاي 30 سال قبل است ولي نه آمريکا آن آمريکاست و نه ايران ايران سي سال قبل . پس مي توان و بايد مذاکره کرد مگر اينکه ما ضعفي داشته باشيم و بترسيم . متاسفانه نظام ديني هيچ تفاوتي بين دموکراتها و جمهوريخواهان قائل نيست . درست مانند اينکه در ايران چپ و راست را يکي بدانيم .

27- در ايران تا بُود ملا و مفتی          به روز بدتر از اين هم بيفتی !    ( يک پيش بينی جالب از ايرج ميرزا )

28- سعادت بشريت در گرو سعادت يهود است به شرطي که اين قوم ، قدرشناس اين سعادت باشند ( و دست به لابي هاي قدرت و باندبازي و تفرقه افکني و زراندوزي و جهان گشايي نزنند )

29- حقيقت ، در تضارب آراست . خوارج اينرا نمي فهمند .

30- وقتي خوارج ، در حماقتشان مصممند چرا من در حقيقتم شک کنم ؟

31- خوارج به قدري کوته بين و قشري هستند که گاه ، حتي مطالعه ، آنها را به جهل مرکب مي کشاند ! براي همين من حتي در بين اساتيد و دکترها  افرادي از اين گروه را ديده ام !

32- کجاست آن رادمردي که پايش حتي در برابر قرآن سرنيزه نلرزد چه برسد به خرافات و احاديث و دروغهاي تاريخي باند علامه مجلسي ! و چه برسد پاي منبرها و روضه ها !

33- آخوند به دين تو زده گند ببين         بر عقل سليم تو زده بند ببين

با علم کلام است مسلح اين رذل     سم است درون ظاهر قند ببين

34- من از ايران فقط شعرا و نويسندگان آن را مي ستايم . من همسايه علي ، همزاد اگزوپري ، همرزم ولتر ، همراز حافظ ، همسر راشل کوري ، همپاي نيچه ، همخون حسين ، همدم خيام و همراه طوفانها و رعد و  برقم !  کناره آتشفشان همه سرزمينها منزلگاه من است  . تمامي هستي وسعت روح من است چون توحيدي مي انديشم و بسي دورم از بازيهاي کودکانه آب و خاک ملي گراها  و قفسهاي ايسمها و چنگ و دندان نشان دادنهاي درندگاني که خوارج نام دارند .

35- زماني که در اين شهر ، کاباره ها دائر بود و فروش مشروبات الکلي آزاد  ، ايمان مردم قوي تر  و عميق تر و تعداد مومنان واقعي بيشتر بود تا اکنون که همه شئونات کشور به دست خوارج افتاده است و اين نشان ميدهدکه : جهل بدتر از فساد است !

36- جهل ، مايه حقارت است براي همين ، خوارج ، دست به ضرب و شتم و ترور و شکنجه و زنداني کردن مخالفان مي زنند تا عقده حقارت خود را جبران کنند .

37- خوارج قبل از خلقت آدم نيز بوده اند[1]، آري ابليس از خوارج بوده است که حتي به گفته برخي بسيار هم عبادت مي کرده ( و حتي بسيار زيبا هم بوده )  و ما مي دانيم که خوارج نيز همينگونه اند و البته عبادت به سبک خوارج سودي ندارد ، ابليس نيز مانند خوارج تنگ نظر بوده و از انسان فقط جسم خاکي را مي ديده و به آتش خود فخر مي فروخته و نگاهي سطحي و کوچک داشته، دقيقا مثل خوارج. ابليس متکبر و مغرور بوده و حتي توبه نکرده و اين نيز خصوصيتي ديگر از خوارج است و در انتها بدانيد که ابليس نيز چون خوارج خدا را قبول داشته و حتي به عزت خدا قسم خورده که مردم را گمراه کند ولي مي دانيم که در انتها جهنمي مي شود. خدا را همچون ابولهب و ابوجهل و روافض قبول داشتن فايده اي ندارد. خدا را بايد در قرآن و سنت جستجو کرد.

38- دانش تنها راه رسيدن به توحيد است .

39- غالبا ( و نه هميشه ) حق با کسي است که همه اقشار و جناحها او را طرد مي کنند .

40-اولين و مهمترين وظيفه آخوندها در تمامي اديان , تهيه و توليد و توزيع خرافات و حفظ آنها و انتقال آنها به نسلهاي بعدي است ! و در اين راه خوارج مهمترين عامل کليدي آنها هستند . زيرا آخوند نه حاضر است از جانش بگذرد نه از آسايش و راحتي و نه از طرفدارانش . ( آخوندهايي که اين چنين نبوده اند آخوند نبوده بلکه خوارجي بوده اند در لباس آخوند )

41- خون , گواه حق نيست اگر بود چه خوني بهتر از خون اسماعيل آن هم به فرمان خدا و آن هم به دست بت شکن تاريخ ,  ابراهيم ؟ ! خون بر هر آموزه اي سم مي چکاند ( نيچه ) آنگونه که شيعه را و مفاهيم والاي آنرا به لجن کشانيد .

42- در سال 1487 جلادان ازتک در مکزيکوسيتي 4 صف سه کيلومتري از قربانيان را به پاي هرم تاينوچ تيتان بردند ! آنها بايد از 104 پله بالا بروند تا به محل مرگ خود برسند ! در آن بالا اتاق اعدام بوده ! حداقل 40000 قتل در عرض 4 روز ! در برابر مجسمه کواکي کو ! اين قتل عام حتي بوسيله تصاويري ثبت شده است و به دست ما رسيده است ! مي دانيد چرا ؟ آنها به اين کار افتخار مي کرده اند ! خداي خورشيد به آنها زندگي عطا کرده ! مردم نيز بايد با زندگي خود اين دين را ادا کنند ! و گرنه خورشيد مي رود و همه جا خشک مي شود . ثبت تصاوير ( و چنين تصاويري ) به مردم دائما اين نکته يادآوري مي کرد و . . . و فرمانروايان ازتک از هنر براي تحکيم فرمانروايي خود استفاده مي کردند آنها از طريق هنر به شدت روي فکر مردم نفوذ داشتند ! اين تصاوير , مردم ازتک را به ارزشهاي جامعه پايبند می داشته است . اکثريت جامعه خود را مسئول جلوگيري از مرگ مي دانسته اند ! يعني ما با اين کار , جلوي مرگ را مي گيريم ! انقلاب خون مي خواهد ! جنگ رحمت است  ( داخلي باشد رحمت تر است ! ! )

43- در ايران هر چيز زشت را زير يک نقاب زيبا پنهان کرده اند : استبداد را زير نقاب انتخابات و شعار آزادي ! و لوپ مسخره شوراي نگهبان مجلس خبرگان ، رهبري ! شرک و کفر و خرفاه را زير نقاب زيباي حب اهل بيت ! سانسور را زير اخبار هشت و سي و اجازه چاپ به انبوه روزنامه هاي بي کيفيت و بي محتوا و . . .

44- اگر عقل , بر ضد شخصی باشد آن شخص بی درنگ بر ضد عقل قيام می کند ! ( ديويد هيوم )

45- می دانی چرا مردم صدر اسلام , هر نماز و هر قرآن خواندن و هر جهاد و هر تلاش و هر عمل آنها يک جهش رو به جلو , يک قدم به سوی تکامل و رستگاری و خدا بوده است ؟ و چرا اگر تو اکنون صد برابر آنها عمل کنی به هيچ نتيجه ای نمی رسی ؟ پاسخ : در صدر اسلام , اکثريت مردم پاک و معتقد و خوب بوده اند . تزکيه و تکامل فردی در جامعه فاسد همانقدر غير ممکن است که عارف زاهد شدن در بند زندانيان خلافکار !

46- بزرگترين اشتباه سران غير جمهوری غير اسلامی آن بود که قبل از تحول و تغيير واقعی در بنيان های اجتماعی مردم ايران به فکر صدور انقلاب افتادند ! و اينگونه بود که که انقلاب سطحی آنها در داخل هم با شکست روبرو شد . فاعتبروا يا اولی الابصار .

47- ارسطو : حاکم بايد در تويج و اشاعه مذهب بکوشد . يک ديکتاتور مخصوصا بايد خود را در پرستش خدايان , جدی نشان بدهد زيرا اگر مردم ببينند که حاکم به خدايآن احترام می گذارد و به اصطلاح , مومن و متدين است در تحمل بيدادگريهای او کمتر رنج خواهند برد ( برای همين پيامبر جانشين تعيين نکردند ! ) و کمتر بر ضد او توطئه خواهند کرد زيرا معتقد خواهند شد که خدايآن , پشت و پناه اين حاکم اند زيرا معتقد خواهند شد که خدايآن , پشت و پناه اين حاکم اند . ( تاريخ فلسفه ويل دورانت ص 83 )

48- وقتي انسان به چيزي معتقد شد تمام دنيا مي تواند دلائل اثبات آن چيز باشد و اگر احيانا روزي بي اعتقاد شد همه آن دلايل به يکباره محو مي شود ( و حتي مي تواند دليل رد آن عقيده قرار گيرد ! ) آري اين است سرشت موجودي که به غلط خود را اشرف مخلوقات مي داند !

49- وجود 12 هزار امامزاده در ايران و قبر هزاران پير و مرشد و بابا و شيخ و طرفداري از فلان مرجع و عاشقان ولايت و پيروان خميني و خامنه اي و بهجت و نخودکي و مجلسي و . . . ديگر در ايران جايي براي خدا باقي نگذاشته است و اين است راز شوم بودن کفر و شرک .

50- اعتقادي که حکومت ناجمهوري نا اسلامي در خصوص ولايت فقيه در مغز پوک طرفدارانش انداخته دقيقا مانند اعتقاد به حکومت جبري و تقديري خواست الهي حکام بني اميه و بني عباس است که اينها خواست خدا و مشيت الهي است و خود امام زمان حافظ نظام است و ما تحويل امام زمان مي دهيم و از همين خزعبلات که شاه سلطان حسين هم وقتي متوجه آن شد که اصفهان از کفش رفته بود و داشت با دست خودش تاج را روي سر محمود افغان مي گذاشت . . .

51- انحصار آدمهاي خوب در 14 نفر ، مانند اين است که فکر کنيد فقط خوارج ايراني احمق و خرند ولي در اين صورت ، تکليف القاعده و صهيونيستها و مجاهدين خلق و سلطنت طلبها و جمهوريخواهان آمريکايي چه   مي شود ؟

52-کساني که معتقد به عصمتند ,  زياد مرتکب خطا و اشتباه مي شوند !  يکبار هم عذرخواهي نمي کنند !

53-خوارج مانند پيازند ! اشک آدم را در مي آورند از اول تا آخرشان هم يک لايه مشابه است خواص پياز را هم ندارند !

54-دوست دارم اگر هم به جهنم رفتم از خوارج دور باشم ولي آيا جز خوارج ، کسي وارد جهنم مي شود ؟

55-خوارج ، فسيلهاي زنده اي هستند از يک گونه آدم نماهاي نئاندرتال ! که نسلشان ميلونها سال قبل منقرض ولي بقاياي آنها هنوز به حيات ميکروسکوپي خود ادامه مي دهد .

56-جانوراني که در اعماق تاريک اقيانوسها زندگي مي کنند به خاطر فقدان نور کورند به همين قياس اگر شما خورشيد قرآن را مقابل چشم خوارج بگيري چون کورند نمي بينند پس نمي فهمند .

57-کشتن خوارج ، هيچ مشکلي را حل نمي کند فقط بايد چهره پليد آنها را به مردم نشان داد.

58- خوارج يک عيب يا اشتباه را به کل موضوع تعميم مي دهند ! حال آن موضوع مي تواند شخص باشد يا يک ايده يا يک دولت يا . . .

59-امتحانات خدايي براي تعيين درجه خلوص است و اصولا بسيار سخت و دشوار است و قبولي در آن وابسته به ميزان ايمان و توکل و يقين و دانش و خودسازيهاي قبلي و قوت و قدرت روحي است و چون خوارج اينها را ندارند هميشه در امتحانات الهي شکست مي خورند !

60-آدمها و ملتها و حکومتهايي که زياد نق مي زنند دور از حالت رضا و نزديک به دوزخند .

61- با کسي که به جاي منطق ، تعصب بر او حاکم است وارد بحث نشو زيرا : آنکه خواب است را مي توان بيدار کرد ولي آنکه خود را به خواب زده نمي توان و نمي توان و نمي توان !

62- بر وجود خوارج اراده حاکم است نه عقل و منطق ؛ براي همين در برابر سخن حق مقاومت مي کنند با اراده پوکشان !

63- خوارج ، مانند يک سيستمي هستند که تمامي گيرنده هاي آن قطع شده ولي فرستنده هايش به شدت هر چه تمامتر در حال فعاليت است .

64- خوارج ، معتقدند يک اصل ثابت کلي مي تواند کارکردهايي متغير داشته باشد ( اوج شعور ) مثلا فساد جامعه زمان شاه ، تقصير شاه بوده ولي فساد کنوني تقصير آمريکاست ! و تعجب من در اينجاست که اين حضرات ، هميشه قشري  به قول خودشان اصولگرا هستند ! آري اصولگرايي تا آنجا که به نفعشان باشد .

65- ويل دورانت از زبان سر جيمز در کتاب لذات فلسفه ص 390 : من خيلی تعجب کردم که ديدم در امريکا کسانی را که به عناصر فرعی و ثانوی دين ( يعنی اموری که فِرَق مختلف مسيحی را از هم جدا می کند ) بيشتر اهميت می دهند اصولی يا بنيادگرا می نامند ! اگر به مهمان خود اجازه بدهيد که خودمانی صحبت کند من آنان را سطحی می نامم !

66- چقدر برايم جالب بود که از رييس خوارج جمهوريخواه يعني جرج بوش شنيدم که مي گفت : هر کس با ما نيست با تروريستهاست ! و اين در حالي بود که مقام عظماي ولايت ، سالها قبل از اين ، مردم ايران را به دو گروه خودي و غيرخودي يا همان دوست و دشمن تقسيم بندي فرموده بودند ! آري اين است راز تشابه اين قوم نا به کار به يکديگر !

67- خوارج ، هم براي خودشان دردسرند هم براي اطرافيان هم براي دين هم براي جامعه !

68- زير بار حرف حق نروي در صحيفه الهي ، مستقيم وارد طبقه خوارج شده اي هر اسمي هم که روي خودت گذاشته باشي مهم نيست : حزب الله ، سني ، شيعه ، القاعده ، سلفي ، وهابي ، يهود ، مسلم و . . . آري مهم طرز تفکر و شخصيت و روش و مرام توست نه اسم و عنوان تو !

69- 40 درصد عقايد ما اشتباه و 50 درصد ، اضافي است تا دير نشده بپاخيزيد زيرا کالبد جامعه ايراني در حال احتضار و مرگ است !

70- نمي دانم سرطان خوارج با چه دارويي علاج مي شود زيرا بدن آنها , منطق و دانش را که قوي ترين و آخرين داروي درماني است ، پس مي زند !

71- کم اتفاق مي افتد عده اي راه بيفتند و نتيجه اي درست حاصل شود زيرا جمع ، هميشه تابع احساس و بدون برنامه است . به قول نيچه : جامعه اشتباهي است که بايد تصحيح شود !

72- خوارج ، به سئوالات سخت مي گويند : شبهه!

73- علامه اميني و علامه مجلسي و شيخ عباس قمي پدر فکري خوارج عصر جديدند .

74- آقايان آويني و ازغدي و مصباح يزدي , خوارجي هستند که بوستان انديشه را با وجود خود ملوث کرده اند . زيرا ادعاي جويندگي و شيفتگي حق آنها گوش فلک را پر کرده ولي در هنگام آزمايش و عمل ، حاضر     نمي شوند از کوچکترين خرافه دست بشويند و حتي با توجيه و سفسطه ، مقام بلند قلم و هنر را نيز به لجن می کشند .

75- چه تفاوت عظيمي است ميان انسان کاملي که مطهري معرفي مي کند با انسان کاملي که شريعتي ترسيم کرده چه تفاوت عجيبي است ميان نيچه اي که مطهري مي ديده و نيچه اي که شريعتي درک کرده و اين است راز سطحي نگري خوارج حتي در مقام رفيع دانش !

76- خوارج ، به سئوالي که پاسخ به حق آن ، به ضرر آنهاست مي گويند : شبهَه !

77- خوارج مجسمه افراط و تفريطند يکجا روبروي خشتهاي خامي که به نام قرآن جا زده شده پايشان مي لرزد و شمشير مي اندازند يکجا روبروي علي شمشير مي کشند و کشته مي شوند ! يکجا مي گويند ما دوست مردم اسراييل هستيم ( مشايي وزير احمدي نژاد ) يکجا دم از محو و نابودي اسراييل و انکار هولوکاست مي زنند !

78- نامه اعمال خوارج در روز قيامت از گناهان خودشان خالي و از گناهاني که ديگران کرده و آنها موجبش     بوده اند پر است و اين است رمز خسرالدنيا و الآخره بودن اين قوم شقي !

79- خوارج گداپرورند . علت تهاجم نيچه به ضعفاء و تبليغ قدرت در اين نکته نهفته است نه در انديشه هاي ماکياولي . نيچه هستي خود را بر سر دفاع از يک اسب گاري گذاشت !

80- حضرت علي مي فرمايند : عدل بهتر از جود است حالا چون عدل ريشه در اعمال قدرت و حکومت دارد و جود نسبت به ضعفاء انجام مي شود پس ما آيا داد و قال براه بيندازيم که علي قدرت طلب و ضعيف کش بوده است . ( عدل نظم مي آورد و جود بي نظمي . قدرت ، نظم و پيشرفت مي آورد و رحم و شفقتهاي بيجا و حتي بعضا به جا بي نظمي و انحطاط ! اشاره نيچه به قدرت و نفي ضعفاء : رکود و تاريکي منحط قرون وسطي بوده که تحت برداشت غلط از تعاليم مسيح توسط کليسا ايجاد شده . منتقدين غربي نيز چون عموما مسيحي هستند در نقد آثار نيچه حاضر به اعتراف به اين نکته نشده و مانند آقاي مطهري نيچه را به ماکياولي پيوند مي زنند !  ) متاسفانه حتي پدران فکري خوارج ، درک درستي از بار و وجوه مختلف معنايي کلمات ندارند . علت سوء برداشت مطهري از انديشه نيچه در کتاب انسان کامل ، ريشه در همين نکته دارد درست مانند آن زن انگليسي که با دلخوري به نيچه مي گويد : من از شما دلخورم زيرا نوشته ايد : به سراغ زنان  مي رويد تازيانه را فراموش نکنيد ! نيچه خم مي شود و دستان آن زن را مي بوسد و مي گويد : خانم گرامي ، اشتباه به شما فهمانده اند !

81- از پيامبر حديثی وجود دارد که پس از من اين امت 73 فرقه می شود که فقط يکی از آنها بر طريقه حق است و بقيه باطل . جدای از اينکه اين حديث صحت داشته باشد يا نه , متاسفانه تمامی فرق و مذاهب اسلامی خود را جزو همان يک فرقه بر حق می دانند . می خواهی به تو بگويم دسته بر حق کدام است ؟ گروه بر حق همان دسته ای است که اصلا کسی آنها را به عنوان گروه و حزب و مذهب و دسته نمی شناسد زيرا در بين تمامی مذاهب وجود دارند و خون دل می خورند ! همانان که فقط به يک خدا معتقدند و به جز خدا از کسی کمک و ياری نمی خواهند و جز خدا اميدی به هيچ کس و هيچ نيرويي ندارند ! همانان که خود را با تمامی مذاهب اسلامی دوست و برادر می دانند . همان موحدانی که در بين تمامی مذاهب وجود داشته و گير     افتاده اند ! همانان که سعادت بشريت آرزوی آنهاست و از بند آب وخاک و ملی گرايی رسته اند . همانان که خودشان را خدای حق و کامل بر طريق حق ندانسته و برای همين هر روز در نماز می گويند : خدايا ما را به راه راست هدايت کن ! همانان که در شرعيات مذهب قرآن دارند و در عقليات مذهب برهان . همانان که بر سنت پيامبرند و . .

82- اگر دين وارد گود سياست نشود خيلي کمتر دچار خرافه و کينه توزي و تفرقه شده و خلوصش بهتر حفظ   مي شود . علت اينکه تشيع به مراتب خرافاتي تر از ساير اديان و مذاهب است اين است که ساير مذاهب اين چنين با ولع وارد سياست نشده اند .

83- اگر دين به معناي اخلاق باشد نه تنها از سياست جدا نيست بلکه از هيچ چيز ديگري هم نبايد جدا باشد ولي اگر دين را دسته بندي هاي سياسي و سلائق حزبي و ميل به قدرت و صدور انقلاب و فضولي در مسائل شخصي مردم و تفتيش عقايد تعريف کني نه تنها از سياست جداست بلکه بايد آنرا از تمام شئون زندگي خارج کرد .

84- شيعه فعلي بيشتر  يک مذهب فرد محور است نه مکتبي عقيده محور . امامزاده محور است نه سنت محور . افسانه محور است نه تاريخ محور حديث محور است نه قرآن محور . قبر محور است نه کعبه محور ! و براي همين شرک آور است نه توحيد محور . خرافه پرور است نه حقيقت پرور . ظلم گستر است نه عدالت گستر .

85- وقتي دين وارد حوزه سياست مي شود پديده زشتي به نام حزب سياسي و پس از آن پديده زشت تري به نام مذهب شکل مي گيرد که اين همه راه به شرک و خرافه و در نهايت دوزخ مي برد !

86- قاطي شدن دين و سياست باعث شيوع شديد نفاق و دورويي در بين مردم به خصوص کارمندان دولت و کسبه بازار مي شود . زيرا آنها سعي مي کنند ظاهر خود را هر چه بيشتر منطبق با آمال حکومت نشان دهند تا با حفظ موقعيت جيبهايشان همچنان پُر شود .

87- خوارج ، استاد قطعه برداري گزينشي هستند . مطهري تمامي زندگي نيچه و کليت آثار او را کنار گذاشته و به چند انديشه پراکنده او مبني بر تقويت ضعفا و طرد روحيه گداپروري تاخته است در حاليکه حتي در همين موارد نيچه نظري ديگر داشته .  

88- کساني که به بهانه التقاط مي گويند فقط بايد فکر ما را مطالعه کنيد و ساير کتابها را نخوانيد مانند کسي هستند که مي گويد در يک خانه فقط بايد توالت ساخت !

89- آدم احمق يک مشکل هميشگي دارد : يا مشکل پولي يا مشکل جنسي ! اگر خيلي احمق باشد هر دو مشکل را همزمان دارد !

90- ايکاش از خواب بيدار مي شدم و مي فهميدم هر آنچه ديدم و بر من گذشت يک کابوس بوده است !

91- در سپاه شيطان ، بالاترين مدال افتخار از آن خوارج است زيرا اينان ، بهتر از هر دشمن معاندي  مردم را از خدا و دين ، بيزار مي کنند .

92- اليوم بالاترين امر به معروف و نهي از منکر : نابودي امر به معروف کنندگان و نهي از منکر کنندگان احمق است !

93- خوارج ، با اشرار ظاهري دشمنند و طرفه آنکه اين اراذل و اوباش در روز قيامت به بهشت مي روند و خوارج به جهنم .

94- شرارت و لاابالي گري ظاهري بهتر است تا اتوکشيده بودن ظاهري و شرارت باطني !

95- روشنفکري زيادي آدم را به عالم هپروت مي برد خرافاتي بودن هم به همچنين .

96-يکی از خرافات زشت اکثر اديان , اعتقاد به چشم زخم است . يعنی اعتقاد به اينکه خداوند نيروهای شری در وجود يک نفر تعبيه کرده است که او نمی تواند آنها را از ميان ببرد . يعنی عدم اعتقاد به اين آيه : لا موثر فی الوجود الا الله ! و برای همين وقتی که انسان عاقل و باهوشی با قدرت تفکر و آينده نگری و پيش بينی به تو هشدار می دهد و تو گوش نمی کنی و به حرف او می رسی آنگاه برای اقناع خودت در کمال خريت         می گويي : او مرا چشم زد ! آنگاه آن شخص عاقل ديگر به تو هشدار نمی دهد . و تو هميشه سرپوشی برای سهل انگاريها و بی توجهی های خودت داری به نام اينکه : مرا چشم زدند !

97- با شهامت قوام مي گيرد در رنج شکوفا مي شود در سادگي مي آيد با دانش آبياري  مي شود با خلوص مقاوم مي شود و بر توکل تکيه مي زند . راه ريشه کن کردن خوارج ، اينهاست !

98- خوارج ، گوشهايشان به حق ، سنگين ،  چشمهايشان به فريب ، تيز و زبانهايشان به اعتراض ، دراز است .

99- خوارج ،  گوشهايي سنگين و زبانهايي دراز دارند .

100-   آنچه باعث مي شود يک نفر ندانسته در طبقه خوارج قرار گيرد : ساده لوحي ، قشري نگري و ظاهربيني ،  نگاه از يک زاويه ،  غرور ،  تلقين اشتباهات از سوي والدين يا آخوندها به او ، عجله در رد يا قبول هر موضوعي ، گوش ندادن به سخن حق ، تقليد ، ترس ( ترس از مثلا قرآن سر نيزه که مبادا به جهنم بروم و اتفاقا همين باعث جهنمي شدن او مي شود ) و شيفته گي در برابر قصه هاي خرافي و داستانهاي خيالي و روايات جعلي است !

101-   ماجراي خوارج مانند اسب عصاري است که جلوي چشم او را بسته اند و او از صبح تا شب دور خود مي گردد . و عصر فکر مي کند مسيري طولاني را طي کرده و هنگام قيامت خوارج مي فهمند عمري را بيهوده دور عقايد و اوهام باطل خود گشته اند و به هيچ جا نرسيده اند جز جهنم !

102-    نوع انسان به خودي خود مغرور و زبان نفهم است ! خوارج تشديد شده اين حالتند !

103-   خوارج به سراغ دانش هم که مي روند به قصد تخريب و خرابکاري است ! موسسه رويان براي تغيير ژنيتيکي و ساختن سربازان خونخوار براي امام زمان و انرژي هسته اي براي بمب اتم و . . .

104-   مي داني چرا رژيمهاي جمهوري اسلامي و اسراييل ، درنده خو شده اند ؟  براي اينکه تشکيل حکومت و به دست گرفتن قدرت در طول تاريخ براي آنها عقده شده بود پس آنها اکنون که پس از سالها حقارت به آرزوي ديرين خود رسيده اند از ترس اينکه مبادا آنرا از دست بدهند وحشي و درنده خو شده اند ( البته درنده خويي اسراييل براي ديگران است ولي درنده خويي حضرات براي مردم ايران )

105-   نيت سالم با فکر خراب به عملکرد فاسد ختم مي شود . ( اين است راز شکست و بدبختي و شقاوت آقاياني که حتي مراحل عرفان و تزکيه نفس را طي کرده اند )

106-    راه مبارزه با خوارج : خوارج را تحريم کنيد با آنها نه صحيت کنيد نه ازدواج نه معامله .

107-    سياسي کاري بلاي جان خوارج است .

108-    قرطي ها مثل اسهالند ! خوارج مثل يبوست !

109-   وقتي مي بينم طرفدار جمهوري اسلامي طرفداريش از روي حماقت و ناداني است و مخالف جمهوري اسلامي مخالفتش از روي حماقت و ناداني ! دلم براي خودم کباب مي شود ! زيرا مطمئن مي شوم در صورت پيروزي هر طرف ، بدبختي همچنان ادامه خواهد داشت .

110-   خوارج يا روي پوسته قشري يک موضوع مي مانند يا وارد ريز جزئيات مي شوند در صورتيکه حقيقت در کليت ميان اين دو حالت است .

111-   ملتي که دنبال قصه و اوهام و خرافات و خلافت است يک روز نتيجه اين اعتقاد , يقه او را به اسم ولايت مطلقه مي گيرد و به نکبتي فرو مي افتد که مي بينيد ! حضرت علي مي فرمايند : باش فرزند زمانه ات . خلافت و ولايت زماني داشت و اکنون زمانه اي ديگر است .

112-   برخي اوقات ما از ترس اينکه جهنمي شويم مي ترسيم دست از عقيده اي احمقانه و خرافي برداريم در صورتي که اتفاقا اگر دست از آن عقيده بر نداريم  جهنمي مي شويم پس از مطالعه اين کتاب متوجه سخن من خواهيد شد .

113-   مقياس و ميزان ، قرآن است و سنت پيامبر نه مقايسه با اوضاع زمان شاه و يا ساير کشورها ! به ما بگوييد چه مقدار به مقياس حقيقي نزديک شده ايد ؟ ( يا بهتر بگوييم دور شده ايد )

114-    تفاوت انسان با حيوان در مطالعه است .

115-    خوارج در تمامي اديان ، با زن جماعت ، مشکل دارند !

116-   بسيار بعيد است خداوند دو گروه را ببخشد : کساني که حقه باز و حيله گرند و کساني که حرف حق را      مي شنوند و به جاي تسليم در برابر آن به دنبال پاسخ و توجيه مي گردند .

117-   از آن فرقه نباشيد که دين خود را متفرق هواي نفس خواستند و گروه گروه شدند و بودند شيعه و هر گروهي به ( اوهام و عقايد و خيالات فاسد خود ) دلشاد است ( سوره روم آيه 32 )

118-   بگو اي اهل کتاب در دين خود به ناحق غلو نکنيد و از پي خواهشهاي آن قومي که خود گمراه شدند و بسياري را نيز گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نرويد ( مائده 77 )

119-   بگو آيا مي خواهيد شما را به زيانبارتين اعمال آگاه سازم ؟ زيانکارترين مردم کساني هستند که عمرشان را در راه حيات دنيا تباه کردند و به خيال خود فکر مي کردند بهترين کارها را مي کنند ( کهف 103 و 104)

120-    هيچ چيزي بدتر از آن نيست که تلاش ما براي آن باشد که مردم را تبديل کنيم به آن چيزي که تصور    مي کنيم ! ( تي اس اليوت )

121-    خوارج به همه شک دارند مگر به خودشان !

122-   توهم توطئه و دشمن : خوارج از شدت کم مايگي و ترس ، هميشه در توهم توطئه و دشمن هستند اينها حتي در تاريخ به دنبال کشف توطئه و دشمنهاي خيالي مي گردند ! مثلا مي گويند باند عمر و ابوبکر و خالدبن وليد به خانه علي حمله کرد و حق علي را غصب کرد و . . . ولي ما مي دانيم که نه حمله اي به خانه حضرت علي شده و نه اصولا حضرت علي خليفه از جانب خدا يا رسولش بوده اند ( مراجعه کنيد به صدها کتاب سايت عقيده مانند نقد المراجعات و آلفوس و . . . ) ضمن اينکه حضرت عمر و ابوبکر طبق تفسير خود شيعيان در آيه : يا ايهالذين آمنو لا ترفعوا اصواتکم . . . . برخي اوقات با هم درگيري داشته و هيچگونه تشابه و سنخيت شخصيتي بين آنها وجود نداشته است ! و حتي خليفه دوم به محض خلافت ، خالد ابن وليد را معزول مي کند به نحويکه نام او به محض خلافت عمر از آن تاريخ به بعد از کتب تاريخ محو مي شود ! پس نه باندي بوده و نه توطئه اي بلکه اين ذهن خيالپرداز و بيمار و خرافه ساز خوارج است که اين چرنديات را در کتب روايي و بالاي منبرها در مغز عوام کالانعام جا انداخته است . به عنوان مثالي ديگر : در جريان قتلهاي زنجيره اي مقام عظماي ولايت و تمامي روزنامه هاي رژيم ، مسئوليت ترورها را به گردن اسراييل و آمريکا انداختند و اگر آقاي خاتمي دست اداره اطلاعات را رو نمي کرد چه بسا هنوز آمريکا و اسراييل ، مقصر بودند ! يا اگر سيد مهدي هاشمي معاون قائم مقام رهبري آقاي منتظري در جريان جناح بنديهاي سياسي دستگير نشده بود و منتظري را کنار نزده بودند هنوز قتل آقاي شمس آبادي را به گردن ساواک مي انداختند ! يا ماجراي سينماي رکس آبادان که بسياري معتقدند کار خود آخوندها بوده است و . . . و چرا راه دور مي رويم مگر حضرت علي را يکي از شيعيان سپاه خود ايشان نکشت ؟ و يا امام حسين را مگر شيعيان کوفي که با مسلم بيعت کرده بودند نکشتند ؟ ! آري امام حسين و حضرت علي نه به دست اهل سنت نه به دست معاويه و يزيد بلکه به دست خوديها کشته شدند و  . . . . 

123-    خوارج استاد اينند که خودشان را به خري بزنند ولي در قيامت چه     مي کنند ؟

124-   مي خواهي خوب باش مي خواهي بد، به کسي مربوط نيست ! ولي سعي کن براي خودت اصول و خط قرمزهايي داشته باشي . . . . خوارج به اصول خود نيز پايبند نيستند.

125-   اگر در زندگي تعادلي بين برنامه هاي ديني و سياسي و غذايي و ورزشي و کاري و هنري و خانوادگي و تفريحي نداشته باشي به مرور بيمار مي شوي، اول از همه نيز روح و روانت و سپس فکرت و بعد جسمت ويران مي شود . ديگر خود داني !

126-   خوارج ، بزرگترين منکر را در پيدا بودن موي زنان از زير لچک مي دانند ! در حاليکه در همان زمان ، حکام ، مشغول حيف و ميل و دزدي هاي ميلياردي هستند !

127-   آقا و خانم خوارج : پيدا بودن موي زنها از زير لچک و رقص و آواز دخترها و پسرها در خيابان ( اگر به فرض محال گناه باشد ) گناهي است اندک که متوجه خود آنهاست . عزيز دلم نمي خواهد زياد رگهاي گردنت با ديدن چنين صحنه هايي سرخ شود آن آخوند احمق و مداح بي شرفي که حديث دروغين به خدا و پيغمبر مي بندد و وجود تو باعث گرمي منبر او مي شود آري گناه او و تو نابخشودني است ! رگهاي گردنت را براي ظلم و ترور و شکنجه ها سپاه و وزارت اطلاعات و چپاول بيت المال سرخ کن .

128-    خوارج در جاده الهي ( صراط مستقيم ) سرگرم شمردن ريگها و مشاهده علفهاي کنار جاده و نصب مجسمه افراد در سر راهها و ساختن قبر و گنبد و احداث ندانسته دست انداز و حفر چاه و چاله و ايجاد مزاحمت براي عابرين و سد معبر ! و نقشه برداري از صحنه تصادفات    بي اهميت ( که دو طرف دعوي گذشت کرده و رفته اند ! ) و کمک ندانسته به راهزنان دين در احداث جاده هاي انحرافي و دادن علائم هشدار غلط و اشتباهي به ساير خودروها  هستند !

129-   خوارج ، خود را کم اشتباه و بي عيب مي پندارند و اين خود وحشتناکترين عيب آنهاست!

130-   حکومت بر عده اي احمق ، هيچ افتخاري ندارد .

131-   سرمست خيالات و اوهام و خرافات ، فقط با واقعيت آتش از خواب خرگوشي بيدار مي شود !

132-  باند علامه مجلسي از مشرکان پست ترند طبق صريح آيه قرآن ، مشرکان هنگام مشاهده مرگ يا عذاب ، خدا را به ياد آورده و مي گفتند: اي خدا، ولي اين حضرات مي گويند : يا ابوالفضل !

133-   آدم بد ممکن است نظري درست داشته باشد، خوارج اين را نمي فهمند !

134-   مدير احمق بيشتر از مدير دزد ضربه مي زند، خوارج اين را نمي فهمند .

135-   مي توان از روشهاي متفاوت به خدا رسيد، خوارج اين را نمي فهمند .

136-   به يک قضيه نبايد فقط از يک زاويه نگاه کرد، خوارج اين را نمي فهمند .

137-   ممکن اس خوارج بعضا درد را درست تشخيص دهند ولي در اولويت بندي دردها اشتباه مي کنند و در پيچيدن نسخه افتضاح !

138-  هر چه به طبيعت و به مردم نزديکتر شوي خدا را بهتر مي فهمي هر چه به خودت هم نزديکتر شوي به خدا نزديکتر شده اي خوارج از همه اينها دورند . گاه براي رسيدن به هدف ، بايد راه طولاني تر را طي کرد . خوارج اين را هم نمي فهمند .

139-   خوارج ، استاد خراب کردن ديگرانند .

140-   حضرت علي : آنکه را ( مانند برقعي و بني صدر و طالقاني و بازرگان ) نزديکان ( خوارج حزب اللهي ) برانند بيگانگان دريابند !

141-  برخي از موارد که اکنون براي خوارج سنت حساب مي شود فقط مخصوص زمان نبي اکرم بوده و نه همه زمانها مانند خضاب کردن ريش که حضرت علي مي فرمايند فقط مخصوص زمان پيامبر بوده است . رنگ سياه هم اگر مستحب بوده براي شرايطي خاص و زماني خاص بوده ( زمان شهادت امام حسين ) و نه همه زمانها .

142-   يک طرفه رفتن به دره و تعصب ختم مي شود به دوزخ !

143-   خوارج به نيت رسيدن به حق عجله مي کنند و اين آنها را به باطل    مي رساند !

144-   خوارج سد راه پيشرفت و تکامل بشريتند .

145-  با داشتن اسم حزب الله يا مسلمان يا سني يا سلفي نمي توان خدا را فريب داد ! اگر فکر و شخصيت تو مانند خوارج بود اسم تو در صحيفه الهي در کنار خوارج ثبت مي شود و همراه آنها برانگيخته و مانند آنها وارد دوزخ مي شوي !

146-   در يک اجتماع ، رابطه اي بسيار عجيب و معنا دار ميان فقدان خوارج و پيشرفت و تکامل وجود دارد .

147-  خوارج ، از شدت حقارت و حماقتي که  اوهام تاريخي و افسانه هاي خيالي به آنها داده رهبران فعلي خود را به جاي حضرت علي مي گذارند و مخالفان را به جاي دشمنان آنها در نتيجه با چنگ و دندان به حفظ نظام به هر طريق و هر روش پرداخته و اتفاقا همين خريتها باعث شده آنها در جايگاه خوارج ( يعني دشمن علي ) و حتي يزيد قرار گيرند و مخالفين در جايگاه انسانهاي خوب و مظلوم !

148-   مرگ بر عاشقان رنگ سياه ! مرگ بر سرايندگان مرگ ! مرگ بر خوارج .

149-   تاريک فکران ، شيفته رنگ سياهند و اگر جز اين بود جاي تعجب بود !

150-  برخي از مشاغل مناسب که به خوارج توصيه مي شود : قبر کني ، مرده کشي ، مرده شويي ، مداحي ، روضه خواني ، کرايه تفت ، جاسوسي براي اداره  اطلاعات ، شکنجه گري براي اداره اطلاعات ، تروريستي براي اطلاعات ، محافظ آقا ، زيرپاکشي ، بمب گذاري ، باندبازي ، فروش محصولات فرهنگي (  از قبيل مهر و تسبيح و سي دي سخنراني آقا، کتب خرافي و ادعيه و جادو و جنبل ) داروغگي ، محتسبي ، کلانتري ، گشت ارشاد ، يگان ضد شورش  و به طور کلي هر آنچه با جان و روان آدميزاد در ارتباط است .

151-  (نيچه : از آدمهايي که تنها از يک چيز سرشارند و از ديگر موهبتها  تهي اند پرهيز مي کنم )  نيچه از افراد يک بعدي بيزار است . براي نيچه ايماني که حيات بخش باشد زماني شکل مي گيرد که کشيش دانشمند شود . نيچه ايمان اکتسابي را ارج نمي گذارد و مومن حقيقي را انسان خلاق و معتقد به خود مي داند .

152-   اگر يک نفر از مردم جهان با عينک خوارج به اسلام نگاه کند نه فقط از اسلام بلکه  از همه اديان آسماني متنفر خواهد شد !

153-   ملتي که تسليم حق نباشد عاقبت روزي باطل بر او مسلط خواهد شد .

154-  يهوديت به معناي ميل به قدرت و کشتار و نژاد پرستي و فتح دنيا ! و سياست زده کردن دين و تحريف آيات الهي در صهيونيستها در کاتوليکها در شيعيان مجلسي و در سنيان طالباني وجود دارد . اينها خمير مايه هاي آتش دوزخند .

155-   پزشكان ، كشيشان ، قضات و مامورين حكومتي ، انسان را طوري مي بينند كه گويي خودشان آنرا خلق كرده اند ( ژان پل سارترـ تهوع). با كمال معذرت ، اينجانب ، روحانيون و خوارج را هم به فهرست آقاي سارتر ، اضافه مي‌كنم .

156-   من سئوالي از مردم ايران دارم شما وقتي مي خواهي يک پيراهن يا يک وسيله برقي خريداري کني از چندين نفر ، تحقيق و پرس و جو   مي کني و تا مطمئن نشده اي دست به انتخاب نمي زني پس چرا هر آخوند و مداح ناداني هر چه گفت را به عنوان عقيده قبول مي کني و جزء ايمان خود در مي آوري و خودت را به راحتي جهنمي مي کني ؟ چون پول نداده اي ؟ ! ! !  نصيحت برادرانه من به همه مردم ايران اين است که هر حرف و عقيده اي را ( حتي همين کتاب حاضر ) تا مي تواني در خصوص آن تحقيق کن و تا مي تواني سعي کن آنرا زير سئوال ببري و خدشه دار کني آنگاه اگر پس از مدتي مطمئن شدي آن سخن يا عقيده درست و بر حق بوده است  آنرا قبول کن و حتي در همين مورد هم اگر کسي  پس از مدتي به تو ثابت کرد همين عقيده هم غلط است در رها کردن آن نترس ! اين است روش جويندگان حق و حقيقت . نه روش آقايان مجلسي يا ازغدي که به سئوال بر حق مي گويند شبهه و به جاي تسليم و خضوع در برابر حق ، فقط در پي رد و اثبات و توجيه و سفسطه و بازيهاي کلامي هستند !

157-  خوارج با اينکه آدمهاي مصمم و غُدي هستند ولي براي من جاي تعجب است که در برخي مواقع و در برخي موارد ، به دنده بي خيالي   مي زنند !

158-   شما مي توانيد از خوارج ، قدرت اراده و غيرت را فرابگيريد ولي آنها از شما هيچ چيزي فرا نمي گيرند .

159-   خاک بر سر آن حکومتي و بدا به حال آن مردمي که اگر يک نفر برخاست و گفت : آقا فقط به قرآن عمل کنيد و آنچه در قرآن نيست را دور بيندازيد ! او را ترور يا زنداني کنند !

160-  هر شرک و خرافه و تزويري مي تواند بارقه اي از حقيقت درون خود داشته باشد و گرنه کسي فريب نمي خورد مثل گوساله سامري که از آن صدا خارج مي شد ! پس وقوع برخي کارهاي عجيب به عنوان کرامت يا برخي وقايع به عنوان معجزه در کنار گنبد و ضريحها نمي تواند علامت حقانيت اين کفر و شرک و خرافه ها باشد .

161-  من مخالف تشکيل دولتي يهودي نيستم من مخالف انديشه صهيونيستي هستم من مخالف جمهوري اسلامي نيستم من مخالف انديشه هاي خطرناک خوارج حزب اللهي باند علامه مجلسي هستم من مخالف اهل سنت نيستم من مخالف انديشه هاي القاعده هستم که چهره اسلام را در جهان خراب کرده من مخالف سرمايه داري نيستم من مخالف جمهوريخواهان جنگ طلب سلطه جو هستم . لعنت خداوند بر فريسيان که اولين پايه گذاران اين خشت کج بودند .

162-      آيا يهود مي تواند در فلسطين حکومتي تشکيل دهد ؟ براستي نظر خدا چيست ؟ وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿104 اسراء ﴾ و پس از او به فرزندان اسرائيل گفتيم در اين سرزمين ( احتمالا فلسطين ) ساكن شويد پس چون وعده آخرت فرا رسد شما را همه با هم محشور مي ‏كنيم (104) براستي آيا سکونت راحت و بي دردسر يهود در فلسطين , شاخصه اي الهي براي تعيين درجه رشد شعور و سعادت نوع بشر است ؟ آيا تعامل منطقي جامعه ملل با قوم يهود , سرآغاز صلح و برادري در روي کره زمين است ؟ به نظر من آري ! به شرط آنکه دولت يهود , بيت المقدس را پس دهد و بدون ارتش , بدون موشکهاي اتمي , بدون صهيونيست و بدون  انديشه هاي صهيونيستي باشد . همانگونه که اسلام نيز بايد بدون حرب الله و القاعده باشد و آمريکا بدون جمهوريخواه و مسيحيت بدون کاتوليک . ( و چه زماني بهتر از اکنون که فلسطيني ها نيز داراي سرزمين اند )

163-  آن تسليم و عبادت و اطاعتي که مسخره است آن حجابي که مسخره است آن زيارت و عزاداري که مسخره است آن امر به معروف و نهي از منکري که مسخره است و آن حتي شهادتي که مسخره است همانست که توسط اين لي لي پوتيهاي کند ذهن کوته فکر قشري تبليغ مي شود ! لعنت خدا بر خوارج که چنين مفاهيم والايي را به لجن کشيده اند .

164-   مفاهيم والا در وجود آدم کوته فکر ، نمودي مسخره و زشت پيدا مي کند و همين باعث فرار ديگران از آن مفاهيم زيبا مي شود .

165-  جامعه از طبقات مختلفي تشکيل شده من نمي دانم چه بسا خداوند در قيامت همه را ببخشد ولي بسيار بعيد است جاهلان قشري کوته فکر قدرت طلب خونريز متعصب خرافي که چسبيده به دين اند نه چکيده دين , آري محال است اينها را ببخشد چون ساير گروهها چهره خود را خراب مي کنند ولي اينها چهره دين و خدا را خراب مي کنند .

166-  برادر يا خواهر ، تويي که پايت براي کنار گذاشتن خرافات مجلسي مي لرزد مي داني اگر هم در جنگ صفين بودي مانند خوارج ، پاي تو در برابر قرآنهاي سر نيزه مي لرزيد ؟ ! ! !

167-  روز سقوط يک نظام نه روز فرار سران يا اعدام آنها بلکه روزي است که : آنها به حرف مخالفان گوش ندهند ! دزد بزرگ را مجازات نکنند ! و مخالفان و منتقدان را زنداني يا ترور کنند !

168-   حکومتي که به سخن اقليت مخالف بي توجهي نشان دهد روزي بر او خواهد آمد که اکثريت مخالف ، عذرخواهي او را نخواهند پذيرفت !

169-  سه سنت از سنن حتمي الهي : 1- هيچ حکومت و نظامي ابدي نيست 2- تا کنون هيچکس نتوانسته و در آينده هم نخواهد توانست دنيا را فتح کند . 3- خونريزي و ترور و زنداني سياسي , عمر يک حکومت را کوتاه مي کند . ( خوارج در اوهام خود خلاف اين سنن فکر مي کنند )

170-  خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينکه آنها خودشان را تغيير دهند ( اين سخن خداوند در قرآن است ولي خوارج يا از صبح تا شب به فکر دشمنند يا گناه بدبختي هاي فعلي را به گردن حکومتهاي که در تاريخ گذشته بوده اند مي اندازند ! )

171-   باند ولايت فقيه و سلطنت طلبها هر دو معتقدند مردم قيم مي خواهند ! ملت خواب ، لياقتش بيشتر از اين نيست .

172-  دين يعني ياد بگيريم چگونه تغيير کنيم . آموزش يعني ياد بگيريم چگونه تغيير کنيم . عرفان و عشق هم يعني ياد بگيريم چگونه تغيير کنيم . و اما مذهب يعني ياد بگيريم چگونه تغيير نکنيم !

173-   خوارج ، شرور اما خوش خدمت ولي مضرند !

174-  خوارج , خاطراتي که به ضررشان است را زود فراموش مي کنند و اين باعث مي شود از گذشته درس عبرت نگرفته و مراحل فساد و تباهي را يکي پس از ديگري طي کنند .

175-  دانستن و بيان آزاد عقيده از اولين و طبيعي ترين حقوق اساسي هر انسان است . نا جمهوري غير اسلامي  ( و خوارج دست راستي حاکم و هوادار آن ) با اين هر دو مشکل دارند .

176-  دوست دارم سران ضد جمهوري ضد اسلامي به خصوص طيف راست را در دادگاهي به جهنم محکوم کنم. نه به خاطر انقلاب زيانبار بي برنامه و عجولانه آنها . نه به خاطر دشمن پروريهاي بي حد و حساب آنها . نه به خاطر اصرار احمقانه آنها در تداوم بيهوده جنگ هشت ساله . و حتي نه به خاطر شکنجه ها وقتلها و ترورها و اعدام مخالفين . بلکه فقط و فقط به خاطر موذي گري و حرام زدگي و حيله گري و نقشه کشي هاي شيطاني انها . به خصوص نقشه هايي که در حفاظت اطلاعات سپاه و سازمان اطلاعات و مشخصا بيت رهبري کشيده مي شود .

177-  آن پيروزي و موفقيتي با ارزش و با دوام است که با گذشتن از روي نعش ديگران و يا تحقير ديگران و يا فريب دوستان به دست نيامده باشد .

178-   انکار واقعيت , سرآغاز سقوط است .

179-  چون عقل خوارج , بنده غريزه و احساس آنهاست آنها هنگام تفکر يا حتي ايجاد هنر راه به اوهام و خيالبافي مي برند نه واقعيت ! پس خرافاتي مي شوند ! پس به جهنم مي رسند ! به همين راحتي !

180-  اين کاريکاتوري که آخوند از اسلام کشيده اين نقابي که بر چهره علي زده اين مترسکي که از خدا ساخته و اين مجسمه پوشاليني که از امام زمان موهوم ساخته است را اي جوانان غيور , بپاخيزيد و به آتش بکشيد . هر خوني که در اين راه بر زمين ريخته شود پاکترين و مقدس ترين خون همه شهيدان تاريخ خواهد بود و من خدا و فرشته گان و همه انسانهاي آزاده را گواه اين سخن مي گيرم  . مطمئن باشيد روزي بر خوارج خواهد آمد که با تمام وجود خواهند فهميد حق با ما بوده است . همان روزي که ظالم دستش را به دندان مي گزد ! و همان روزي که معذرت خواهي هيچ سودي به حال او نخواهد داشت . ( قرآن کريم ) خدايا از شر نفس سرکش به تو پناه  مي بريم که اگر نباشد لطف و عنايت تو ما نيز از خوارج , گمراه تر و بدبخت تر خواهيم شد .

181-   آخوندها استاد جدلند . جدل يعني هنر اثبات همه چيز و اعتقاد نداشتن به هيچ چيز .

182-  از حضرت عيسي پرسيدند اي روح الله , احمق كيست ؟ فرمود : آن كس كه به راي و وجود خويش خودپسند باشد , كسي كه همه فضيلت و برتري را به سود خويش بيند نه به زيانش و همه حقوق را براي نفس خود بخواهد و هيچ حقي را عليه خويش نپذيرد . چنين كسي احمق و كم عقل است و هيچ راه چار ه اي در مداوا و معالجه اش نمي باشد . ( امام صادق ) حديث 5748 آثار الصادقين

183-  امام باقر فرمودند : در حجه الوداع ( قبل از غدير خم ) رسول اكرم خطبه خواندند و فرمودند : اي مردم به خدا قسم چيزي كه شما را به بهشت نزديك و از آتش دور بدارد فروگذار نكردم و شما را مامور انجام آن ساختم و هيچ چيز كه شما را به آتش نزديك و از بهشت دور سازد باقي نگذاشتم جز آنكه شما را از آن بازداشتم . . . . ( اصول كافي ج 4 ص 122 ) و حديث 6592 آثار الصادقين

184-   روزي که مردم شروع به فکر کردن کنند روز بسيار خطرناکي خواهد بود البته براي . . .

185-  در روزنامه ضاله کيهان خواندم : من مي ترسم از روزي که آقا مجبور شوند بگويند مالک برگرد ! . . .  حالت تهوع و استفراغ به من دست داد .

186-  حضرت علي (ع) بزرگترين دشمن خوارج مي فرمايند : ترس بزرگترين گناه است . مي داني چرا ؟ براي اينکه خوارج از ترس چند حديث دروغ که باند علامه مجلسي در کله او فرو کرده و از ترس چند عقيده باطل که با حق مخلوط شده ، نص صريح قرآن و عقل و توصيه عقلاء را زير پا مي گذارند ( مانند نص صريح قرآن بر صلح با طرف مسلمان و يا گناه عمليات انتحاري که طبق نص صريح خدا مي فرمايد با دست خود خودتان را به هلاکت نيندازيد )  و اتفاقا همين باعث جهنمي شدن او مي شود . آري عاقبت تقليد بهتر از اين       نمي شود .

187-  وقتي مرتب و روز و شب ، روي موضوعي فکر کردي حتي اگر آن موضوع ، بسيار خرافي باشد آن جزء باورهاي تو و حتي جزء وجود تو مي شود ( مانند اعتقاد به امام غايب و . . . ) و اگر کسي حرف حق و عقلاني زد تو تعجب مي کني و او را مسخره مي کني . در حالي که حرف تو مسخره تر و خرافي تر است !

188-  آخوند و نويسنده نادان شيعه چند قطعه مبهم تاريخی و حديث دروغ را از دل کتابها برداشته و بزرگ کرده و در مغز خودش و پيروان نادان به عنوان اسلام و تشيع جا انداخته است و اين است حال و روزش که       می بينيد ! فاعتبروا يا اولی الابصار .

189-  بارقه هايي از حقيقت را مي توان در هر انسان و يا مکتبي ديد . خوارج مي پندارند فقط کله پوک آنها سرشار از حقيقت است و همه دنيا بر طريقه باطل !

190-  برداشتها و سليقه های مختلف از دين و خداوند آزاد است به شرطی که تمامی آنها بر مبنای توحيد , اتحاد , آزادی , آفرينش , پيشرفت , دانش , آرامش , امنيت و خضوع در برابر حرف حق باشد .

191-   خوارج ، نيتي پاک و اراده اي قوي دارند ولي خرند ! به قول روباه شازده کوچولو : هميشه يک گوشه کار بايد بلنگد !

192-  اگر مي خواهيد دشمنان خود را نابود کنيد به دوستان خود محبت کنيد ! خوارج اين نکته ساده را         نمي فهمند براي همين طالقاني و بازرگان و بني صدر و لاهوتی و برقعي و منتظري و . . . را از خود راندند .

193-  خوارج آنقدر احمقند که نمي فهمند کسي که انتقاد يا مخالفت مي کند دوست و دلسوز است نه منافق و نه دشمن , زيرا دشمن از دور تهمت مي زند و آنکه از نزديک , دردها را رک و راست نشان مي دهد دوست است

194-  خوارج ، حکومت خود را مانند بارگاه الهي مي دانند ابدي و سرشار از عصمت ! براي همين اولين اشتباه شما آخرين اشتباه شماست و موجب رانده شدن و مغضوب شدن شما مي شود البته در اينجا يک تفاوت وجود دارد: خوارج ، شيطانند نه خدا !

195-  حتی در بارگاه خدا نيز می توان اعتراض بی جا کرد ( اعتراض فرشته گان به خلقت انسان ) ولی در حکومت خوارج , اولين تذکر شما آخرين تذکر شماست و پس از آن زندانی سياسی است و دادگاه و اعتراف زورکی و تهديد خانواده و شکنجه و ترور و چوبه دار !

196-  حضرت علي عليه السلام  :پس با من ، چنانكه با پادشاهان سركش سخن مي گويند حرف نزنيد و چنانكه از آدمهاي خشمگين كناره مي گيرند دوري مجوييد  و با ظاهرسازي با من رفتار نكنيد  و گمان مبريد اگر حقي به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد يا در پي بزرگ نشان دادن خويشم زيرا كسي كه شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد عمل كردن به آن دشوارتر خواهد بود  پس از گفتن حق يا مشورت كردن در عدالت خودداري نكنيد  زيرا خود را برتر از آنكه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمي دانم مگر آنكه خداوند مرا حفظ فرمايد .  خطبه 207 نهج البلاغه

197-  وقتي خوارج ، انتقادها را پشت گوش مي اندازند و از برج عاج کبريايي خود پايين نمي آيند پس از مدتي ديگر کسي به آنها انتقاد نمي کند براي همين آنها بدون اينکه بفهمند آرام آرام فاسد و کثيف مي شوند و اين است راز بدبختي اين قوم شقي با همه پاکي نيتي که به قول حضرت علي دارند !

198-  چون ذات هر حکومت با نوعی قلدری همراه است مردم به مرور از او رانده می شوند برای همين , حکام بدجنس ايران , خودشان را به اهل بيت چسبانده اند و با برجسته کردن مظلوميت آنها ( که نيمی از آن هم دروغهای تاريخی است ! ) و نمايش شبانه روزی و دهه دهه آنها توسط مامورين , خودش را مظلوم جلوه   می دهد ! تا مردم ايران به حکومت , ديدی مظلومانه داشته باشند نه ظالمانه ! البته اين کار يک هزينه بسيار سنگين برای دين دارد که سران احمق نظام ضد دينی از آن غافل شده اند : دين گريز شدن تعداد زيادی از مردم ! و پوک و پوچ شدن مفاهيم دينی . البته باطل هر کار بکند نابود شدنی است و روزی آفتاب حقيقت از پشت ابرهای سياه کينه و سانسور و دروغ و تعصب و حقه بازی , بيرون خواهد آمد . ان شاء الله .

199-  همه چيز را مرتب بايد براي خوارج توضيح داد تازه قبول هم نمي کنند و به خاطر ذهن بيمارشان  باز هم به ديده شک به شما مي نگرند .

200-   خوارج به طور دائم و وقاحت باري همه چيز را زير نظر دارند و همين باعث کينه توز شدن و لجباز شدن مردم مي شود .

201-  همانگونه که زندگي و مرگ در دستان خداست دوام يا سقوط يک حکومت نيز در دستان خداوند است و خونريزي و ترور و اعدام و زنداني سياسي و سرکوب و اختناق و سانسور ذره اي تاثير در ادامه و بقاي يک حکومت نداشته ندارد و نخواهد داشت .

202-  حکام يک کشور فقط در دو صورت مي توانند سازي جداي از دنيا بزنند: کشور آنها جزيره اي باشد دور دست در ميان اقيانوسها و مردم آن هم علاقه اي به تمدن نداشته باشند و ديگر اينکه موازين و معيار تمام کشورها منطبق با ساز آنها شود ! در غير اين دو صورت ، سيل بنيان کني که تمامي جهان بر آن اتفاق نظر دارد عاقبت شما را از جا خواهد کند مگر اينکه شما با عقل و درايت سوار اين سيل شده و آنرا به نفع خود تغيير دهيد !

203-  سخني با تمام مردم دنيا : اگر مردم هر کشوري عليه خوارج ، متحد نشوند و مانند گوسفندان ترسو فقط شاهد ظلم و ستم و ندانمکاري هاي آنان باشند به مرور زمان آنها سراغ تک تک شما خواهند آمد و دينتان ، آبرويتان ، مالتان ، فرزندانتان ، آخرتتان ، دنياتان و هر انچه داريد و نداريد را به دست نيستي مي سپارند ! تفکر اينها تفکر نه ! تفکر مخالفت و تفکر سياه بيني است .

204-  هم اينک سپاه پاسداران در ايران کاملا در دست خوارج است و مانند يک بمب اتم و يک خطر بالقوه     مي تواند روزي مردم ايران و حتي کل دنيا را به خاک و خون بکشد .

205-  خوارج ميل وافري دارند که تمام مردم هر آنچه و هر آنکه آنها دوست دارند را دوست و هر آنچه و هر آنکه آنها دشمن دارند را دشمن بدارند ! اوج پرروگي !

206-   خوارج به جاي اصل , هميشه سرگرم فروعند و طرفه آنکه به خود مي گويند : اصولگرا !

207-  راه کج به راههای کج می رسد . اعتقاد غلط به تعيين جانشين توسط پيامبر و علم غيب و ولايت تامه و عصمت و هزار يک خرافه تاريخی ديگر , اين می شود که در ايران شاهد آنيم . فاعتبروا يا اولی الابصار .

208-   خوارج , تحقيق هم که مي کنند به مسيري مي روند که دلشان مي خواهد نه مسيري که تحقيق بايد برود

209-   خرافات مثل افعي دور دين پيچيده اند خوارج هم ! فرزند شوم اين تجاوز شيطاني نامش : مذهب است .

210-  روزی که مفاتيح الجنون و بحارالانوار و رساله های تقليد در فکر و عمل سوزانده شود آنروز روز ورود ملکوت خداوند به ايران است . به خدا و شرفم قسم که آن روز , آغاز پيشرفت ايران است .

211-   روزی که عکس خمينی و خامنه ای پايين بيايد و عکس ديگری بالا نرود آن روز , آغاز پيشرفت ايران است .

212-  هرگاه چيزی غير خدايي ملاک انديشه ما شود ما مشرکيم و گمراه . تو را به خدا آيا ملاک انديشه اکثر شيعيان , کعبه است يا مشهد و کربلا ؟ قرآن است يا مفاتيح ؟ مسجد است يا تکيه ؟ وقتی ناگهان با خطری يا مشکلی مواجه می شوند بی اختيار خدا را به ياد می آورند يا می گويند يا ابوالفضل ؟ براستی مگر شرک شاخ و دم دارد ؟ توجيه تا کی ؟ سفسطه تا کی ؟ ای آخوند بی شرم کی می خواهی دست از سر دين و ايمان اين مردم ساده دل برداری ؟

213-   شعار همه خوارج دنيا : فقط ما به بهشت مي رويم !

214-  کساني که ذاتا خوارجند :  چهره هايي مثلثي ، اندامي لاغر , چشماني بي فروغ و ظاهری اتوکشيده دارند اگر کسي را ديدي که مشخصات خوارج را داشت ولي اينگونه نبود بدان که ذاتش خوب است فريب خوارج را خورده است !

215-  غذايي که مي خوري دوستاني که داري محيطي که در آن زندگي مي کني و از همه مهمتر افکاري که در سر داري همه اينها در چهره تو اثر مي گذارد به خصوص در چشمانت .

216-   اگر اميال و انگيزه ها و افکار انسان هماهنگ رشد نکند مي شود : خوارج .

217-  مهمترين اصل براي دستگاه فکري حقيقت است براي بيان ، آزادي است براي جامعه ، عدالت است براي دين ، ايمان است براي رسيدن به بهشت ، دانش است براي خداوند ، قلبي پاک سرشار از محبت است . خوارج با همه اينها درد سر دارند !

218-   احمق ترين مردم مردم کشوري هستند که هنگام شنيدن انتقاد ، عصباني مي شوند .

219-  روزي يک نفر از خوارج به من گفت : تو چطوري و به چه علت ، فلان رنگ و فلان کتاب و فلان موسيقي و فلان شخص را دوست داري ؟ به او گفتم براي اينکه اينها به من چنان شخصيتي داده که بتوانم سلايق مسخره و عقايد سطحي تو را تحمل کنم  ولي آنچه و آنکه تو به آن  علاقه مندي اين فهم و شعور را به تو نداده است !

220-  بچه خوارجها ، آقا خوارجها ، و خانم خوارجها از صبح تا شب ، سرشان توي افسانه هاي تاريخي است که به چه کسي ظلم شد و به چه کسي نشد و اين در حالي است که در همان لحظه , صاحبان زر و زور و تزوير دارند هم به خود آنها ظلم مي کنند و هم به جامعه آنها ولي آنها غمگين افسانه هاي تاريخي هستند ! به  قول دکتر شريعتي وقتي شاهد زنده زمانه خود نيستي چه به شراب نشسته باشي چه به نماز ايستاده باشي در هر دو حالت يزيدي هستي !

221-   مي داني خداوند در قرآن ، شديدترين توبيخ ها را نثار چه کساني کرده ؟ و جالب است که اين آيات ، تنها آياتي هستند که در آنها ناسزا هم وجود دارد ؟ صاحبان زور ( قوه مجريه ! ساواک ! ) : بريده باد دست ابولهب و بريده باد ! صاحبان تزوير ( محققان و آخوندها و . . . ) :  و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براي آنان بخوان كه از آن عاري گشت آنگاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد (175اعراف )  و اگر مي‏خواستيم قدر او را به وسيله آن (آيات) بالا مي‏برديم اما او به زمين (دنيا) گراييد و از هواي نفس خود پيروي كرد از اين رو داستانش چون داستان سگ است (كه) اگر بر آن حمله‏ور شوي زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كني (باز هم) زبان از كام برآورد اين مثل آن گروهي است كه آيات ما را تكذيب كردند پس اين داستان را (براي آنان) حكايت كن شايد كه آنان بينديشند (176)  مثل كساني كه (عمل به) تورات بر آنان بار شد (و بدان مكلف گرديدند) آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خري است كه كتابهايي را برپشت مي‏كشد (وه) چه زشت است وصف آن قومي كه آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي کند (5 جمعه ) و صاحبان زر ( بازاريها حجي ها بانکها و سرمايه داران ) : آنگاه (قارون) را با خانه‏اش در زمين فرو برديم و کساني را نداشت كه در برابر (عذاب) خدا او را ياري كنند و (خود نيز) نتوانست از خود دفاع كند (81 قصص )  متاسفانه خوارج بازوي عملياتي همه اين گروهها هستند !

222-   اگر امروز ، مُهر را از قلبت بر نداشتي فردا بر دست و زبانت ، مُهر خواهند زد !

223-  چنانچه حکومتي , دين را با سياست قاطي کند به مرور زمان هر جا کم مي آورد يا هر جا مي خواهد سوء استفاه اي کند يا هر جا کار اشتباهي مي کند از کيسه دين مي خورد و پشت ديوار دين پنهان مي شود اينگونه پس از مدتي ساير نهادهاي اجتماعي هم ياد مي گيرند و آنها هم دين را سپر بلاي خود مي کنند بانکها بازاريها , ورزش و حتي امور نظامي ! و اينگونه پس از مدتي نه تنها دين فاسد مي شود و چيزي از آن باقي    نمي ماند بلکه مردم عادي نيز از دين بيزار مي شوند ! حالا آقايان ازغدي و مصباح بيايند و توجيه و سفسطه کنند و با کلمات بازي کنند ! روزي که بر دهانهاي آنها مُهر گذاشته مي شود چه مي کنند ؟

224-   فقط با عقل مي توان تکسوار جاده دل شد و فقط با دل مي توان به خدا رسيد . خوارج از هر دوي اينها    بي بهره اند .

225-   فيلمهاي هندي و آمريکايي ، نژادپرستي هاي صهيونيستي و خرافات شيعي ، يک توهين بزرگ به شعور نوع بشر است .

226-  آزادي و سعادت نوع بشر زماني فرا مي رسد که از شر عقايد خرافي تاريخي و تعصبات احمقانه نژادي راحت شود . آنچه به وفور در نوع انديشه و نگرش القاعده ، حزب الله ، صهيونيست و جمهوريخواهان ديده مي شود و اين رهايي ممکن نيست مگر در سايه اتحاد و دانش و جسارت تمامي ملتها . به خصوص ملت اين چند کشور .

227-   اداره اطلاعات ايران ، مدعي حب علي است همان علي که با ديدن زحمت زني صورت خودش را به آتش تنور نزديک مي کند و زار زار مي گريد ! آنگاه همين اداره اطلاعات ترور مي کند و شکنجه ! از اهل سنت گرفته تا شيعه و از مردم داخل گرفته تا خارج ! همانگونه که گشتاپو  مدعي نيچه بود نيچه اي که با مشاهده رنج يک اسب گاري , زار زار گريه کرد و بعد نقش ميدان آلبرتوي شهر تورن شد و براي هميشه شمع انديشه تابناکش رو به تاريکي گذاشت .

228-  من يک شيعه سني ايراني عرب آلماني فرانسوي هستم . من عاشق ابراهيم , محمد , علي , حسين , نيچه مولوي , راشل کوري , اگزوپري و ولتر هستم . ديگر نمي دانم نام خودم چيست . من اينها شده ام و اين انديشه هاي تابناک به خدا ختم مي شود . و اين در حالي است که من دشمن شرک و انسان پرستي هستم .

229-  ترسو ، حسود ، حريص ، مغرور ، احمق ، دروغگو ، تنبل ! به جاي گرداندن تسبيح يا خواندن مفاتيح ، لازم است مردم ما هر روز اين کلمات را سي و سه مرتبه به خودشان بگويند ! از من عصباني نشو خود من دارم هر روز اين کار را تکرار مي کنم .

230-  وقتي مزاج انسان ، فاسد شد , انسان عاشق چيزهاي فاسد مي شود مانند مفاتيح لعن و نفرين عزاداري و رنگهاي سياه و قبر پرستي از آن سو هم شراب و آهنگهاي مبتذل و لباسهاي مبتذل و رفقاي مبتذل !

231-  خوارج ، زيباترين چيزها را به لجن مي کشند مثلا تصوف که عبارت بوده از مجاهدت براي صفاي باطن از صفات ناپسند هم اينک تبديل به يک پديده شوم عزلتگراي بي غيرت خرافاتي ماليخوليايي شده است . فقط به خاطر ندانمکاري خوارج دوران شاهان صفويه !

232-   حقيقت در تضارب آراست . خوارج اين را نمي فهمند .

233-  از مبلغ ، نترس او فقط ذات تو را به تو نشان مي دهد او زخمهاي کهنه را باز مي کند او فقط آيينه را مقابل تو مي گيرد . پس بيشتر از خودت بترس !

234-  همانگونه که خوارج ايران مي گويند ما انقلاب ايران را از روي حرکت دسته جمعي مردم ايران و عملکرد آنها در انقلاب و جنگ مي شناسيم و نه از سخنان بني صدر و طالقاني و بازرگان و منتظري و طاهري و برقعي و سازگارا و بي بي سي و رجوي و لاهوتي و . . . اهل سنت نيز معتقدند اسلام را بر مبناي جماعت ياران زمان پيامبر مي فهمند و نه بر مبناي احاديثي که يک مشت غالي دروغگو از امامان شيعه نقل کرده اند ! اين است راز تمامي اختلافات بين شيعه و سني ! ( تازه فاصله زماني 30 ساله کجا و 1400 ساله کجا ؟ فرهنگ اعراب کجا ؟ فرهنگ عراق و ايران کجا ؟ و . . . )

235-  سه ضلع شوم مثلث صهيونيست ( اسراييل ) و جمهوري خواهان ( آمريکا )  و ولايت فقيه ( ايران ) چند وجه مشترک دارند : برتري طلبي و فتح دنيا و آقا و سروري بر جهان ! دخالت در امور داخلي ساير ملل ! تروريستي ! ايجاد لابي و باند ! ايجاد جو رعب و هراس !

236-   وقتي خوارج در حماقتشان ، مصممند من چرا در حقيقتم شک کنم ؟

237-  خدايي که من مي شناسم تفاوتش با خداي خوارج و آخوندها از زمين تا آسمانهاست ! خداي من همين نزديکي هاست از رنگ گردن نزديک تر ! قوي تر از حضور يک مادر ! بي نياز از واسطه و باب ! بسيار صبور! عاشق دانش و تحقيق و پرسش و پاسخ ، دشمن رنگ سياه , دشمن گريه و عزا , دشمن خرافه , دشمن غل و زنجير ، عاشق صلح و صفا ، دوست دشمن آخوندها و دشمن دوست آخوندها !

238-   برخي آنقدر احمقند که حتي مطالعه آنها را به جهل مرکب مي کشاند !

239-   قضاوت با استناد به يک قطعه ، نشانه حماقت است .

240-   چه ننگ آور است انسان با قوه تفکري که خداوند به او داده مانند حيوان وارد صحراي محشر شود .

241-  من مي دانم که خوارج ، مثل سگ از افکار من فراريند بيهوده نيست که من نيز از آنها فراريم . حالم از همه آنها به هم مي خورد ! خدايا مرا ببخش ! نمي توانم ! شايد هنوز خامم !

242-   ملت احمق ، زمان اطاعت ، چموش و زمان عصيان ، مطيع مي شود !

243-   حقيقت يک پديده را بايد در کليت آن جستجو کرد و نه با ايرادها و نق زدنهاي بچه گانه !

244-  دنيا دارد به طرز بيرحمانه اي به سوي تخيل و خرافه و فانتزي و دروغ پيش مي رود از افسانه هاي هري پاتر و بازي هاي رايانه اي گرفته تا خرافه پردازيها مداحان و روحانيون و اينگونه بچه هاي ما با دور شدن از واقعيت ، دچار پوچي و روحشان ضعيف و بي مايه مي شود .

245-  آدم يا ملت احمق وقتي ثمره حماقتش يقه او را مي گيرد به جاي اينکه از خودش عصباني شود سر ديگران داد مي کشد و از ديگران عصباني مي شود .

246-  حقيقت در قدرت ، صلابت ، تداوم و کليت يک پديده است نه در جزئيات مبهم و ندانسته ها يا سوء تعبيرهاي ذهن مغرض ، متعصب و بيمار ما !

247-   آدم يا ملت احمق مرتب از يک اشتباه به اشتباهي ديگر و از يک چاله به چاهي ديگر فرو مي غلطد .

248-   شادم که از و در هيچ طبقه اي نيستم .

249-   خداوندا پيش از انکه خاکم کني پاکم کن و پيش از پيري اقلم کن و پيش از حرکت دو چشم بينا به من عنايت فرما .

250-  بدتر از فساد ، جهل ، وحشتناک تر از جهل ، فکر بد ! زيباتر از هنر هنرمند ! سخت تر از مرگ ، رفيق بد ! بالاتر از خون ، قلم ! انتهاي دانش ، سکوت ! و آخر عقل ، دل است .

251-   آنکه سرمست خرافات و اوهام و خيالات است هنگام مرگ ، ناگهان با واقعيت آتش روبرو مي شود و نمي داني که چه حالي مي شود !

252-   يکي از نشانه هاي خوارج اين است که هميشه از صبح تا شب فکرشان معطوف يک چيز به خصوص است . تعادل ندارند .

253-  پست تر از آنکه با ابروي مردم بازي مي کند آن است که با دين خدا بازي مي کند براي همين خوارج  شقي ترين مردمند ( حضرت علي )

254-   بايد نگاه کرد و با احتياط رفت !

255-   خوارج ، زود عصباني زود خوشحال و زود وارد جنهم مي شوند .

256-  آخوندهاي تمامي اديان ضد آموزه هاي اوليه آن دين فکر و عمل و ترويج مي کنند . در کنار تمامي آنها نيز خوارج به عنوان گروههاي فشار حاضر و آماده نشسته اند .

257-   مسائل پيش پا افتاده در نگاه خوارج شگفت و مسائل عميق و ريشه اي در نگاه آنها بي اهميت است .

258-   شتاب زيادي براي رسيدن به هدف ، گاه باعث سقوط به دره هايي عميق مي شود براي همين خوارج به دوزه مي افتند .

259-   خوارج ، زود باور و دير فهمند .

260-   ملت احمق ، جواناني بي شخصيت , پرورش مي دهد .

261-   خوارج در بعد شرعيات , کاملا پايبند و در بعد عقليات ، صفرند !

262-   خوارج ، خرکار ، دلسوز ، حساس ، فضول ، مضر ، بي برنامه و متلاشي کننده وحدت تيمي هستند .

263-   هيچکس مانند من ، روحيه خوارج را منصفانه قضاوت نکرده است .

264-   نتيجه حتمي استبداد , فساد است , حتي اگر حاکم , سالم باشد و دزد و فاسد نباشد .

265-  خداوند اگر عاشق رنگهاي متنوع و روشن نبود دنيا را يک رنگ و يک شکل مي آفريد , همه را با يک سليقه و يک عقيده ! جهان را صاف و هموار ! شيطان را هم خلق نمي کرد ! خوارج در اينگونه مسائل سرگيجه مي گيرند .

266-  خوارج همان کساني هستند که روبروي قرآن سرنيزه , پايشان مي لرزد معترض ولايت عهدي امام رضا   مي شوند به صلح امام حسن اعتراض مي کنند به صلح حديبيه معترض مي شوند به تعريف حضرت علي و زيد بن علي از خلفاء ( حضرت ابوبکر و عمر )معترض مي شوند و در يک کلام معما چو حل گشت آسان شود خوارج کنوني مي گويند ما اگر بوديم هيچيک از اين اعتراضها را نداشتيم و مطيع محض بوديم ! آري من دانم و کوزه گر که در انبان چيست !

267-  خوارج نمي توانند قبول کنند که آخوند يا حاجي بد هم وجود دارد اگر هم قبول کنند معتقدند اينگونه مسائل را نبايد گفت تا گندش درنيايد در صورتي که دقيقا همين نگفتن ها گند کار را در آورده است .

268-   آنکه در اوهام خود ، غوطه ور است روزي واقعيت به تلخي يقه او را مي گيرد . واقعيت سقوط ، واقعيت فساد و واقعيت آتش دوزخ !

269-   خوارج , مانند منافقان , هر حرکت و يا علامت يا صدايي را عليه خودشان مي پندارند .

270-  آخوند در ادامه بازيهاي کلامي مي گويد : پيامبر فرصت توضيح کامل همه مسائل ديني را نداشت و بايد امامان پس از ايشان باشند تا توضيح دهند ! سئوال : اکنون که هزار و يک مساله جديدتر و پيچيده تر در حوزه فروعات فروعات ديني بوجود آمده و پاسخ روشني هم در قرآن و احاديث وجود ندارد امام معصوم شما کجاست ؟ مگر اينکه بگوييد آخوندها با ايشان در ارتباطند که با کمال شرمندگي بايد بگويم من نمي توانم قبول کنم خوارج خود دانند .

271-    خوارج ، در برابر انتقاد و اعتراض و معلوم شدن معايب به شدت عکس العمل نشان مي دهند .

272-   خوارج , دوست دارند فقط تاييد شوند .

273-  خوارج , کوچکترين اشتباه ديگران را تا سالهاي مديد به ياد دارند ولي خطاهاي بزرگ خود يا سردمداران خود را به سرعت فراموش مي کنند .

274-  بنا به نص صريح قرآن که مي فرمايد با دست خود خودتان را به هلاکت نيفکنيد هر عمليات انتحاري توسط هر کسي و با هر هدف و عقيده اي محکوم به دوزخ است و اشارت آقا نيز نمي تواند تغييري در حکم خداوند بدهد ! ( تبعات عمليات انتحاری را عليه مسلمانها هر روز در عراق و پاکستان و افغانستان می بينی ؟ )

275-   خشم و عصبانيت ، منطق هميشگي خوارج در برابر حرف حق است .

276-  سي سال , از تغيير سطحي و ناگهاني در ايران مي گذرد ولي هنوز پديده شومي و مسخره اي به نام دادگاه انقلاب وجود دارد . براستي اين چه انقلابي است که هنوز دادگاه دارد ؟ اين چه انقلابي است که هميشه محتاج خون است و برايش هم فرقي ندارد که آن خون ، خون دوست باشد يا دشمن ؟ !

277-  وجود پديده زشتي به نام زنداني سياسي يعني اينکه هستند کساني که بهتر از من مي فهمند و نقطه نظراتي دارند بهتر از من ! ولي من براي اينکه حقارتم معلوم نشود آنها را زنداني مي کنم !

278-  مزخرف ترين سخنان پيشوا براي خوارج دُر و گوهر است و زيباترين سخنان دشمنان آنها برايشان مسخره و مزخرف است و اين خود نشان از شدت مزخرف بودن شخصيت خوارج دارد .

279-  خوارج فقط آنچه را که دوست دارند مي شنوند و فقط آنچه را که دوست دارند مي خوانند و فقط آنچه را که دوست دارند مي بينند و فقط آنکه را که دوست دارند پيروي مي کنند براي همين در روزي قيامت به آنچه که دوست ندارند مي رسند . به جهنم !

280-  وقتي تمام دنيا ( حتي خود فلسطيني ها ) مي گويند اسراييل باشد تو نمي تواني بگويي نه ! زيرا اين باعث نابودي خود تو مي شود . وقتي همه دنيا مي گويد با عراق صلح کن اگر نکني مجبور به نوشيدن جام زهر و صلح در شرايطي خفت بار مي شوي . وقتي همه دنيا مي گويد کشور اتمي جديد نه تو نمي تواني بگويي نه ! کله خر بازي و غد بودن راه حل نيست راه آن است که با دانش و سياست و تبليغات و از طرق قانوني چهره پليد صهيونيست يا خطرناک بودن بمب اتم را براي جهانيان آشکار کني . و آنها را عليه شيطان صفتان , بسيج نمايي نه اينکه خودت هم شيطان صفت شوي !

281-   خوارج ، نمي دانند اگر بنا به فرض محال ، امام زمانشان ظهور کند اول از همه گردن خود آنها را مي زند !

282-   منطق خوارج ، عصباني شدن ، پاپوش دوختن و تهمت و افترا زدن است . بدانند يا ندانند . خواسته يا ناخواسته .

283-   به خاطر زُهم کوفتي که در وجود خوارج است کسي جرات انتقاد و مخالفت با آنها را ندارد براي همين وضعيت آنها ( فردي يا حکومتي ) روز به روز خرابتر مي شود تا جايي که به درک واصل شوند .

284-   ارائه انتقاد به خوارج از سوي دلسوزان ، هر روز کمتر از روز قبل مي شود و اين به خاطر برخورد بد آنها هنگام شنيدن انتقاد است .

285-   خوارج , شيفته قدرتند به هدف بسط انديشه هاي سطحي و کم ماييه خود در سطح توده مردم .

286-   خوارج , هميشه بهانه و توجيهي در آستين خود حاضر و آماده دارند .

287-   اگر ده درصد علاقه اي که خوارج به دين دارند را ساير مردم به دين داشتند هيچگاه خوارج نمي توانستند سوار آنها شوند .

288-  يکي از مهمترين عللي که خوارج اکثرا در صحنه هاي سياسي و نظامي موفق و پيروز مي شوند آن است که اطاعت پذيري آنها از رهبرانشان عالي و مثال زدني است . هر کسي را هم براحتي داخل خودشان راه   نمي دهند .

289-  خوارج , هميشه يک ذره بين جلوي چشمشان گذاشته اند . اشتباه نکنيد براي ديدن کثافات درون خودشان نيست براي پيدا کردن عيوب و اشتباهات ديگران است .

290-  فضولي و جاسوسي و کنجکاوي بيش از حد و وقيحانه خوارج ( به خصوص آنگاه که قدرت هم در دست آنها بيفتد ) باعث ايجاد روحيه نفاق در مردم مي شود .

291-   هر که از خود راضي شد خشم گيران بر او زياد خواهند شد ( امام هادي منتهي الآمال ج 2 ص 480)

292-   مذهب و اخلاق فاسد دو مشکل اساسي مردم ايران . بقيه فسادها و بدبختي ها ريشه در اينجا دارد .

293-  خوارج براي ديگران و براي خودشان خط قرمز زياد مي کشند و اين باعث مدفون شدن خود آنها زير اين غل و زنجيرها و تنفر مردم از آنها مي شود به نظر من يک حکومت موفق بايد فقط 5 خط قرمز داشته باشد آن هم به صورت تعليمي و آگاهانه و ( بعضا غير مستقيم ) :

-        ممنوعيت رباخواري

-        کنترل روابط بين زن و مرد

-        ممنوعيت توهين به انبياء و کتب آسماني

-        ممنوعيت مصرف مشروبات الکلي

-        و ساير مواردي که تمامي ملل متمدن آنها را ممنوع مي دانند ( مانند دزدي و اختلال در امنيت و . . . )

294-  امامان شيعه و اکثريت مسلمانان , سنت پيامبر را بر مبناي جماعت ياران زمان پيامبر مي فهميده اند و اين است ريشه تمامي اختلافات بين شيعه و سني . زيرا شيعه سنت نبی اکرم را بر مبنای احاديث يک مشت غالی فاسدالمذهب دروغگو که اطراف امامان بوده اند می شناسد .

295-   ميل به قدرت در اعماق جان تمام خوارج نهفته است .

296-   خوارج ، ميل وافري به شنيدن خرافه دارند .

297-   روزي که چهره پليد خوارج را کشف کردم و از آنها دور شدم احساس تولد دوباره کردم . آيا خوارج نيز حاضر به تولدي دوباره هستند ؟

298-   هميشه مغز متفکرترين انسانها به دست خوارج ، پريشان شده است .

299-   در تمامي اديان ، خوارج , بازوي عملياتي آخوندها هستند .

300-  من هميشه فکر مي کردم بهترين شغل براي خوارج انبار داري است ولي يک نفر که از من زرنگتر بود گفت اگر خوارج انبار دار شوند وقتي ديگران دارند بار بار مي دزدند آنها مشغول يک ريال دو ريال کردن هستند !

301-   خوارج , آنقدر به هر طرح و ايده اي ايراد مي گيرند تا همه چيز متوقف يا کن فيکون شود .

302-   اکثر خوارج ، اعصابي خراب و ضعيف دارند .

303-   خوارج , نمي توانند به کسي کاملا اعتماد کنند حتي به همکيشان خود براي همين هنگام تعيين جانشين سرگيجه مي گيرند .

304-  خوارج , مانند موش کور به همه جا زير نقب مي زنند از آفتاب حقيقت در فرارند ! ريشه درخت دين را      مي جوند و از اين ريشه تغذيه مي کنند و اين چنين باعث سقوط اين درخت مي شوند .

305-  خداوند در قرآن ، آيتي دارد که گويي با حسرت مي فرمايد : فاين تذهبون : پس به کجا مي رويد ؟       مي پندارم خطاب خداوند با خوارج بوده است !

306-  خوارج عصر بعثت يعني ابوجهل و ابولهب به مردم مکه  و ساير قبايل ( در موسم حج ) مي گفتند : به حرفهاي اين مرد ( محمد ) گوش نکنيد کتاب او از جمله کتب ضاله است و خود او نيز قصد ايجاد شبهه و بدعت در دين آباء و اجدادي شما دارد ! آيا اين جملات به گوش شما آشنا نيست ؟

307-  هر گاه يکي از خوارج از سفر عربستان بر مي گردد فقط از مدينه و از بقيع و دشمنی مي گويد نه از خدا و وحدت و کعبه و . . . طرفه آنکه اگر بشنود او را مشرک , خطاب مي کنند ناراحت و عصباني مي شود .

308-  آنکه مشکي براي او رنگ عشق است و عشق براي او يعني استخوان و يک پلاک و فقط حرف آقا براي او ملاک ! و به جاي کعبه شيفته کربلا و به جاي قرآن سرگرم مفاتيح ! آري چنين شخصيت شخيصي شک نکند که از گروه خوارج است .

309-  بر خلاف تصور عامه ، خوارج , مشتاق تکنولوژي مدرن هستند البته با نرم افزار خرافات سنتي ! به قول معروف خر همان خر است فقط پالانش عوض شده است !

310-   خوارج ، استاد اينند که مانند کبک سرشان را زير برف کنند تا واقعيات تلخ جامعه را نبينند تا منکر شوند .

311-  ايکاش يک روز صبح ، چشم مي گشودم و مي فهميدم آنچه زندگي نام داشت کابوسي بيش نبوده است . افسوس که اين يک خيال خام است ! خدايا چرا بايد در کشوري با اينهمه ذخاير و انسانهاي باهوش و تمدني کهن و دانشمنداني والا , جواناني چون من چنين آرزوهايي داشته باشند . لعنت خدا و فرشته گان و تمامي آزادگان جهان بر خوارج .

312-   خوارج ، کم خوراک ، کم رو ( و بعضا پر رو ! ) نحيف ، پرکار ، يکدنده ، چغري ، لجوج و غير قابل تغييرند .

313-  من اگر روزي شاه شوم و براي خودم حرمسرا درست کنم خواجه گان را از بين خوارج انتخاب مي کنم . کسي را هم ختنه نمي کنم  ! ! !  

314-  بر خلاف تصور عامه ، خوارج نه تنها خنگ نيستند بلکه در برخي از رشته ها بسيار باهوش و حتي خلاقند ! اينها فقط در تحليل مسائل ديني و سياسی ، نفهم و نادان و قشري نگر هستند .

315-  حتی نبوغ نيز نمی تواند انسان را از شر نفس اماره و شيطان ملعون نجات دهد ! نبوغ حتی گاه هميار نفس و همکار شيطان می شود ! بدتر از نبوغ , جهل است و بدتر از جهل بدفهمی ! فقط يک دل صاف می تواند منور به نور حق و حقيقت شود . و دل صاف به دست نمی آيد جز با کوشش و مجاهدت و تلاش در از ميان بردن رذائل اخلاقی و دوری از گناهان  و توکل و اعتماد به خداوند و دانشی همه جانبه و دلسوزی نسبت به مخلوقات خدا . و با همه اينها اگر باز هم خدا نخواهد هيچ اتفاقی نمی افتد زيرا : إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ .

316-   خوارج ، اشتباه اقليت را به اکثريت تعميم داده و حماقت اکثريت را علامت حقانيت مي دانند .

317-  داشتن اسوه يا الگو فرعي از فروع دين است آن هم به هدف زندگي بهتر و فهم دقيقتر و عملي تر دين و در نهايت رسيدن به خدا . ولي اين براي خوارج هدف اصلي و مهمترين اصل دين و حتي چيزي نزديک يا برابر با توحيد شده است ( ولايت و خلافت و امام زمان ولي مطلقه فقيه و مجتهد و پيير و بابا و شيخ و قبر و گنبد و . . . )

318-  تفاوت مردم زمان حال با زمان انقلاب در اين است که آن زمان هيچ نمي دانستند و انقلاب کردند حالا همه چيز مي دانند و انقلاب نمي کنند !

319-  آن مرد عقل ندارد ! بابا با تعصب آمد ! فاطمه کماندو زن کج سليقه اي است ! تصميم صغري ! آخوندي مغز نوجواني ديد  سوي منبر گرفت و زود پريد ! کوکب خانم در 365 روز سال ، چهل دهه مي گيرد چگونه چنين چيزي ممکن است ؟ از کتاب اول خوارج !

320-  برخي از خوارج , فرزندان خود را در کلاس مداحي ثبت نام مي کنند مبادا به راهي جز راه آنها بروند البته من هم مي نويسم و مطمئنم اين جوانان پاکدل ، عاقبت روزي حق را مي فهمند حتي اگر به ضرر پدرانشان باشد .

321-  به نظر من لختی ها از خوارج بهترند زيرا من هرگاه من با لحن منطقی با اين افراد صحبت می کنم آنها بدون تعصب و توجيه تراشی و حتی عصبانيت حرف حق را قبول می کنند ! ولی کارمندان مذهب چون خودشان را نماينده دين و خدا می دانند به هيچ طريقی زير بار حرف حق نمی روند . . .

322-  خود امام حسين (ع) مي فرمايد : هدف من از قيام فقط اصلاح و امر به معروف بود . اکنون خوارج چقدر غلو و خرافه به ايشان بسته اند ؟ و به چه نيت ؟ من که نفهميدم خودشان هم مطمنا نمي فهمند !

323-  من چشمان شرور قاتلان و زنهاي خراب و . . . را به چشمان بي روح و احمق و قشري و متعصب و کينه توز و فضول خوارج ترجيح مي دهم .

324-  خوارج زيرپايشان چاه است چشم به آسمانها دوخته اند ! با گذشته اي سياه و يا بي مايه چشم به آينده دارند! و با نگاهي سطحي و کم عمق خود را عميق و زيرک مي دانند و اينهمه خود راز سقوط آنها به دوزخ است .

325-   خوارج دنيا به خرافات يکديگر مي خندند در حاليکه کوله بارشان پر از خرافات موروثي خودشان است !

326-  خوارج ايران ، بيشتر از مکه به کربلا , بيشتر از قرآن به مفاتيح ,  بيشتر از مسجد به تکيه , بيشتر از تعقل به تعبد ، بيشتر از تحقيق به تقليد ، بيشتر از افکار به افراد ، بيشتر از اصلاح به توطئه و بيشتر از شادي به عزا فکر  مي کنند براي همين در قيامت بيشتر از رحمت خدا به غضب او و بيشتر از بهشت به جهنم نزديکترند !

327-   خوارج ، به افراد بيشتر از افکار اهميت مي دهند همچنين با افراد بيشتر از افکار دشمني مي کنند .

328-  وقتي بر خلاف سخن علي افراد ملاک حق باشند دو اتفاق بد مي افتد : الف : دشمنان خارجي عواملي را در داخل تربيت مي کنند تا در زير پوشش اين چنين ملاک حق نامعتبري به مقامات بالا برسند و بقيه را فريب دهند . ب : منافقان و افراد نان به نرخ روز خور داخلي با آقا آقا کردن و طرفداري از حکام به هر چه و هر کجا که دلشان مي خواهد مي رسند .

329-   ملاک ترقي در ايران , پاچه پارگي است نه دانش و اخلاق !

330-   آخوندها می گويند خدا با ماست ! امام زمان حافظ نظام است ! همه مردم با ما هستند ! خواب برگشت آمريکا يک خواب بی تعبير است ! و . . . سئوال : پس چرا حفاظت اطلاعات سپاه , اينهمه از کوچکترين ساز مخالف واهمه دارد ؟ چرا اينهمه روزنامه ها و حتی سايتها را سانسور و فيلتر می کنيد ؟ چرا به اهل سنت حتی اجازه چاپ يک کتاب هم نمی دهيد ( به خصوص عليه خرافات شيعه ؟ ) چرا سپاه پاسدار خرافات , براحتی دست به زندانی و شکنجه و ترور می زند ؟ آيا نمی ترسيد از روزی که ساقط شديد مظلومان , چه بلايي سر شما خواهند آورد ؟

331-  من هر گاه در قرآن اين آيات را مي ديدم تعجب مي کردم : اگر خداوند هم با فرشته گانش پايين بيايد کافران ايمان نمي آورند ! و يا : دوزخيان مي گويند خدايا ما را از دوزخ خارج کن ما به کارهاي زشت بر    نمي گرديم خدا مي فرمايد دروغ مي گوييد ! آري من تعجب مي کردم که مگر مي شود کسي خدا را ببيند و باز هم منکر شود و يا مگر مي شود کسي دچار آتش جهنم به آن سختي بشود و باز هم آدم نشود . آري اين تعجب با من بود تا چندين بار با آقايان خوارج وارد بحث و گفتگو شدم و با کمال تعجب مي ديدم که آنها در برابر واضح ترين و مسلم ترين حقايق سر تسليم فرود نمي آورند و مانند خر چشمانشان را مي بندند و فقط حرفهاي تقليدي و احمقانه و طوطي وار خود را تکرار مي کنند . آنجا بود که فهميدم : صدق الله العلي العظيم

332-   خوارج ، هميشه در جوامع ديني سعي مي کنند در کنار قدرتهاي اصلي نشسته و بر آن قدرتها اعمال نفوذ کنند .

333-  ميل به خرافات , عطش قدرت , روحيه استبداد , نقشه کشی های شيطانی , عدم تحل حرف حق و مخالفت , انتقاد ناپذيری و ترور و اعدام و سانسور و شکنجه , سرفصل مشترک تمامی خوارج و حکومتهای خوارج در جهان است .

334-   خوارج ، حَب نه را خوب خورده اند .

335-   اگر مي خواهي کاري سر نگيرد با خوارج مشورت کن .

336-   خوارج در عين جسارت احمقانه مانند پيرزنها ترسو هستند .

337-   خدا را به طبل خدا کم زنيد    فزون مي شود شور شيطاني ام ! ( شعر از سيد حسن حسيني )

338-  هر گاه انقلابي پس از پيروزي طعمه خوارج مي شود اول : چماقداران به جان گروههاي اقليت مي افتند ! اقليت نادان رو به مبارزه مسلحانه و ترور و بمب گذاري مي آورند ! فرزندان اقلاب زنداني و اعدام و يا ترور مي شوند ! دانشگاها براي تصفيه تعطيل مي شود ! انقلاب فرهنگي مي شود و انقلاب به تمام جهان صادر مي شود ! سفارتخانه قدرتمندريت کشور توسط دانشجويان کمونيست اشغال مي شود و اين موضوع کشور همسايه را تحريک و دعوت به حمله مي کند ! جنگ شروع مي شود پيشنهادهاي صلح رد مي شود ! قبرستانها آباد مي شود ! ذخاير ملي به باد فنا مي رود ! مغزها فرار مي کنند ! اعتبار پاسپورت مي رود رده آخر ! در شرايطي ذلت بار صلح ، پذيرفته مي شود ! خرافات ديني و تاريخي وارد تمامي شئونات سياسي اجتماعي مي شود ! زندانهاي سياسي پر مي شود ! جيب مردم خالي مي شود ! روزنامه هاي منتقد بسته مي شود ! تورم بيداد مي کند ! پروژه هاي ملي سرهم بندي مي شود ! و اينهمه براي اين است که خوارج مي خواهند زمينه فتح دنيا به دست امام زمان را فراهم کنند !

339-   چون خوارج ، بيرق خود را در دين فرو کرده اند ريشه کن کردن آنها مشکل شده است . آري اين است سزاي ملت خواب .

340-  سنت پرستان , سارقانی هستند که هر چه جامعه خاموش تر و ساکت تر در ربودن کالاهای زمان به نفع تعبد و تعقل و تحقير عقل موفق ترند .

341-   خوارج , مانند رايانه اي هستند با سخت افزاري محکم و نرم افزاري ضعيف آغشته به ويروس !

342-   خوارج ، ادعاهايي بزرگ ، خيالاتي خام ، عقايدي واهي ، غمهايي بيهوده ، آرزوهايي کوچک و پاياني نفرت انگيز دارند .

343-   خوارج ، مريض هم که مي شوند دچار بيماريهاي مسخره و غيرعادي و عجيب و غريب مي شوند !

344-   من آخرين تلاش ، براي نجات خوارجم .

345-  حتي در قرون وسطي نيز کسي را به جرم طرفداري از کسي يا داشتن اسم ملي همان کشور زير منگنه نگذاشته و مسخره نمي کردند پس خاک بر سر سپاه و خوارج حزب اللهي و صدا و سيما !

346-   يک ملت آزاد , اطاعت مي کند اما بندگي نمي کند رييس دارد اما ارباب ندارد اطاعت مي کند اما فقط از قوانين . ( ژان ژاک روسو )

347-  وقتي دين با سياست قاطي شد نقاط منفي حکومت به خاطر نيروي شديد مذهب يا ديده نمي شود و يا حتي بعضا نقطه خوب و مثبت تلقي مي شود .  و همين مايه نابودي دين و سياست هر دو مي شود . براي همين , امروز سياست مذهبي و مذهب سياسي هر دو در ايران شکست خورده است .

348-  امام محمد غزالی در المنقذ من الضلال می گويد : ليکن اين رای غالب در ميان مردم است اگر سخنی به گوينده ای منتسب گردد که مورد تصديق ايشان است می پذيرند ولو خطا باشد و اگر به گوينده ای منتسب شود که مورد قبول ايشان نيست نمی پذيرند ! ولو صواب باشد هميشه شخص را معيار حقيقت انگارند و نه حقيقت را معيار شخص ! و اين نهايـت اشتباه است . . . عرف سبک مغزان است که شخص را معيار حقيقت بگيرند و نه حقيقت را معيار شخص ! عاقلان از علی پيروی کنند که می گويد ک حق را به شخص نشناس خود حق را بشناس و آنگاه حق دار را خواهی شناخت . شناگر مبتدی را از دريا بترسانند نه شناگر قابل را !

349-   جز قلب تيره هيچ نشد حاصل و هنوز     باطل در اين خيال که اکسير مي کنند ! ( حافظ )

350-  نه مدرک تحصيلي نه سن و سال نه ثروت يا فقر نه تيپ و قيافه مانع اين نمي شود که کسي در طبقه خوارج قرار نگيرد . براي همين من حتي دکتر و استاد دانشگاه سراغ دارک که در اين طبقه است ! به شبکه ماهواره اي سلام نگاه کن و همچنين به آن ستاد احمقي که کتاب سليم ابن قيس هلالي را ترجه و چاپ کرده است !

351-  خوارج بدون اينکه بفهمند استاد تهمت و افتراء زدن هستند و اين به آن علت است که ناخواسته عصباني لجوج غيرمنطقي و ظاهربين مي شوند.

352-   اوست كسي كه اين كتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد پاره‏اي از آن آيات محكم (صريح و روشن) است آنها اساس كتابند و (پاره‏اي) ديگر متشابهاتند (كه تاويل‏پذيرند) اما كساني كه در دلهايشان انحراف است براي فتنه‏جويي و طلب تاويل آن (به دلخواه خود) از متشابه آن پيروي مي‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا كسي نمي‏داند و ريشه داران در دين مي گويند : ما بدان ايمان آورديم همه (چه محكم و چه متشابه) از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسي متذكر نمي‏شود (7)  )مي‏گويند) پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردي دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتي بر ما ارزاني دار كه تو خود بخشايشگري (8 آل عمران)

353-  اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاي خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايي يگانه را بپرستند كه هيچ معبودي جز او نيست منزه است او از آنچه (با وي) شريك مي‏گردانند   ( توبه 31)

354-  آيا طمع داريد كه (اينان) به شما ايمان بياورند با آنكه گروهي از آنان سخنان خدا را مي‏شنيدند سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مي‏كردند و خودشان هم مي‏دانستند (75 بقره )

355-  پدران فکري خوارج يک قطعه از تاريخ متضاد که به نفع عقايد فرقه اي خودشان است را از کتاب مخالف بيرون مي کشند و آنها را صبح تا شب بر سر حريف مي کوبند دقيقا مانند اسلام شناسان غربي که افسانه هايي مانند غرانيق يا علاقه پيامبر به زنان يا سوزاندن کتابخانه ها يا کشت و کشتارها را از داخل کتابهاي تاريخي مسلمين بيرون کشيده و به رخ مسلمانان مي کشند ! ( حالا تو برو پاي سخن قزويني و آخوند محله و کتب علامه مجلسي و . . . )

356-  پدران فکري خوارج و حتي خود خوارج ,  آياتي از قرآن را که دوست دارند و مطابق عقايد آنهاست بيرون   مي کشند و ديگر کاري با ساير آيات ندارند در حاليکه قرآن را بايد به صورت يک کل يکپارچه خواند و فهميد و قبول داشت و عمل کرد .

357-   الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ﴿91﴾ فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ ﴿92﴾ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿93  الحجر ﴾ همانان كه قرآن را جزء جزء كردند (به برخي از آن عمل كردند و بعضي را رها نمودند) (91)  پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد (92) از آنچه انجام مي‏دادند (93)

358-  از ملي گراهاي ايراني و عرب , خنده ام مي گيرد به شخصيتهايي در تاريخ خود مي بالند که آن شخصيتها جهان وطني فکر مي کرده اند .

359-  جهان ، تابلوي زيباييت با رنگهاي گوناگون ، زرد ، سفيد ، سياه سرخ و آب . . . جويندگان حقيقت رنگ زرد! شهدا سرخ ، هنرمندان آبي ، قديسان سفيد و متاسفانه خوارج رنگ سياه اين تابلو هستند !

360-  تاريخ هميشه نام خوارج را به زشتي و نام جويندگان راه حقيقت را به نيکي ياد کرده و مي کند ( نمونه اخير آن :  نيچه آزاده و خواهر فاشيست او )

361-   ذات حکومت خوارج بر مبناي خونريزي و ترور و اعدام و شکنجه و زندان است !

362-  هر چه به لحظه لحظه حکومت سي ساله حضرات نگاه مي کنم چيزي جز بدبختي و اشتباه و نکبت     نمي بينم . آري اين است ماجراي اعتقاد به خرافه و دنبال قصه و حديث رفتن و گوش ندادن به حرف ناصح مشفق و دوري از تعقل و انديشه .

363-  اينکه مردم در دام آخوندها افتادند براي من زياد جاي تعجب ندارد تعجب من از اين است که عده اي احمق , شده اند سلطنت طلب و دم از بازگشت فرزند شاه مي زنند ! يعني برگشتن از چاه به چاله . آري اين است سزاي ملت خواب .

364-  خوارج , عموما آدمهاي با حيايي هستند ولي وقتي از روي حماقت ذاتيشان به اشتباه فکر مي کنند دين خدا در خطر است به راحتي نمک مي خورند و نمکدان مي شکنند .

365-  من در وجود خوارج , دو شخصيت مي بينم يکي فرشته اي ساده و پاک نيت و خداجو و ديگري ابليسي متکبر قشري نگر ! که متاسفانه با خيالي کاملا آسوده گوشه اي نشسته و نقاب دين بر چهره زده و مشغول خرابکاري است .

366-   خوارج , کم اشتباه مي کنند ولي اگر هم اشتباه کردند اساسی اشتباه مي کنند خيلي بد . مثل گاو نه من شير ده !

367-  اگر غريزه ( اراده , نفس , احساس , منيت  و . . . اينها همه ي: معني دارد ) تابع عقل نشود انسان آرام آرام به سمت تفکرات خوارجي پيش مي رود و اگر مراقبه و اصلاحي در کار نباشد غريزه کاملا تعقل و منطق را محو و نابود مي کند و آدمي مي شود ابليس مجسم .

368-  خوارج نه به خاطر زندگي فردي بلکه بيشتر از آن جهت جهنمي هستند که وارد گود سياست و دين       مي شوند ! براي همين اگر يکي از اين حضرات در بياباني به تنهايي زندگي کند بسيار بعيد است جهنمي شود

369-  خوارج در صفحه شطرنج قدرت ، استاد اينند که مهره هاي مخالف و يا منتقد را يکي يکي از صفحه بيرون کنند . نادانها نمي دانند همين کار باعث سقوط خود آنها مي شود .

370-  خوارج خود را به کساني بسته اند که آنها در صورت زنده شدن اولين و بزرگترين دشمن خوارج خواهند شد: حزب الله به علي يا حسين ! القاعده به نبي اکرم . نازي ها به نيچه ! و از همه خنده دارتر : کاتوليکها و جمهوريخواهان جنگ طلب، به عيسي !

371-   خوارج دنيا وجوه مشترک زيادي دارند يکي از آنها اين است که علاقه فراواني دارند بيت المقدس را نمايش آمال خود کنند .

372-  اعتقاد به ظهور منجي يکي ديگر از وجوه تشابه آقايان در همه جاي دنياست ! اينکه يک نفر بيايد و دنيا را بگيرد و تحويل حضرات دهد ! خدا را صدها هزار مرتبه شکر که چنين خيال خامي تا کنون جزء سنن الهي نبوده و مطمئنا در آينده نيز نخواهد بود . زيرا خداوند عاشق گونه گوني و تنوع و رنگارنگي است ( البته در يک مسير واحد به نام توحيد ) تا هم جهان زيباتر باشد و هم مردم يکديک را بشناسند ( لتعارفوا )

373-   تاويل و تحريف و تفسير آيات الهي بر مبناي عقايد فرقه اي از ديگر وجوه تشابه پدران فکري خوارج است .

374-   فساد مالي مقامات سياسي از ديگر پيامدهاي حکومت خوارج است .

375-  يکي از اهداف من از نوشتن اين مطالب روشن کردن جهان عرب است تا مبادا حکومتها آنها به دست خوارج بيفتد زيرا آنگونه که پيداست برخي از لابي ها و قدرتها قصد دارند پاي شرک و خرافه را به کشور عربستان هم باز کنند تا فاتحه اسلام راحت تر خوانده شود . من براي مسئولين عربستان پيشنهادي بسيار ساده و عالي دارم، گروههاي اصلاح طلب و خانمهايي که فکر مي کنند به آنها ظلم شده است را به عنوان گردش و سياحت به تهران(البته داخل خيابانها و پارکها) و به شهرهاي زيارتي قبر پرست مانند قم و به يکي از شهرهاي اهل سنت ببرند تا با اهل سنت از نزديک گفتگو داشته باشند . و خود قضاوت کنند اصلاحات غربي را .

376-  شرط مي بندم پاي خوارج به مکه و مدينه برسد اين دو شهر غرق کفر و شرک و خرافه و فساد و مرکزي براي جمع آوري وجوه و نذورات خواهد شد .

377-   خوارج عاشق اينند که قدرت را به نفع خودشان داخل لوپ بيندازند .

378-   حماقت ، ساقط کننده حکومت است .

379-  امير کبير فقط سه سال وزير بود و نه امير . از داخل و خارج دربار و روس انگليس و آخوند و ارباب و . . . کارشکني مي کردند نفت هم نداشت کسي هم جانش را فداي او نمي کرد و با او رهسپار نبود تا شهادت با اينهمه چقدر کار کرد . و آخوندها چقدر در اين سي سال ضربه زندند ؟ !

380-   گوبلز ( رييس خوارج ساواک نازي ) : دروغ هر چه بزرگتر باشد مردم آنرا راحت تر قبول مي کنند !

381-   وقتي يک نفر احمق هوس مي کند سراغ دين برود مي شود: خوارج!

382-  يکي از نشانه هاي ساده و جالب براي شناختن خوارج اين است که مردم عادي ( کساني که کاري به سياست و دين به معناي افراطي آن ندارند ) در همان نگاه اول از آنها ابراز تنفر و انضجار مي کنند !

383-  هر چه فکر مي کنم نمي فهمم خداوند به چه دليلي تاج افتخار مبارزه با خوارج را بر سر من گذاشته است ! شکسته نفسي نمي کنم واقعا هيچ امتياز يا نکته مثبتي در خودم نمي بينم، با اينهمه خدايا از تو سپاسگذارم و به شکرانه اين نعمت از تو مي خواهم مانند پيشوايم علي خونم به دست همين شقي ترين خلايق به زمين ريخته شود .

384-  شتاب و ندانمکاري و گوش ندادن به نصيحت توسط حکام خوارج ، باعث وقوع خونريزي و مرگ و اعدام و فساد و انزوا و بدبختي هاي فراواني براي مردم يک کشور مي شود .

385-   يک نفر که از خوارج است فقط در يک صورت مي تواند از آتش دوزخ نجات پيدا کند: قبول کند از گروه خوارج است!

386-   مسائل جنسي ، بزرگترين کابوس خوارج است !

387-  خوارج با شنيدن روابط مشروع يا نامشروع ديگران , بدنشان مي لرزد ولي از کنار گرسنگي فقرا و ظلم و تبعيض به ديگران براحتي عبور مي کنند .

388-  شواهد محکمي در دست است که نشان مي دهد عمر خوارج در دنيا رو به پايان است ، فقط مجامع بين المللي و ديوان لاهه و پليس بين الملل بايد اندکي بيشتر از خود جرات و جسارت نشان داده و مردم دنيا نيز بايد  جسورتر و داناتر شوند . اينگونه کار خوارج تمام است و فاتحه آنها خوانده و ريشه آنها کنده !

389-  من پس از سالها تحقيق و تفکر به اين نکته ساده رسيدم که هر چه قرآن گفته را قبول کنم و هر چه در قرآن نيست را به دور بيندازم . سنت قطعي و متواتر منطبق با قرآن و اتحاد امت اسلام و سيره عقلاء را نيز روي تخم چشمم مي گذارم . ديگر آخوند چه مي گويد؟

390-   خوارج , هنگام شنيدن انتقاد به جاي تشکر و پذيرش و اصلاح ، سعي در توجيه و سفسطه و انتقام دارند .

391-  ممکن است خوارج در برخي از جزئيات و ريزه کاريهاي خاله زنکي درست بگويند و بر حق باشند ولي در اصول کلي ( در کليات ) کاملا در اشتباهند . و حاضر هم به قبول اشتباه نيستند .

392-   فساد و تبعيضات طبقاتي , نتيجه حتمي استبداد خوارج است .

393-   خوارج ، بزرگترين دردسر براي جامعه بشري و من بزرگترين دردسر براي خوارجم !

394-  مدتي تصميم گرفته بودم که صحبت با يک زبان خارجي را به خوبي فرا بگيرم ولي اکنون از اين خيال باطل منصرف شده ام زيرا مي بينم که همشهريان همسن و سال همجنس هم دين هم وطن هم لحجه خود من , در بسياري موارد سخنان مرا يا نمي فهمند يا کج مي فهمند آنگاه چه اميدي است به سخن گفتن با مردم ساير ممالک !

395-  نيچه سخني دارد به اين مضمون سه عيب مدرن: خرکاري، کنجکاوي و دلسوزي! من هميشه با خواندن اين جمله تعجب مي کردم که اين سه مورد کجايش عيب است تا اينکه با شخصي شخيص خوارج آشنا شدم و فهميدم هر سه اينها عيب که چه عرض کنم , فاجعه است !

396-  خرکاري در مسيري بيهوده ، کنجکاوي در اموري نابه جا و دلسوزي براي مسائلي دروغ و يا پيش پا افتاده از شاخصه هاي فردي و حکومتي خوارج است .

397-   آقا با فرعون محشور مي شود . شک نکن . هر کس که در برابر حق ، گردنکشي کند با فرعون محشور  مي شود .

398-  ملت خواب ، که فرهنگي خراب دارد و دشمني با کتاب !  لياقتش اين است که يک روز يک مشت فاسد عرقخور بي دين بر گردن او سوار شوند و روز ديگر ، خوارج احمق قشري نگر و مي پندارم فردا عده اي سرمايه دار گردن کلفت از خدا بي خبر !

399-  خوارج در ميان زنان نيز هستند ، تمام فهم و ايمان و دين اين خانمهايي که فقط دماغ هايشان از لاي چادر پيداست : حجاب است و حرف نزدن با نامحرم ! گرچه اين نيز في نفسه خوب است ولي نمي دانند که به قول نيچه بر سردر ايمانشان سايه زنا افتاده است و مگر نه اينکه غيبت و سکوت در برابر ظلم و سکوت در برابر فقر و خشنودي از احاديث دروغين در پای منابر شرک , گناهش صدها برابر زناست؟

400-  زني را تحسين مي کنم که جسمش در حجاب باشد ولي فکرش در حجاب نباشد . با حيا باشد ولي در برابر خرافات ديني و مذهبي بشورد ! با همه سخن بگويد ولي فريب دم گرم کسي را نخورد ! بخواند بياموزد و بياموزاند و فرزنداني چون خودش متفکر و شجاع بار بياورد . طوفنده در برابر يزيدي ها و بلعم باعوراها و قارونها و ستمها باشد ! و نقاب چادر ، چشمان او را بر درد و بدبختي و ظلم و ستمي که ملتش را فراگرفته و ريشه در ندانمکاري متوليان ديني و حکومتي دارد نبندد . و فهمش از دين , چيزي بسيار والاتر و برتر از پارچه سياهي باشد که آخوندها بر فکر تنيده و بر جسمش کشيده اند .

401-  خوارج ، محکمترين نردبان را به ديواري اشتباهي تکيه داده اند ! براي همين ، هنگام رسيدن به خط پايان يعني مرگ ! چشماهايشان چهارتا مي شود . که مگر مي شود با نردبان محکم به جهنم رسيد؟ آري اي برادر و خواهر کوته فکر  ، مي شود خيلي هم راحت تر و سريعتر !

402-  بزرگترين هنر پدران فکري خوارج ( مانند باند علامه مجلسي ) اين است که در کتب مخالفين به دنبال دلايلي به نفع خودشان بگردند تا آن اشتباهات را بر سر حريف بکوبند .

403-  از محقق شيعه زياد می شنوی که آقا اين احاديث که به نفع ماست در کتب خود اهل سنت هم وجود دارد . جالب است که محققين مغرض غربی نيز در کتب تاريخی و روايي مسلمين , دروغهايي مانند : افسانه غرانيق , آتش زدن کتابخانه ها , طلاق دادنهای مکرر امام حسن , تحريف قرآن و . . . را بيرون می کشند و عليه مسلمانها به کار می برند يعنی دقيقا همين کاری که همتای شيعه آنها انجام می دهد !

404-  برخي از خوراج ، فرزندانشان را به کلاس مداحي و بسيج و . . مي فرستند مبادا آنها به سمت لات و لختي ها بروند، بدبختها نمي دانند اينگونه آنها را دوبرابر بدبخت تر از خودشان و صد قدم از لختي ها به جهنم نزديکتر کرده اند ! زيرا يک نفر لختي خودش را خراب مي کند، ولي يک نفر خوارج دين خدا را ! و تو خود بگو کدام يک جهنمي ترند ؟

405-   جهل ، پليدتر  و بدتر از بي حجابي است براي همين ، حجاب خانمهاي خوارج منش براي من پشيزي ارزش ندارد .

406-  فشار قبر ، همان غم و غصه ناشي از کثافت جهل است که در لحظه مرگ گريبانگير همه مي شود، هر چه جهلت بيشتر، فشار قبرت افزونتر .

407-   هر گناهي در هر گوشه کشور بشود خوارج در آن گناه شريکند چون وجود اين حضرات ، مانع هر آگاهي و احساس مسئوليتي است .

408-   خوارج ، وقتي ملتشان دارد از گرسنگي مي ميرد در ساير کشورها به نيت توطئه و ايجاد فتنه و آشوب ، پول ريخت و پاش مي کنند .

409-  خوارج هميشه معلول را می بينند نه علت را ! و نه دامنه وسيع و عميق عوامل متعددی که باعث بروز يک گناه يا جرم می شود . برای همين , هميشه با معلول می جنگند نه با علت و برای همين , اوضاع روز به روز آشفته تر می شود .

410-   اگر يک مجتهد يا عالم يا رهبر و . . .  در تمام عمرش , مرتکب هيچ گناهي نشود و تمام واجبات و مستحبات الهي را انجام دهد و چشم مردم و مقلدين هم فقط به او باشد و او در برابر موضوع و يا سخن حقي تسليم نشود گناه گمراهي همه مردم به عهده اوست و او جايگاهش وسط جهنم است و چه مسخره است آدم گناه نکرده وارد جهنم شود !  (قابل توجه علماي عظام به خصوص آنهايي که چشم برزخي دارند ! )

411-  تا سفره آخوند تا سفره کتب خرافي تا سفره فيلمهاي خرافي تا سفره شعارهاي سياسي خرافي به پاست ، خوارج هم نشو و نما مي کنند و وجود دارند .

412-   خدا بسيار نزديک است ولی برای رسيدن به او بايد بسيار دور شد . از خيلی چيزها . حتی از خود !

413-  به خداوندي خدا قسم مي خورم و تمامي فرشته گان را بر قسم خود شاهد مي گيرم که مخلص ترين و فداکارترين آدمها در سپاه پاسداران و اداره اطلاعات بودند که يا مُردند يا بازنشسته شدند يا زدند بيرون ! و   بي شرف ترين آدمها هم اکنون سر رشته را در اين دو محل به دست گرفته اند ( البته پادوهاي رده پايين ، آدمهاي خوبي هستند هر چند از خوارج نيز در بين آنها به وفور ديده مي شود . . . )

414-   امر به معروف و نهي از منکر خوارج ، به زندان و ترور ختم مي شود، امر به معروف عارف خداشناس به اصلاح و تغيير .

415-  خوارج با ديدن کاباره ها و مشروب فروشي ها و سينماها عصباني و خشمگين مي شوند ولي از کنار بانکهايي که مراکز رباست و منابري که مرکز دروغ بستن به خدا و پيامبر است ، براحتي عبور مي کنند و اين در حالي است که گناه اين مراکز صدها برابر بيشتر است .

416-  براي تشخيص خوارج نياز به چشم برزخي نيست به چشمهاي آقا و قزويني سفسطه باز و مظاهري نادان و آقاسي شاعر و ازغدي شبهه روشنفکر و جنتي دگم و مصباح دستمال نگاه کن !

417-   اطلاع و اشراف خوارج در ريزه کاريها آنها را دچار غرور و اشتباه در کليات مي کند .

418-  خوارج مي پندارند منجي که بناست ظهور کند مشخصاتش دقيقا مطابق پندار و اوهام آنان است ، نخير برادران عزيز! يهوديان نيز منتظر ظهور مسيح بودند ولي با ظهور عيسي اولين و بزرگترين دشمن حضرت عيسي شدند ! حتي وقتي به مدينه آمدند انتظار داشتند پيامبر آخر در ميان آنها ظهور کند و با ورود پيامبر(ص) به مدينه بزرگترين دشمن او شدند ! هر چند من فکر مي کنم حضرت عيسي همان منجي است که بالاخره و مجددا ظهور مي کند شايد هم به اتفاق فردي از نسل پيامبر(ص) که هنوز متولد نشده است . به هر حال در صورت وقوع چنين اتفاقي مطمئن باشيد شيعيان و يهوديان با آنها مخالفت کرده و بسياري از اهل سنت و تعدادي از مسيحيان به آنها ايمان خواهند آورد . اين پيشگويي را از من به خاطر داشته باشيد .

419-   هر گاه به هر طريق ممکن نتوانستي موضوعي را خدشه دار کني آنگاه به آن ايمان بياور .

420-  علت اينکه لختي ها از خوارج کارمند مذهب بهترند اين است که من هرگاه با لحن ملايم و منطقي با آنها سخن مي گويم، بدون تعصب و توجيه و سفسطه بازي حرف حق را قبول مي کنند ولي کارمندان مذهب چون خودشان را نماينده دين و خدا مي دانند به هيچ طريق زير بار حرف حق نمي روند .

421-   خوارج حزب اللهي يبوست فکري دارند!

422-  بزرگترين امر به معروف و نهي از منکر در نزد خوارج در حجاب زنان است نه غارت بيت المال و احاديث دروغي که به خدا و پيامبر مي بندند!

423-  حضرت علي : خداوند دوست دارد که تمام مردم عالم نسبت به کليه افراد بشر به پاکي و نيکي فکر کنند و خيرخواه يکديگر باشند.( غررالحکم)

424-  پس مرا شما از گفتار به حق و مشورت به عدل خودداري نکنيد زيرا من خود را پيش خود آنقدر بالا       نمي گيرم که خطا نکنم و بر کردار خود ايمن از خطا نيستم مگر اينکه خدا امر مرا کفايت کند از آنچه او بدان از من مالک تر است . همانا من و شما بندگان مملوک خدايي هستيم که جز او پروردگاري نيست . او بر ما مسلط است چيزهايي را که ما خود بر خود مسلط نيستيم . ( حضرت علي نهج البلاغه خطبه 210 روضه کافي ج2 ص 298 ج 8 بحار الانوار 652)

425-  به خداوند اي کاش که من شما را نمي شناختم و هم شما مرا نمي شناختيد زيرا که اين معارفه ، سبب ندامت و پشيماني شده است.(حضرت علي، ارشاد مفيد ص 132 )

426-  چه بسياري از مردم که از بس خوبشان و مدحشان را گفتند فاسد شدند، بسياري از مردم چون از عيبشان چشم پوشي شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند، بسياري از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگي و کارشان اداره شد به تدريج در غفلت فرو رفتند (امام سجاد قضاوتها و حکومت عدالتخواهي علي تاليف سيد اسماعيل رسول زاده ص 45 انتشارات ياسين تهران پاساژ فرنو )

427-  اين لي لي پو تي ها (خوارج کارمند مذهب) بايد بدانند اگر بزرگ مي نمايند براي اين است که با گاليور (امثال شريعتي) سنجيده نشده اند و الا درک اين معنا کوچکترشان خواهد کرد! (  اين جمله از من نيست )

428-  بازرگان : در سنت دينداران بعد از پيامبران هميشه اشخاص و عناوين مقدم بر اصول و افکار قرار گرفته اند و سر مخالفت آنها بر دکتر شريعتي در اينجاست .

429-  سنت پرستان سارقاني هستند که هر چه جامعه خاموش تر و ساکت تر در ربودن کالاهاي زمان به نفع تعبد و تقليد و تحقير عقل موفق ترند به قول شاملو : روشنفکر جهان سوم بايد معجزه اي صورت دهد و در کوه غيرممکنها تونلي بزند .

430-   ژان ژاک روسو : شما به مردم آگاهي و بينش بدهيد آنها راه خودشان را انتخاب خواهند کرد .

431-   مي گويند سگها کور رنگند ، يعني نمي توانند رنگها را ببينند ، خوارج نيز احمقند يعني نمي توانند بفهمند .

432-  اگر جز خدا چيزي ملاک و شاخص انديشه تو شد تو مشرکي حتي اگر به زبان منکر شوي، پس اگر به جاي کعبه ، کربلا و به جاي قرآن، مفاتيح و به جاي سنت پيامبر(ص) ، امام زمان و قبر و گنبد و احاديث جعلي مجلسي تمام فکر و ذکر تو شد، تو مشرکي شک هم نکن .

433-   حضرت علي : حق را با صريح ترين لهجه بگوييد!

434-   هر يک روزي که روحانيون ديرتر تشريف ببرند ، عده بيشتري از اسلام بر مي گردند و وجهه آنها بيشتر خراب مي شود .

435-  چهار اشتباه مهلک خوارج هنگام برخورد با وقايع : 1- زود خشمگين می شوند 2- زود تصميم می گيرند 3- خوشبين نيستند و حمل بر صحت نمی کنند 4- ريشه يابی نمی کنند فقط معلول را می بينند

436-  روزي پدر شريعتي به او مي گويد : اين حرفها را تو از کجا مي آوري ؟ من که اينهمه کتاب خوانده ام اينها را نمي دانم ! شريعتي پاسخ مي دهد : براي اينکه من آن کتابها را نخوانده ام !

437-  هيچ تفاوتي بين پيامبران نيست همه آنها سفيران يک پادشاه بودند با يک پيام : توحيد . همانگونه که اصحاب پيامبر(ص) همه يک غم داشتند : اسلام . ( لا نفرق بين احد من الرسل )

438-   تعصب و تکبر , بزرگترين موانع رسيدن به حق است که متاسفانه به وفور در وجود کارمندان مذهب ديده   مي شود .

439-  شريعتي از تک بعدي و تنگ نظري و کاناليزه شدن در فرهنگي خاص و سياستي خاص و فردي خاص شديدا متنفر بود و اجتناب مي کرد ( ؟ )

440-  بعضي ها وقتي به جايي مي رسند خودشان را گم مي کنند، بعضي ها وقتي خودشان را گم مي کنند به جايي مي رسند ! سعي کن از گروه دوم باشي. ( ؟ )

441-  کتاب من بسيار تلخ است ، ولي تلخ تر از واقعيتي نيست که پس از مرگ دچار آن خواهي شد ! شيريني پس از مرگ را با پذيرش اين تلخي بخر .

442-  اگر به ميل و دلخواه , شرنگ تلخ حقيقت را در جام انديشه ات نريزی روزی نه چندان دور به نام قيامت , شراب تلخ و سوزان حميم را در حلقت فرو می ريزند . آن هم به زور , من گفتم , ديگر خود دانی .

443-   اينک بزرگترين خدمت به اسلام ، شستشوي اسلام است از آلودگي ها ( احاديث و قصه ها و روايات و اسرائيليات و سوء تعبيرها)

444-  من مست روحانيت و محبت عيساي ناصريم، اين بزرگترين دشمن خوارج کارمند مذهب چسبيده به دين ! پيرو محمدم ، او که پا در زمين داشت و نگاه بر آسمان دعوت به دنيا مي کرد براي رسيدن به آخرت ! و علي اين مجسمه پاکي و زيبايي و مدارا ! و ابوبکر که در تقوي و مصلحت انديشي يگانه زمانه بود ! و عمر که بر خلاف ظاهرش قلبي پاک و بي ريا و ساده چون طلا داشت ! که رُکتر و صريح تر از او خدا نيافريده است . مرا با خرافات آخوندها چه کار ؟

445-   کسي که طاقت شنيدن امور ناخوشايند را نداشته باشد يکروز همه آنها را يکجا و به صورت ناگهاني و عيني مي بيند !

446-  رابرت آبراهامز : بعضي ها در اثر گلوله مي ميرند و جمعي ديگر در شعله هاي آتش مي سوزند اما اغلب آنها اينچ اينچ در کارهاي بي اهميت محو مي شوند ( و اين بلايي است که فقها و روحانيون در طول سالها و قرنها بر سر اسلام آوردند )

447-  خداوند مهربانتر از آن است که کسي را داخل آتش بيندازد . تو وقتي مي ميري خودت را ناگهان يا ته چاهي مي بيني که يک عمر ندانسته کنده بودي , يا اوج قله اي که يک عمر ، دانسته پيموده بودي !

448-  مردم ايران , کسي را که گوشي باشد تحقير مي کنند و گوشي بودن را نشانه ضعف شخصيت افراد       مي دانند ، ولي من نمي دانم چرا خودشان تمام عمر ، گوش به دهان آخوندها و صدا و سيما و کتبي به خصوص دوخته اند؟ با اينکه حتي سوء نيت حضرات برايشان مسجل شده است .

449-   قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ﴿103 الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿104 کهف﴾

بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم (103 ) (آنان) كساني‏اند كه تمام کوشش خود را در زندگي دنيا به هدر مي دهند ولي مي‏پندارند كه كار خوب انجام مي‏دهند !  (104)

450-  خداوند از راه و روشهاي اتوکشيده ديسيپريني ( مانند خوارج ) سطحي چارچوب مند قاعده دار ، متنفر است  به دنيا نگاه کن . خدا اينگونه است و اينگونه را دوست دارد . 

451-   خوارج , براي همه مردم دنيا چارچوب و قاعده مي کشند ولي خودشان در هيچ چارچوبي نمي گنجند !

452-  خوارج , آن چوپان دروغگوي ستمگري هستند که چوب دين را به دست گرفته و مردم را ندانسته به سوي   دره هاي عميق بدبختي مي راند و خود مي پندارد و براي مردم هم چنين پنداري درست کرده که به سوي مراتعي سرسبز روانند !

453-  خوارج , فقط دين را مايه قوام و حيات جامعه مي دانند و ديگر کاري به اقتصاد و تغذيه و سياست و . . . ندارند، البته ايکاش همان دين را هم درست مي دانستند !

454-   منبر , مغز آدم را پوک مي کند ، مغز خوارج را پوکتر !

455-   ماهي از سر گنده گردد ني ز دُم    فتنه از عمامه خيزد ني ز خُم ! ( مولوی )

456-   بايد هنگام مطالعه اين کتاب ، در قرنطينه کامل باشي و فقط پس از اتمام آن , بروي و از آخوند سر محله سئوال کني !

457-  هرگاه اهل سنت , هدف و پيام واقعي امام حسين را از ته دل بفهمند و شيعيان نيز به شخصيت و تفکر و روش عالي حکومت داري حضرت ابوبکر و عمر واقف شوند ، آنگاه است که بسياري از مشکلات جهان اسلام حل مي شود .

458-  براي من عجيب است که نه اهل سنت و نه شيعيان به ادامه آيه کريمه اطيعوا الله و اطيعوالرسول و اولي الامر منکم توجهي ندارند . ادامه آيه مي فرمايد : اگر در موضوعي با حاکمان اختلاف پيدا کرديد آن موضوع را به قرآن و سنت ارجاع دهيد. شيعه که اصلاً امام را معصوم مي داند و معتقد به اختلاف با او نيست، سني نيز اولي الامر را واجب الاطاعه مي داند و او را امر به معروف و نهي از منکر نمي کند![2] پس مي خواهيد حال و روز جهان اسلام بهتر از اين باشد . حق داريم که سه ميليون يهودي خوارج بر سر يک ميليارد مسلمان سوار شده باشند !

459-   آن چنان زندگي کن که راه شوي نه چاه !

460-  هم اينک ، خوارج بر سپاه، بر روزنامه کيهان ، بر بيت رهبري ، بر ائمه جمعه کشور و بر اداره اطلاعات ، چنگ انداخته اند باشد که همين ندانم کاريها زمينه ساز سقوط آنها شود . انشاء الله .

461-  امام هادي : در آخر زمان قيافه ها روشن و مورد قبول و نوراني و شکل چهره هاي دينداران مذهبي ولي : قلوبهم مظلمه منکدره : دلها تاريکي محض و کدر و سياه و سنگ و بي رحم ! السنه فيهم بدعه : سنت نزد آنها بدعت است ! و البدعه فيهم سنه : به بدعتها مارک سنت و دين مي زنند ! المومن بينهم محقر : مومن بين آنها کوچک است و الفاسق بينهم موقر : فاسق نزدشان موقر و بزرگ است ! امراووهم جائرون : پيشوايان ستمگر ! و علمائهم صائرون في ابواب اظلمه و اغنيائهم يسرقون زادالفقراء علما سرگردان در بابهاي ظلماني و ثروتمندان سارق توشه فقرا . . . . آيا چنين جامعه اي به چشم شما آشنا نيست ؟

462-  به اين حکم اصيل و حتمي که حضرت محمد خاتم پيامبران بوده امکان ندارد پس از ايشان کسي به عنوان منجي ظهور کند مگر حضرت عيسي ( اگر از نسل پيامبر(ص) هم کسي ظهور کرد- کسي که هنوز متولد نشده -  حضرت عيسي بايد ايشان را تاييد کند زيرا فقط ايشان به وحي متصلند البته: اگر ! )

463-   شريعتي : بگو ، نگو ، نمي گويم ،  نگو ، نفهم ، مي فهمم !

464-  ذات ويروس هايي ( مانند ايدز) در اين است که فقط داخل سلول زنده مي توانند زنده بمانند . دروغها و خرافات نيز فقط در داخل واژه هاي خوب و حق و پشت چهره انسانهاي پاک مي توانند زنده بمانند و رشد کنند ! تمامي عقايد شرک آميز و خرافاتي شيعه داخل مفاهيم و پشت چهره هاي زيبايي مانند حب اهل بيت و شان نزول آيات قرآن پنهان شده است .

465-  علت بدبختي خوارج اين است که به همه چيز و همه کس به ديده شک و ترديد نگاه مي کنند به جز عقايد خودشان ! عقايدي که با يقيني ارثي و تقليدي به آنها رسيده در صورتي که مطهري خودشان مي گويد : شک مقدمه يقين و ترديد پلکان تحقيق است !

466-  آخوند مي گويد: بله، اصول دين تحقيقي است و نه تقليدي ولي تو موظفي به همان نتايجي که ما رسيده ايم برسي و اگر به غير از کفريات و خرافات تاريخي و موروثي ما به نکته اي رسيدي کافري و مهدورالدم .

467-   و اينک چند سخن زيبا از نيچه ، شايد اندکي مُخ پوک خوارج از جاي خود تکان بخورد :

-         و از خود مي پرسم : آيا همه کساني که به سرزمين خداوند مي آيند از سرزمين خدا نيز آمده اند ؟

-     مامان ، واضح است که کتاب مقدس را مي شناسم ! براي من و همچنين به طور عام لازم است که قواعدي که موجب از خودبيگانگي روحي مي شود مهار گردد . آيا مادر مي دانستي که در آستانه ايمانت ، سايه زنا افتاده است ؟ !

-         از آدمهايي که تنها از يک چيز سرشارند و از ديگر موهبتها تهي اند، پرهيز مي کنم .

-         پرهايشان به شدت تير خورده اند و مدعي هستند که مي خواهند به ابديت برسند تعداد عمليات ناموفق شان چقدر است؟

-     مامان، من عيسي را نکشتم اين کار قبلا انجام شده بود! (قابل توجه شيعياني که فکر مي کنند اهل سنت حضرت علي و امام حسين را کشته اند، گو اينکه مانند عيسي که اصلا قتلي در کار نبوده، حضرت فاطمه نيز به مرگ طبيعي از دنيا رفته اند و کسي ايشان را نکشته است!)

-     به نظر نيچه، پل معروف به قديس، مسيحيت را از خط حضرت مسيح خارج کرد (همانگونه که خوارج حزب اللهي و باند علامه مجلسي تشيع را از مسير حضرت علي خارج کردند)

-         من مومنانه به ورطه ها آري گفته ام و عقابهاي من احتياج به ظرف آب مقدس ندارند .

-     ايده آليسم[3] مي تواند جهان را غرق و نابود کند همانطور که من با مبارزه بر عليه آن غرق و نابود شدم .من آن پاسدار پيش تازم . اما پاسداري خلاف زمانه . . . ( تمامي خوارج در همه اديان ايده اليست هستند )

-     شما اي فرزانگان نامدار! همگي در خدمت مردم و خرافاتهايشان مي باشيد . اگر خدمتگزار حقيقت بوديد ، کسي شما را گرامي نمي داشت . از اين روي مردم ، بي‌اعتقادي نهفته در سخنان شيوايتان را بر نمي تابند زيرا همواره براي مردم مايه شوخي و خنده اي بيش نبوده ايد . انساني که مردم چون سگ از او بيزارند، کسي چون  انديشه ور آزاده‌اي نيست که قيد و بندها را دشمن مي‌دارد . همو که از بندگي گريزان است و جوياي بيغوله ها . چيزي را که مردم همواره حقيقت بيني مي دانند دشمن نهفته و در کمين خفته اي براي روح آزادگي بود که تيزدندانترين سگهايشان بر او پارس مي‌کردند(وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران)  همواره خواسته ايد بر بندگي مردم مُهر تاييد بزنيد و نام اين خواري را حقيقت خواهي نام نهاده‌‌ايد (ولايت فقيه) شما اي فرزانگان نامدار ( ازغدي ، تمساح يزدي ، عباسي و . . . ) چون درازگوشان بردبار نيرنگبازي ، نمايندگي خويش را بر مردم عرضه داشته ايد . چه بسيار قدرتمنداني براي سازگار ساختن چرخ خود با گرايش مردم ، درازگوشي کوچک يا فرزانه اي نامدار را در پي خويش کشيده اند.( علامه هاي درباري پادشاهان صفوي و باند علامه مجلسي)

468-  آخرين کلام : نام ديگر خوارج ، مارقين بوده است، مي داني مارق يعني چه؟ در زبان عرب مارق به تيراندازي گويند که از شدت دقت و محکم زدن به هدف ، تير او از سوراخ وسط هدف رد مي شود بعد بر مي گردد و دوباره از همان سوراخ عبور مي کند به سمت تيرانداز ! تقريبا يک چيز غير ممکن در مقام عمل ! من اين تعريف را از قصد قبلي در انتهاي اين قسمت آوردم تا شما با خواندن آن کمتر دچار تعجب شويد زيرا هم اينک خصوصيات خوارج را به خوبي مي دانيد و چقدر دامنه لغات در زبان عرب وسيع و عميق است، من هر چه فکر کردم نتوانستم معادل فارسي براي اين حضرات پيدا کنم !

به عنوان آخرين خواهش از کساني که اين تحقيق را مطالعه مي کنند در هر کشوري و با هر دين و مذهبي که هستند خواهش مي کنم چنانچه در اطراف خود از آقايان و خانمهاي خوارج ، کسي را سراغ داريد يک نسخه از اين تحقيق را به آنها هديه کنيد، من شما را در ثواب اين کتاب شريک مي کنم .  ضمنا چنانچه کسي با مطالعه اين کتاب ، هدايت شد به سايت العقيده ايميل زده و اطلاع دهد تا هم من و هم برادران عزيز من در اين سايت ، براي ادامه روشنگري ، روحيه اي مضاعف پيدا کنيم .

ربنا اغفر لنا ان نسينا او اخطانا


[1] طبق قرآن، خلقت جن قبل از انسان بوده است و وجود ابليس قبل از آدم کاملا واضح است، چون به آدم که بعد از او خلق شده سجده نمي کند.

[2] البته بحث پيرامون اولي الامر، مفصل است ولي بطور مختصر لازم به تذکر است که فساد و انحراف حاکمان را مي توان به 3 درجه تقسيم کرد و در تمامي اين درجات، سکوت جايز نمي باشد و در بعضي موارد است که بايد سکوت کرد ولي اين سکوت دائمي است که باعث انحرافات بيشتر حاکم مي شود و در انتها حتي به جنگ عليه او نيز تبديل مي شود:

1- زمانيکه اشتباه يا فساد و انحرافي مختصر و جزئي از حاکم سر مي زند که در اين هنگام مي توان سکوت نمود.

2- زمانيکه انحراف و فساد حاکم از حد معمولي و مختصر تجاوز مي کند که ديگر سکوت جايز نيست و در اين هنگام بايد او را امر به معروف و نهي از منکر کرد، البته بطور عادي و با پند و اندرز و صحبت کردن با او، نه با جنگ و اغتشاش و بلوا و يا برخوردهاي فيزيکي.

3- زمانيکه انحراف و فساد حاکم بسيار بالا مي گيرد و به ظلم و ستم عليه مردم منجر مي شود و به انحراف و فساد در دين و از بين رفتن ايمان و تحريف قرآن و سنت پيامبر(ص) و مخالفت با شرع و دستورات پروردگار منتهي مي شود يا  کشور و امت اسلامي را زير استعمار بيگانگان مي برد و پاي اشخاص بيگانه و بي دين را به کشور، ناموس و بيت المال باز مي کند، در اين هنگام چنانچه اين حاکم با نصيحت روش خود را تغيير ندهد مي بايست عليه او قيام نمود و او را برکنار کرد نه اينکه چون حاکم است کاري نکرد تا همه جا را خراب کند.

شما چنانچه کودکي را از همان ابتداي زندگي نصيحت نکنيد و اشتباهات او را به او متذکر نشويد و او نيز با همان اشتباهات خود بزرگ شود، مطمئن باشيد روز به روز بدتر و فاسد تر مي شود و زمانيکه به سن جواني و بزرگسالي رسيد ديگر سخنان شما را گوش نمي کند چون آن فسادها در دل و قلب او ريشه دار شده و به اين آساني از آنها دست بر نمي دارد و شما ديگر قادر به اصلاح او نيستيد. در مورد اولي الامر نيز همينگونه است و چنانچه مردم و علما از همان ابتداي امر او را متوجه خطاهايش نکنند او را روز به روز فاسدتر مي شود و هر روز به خرابکاري هاي خود مي افزايد و زماني مي رسد که امر به معروف هم فايده اي نخواهد داشت و حاکم نالايق باعث فجايع و خرابي هاي بسياري شده که ديگر جبران پذير نيست و اگر مردم از همان ابتدا حاکمان را کنترل کنند کار به جايي نمي رسد که بخواهند عليه او قيام کنند و در واقع اين سکوت دائمي عليه فسادهاي اوست که باعث شورش و قيام مي شود و چون حاکم نالايق کسي را در مقابل خود نمي ديده است در نتيجه به فساد خود ادامه داده و کار را به جايي رسانده که برخي از مردم صبرشان لبريز شده و عليه او قيام کرده اند. در ضمن اينکه بگوئيم ما در معصيت اطاعت حاکم را نمي کنيم بايد گفت سکوت در برابر ظلم و فساد نيز نوعي اطاعت از آن انحرافات است و با اين سکوت به نوعي اين گناهان را تاييد کرده ايم و يا جلوي پيشرت آنرا نگرفته ايم و بطور مثال آيا هم اکنون در ايران مي بايست در برابر ولي فقيه ، سکوت کرد تا خرافات و شرک و کفر خود را ترويج دهد و مساجد اهل سنت را تخريب کند، البته شايد بگوييم منظور اطاعت از حاکم مسلمان مد نظر است نه روافض که از دايره اسلام خارجند ولي به هر حال همين رهبر نيز فعلا اولي لامر عده اي از مسلمين و حتي اهل سنت داخل ايران شده و به نوعي حاکم است.

پيامبر(ص) فرموده: احب الجهاد الي الله کلمة حق تقال لامام جائر(سنن النسائي 7/161)

                    محبوب ترين مبارزه نزد خدا ، گفتن سخن حق در مقابل پيشواي ستمگر است.

در زمان حضرت عمر(رض) شخصي به او اعتراض مي کند که چرا پارچه لباس تو بلندتر از بقيه است؟ و حضرت عمر پسرش را فرا مي خواند و مسئله را حل مي کند و آيا حکام فعلي از حضرت عمر بالاتر هستند؟!!

در انتها لازم به تذکر است که همه مردم با خودآگاهي و اتحاد مي بايست حاکم ظالم را بر کنار کنند و در اينصورت خسارات کمتر خواهد بود و نه اينکه يک نفر با تعداد معدودي بخواهد قيامي صورت دهد و در انتها نيز شهيد شود و چنانچه مردم همان حاکم ظالم را بخواهند و در برابرش سکوت کنند پس در واقع، لياقت همان حاکم را دارند و در اينجا ديگر ما را با ايشان سخني نيست.

[3] ايده آليسم يعني کساني که هميشه در اوهام و روياها و خيالات و آروزها به سر مي برند . روي کاغذ نقشه هايي دارند ولي در عمل . . . 

Comments