کتابهای مفید

صفحات

آیا قانون چند همسری در اسلام ظلم بر زنان است؟

در بین ادیان و تمدن های فعلی جهان، تنها تمدن و دینی که به مردان اجازه میدهد تا چند زن همزمان داشته باشند، اسلام است. همین باعث شده تا اسلام تحت شدترین انتقادها قرار گیرد و مسلمانهای خود باخته نیز سعی کرده اند با سخت کردن شرایط چند زن گیری به خیال خود چهره بهتری به اسلام بدهند!!  

ما در چند مقاله سعی میکنیم به انتقادهای دشمنان و دوستان نادان پاسخ دهیم.
در آغاز خطاب به مخالفان و جویندگان حقیقت میگویم که شما  در اینجا چیزهای میخوانید که هرگز قبلا  نخواندید  و شاید این نوشته ها زیربنای تصورات شما را عوض کند، پس شجاعت پذیرش حقایق نو را داشته باشید. و عقاید سابق خود را محور قضاوتتان قرار ندهید
و تقاضای دیگر من این است که تا پایان مقالات با ما باشید، سعی میکنم که همه انتقاد ها را جواب بدهم.

 
انتقاد اول مخالفان:
این قانون سراسر ظلم به  جنس زن است و بیجهت موجبات آزار زنان  را فراهم میکند، و همانطور که هیج مردی حاضر نیست تا  مرد دیگری را در زندگی  همسرش، با خود شریک کند، هیچ زنی هم حاضر نیست که زن دیگری در شوهرش با او شریک باشد.

پاسخ ما:
اولا: این سخن درست نیست که میگویند چند زن گیری ظلم به زنان است، بلکه  اگر ظلمی باشد، ظلم به بعضی  از زنان است زیرا زن دوم هم یک زن است و کسی او را مجبور نمیکند که همسر دوم شود. اگر ظلم است، خب قبول نکند، اما او با رضایت کامل، زن دوم میشود، پس حتما آن را مفید میبیند، گرنه چرا باید به خودش ظلم کند؟
پس نه فقط ظلم نیست که سود  و عدل هم هست، بنابراین درستر این است که زیاد قضیه را شور نکنید، و نگویید که این قانون به جنس زن ظلم میکند ! در بدترین حالت به بعضی از زنان ظلم میکند و به برخی دیگر سود میرساند.  

و این استدلال که میگویند:
«همانطور که  هیچ مردی حاضر نیست مرد دیگری در زنش با او  سهیم باشد، همانطور هم هیچ زنی حاضر نیست شوهر مشترک داشته باشد» اصلا و ابدا  استدلال درستی نیست، اینطور استدلال ها همیشه کار برد ندارد.
این شبیه به این است که بگوییم همانطور که هیچ کودکی حاضر نیست مادرش در بغل بگیرد، هیچ مادری هم حاضر نیست که کودکش را در آغوش بگیرد!
و عملا میبینم که زن دوم حاضر است شوهر مشترک داشته باشد پس نگویید که هیچ زنی حاضر نیست  در  زندگی شوهرش، زن دیگری  را ببیند، بلکه درستر این است که بگوییم،  بعضی زنها حاضرند که این را قبول کنند و گروهی دیگر  حاضر نیستند.
اعتراض ما به بازی کلامی مخالفان است هدف ما نشان دادن این موضوع است که مخالفان پایه مخالفت خود را بر اساس فرض های نادرست گذاشته اند مخالفان میخواهند از زن دفاع کنند و در همان تمایلات زن دوم را اصلا  نمیبینند، مگر او زن نیست ای مدافعان حقوق زن؟!!

 انتقاد دوم مخالفان
اگر مرد حق دارد 4 زن بگیرد زن هم  باید حق داشته باشد که 4 شوهر کند

اما جواب:
ا –اولا قانون اسلام اگر مردان را 4 زنه میکند، این به خودی خود باعث میشود تا زنان نیز 4 شوهره شوند، زیرا مردان این 4 زن را از آسمان به زمین نمیاورند، بلکه از زنان زمینی زن دوم و سوم و چهارم را میگیرد و آشکار است که شمار دختران 4 برابر و یا حتی دو برابر  مردان نیست، پس مرد مجبور است زن دوم را از بیوه ها انتخاب کند، و بیوه  یعنی  زنی که قبلا شوهر داشته، پس تا  بیوه زنی دو شوهره  و سه شوهره نشود، مرد نمیتواند دو زنه یا سه زنه شود، بنابرین زنان هم در پرتو این قانون، در مراحل مختلف عمر خود شوهران متعددی اختیار میکنند.
 بعد مرگ شوهر یا طلاق، بیوه زنان، با توجه به تعداد مردان آماده ازدواج (تقاضا تا 4 برابر عرضه) براحتی شوهر دوم را انتخاب میکند پس اگر این قانون مرد را 4 زنه میکند، زن را هم 4 شوهره میکند منتهی فرق این است که زنان در طول عمر خود 4 شوهر و بیشتر میگیرند و مردان میتوانند همزمان 4 زن داشته باشند.


2–اگر بگویید که منظور ما این است که زن هم باید اجازه داشته باشد همزمان دو شوهره باشد میگوییم اگر این کار ممکن میبود، کسانی که  ازدواج با سگ و کلاغ را هم تجربه  کرده اند منتظر اجازه ما نمیشدید، آیا همین نبود زن دوشوهره در طول تاریخ و جغرافیا! بهترین دلیل نیست که اینکار ناممکن است؟!
چرا مخالفان از استدلال های بیهوده دست بر نمیدارند، این چه حرفیست که من بگویم اگر زن حامله میشود مرد هم باید بشود، یا اگر ما حق داریم سوار ماشین شویم ماشین هم حق دارد سوار ما شود!!

زن نمیتواند دو شوهره شود، چون ضعیف تر است، چندی پیش یک زن  در استرالیا که دو دوست پسر داشت در هنگام صحبت با دوست پسر دومش، موبایلش   باز شد و شماره  دوست پسر  دیگرش را بطور خودکار گرفت و مرد دوم  که صدای این دو را شنید فاصله 15 کیلومتری تا خانه دختر را بسرعت پیمود و همینکه زن در را باز کرد او را بشدت کتک زد تا  آن حد زد که کارش به بیمارستان کشید،البته پلیس وارد میدان شد، اما پلیس نوشدارو بعد مرگ سهراب بود. طبعا زور بازوی مرد را نباید نادیده گرفت.


وانگهی مرد اگر 4 زن بگیرد، میتواند هر 4 را همزمان حامله کند. به هر 4 زن همزمان زندگی ببخشد! اما زن 4 شوهره نمیتواند همزمان برای 4 مرد بچه بزاید و مردهای دیگرش  باید در صف انتظار بیاستند و مرد چهارمی باید 8 سال حداقل صبر کند تا صاحب فرزندی شود!! حالا تصور کنید این خانم از شوهر اولش  حامله  باشد و با شکم بر آمده و آثار جرم یا با بچه شیر خواره برود شب به خانه مرد دوم! این زن کی میتواند خود را  و نوزادش را از خشم مرد دوم حفظ کند؟ در کشور آزادی مثل استرالیا که مردانش در بی غیرتی ضرب المثل هستند، و دولت نیز بشدت طرفدار زنان است باز بر اثر شنیدن صدا، شوهر غیر رسمی که نتواند حتی برای یکبار  خود را کنترل کند، زن دو شوهره چگونه میتواند نوزادش را، جنینش را و خودش را از خشم مرد دیگر حفظ کند ؟ پس این کار ناممکن است.

 و دیگر اینکه، به گفته برادری که فارغ التحصیل علوم آزمایشگاهیست، هنوز هم علم ژنتیک صد درصد نمیتواند پدر واقعی نوزاد را بیابد، و احتمال خطا هنوز هم هست، پس  تعیین پدر واقعی بچه مشکل دیگر زنان چند شوهره است.


انتقاد سوم مخالفان: قانون دو زن گیری کاری خلاف فطرت است، زنان بشدت از آن متنفرند حتی که دختر  حضرت پیامبر،فاطمه رضی الله عنه، نیز با آن مخالف بود! حتی خود پیامبر صلی الله علیه و سلم از علی رضی الله عنه خواست  اگر زن دوم میگرد، فاطمه را طلاق دهد پس این قانون خلاف فطرت است .

پاسخ ما:
این درست است که زن اول ازدواج دوباره شوهرش را دوست نمیدارد، اما مورد پسند نبودن چیزی دلیل بر درست نبون آن نیست، این سرگردانی بین منفعت شخصی و مصالحه اجتماعی است.
بطور مثال، هیچ مادری دوست ندارد که اقوام مغول و تاتار بر سرزمینش حمله کنند و جنایات تاریخی را تکرار نمایند و هر مادری دوست میدارد که مردان وطنش برای دفاع از وطن بجنگند، اما همین کار را برای  پسر خودش  دوست نمیدارد! و اگر بتواند او را به جایی میفرستد که جنگ نباشد،¬ پس این نه به این معنی است که دفاع از وطن، کاری خلاف فطرت است، آن مادر فقط بین مصلحت شخصی و مصلحت اجتماعی خود سرگردان است،
به همین ترتیب هیچ انسان سالمی نیست که از شوهریابی و صاحب خانه و زندگی و فرزند شدن دختران مجرد  و بیوه زنان، شاد نشود اما  زن اول این شادی را به قیمت دو زنه شدن  شوهرش نمیخواهد و ای کاش راه بهتری میبود! برای دفاع از وطن باید خون داد، راه دیگری نیست، برای خاتمه دادن به بی شوهری زنان باید بعضی از زنان دیگر هوو را بپذیرند!
پس دو زن گیری خلاف فطرت نیست، زیرا خلاف فطرت کاری را گویند که نتیجه آن خوشایند اکثریت نباشد  و این بر این قانون مصداق ندارد.

اگر بگوید پیامبر چرا این قانون را با این نتایج به گفته ما  مفید دوست نمیداشت؟ میگویم سوال اشتباست، این درست که ایشان حضرت علی را از آوردن هوو برای فاطمه منع کرد،اما ایشان مخالف تعدد علی نبود.
اول بطور خلاصه عکس العمل رسول الله ر ا شرح میدهم بعد میبنیم که در این رفتار ایشان چه درسهای نهفته است خلاصه داستان این است:
خانواده ابوجهل در کوشش برای رسیدن به مقام و ریاست از دست داده  خود، به حضرت علی گفتند به تو دختر میدهیم و علی  جوان راضی و خوشحال شد. و قبول کرد.
فاطمه رضی الله عنها  آمد پیش پدرش و گفت مردم میگویند تو برای دخترانت خشمیگین نمیشوی، علی میخواهد با دختر ابوجهل عروسی کند!
پیامبر به مسجد آمد و فرمود علی میخواهد با دختر ابوجهل عروسی کند من حلال خدا را حرام نمیکنم اما دختر پیامبر خدا با دختر دشمن خدا در یک خانه جمع نمیشوند.
 پس علت مخالفت پیامبر با ازدواج علی، این نبود که چرا علی از قانون ازدواج دوم استفاده می‌کند؟ سبب این بود که مرد حالا حق ندارد با هرکسی  که دلش خواست عروسی کند باید شئونات زن خود را هم در نظر بگیرد
پس زن میتواند در صورتی همسر دوم شوهرش را نپسندید از شوهرش تقاضای طلاق کند!( و این را هم فراموش نکنید که علی مثل پسر پیامبر بود و پدر در کار  عروسی پسر دخالت میکند یعنی فقط به فاطمه مربوط نبود )

پس ازدواج دوم هیچ ظلمی به زن اول نیست، زیرا او راه حل و راه چاره دارد و  این طلاق دادن و طلاق گرفتن  در تمام دنیا رواج دارد. و کسی نمیگوید بد است!
همه جای دنیا، میلونها  مرد، زنان خود را رها میکنند و با زن دیگری عروسی میکنند، این را هیچکس بد نمیداند،  بلکه اگر ما قانونی درست کنیم که مرد حق ندارد زنش را طلاق دهد ( مثل قانون واتیکان) و اگر داد حق ندارد با زن دیگری عروسی کند ! تمام  دنیا  در مخالفت به پا میخیزد که فسخ قرارداد ازدواج (حق طلاق) یک حق مسلم  و حق اولیه و پایه ای و اساسی انسانهاست.

حالا اسلام راه حل بهتری دارد میگوید به زن اول:
یا طلاق بگیر (مثل همه دنیا) یا  این راه حل هم در اسلام هست که زن دوم را قبول کن و به زندگی ادامه بده.
و زن وضع خود را سبک و سنگین میکند، اگر در مقام دختر پیامبر و پادشاه عربستان بود به شوهرش میگوید یا من و یا زن دوم!
و اگر در مقام پایین تری بود میسازد.
شاه ایران، ثریا را دوست میداشت اما به دلایلی خواست زن دوم بگیرد! قانون غرب عروسی با  دو زن را یکجا و یک زمان، اجازه نمیدهد و شاه هم غرب زده بود پس مجبور شد ثریا را رها کند و  فرح را بگیرد! کسی هم نگفت شاه کارش بد بود او محبوب غرب بود و هست،
و کسی گریه های ثریا را ندید کسی آتش حسد ثریا را  ؛آن هنگام که زن جدید شاه را در سفرها همرایش میدید؛ ندید
ثریا نتوانست بهتر از شاه پیدا کند و تا پایان عمر تنها و   با دل خونین باقی ماند و  قانون بیرحمانه غرب به او اجازه نداد نصف شاه را داشته باشد (والله نصف هم نیست چون هر زن زندگی خود را دارد  خب حالا نصف .... کاچی به از هیچی)

 اما فاطمه در صورت جدایی از علی رضی الله عنه صف بزرگی از بهترین خواستگاران را در بیرون خانه خود میدید.
من نمیدانم این مدافعان حقوق زنان ؟!! چرا این چیزها را اصلا نمیبنند آیا کورند؟

انتقاد چهارم از قانون تعدد:
با وجود اینهمه مردان مجرد چرا باید اصلا مردی دو زنه شود. آیا بهتر نیست هزینه عروسی دوم  را بدهد به جوان مجردی تا او عروسی کند؟

پاسخ ما:
ما هم همین را میگوییم، با  وجود بودن این همه مردان مجرد زنان چرا باید بروند زن دوم شوند؟ میگویید مرد مجرد پول ندارد عروسی کند، شما به او پول بدهید تا عروسی کند!!
 پاسخ ما این است که این بهانه است، این در خواستی بیجاست، من که نتوانم چلوکباب بخورم، نان خالی میخورم، نه اینکه اعتصاب غذا کنم و بگوییم  یا چلو کباب یا هیچی!
 خطابم به زن و مرد است ای خانم محترم عوض آنکه زن دوم بشوی، خب برو  زن یک آدم مجرد شو، و به نان خالی بساز، و به یک اتاق در خانه پدر شوهر بساز
 آهای ای جوان مجرد محترم، عوض آنکه در سالن عروسی کنی و دنبال خانه مستقل باشی،  یک مراسم بسیارساده برگزار کن و زن را ببر به خانه پدرت و در یک اتاق زندگی را شروع  کن.
اینکه با جیب خالی پز عالی میدهید، این دیگر گناه خودتان است،
پس اینها همه بهانه های واهی است!

کسی که زن دوم میگیرد حق جوان مجرد را نمیخورد دنیا پر است از زنانی که حاضر نیستند زن دوم شوند و منتظر مرد مجردی هستند که بیایید آنها را به خانه بخت ببرد.  
و مرد دو زنه فقط تعداد این چشم انتظاران را کم میکند
اما اینکه این پول را بده من عروسی کنم این سخنی عجیب.انتظاری بیجاست، هر انسانی مطابق حیثیت خود خانه میخرد و ماشین میخرد و زن میگیرد تنها حق دیگران بر او این است که زکات مال خود را بدهد!
و این بهانه است که چرا به جای عروسی دوم، پولش را به بی  پولی نمیدهی؟ در هیج جای دیگر، در هیچ ولخرجی دیگری این تقاضا را نمیکنید، فقط  هنگامیکه صحبت زن دوم است، مخالفان حرفهای فیلسوفانه میگویند.
من میپرسم با این پولهای که این روزها خانواده ها خرج عروسی های مجلل میکنند، آیا نمیشود صد عروسی اسلامی برگزار کرد؟ اینجا چرا کسی بیادش نمی آید که عوض این ولخرجی ها یک مرد و زن دیگر را داماد کنند؟



انتقاد پنجم: قانون تعدد، توهین به کرامت زن است او را نصف مرد و کمتر نشان میدهد، و کاری تنفر آمیز است و او را پیش دیگران تحقیر میکند،
جواب ما: یک قانون باید در قالب آن دیده شود، برای مثال عرض میکنم،اينكه پوشیدن لباس شنا  در مسجد، پوشنده را معذب میکند

اما همین آدم اگر در کنار دریا  مایو نپوشد،خودش احساس ناراحتی میکند، لباس یک لباس است، و شخص یک شخص است، اما این محیط است که باعث میشود،احساسی عادی داشته باشیم یا احساس بدی  یا احساس خوبی.

قبول دارم که در عصر ما، مردی که دو زنه شود زنش انگشت نما میشود اما این گناه از قانون نیست گناه دید مردم هست که بر او تحمیل شده است رفتار مردم باید عوض شود، و خود قانون خودش عیبی ندارد،
فرض کنید خامنه ای و رفسنجانی و همه بزرگان فعلی ایران دو زنه باشند، حالا اگر نانوای سرکوچه  زن دوم بگیرد آیا  زنش احساس حقارت خواهد کرد؟ هرگز ! چون میبیند زن خامنه ای چون اوست پس با خودش میگوید  از زن رهبر که بالاتر نیستم.
اما اینروزها اگر مردی عروسی دوم کند زنان بین خود میگویند که زنش چه عیبی داشت که  این  پفیوز زن دوم گرفت؟
 اما در زمانی که ازدواج دوم عادی بود،  اگر کسی میگفت: که زنش چه عیبی داشت که مرد زن دوم گرفت؟ همه به عقل سوال کننده شک میکردند، چرا در آن محیط، این سوال شبیه به این بود که به مادری که فرزند دومش به دنیا آمده بگویند فرزند اولت چه عیبی داشت که دومی را دنیا آوردی!!
دوستان مدافع حقوق زنان !!

ازدواج دوم مثل ازدواج اول است خداوند در انسانهای بی همسر  نیاز جنسی را قرار داده تا  مجبور شوند یا عروسی کنند یا به بی راهه روند مثل غربی ها با بی بنده باری نیاز جنسی خود را برآورند.
 و پس از عروسی اول و یا پس از برآوری نیازجنسی اولیه، باز این الله است که  در مردان متاهل یک حس  تنوع طلبی قرار داده (تو گویی زن ندارند) تا مجبور شوند عروسی دوم کنند تا مازاد زنان نیز همسر بیابند.
شما چرا چشم خود را بر این نکته میبیندید که محال است مردی (بقول شما هوس ران) دو زنه شود، مگر آنوقت که یک شریک جرم !! از میان زنان او را همراهی و کمک نکند؟ آنچه انسان را عصبانی میکند همین رفتار ریاکارانه شماست، چرا چشم بر مشکل زن دومی که حاضر است بقول شما تحقیر شود و آزار ببینید، میبندید؟ شما مشکل او را حل کنید، تا زن دوم نشود، اما شما  نمیتوانید مشکل را حل کنید شما که راه حل بهتری ندارید،  پس چرا میگویید که ما مدافع حقوق زنان هستیم، تو گویی زن دوم زن نیست !!!
شما فقط مدافع حقوق زن اول هستید! و ما مدافع حقوق بقیه زنان!

تازه این زن اول هم وقتی شوهرش مرد و یا طلاق گرفت، و تنها ماند، آنوقت میگوید والله این مسلمونها بیراه و بیجا نمیگفتند و میاید به صف ما و  ما مدافع حقوق او هم میشویم  نه شما!!
اما اینکه میگویید این قانون زن را نصف مرد میکند، حرف نادرستی است، یک مهندس اگر ده برابر یک کارگر حقوق بگیرد این به آن معنی نیست که کارگر یک دهم مهندس در همه زمینه ها ارزش دارد، این بستگی به توانایی افراد در کار خاصی است، بلاخره جنس زن توانایی های دارد و ناتوانی هایی ..... زنان عموما از مردان قد کوتاه ترند و درهمان حال عموما از مردان عمر طولانی تری دارند، این تفاوتهای دو جنس است، این تقسیم وظایف است ربطی به برتری و فرو دستی ندارد، من بعنوان یک مرد برایم اهمیتی ندارد اگر 10 مرد ناشناس بمیرند،  اما اگر خاری در دست دخترم یا همسرم یا مادرم  فرو رود،این برایم مهم است و در همین حال مدافع قانون چند همسری هستم اینها مقولاتی جداست.
اسلام جهاد بر مردان را فرض کرده در حالیکه از سخت ترین  و خطرناکترین کارهاست، و زنها معافند،
 روزانه 5 بار رفتن به مسجد برای نماز  در ساعات مقرر را بر مردان واجب کرده، که ظاهرا کار شاقی است، و زنان معافند. این تقسیم وظایف است، و این هیاهوی ظلم بر زنان بی معنی است. و تکرارا میگویم اگر زنان حاضر نشوند زن دوم شوند این قانون خود به خود ملغی میشود، پس این قانون برای این پابرجاست که زنانی نیز خواهان آنند.
اگر بگویید هیچکس حق ندارد به حقوق اولیه زن اول تجاوز کند! میگوییم این تجاوز نیست، زن اول مجبور نیست، میتوند طلاق بخواهد طلاق را همه دنیا قبول دارند. و در تهران 40 درصد  ازدواج ها منجر به طلاق میشود و هیچ ربطی هم به ازدواج دوم ندارد. به هزار یک دلیل طلاق میگیرند حالا چه عیبی دارد که دلیل یکهزاردومی،  مربوط به تصمیم مرد برای تجدید فراش باشد؟
چطور وقتی که زن خواست با مرد پولدارتری عروسی کند قوانین دنیا به او اجازه میدهد از شوهر اولش جدا شود؟ و از سازمان ملل گرفته تا همه این را از حق او میدانند،اما به اسلام که میرسید حرف طلاق که شد، چرا همه کاسه و کوزه ها را سرقانون اسلام میشکنید؟


انتقاد شیشم :
میگویند مساله به این سادگی ها هم نیست شما حق طلاق را به زن اول نمیدهید، اگر دادید بچه هایش را میگیرد و مهریه را باید پس بدهد، و اصلا چه معنی دارد که زنی که 20 سال عمرش را پای مرد اول گذاشته مثل یک دستمال کاغذی بدور می اندازید، یا شرایط را آماده میکنید، تا خودش دور شود.

جواب ما:
ما آیا میتوانیم  مقام مادری را هم از زن اول بگیریم؟ آیا از مقام مادر در اسلام باخبرید؟ اگر کارها در چهارچوب اسلام باشد مسلمانان مجبورند برای انکه فرزندانشان به بهشت بروند به آنها یاد بدهند که حق مادر (ولو مطلقه،ولو  حالا زن مردی دیگر ) سه برابر حق پدر است ووووو
 پس محال است مرد مسلمانی بعد از طلاق زنش، فرزند را  از مادر محروم کند یا  بر او بشوراند بلکه باید برعکس دایما فرزند را سفارش به صله رحمی و نیکویی با مادر کند، و اگر مردی چنین نکرد، کار آن نادان را به حساب اسلام ننویسید.
اما اینکه فرزند را از مادر میگیرند این مطلق نیست به شرایط بستگی دارد، به هرحال، طلاق خواهی نخواهی این حکم را خود بخود صادر کرده که بچه ها همزمان پدرو مادر نداشته باشند و از یکی محروم باشند، اما اینکه کی تربیت بچه را بعده بگیرد؟ جوابش آسان نیست، بستگی به وضع طرفین دارد و اگر اسلام غالبا به مرد این حق را داده برای این است که دست و بال زن باز باشد تا  راحتر شوهر کند (دقت کنید) و اگر شوهر نکند فرزند همراه مادر است، و به هر حال فرزندان 9 ساله و بزرگتر چون حالا بیشتر از خانه بیرون میروند پس مراقبت ویژه نیاز دارند و پدر از این مهم بهتر برمیاید، اما از دیدار مادر هرگز محروم نمیشود.
 
اما مهریه را درصورتی که زن متقاضی طلاق باشد باید پس بدهد، زیرا اگر چنین نباشد زنان حق مهر را به وسیله ای برای  زر اندوزی تبدیل میکنند، و بی دلیل از مردی طلاق میگیرند و و مهریه را بالا میکشند.
اصلا اسلام زنان را تشویق میکند  که مهریه کمی بگیرند، یک فایده اش همین است که وقت خلع دچار دردسر نمیشوند.

و خوب است این را بدانید که در احادیث صحیح زن حتی میتواند بی دلیل تقاضای خلع و جدایی از شوهرش را کند،( هرچند که نکوهیده است اما جایز است) پس طلاق گرفتن  در اسلام آسان است.  نص حدیث این است:
جاءت امرأة ثابت بن قيس إلى رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و قالت: يا رسول الله ثابت بن قيس ما أعيب عليه في خلق ولا دين ولكني لا أطيقه بغضا فسألها عما أخذت منه فقالت: حديقة . فقال لها : أتردين عليه حديقته؟ قالت: نعم فقال النبي (صلي الله عليه و سلم) لثابت : اقبل الحديقة وطلقها تطليقة . (صحیح بخاری)
همسر حضرت ثابت بن قیس به محضر رسول الله آمد و گفت:
اي پیامبر الله، من در اخلاق و دین، ثابت بن قیس عیبی سراغ ندارم،منتهی از او متنفرم و نمیتوانم تحملش کنم (چون  قد کوتاه بود) و طلاق میخواهم.
 پس رسول الله پرسید مهریه چی بتو داد؟
 زن گفت: باغ.
فرمود: حاضری باغ را به او برگردانی ؟
زن گفت بله!
رسول الله به ثابت گفت: باغت را بگیر و یک بار طلاقش بده!
 و داستان طلب طلاق فاطمه از علی، نیز جلوی چشم ماست.

اما اینکه مسلمانها عمل نمیکنند، تقصیر اسلام نیست! سوره ای  بنام سوره طلاق در قرآن داریم،  حالا اگر افغانها عموما طلاق را اصلا قبول ندارند، این گناه آنهاست نه اسلام.
 وقتی در حدیث داریم که رسول الله به زنی که از شوهر متدین و خوش اخلاقش کراهت داشت، حق جدایی را داد، با وجود این حدیث، وقتی که آخوندها در دادگاه های ایران، کراهت زن را دلیلی قانع کننده برای طلاق نمیدانند، اینجا گناه از اسلام نیست، بلکه تقصیر و گناه سراسر متوجه این مدعیان مسلمانی  است.

پس قانون تعدد را بدور از زنگار نفرت انگیز رسم و رواج ها و قوانین نادرست جامعه های امروزی مسلمانان ببینید. 
مردک میرود دو زن میگیرد، ولی  شرط اول و مهم و  اساسی یعنی عدل را رعایت نمیکند، این آدم را اسلام  اصلا بعنوان دو زنه برسمیت نمیشناسد، تا شما عیب کارش را به حساب تعدد بنویسید! او فقط  یک سوء استفاده چی است و نه چیزی بیشتر!
اگر مسلمانها خلیفه میداشتند آنوقت می دیدید که چه بلایی بر سرش می آورد. پس:
                                               اسلام   به  ذات   خود   ندارد   عیبی
                                              هرعیب که هست،از مسلمانی ماست


Comments