مجله شماره 028






قصه‌هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 181- فرامرز کوثری

اسب بعدی!

مرد ثروتمندی در دهکده‌ای دور زمین‌های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده‌شان روی این زمین‌ها به کار گرفته بود. و برای اینکه بتواند این کارگران را وادار

به کار کند یک سرکارگر خشن و بی‌رحم را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده بود و سرکارگر با خشونت و بی‌رحمی کارگران و خانواده‌های آنها را وادار می‌کرد روی زمین‌های مرد ثروتمند به سختی و تمام وقت کار کنند تا محصول بیشتری حاصل شود. روزی شیوانا از کنار این دهکده عبور می‌کرد. کارگران وقتی او را دیدند شکایت سرکارگر را نزد شیوانا بردند و گفتند: "صاحب مزرعه، این فرد بی‌رحم را بالای سر ما گذاشته و ما به خاطر نان و غذای خود مجبوریم حرف او را گوش کنیم. چیزی به او بگویید تا با ما ملایم‌تر رفتار کند."
شیوانا به سراغ سرکارگر رفت. او را دید که افسار اسب پیری را در دست گرفته و به سمتی می‌رود. شیوانا کنار سرکارگر شروع به راه رفتن کرد و از او پرسید: "این اسب پیر را کجا می‌بری؟"
سرکارگر با بدخلقی جواب داد: "این اسب همیشه پیر نبوده است. مرد ثروتمندی که مالک همه این زمین‌هاست سال‌ها از این اسب سواری کشیده و استفاده‌های زیادی از او برده است. اکنون چون پیر و از کار افتاده شده دیگر به دردش نمی‌خورد. چون صاحب زمین‌ها به هر چیزی از دید سوددهی و منفعت نگاه می‌کند بنابراین از این پس اسب پیر چیزی جز ضرر نخواهد داشت. به همین خاطر او از من خواسته تا اسب را به سلاخی ببرم و گوشت او را بین سگ‌های مزرعه تقسیم کنم تا لااقل به دردی بخورد."
شیوانا لبخندی زد و گفت: "اگر صاحب این مزرعه آدم‌های اطراف خود را فقط از پنجره سوددهی و منفعت نگاه می‌کند، پس حتما روزی فرامی‌رسد که به شخصی چون تو دیگر نیازی نخواهد داشت. آن روز شاید کارگران مزرعه بیشتر از اربابت به داد تو برسند. اگر کمی با آنها نرمی و ملاطفت به خرج دهی وقتی به روزگار این اسب بیفتی می‌توانی به لطف و کمک آنها امیدوار باشی. همیشه از خود بپرس که از کجا معلوم اسب بعدی من نباشم! در این صورت حتماً اخلاقت لطیف‌تر و جوانمردانه‌تر خواهد شد."

قصه‌هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 182- فرامرز کوثری

سنجاقک به سمت عقب نمی‌پرد!

شیوانا از مسیری عبور می‌کرد. کنار نهر آب مردی قوی‌هیکل را دید که روی سنگی

نشسته است و پیرمردی دلاک روی بازوی او خالکوبی می‌کند. شیوانا به آن دو نزدیک شد و نگاهی به تصویر خالکوبی انداخت و از مرد تنومند پرسید: "این تصویر شیر را برای چه روی بازویت حک می‌کنی؟"
مرد قوی‌هیکل گفت: "برای اینکه دیگران به این شیر نگاه کنند و به خاطر آورند که من مانند شیر قوی هستم و می‌توانم در دل‌ها وحشت آفرینم و هر چه بخواهم را به دست آورم. این شیر را بر بازویم خالکوبی می‌کنم تا قدرت و هیبت او بر وجودم حاکم شود."
شیوانا سرش را تکان داد و پرسید: "کسب و کارت چیست؟"
مرد قوی‌هیکل آهی کشید و گفت: "اول روی مزرعه مردم کشاورزی می‌کردم. دیدم مزدش کم است سراغ آهنگری رفتم و نزد آهنگری پیر شاگردی کردم تا کار یاد بگیرم. اما اخلاق خوبی نداشتم و آنقدر با مشتری و شاگردهای دیگر بداخلاقی کردم که سرانجام امروز عذر مرا خواست و مرا از سر کار بیرون کرد. آمده‌ام اینجا روی بازویم نقش شیر خالکوبی کنم تا قدرت او نصیبم شود و به سراغ همان کشاورزی روی زمین مردم برگردم."
شیوانا نگاهی به علف‌های کنار نهر آب انداخت و سنجاقکی را دید که در سطح آب حرکت می‌کند. سنجاقک را به مرد تنومند نشان داد و گفت: "من اگر جای تو بودم به جای شیر به آن بزرگی نقش این سنجاقک کوچک را انتخاب می‌کردم. سنجاقک‌ها هیچ‌وقت به سمت عقب برنمی‌گردند و همیشه به جلو می‌روند. هزاران نقش شیر و ببر و پلنگ اگر داشته باشی و همیشه در زندگی به سمت عقب برگردی و هر روزت از دیروزت بدتر شود، این نقش شیر و پلنگ‌ها پشیزی نمی‌ارزد. نقشی از این سنجاقک روی کاغذی بکش و آن را در جیب خود بگذار و سراغ کاری برو و با پایمردی سعی کن در آن کار به استادی برسی. زندگی‌ات که سامان گرفت خواهی دید که دیگر به هیچ شیر و پلنگ و خال و نقشی نیاز نداری. همین سنجاقک کوچک برای تمام زندگی تو کفایت می‌کند.
قصه‌هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 179- فرامرز کوثری


شما چگونه طاقت می‌آورید!

شیوانا در راهی همراه کاروانی ناشناس سفر می‌کرد. همراهان او تعدادی جوان

راحت‌طلب بودند که زحمت زیادی به خود راه نمی‌دادند و به محض رسیدن به استراحتگاه فورا روی زمین پهن می‌شدند و تا ساعت‌ها می‌خوابیدند. اما برعکس شیوانا یک لحظه از کار و تلاش دست برنمی‌داشت. حتی وقتی به استراحتگاه می‌رسیدند سراغ کاروان‌سالار می‌رفت و به او و دیگران در تعمیر وسایل آسیب‌دیده و تامین وسایل مورد نیاز مسافران و فراهم ساختن غذای اسب‌ها و حیوانات همراه کاروان کمک می‌کرد. صبح زود نیز از جا برمی‌خاست و ضمن نظافت شخصی و تمیز کردن لباس‌ها و وسایل به قدم زدن می‌پرداخت و اگر کاری روی زمین مانده بود آن را انجام می‌داد.
آن گروه جوان تا نزدیک ظهر می‌خوابیدند و موقع حرکت هم به زحمت خود را جمع و جور می‌کردند و به راه می‌افتادند. چند روز که از سفر گذشت یکی از این جوانان راحت‌طلب با تعجب به شیوانا نگریست و گفت: "شما این همه طاقت و توان را از کجا می‌آورید که یک لحظه هم استراحت نمی‌کنید و دایم به کاری مشغول می‌شوید. چطور این گونه زندگی کردن را طاقت می‌آورید؟!"
شیوانا با تعجب به جوان خیره شد و پاسخ داد: "اتفاقا سوال من هم این است که شما چگونه با این همه استراحت و راحتی و بیکاری کنار می‌آیید و چطور این شکل زندگی را طاقت می‌آورید؟! من این‌گونه زندگی می‌کنم چون روش درست زندگی همین است. شما چگونه خلاف جریان زندگی زیستن را طاقت می‌آورید!؟"

قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره178 - فرامرز کوثری


دریغ خوبی!

یکی از شاگردان مدرسه شیوانا که صاحب همسر و یک پسر و یک دختر بود بر اثر حادثه‌ای از دنیا رفت. شیوانا به شاگردان مدرسه گفت که نیازهای مالی و غذایی خانواده او را تامین کنند و به پسر در مدرسه کاری بدهند تا درآمدی داشته باشد و محتاج دیگران نشود.
مدتی که گذشت. پسر به خاطر رضای همسر جوانش، مادر و خواهرش را با چوب کتک زد و از خانه پدری بیرون انداخت. آن مادر و خواهر سرگردان و آواره به مدرسه شیوانا پناه آوردند. شیوانا وقتی متوجه شد که پسر چنین کاری کرده است او را نزد خود خواند و به او گفت: «تو چرا این زن و دختر بی‌پناه را که مادر و خواهرت هستند کتک زدی و از خانه پدری بیرون کردی؟»
پسر با خیره‌سری و با لحن مسخره گفت: «شما به من گفتید خالق کاینات به کسی بدی نمی‌کند. شما هم که اهل معرفت هستید به کسی بدی نمی‌کنید. پس از سمت شما به آدم‌هایی که بدی کنند آسیبی نمی‌رسد! خوب من هم هوس کرده‌ام بعضی اوقات بدی کنم. چه اشکالی دارد؟»
شیوانا آهی کشید و گفت: «آدم‌های خوب وقتی می‌خواهند بد باشند فقط خوبی‌های خود را دریغ می‌کنند. خالق کاینات هم فقط اگر خوبی‌هایش را از تو دریغ کند مطمئن باش روزگارت سیاه می‌شود. دیگر نیازی به مجازات و بدی نیست! همین امروز از مدرسه بیرون می‌روی و دیگر لازم نیست سر کار برگردی. مبلغی هم که از جانب مدرسه بابت پدرت به شما پرداخت می‌شد از این به بعد فقط در اختیار مادر و خواهرت قرار می‌گیرد. آنها اگر می‌خواهند در حق تو نیکی کنند مختارند اما دیگر امیدی به این مدرسه نداشته باش. کتک زدن مادر و خواهر بی‌پناه و یتیم کاری بسیار زشت و نفرت‌انگیز است. ما تو را به خاطر کار ناشایستی که انجام دادی مجازات نمی‌کنیم اما این حق را به خود می‌دهیم که خوبی و نیکی خود را از تو دریغ کنیم. بقیه کار را به خالق کاینات واگذار می‌کنیم.»


قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 176 - فرامرز کوثری


کار خوب به جای خود، کار بد به جای خود!

کار خوب به جای خود، کار بد به جای خود!
در دهکده شیوانا مردی چاه‌کن بود که به همراه دو پسرش چاه حفر می‌کرد و بابت این کار دستمزد می‌گرفت. لازم شد که در مدرسه شیوانا چاه آبی حفر شود. از مرد چاه‌کن و پسرانش برای این کار دعوت شد در ازا ده سکه چاه مدرسه را حفر کنند. آنها شروع به کار کردند و طبق عادت همیشگی خود بی‌اعتنا به حال و هوای مدرسه موقع کار کردن با صدای بلند شعر می‌خواندند و با یکدیگر شوخی می‌کردند و این مساله برای بعضی از ساکنان مدرسه خوشایند نبود.
وقتی حفر چاه با موفقیت به پایان رسید، چند نفر از شاگردان شیوانا که از سر و صدای چاه‌کن‌ها در این مدت ناراحت شده بودند لیستی بلندبالا از اشتباهات و خطاهای رفتاری چاه‌کن‌ها در طول ایام حفر تهیه کردند و آن را به عنوان فهرست کارهای نادرست آنها به شیوانا دادند تا بر اساس این لیست مزد کارشان را ندهد. شیوانا در مقابل جمع مرد چاه‌کن و پسرانش را نزد خود خواند و با احترام از بابت چاه خوبی که کنده بودند از آنها قدردانی کرد. سپس لیست ادعایی گروه شاگردان معترض را نیز برای ایشان خواند و سپس گفت: "طبق توافق بابت کاری که انجام دادید این ده سکه به شما داده می‌شود." بعد از گفتن این حرف شیوانا ده سکه به مرد چاه‌کن داد. سپس ادامه داد: "چون کارتان خیلی خوب بود و عالی‌تر از حد انتظار کار کردید پس سه سکه هم به عنوان پاداش اضافی به شما داده می‌شود." آنگاه شیوانا سه سکه اضافی به مرد چاه‌کن داد.
شیوانا ادامه داد: "چون درست سر موقع کار را تمام کردید پس استحقاق سه سکه اضافه دیگر را هم دارید ولی چون خطای رفتاری داشتید و موجب آزار بعضی از ساکنان مدرسه شدید، یک سکه را به همین خاطر به شما نمی‌دهیم."
مرد چاه‌کن و پسرانش با خوشحالی سکه‌های خود را گرفتند و از رفتار خود عذر خواستند و قصد رفتن کردند. شاگردان معترض با صدای بلند به شیوانا گفتند: "این عادلانه نیست. شما باید مزد اصلی آنها را کم می‌دادید!؟"
شیوانا با تعجب گفت: "اینجا مدرسه اخلاق است و ما در اینجا کارهای خوب را جداگانه حساب می‌کنیم و کارهای بد را مجزا. ما مزد و مجازات آنها را با هم مخلوط نمی‌کنیم. آنها بابت کارهای خوب و عالیشان مزد خوبی گرفتند و بابت کارهای ناخوبی که داشتند مزد خوبی نگرفتند. به همین سادگی! یاد بگیرید که در زندگی هم انسان‌ها را به همین شیوه مورد قضاوت قرار دهید و کارهای خوب و بد آدم‌ها را با هم قاطی نکنید!"


قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 175 - فرامرز کوثری


بترس اما خودت را ترسو نخوان!

یکی از شاگردان شیوانا استاد دفاع شخصی و مبارزه تن‌به‌تن بود. او در عین حال در آشپزخانه مدرسه نیز کار می‌کرد تا بتواند خرج خود و خانواده‌اش را تامین کند. روزی شیوانا با تعدادی از شاگردانش در حیاط مدرسه نشسته بود که ناگهان آن شاگرد مسلط به مبارزه، با ترس و فریاد از آشپزخانه بیرون پرید و وقتی بقیه متوجه او شدند گفت که یک موش خیلی بزرگ از زیر پای او در رفته و به همین خاطر ترسیده است. همه شاگردان به او خندیدند. او شرمنده نزد شیوانا آمد و با خجالت گفت: "مرا ببخشید. با این کار نشان دادم که فرد ترسو و بزدلی هستم و تمام مبارزاتی که داشته‌ام همگی پوچ و بی‌ارزش بوده‌اند!"
شیوانا دستش را بر شانه او زد و گفت: "تو همان کاری را انجام دادی که من و بقیه هم اگر بودیم انجام می‌دادیم. ترسیدن یکی از احساسات موقتی انسان است که در وجود همه گاهی ظاهر می‌شود. اما ترسو بودن یک صفت و یک لقب دایمی است که می‌تواند تا آخر عمر همراه انسان باشد. حتی اگر احساس ترس دایمی هم بود تو حق نداشتی لقب ترسو را برای خودت انتخاب کنی. هرگز در مورد احساسات خودت قضاوت نکن و اجازه نده تو را با احساسات لحظه‌ای‌ات نامگذاری کنند. تو می‌توانی بترسی ولی ترسو نباشی. در مورد احساسی که داری لزومی نیست که حس بدی داشته باشی و آن‌قدر ناراحت شوی که لقب‌های ناشایست را روی خودت بپذیری. بگذار احساساتت بدون اینکه ذهن تو نگران بدنام شدن باشد در وجودت جاری شوند و جلوه‌گری کنند و محو شوند. تو آنها را نظاره کن. احساسات ناشایست را غربال کن و به حس‌های دیگر اجازه بده بیایند و بروند. اما در این میان هرگز آنها را قضاوت نکن و اجازه نده تو را با احساساتت نامگذاری کنند. فراموش نکن که تو همیشه این حق را داری که بترسی ولی در عین حال ترسو نباشی."



بازگشت به روزگار جوانی با یوگای صورت

شما هم می توانید چهره ای جوان و شاداب داشته باشید!

آیا می دانید آنها که نسبت به سنشان جوانتر به نظر می رسند هر روز عضلات و مفاصل صورت خود را ورزش می دهند؟

با ورزش صورت و آیروبیک ماهیچه های چهره آنها را عادت دهید تا خون و اکسیژن بیشتری را به سمت خود جذب کنند.

راز جذابیت بسیاری از افراد حتی تا زمان پیری بازی مخفیانه آنها با عضلات و ماهیچه‏‏ های صورتشان است؟ آنها دائم در خلوت در حال تمرین و ورزیده سازی عضلات چهره خود هستند.

با داشتن چهره ای جوان و شاداب در اجتماع با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شوید. 

مگر غیر این است که در برخوردهای اجتماعی کسی که مسن است اما صورتی جوان و شاداب نسبت به هم سن و سال های خود دارد محبوبتر است و بیشتر افراد را گرد خود جمع می کند؟

زیبایی یعنی سفیدی و شفافیت پوست ، نبودن چین و چروک و لک و جوش روی صورت، تناسب و سرجای خود بودن عضلات و ماهیچه ها، نداشتن غبغب ، افتاده نبودن گونه ها ، سربالا بودن و کشیده بودن بینی و اطراف آن ، خوش فرمی لب و چانه ،  ورزیده بودن عضلات چشم ، پف نداشتن زیر چشم و.... همه این ها با یوگای صورت به راحتی فراهم می شود.

بدنیست بدانید که بعد از جراحی های زیبایی روی صورت ، برای بازگرداندن عضلات صورت به حالت طبیعی ، یک سلسله ورزش ها تحت عنوان فیزیوتراپی چهره باید انجام شود. آیا می دانید این ورزش ها را بدون نیاز به جراحی و همین الان هم می توانید انجام دهید و آیا از همه مهم تر می دانید که تاثیر اصلی روی زیبایی نهایی شما را همین ورزش صورت تعیین می کند؟

آیا می دانید وقتی به طور مرتب و منظم روی عضلات و مفاصل صورت خود کار می کنید خون تازه و اکسیژن دار بیشتری به سمت مغز شما روانه می شود و ذهن شما هشیارتر و سرحال تر می شود؟

جالب است بدانید هر وقت عضلات صورت خود را با یوگای صورت و یا حرکات قدرتی ورزش صورت ورزیده می کنید ، برای مدت ها پس از آن عضلات و چهره شما خاطره آن حرکات را به خاطر می سپارند و شما حتی هنگام خواب هم چهره ای زیبا و جذاب جوانی خود را حفظ می کنید؟

كسي كه بوگای صورت کار می کند به دلیل خون رسانی و جاری شدن دائم خون تازه و حاوی اکسیژن و مواد غذایی سالم سلول های صورت تمیز تر و سالم تری بدست می آورد و به مرور پوستی شفاف و بدون لک و جوش نصیبش میشود. کثافات و آلودگی ها به سرعت جذب خون شده و یا از منافذ باز شده به صورت عرق خارج می شود و سلامتی چهره نیز خود به خود فراهم می شود.

یوگای صورت باعث می شود کنترل بیشتری روی عضلات دهان و حنجره خود داشته باشید و صدای شما نیز به مرور جوان تر و کنترل شده تر و پر احساس تر و متناسب با چهره جوانتر شده شما می شود.

هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از جراحی های پرخطر وپرهزینه و رنج آور عضلات صورت ، شما بتوانید به چهره زیبای آرمانی خود برسید و از همه مهم تر هیچ ضمانتی وجود ندارد که بعد از چند ماه پیرشدن و فرسودگی و آب شدن و از شکل افتادن عضلات چهره شما سرعت بیشتری نگیرد. این درحالی است که نتیجه یوگا و ورزش صورت دائمی و ابدی است و شما می توانید تا آخر عمر از داشتن یک چهره زیبا و بسیار جوانتر از سن و سالتان لذت ببرید.

هیچ به این فکر کرده اید که فرزندان و همسر و دوستان شما از اینکه شما جوانتر از سن و سال خود هستید و زیبایی و جذابیت جوانی خود را همچنان حفظ کرده اید چقدر به خود خواهند بالید و چه قدر به زندگی امیدوار می شوند؟

 

دو عدد دی وی دی فقط پانزده هزارتومان

یا چهار عدد وی سی دی فقط پانزده هزارتومان

فاصله شما بین کاملترین مرجع فارسی ویدئویی آموزش یوگای صورت کوثر پرداز و شماست!

 

این تکنیک زیبا سازی به یک اندازه در اختیار همه پسران و دختران و زنان و مردان جامعه ، صرف نظر از درآمد و وضعیت اجتماعی آنهاست.

قيمت : 15000   تومان

برای اینکه تمام اقشار جامعه بتوانند از این محصول استفاده کنند آن را روی چهار عدد وی سی دی به قیمت پانزده هزارتومان و همینطور روی دو عدد دی وی دی به قیمت پانزده هزارتومان عرضه کرده ایم. برای اطلاع از نحوه خرید اینجا کلیک کنید.

کسی که فقیر است می تواند به کمک یوگای صورت به چهره جذاب و گیرایی دست یابد که فرد ثروتمند با ده ها جراحی و کرم و پماد و آمپول هم نتواند به آن برسد.

یوگای صورت را در هر زمانی از روز می توان انجام داد. اجرای تکنیک های آن به مکان خاصی نیاز ندارد و می توانید آن ها را در همه جا ، پشت میز خود در اداره ، در اتاق استراحت ، در داخل اتومبیل ، و حتی در گوشه ای از پارک انجام دهید.

بیش از چهار ساعت آموزش کامل یوگای فقط پانزده هزارتومان

اگر همین امروز شما را  به یک میهمانی بزرگ دعوت کرده اند و یا قرار است با فردی مهم دیدار کنید. فرصت را از دست ندهید سریع یک جای خلوت گیر بیاورید و حرکات اساسی یوگای صورت را انجام دهید. یک ربع تمرین برای ایجاد تفاوتی محسوس و شگفت انگیز روی چهره شما نسبت به حالت قبلی کفایت می کند.سرعت تاثیر یوگای صورت خارق العاده است.

بعد از یک روز کار سخت ، چهره شما افسرده می شود. فقط با نیم ساعت ورزش و ماساژ صورت می توانید آرامش و زیبایی را به همسر و فرزندان خود هدیه دهید.

آیا می دانید دوره کامل ماساژ صورت و همچنین ماساژ با عسل نیز در داخل این مجموعه قرار دارد و در نوع خود بی نظیر است.

یوگای صورت فقط مخصوص خانم ها و دختران و پسران جوان نیست. آقایان هم می توانند در هر سن و سالی از این ورزش برای زیباتر ماندن و حفظ چهره جوانی خود بهره جویند.

فقط پانزده هزارتومان . اینجا کلیک کنید

سرعت از بین رفتن غبغب به طور دائمی در یوگای صورت حیرت انگیز است.



 

 

علاقه مندان تهرانی برای تهیه این محصول کافی است به شماره 77337784-021 زنگ بزنند و سفارش دهند. محصول همان روز در کمترین زمان قابل تصور درب منزل و هرجا که بخواهید تحویلتان می شود و همانجا کافی است مبلغ پانزده هزارتومان را به پیک شرکت بپردازید. هزینه پیک در داخل تهران با شرکت است و خریداران تهرانی لازم نیست پول اضافی بپردازند.

عزیزان شهرستانی کافی است مبلغ پانزده هزارتومان را به حساب سپهر بانک صادرات به شماره

  0309755388007 در وجه غلامعلی کوثری یا انتقال کارت به کارت از طریق دستگاه های خودپرداز های بانک ملی به شماره کارت 6037691050622893

واریز کنند و فیش مربوطه را به همراه محصول درخواستی و آدرس کامل به تلفکس 773377874-021 فکس و یا به صندوق پستی

تهران - صندوق پستی 478-19585

شرکت کوثرپرداز پست کنند. بدون هیچ هزینه اضافی آلبوم یوگای صورت به نشانی شما پست می شود.
 

برای مشاهده تصویری کامل از تغییرات حیرت انگیز یوگای صورت روی چهره افراد می توانید اینجا کلیک کنید.  








قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 173- فرامرز کوثری

شنیدن صدای دل!

باران خوبی باریده بود و مردم دهکده شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شده بودند.
در گوشه‌ای دو زوج جوان کنار درختی نشسته بودند و آهسته با یکدیگر صحبت می‌کردند. آنقدر آهسته که فقط خودشان دوتایی صدای خود را می‌شنیدند. در گوشه‌ای دیگر دو زوج پیر روبه‌روی هم نشسته بودند و در سکوت به هم خیره شده و مشغول نوشیدن چای بودند. در دوردست نیز زن و شوهری میانسال با صدای بلند با یکدیگر گفت‌وگو می کردند و حتی بعضی اوقات صدایشان آنقدر بلند و لحن صحبتشان به حدی ناپسند بود که موجب آزار اطرافیان می‌شد.
یکی از شاگردان از شیوانا پرسید: "آن دو نفر چرا با وجودی که فاصله بینشان کم است سر هم داد می‌زنند؟"
شیوانا پاسخ داد: "وقتی دل‌های آدم‌ها از یکدیگر دور می‌شود آنها برای اینکه حرف خود را به دیگری ثابت کنند مجبورند عصبانی شوند و سر هم داد بزنند. هر چه دل‌ها از هم دورتر باشد و روابط بین انسان‌ها سردتر باشد میزان داد و فریاد آنها روی سر هم بیشتر و بلندتر است. وقتی دل‌ها نزدیک هم باشد فقط با یک پچ‌پچ آهسته هم می‌توان هزاران جمله ناگفته را بیان کرد. درست مانند آن زوج جوان که کنار درخت با هم نجوا می‌کنند. اما وقتی دل‌ها با یکدیگر یکی می‌شود و هر دو نفر سمت نگاهشان یکی می‌شود، همین که به هم نگاه کنند یک دنیا جمله و عبارت محبت‌آمیز رد و بدل می‌شود و هیچ‌کس هم خبردار نمی‌شود. درست مثل آن دو زوج پیر که در سکوت از کنار هم بودن لذت می‌برند. هر وقت دیدید دو نفر سر هم داد می‌زنند بدانید که دل‌هایشان از هم دور شده است و بین خودشان فاصله زیادی می‌بینند که مجبور شده‌اند به داد و فریاد متوسل شوند."



قصه‌هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 180-فرامرز کوثری

ببر را در جنگل خودش قضاوت کن!

ببری درنده وارد دهکده شیوانا شده بود و به دام‌های یک مزرعه‌دار حمله کرده بود. اهالی دهکده به همراه شاگردان شیوانا ببر را محاصره کردند و او را در گوشه انبار مزرعه‌دار به دام انداختند. ببر وقتی به دام افتاده بود قیافه‌ای مظلوم به خود گرفته بود و خود را گوشه‌ای جمع کرده و حالت تسلیم به خود گرفته بود. قرار شد تور بزرگی روی سر ببر بیندازند و او را اسیر کرده و به عمق جنگل برده و آنجا رها کنند تا دیگر به دهکده برنگردد. در حین انجام این کار مرد میانسالی نزدیک شیوانا آمد و به او گفت: "پسری جوان از روستایی دوردست به این‌جا آمده و مدتی نزد من کار کرده و به دخترم دل بسته و از او خواستگاری کرده است و البته گفته که مجبور است دخترم را با خودش به روستای خودش ببرد. در مدتی که او نزد ما کار می‌کرد چیز بدی از او ندیدیم و پسری خوب و سربه‌زیر به نظر می‌رسد. می‌خواستم بدانم با توجه به اینکه شناختی از گذشته او و خانواده‌اش نداریم آیا می‌توانم دل به دریا بزنم و با این ازدواج موافقت کنم و اجازه دهم دخترم را با خودش ببرد؟"
شیوانا با لبخند به ببر اشاره کرد و گفت: "این ببر را ببین که چقدر خودش را مظلوم نشان می‌دهد. او از جنگل یعنی از خانه خود دور افتاده و به همین خاطر چون در جایی جدا از وطنش است احساس ترس و بی‌پناهی تمام وجودش را فراگرفته و در نتیجه رفتاری متفاوت با تمام زندگی‌اش را از خود نشان می‌دهد. همین فردا که این ببر را به جنگل ببرند باید به محض آزاد کردنش از او بگریزند چون وقتی پایش به جنگل برسد دوباره بوی آشنای بیشه او را شجاع می‌کند و به خلق و خوی وحشی و قدیمی خودش برمی‌گردد. به جای اینکه ساده‌ترین راه را انتخاب کنی یعنی بیگدار به آب بزنی و آینده زندگی دخترت را به شانس واگذار کنی. به همراه دخترت و این پسر سری به روستای آنها بزن و مدتی آنجا بمان و رفتار پسر را با اطرافیان و خودتان زیر نظر بگیر. اگر مثل این ببر باشد که بهتر است زندگی دخترت را تباه نکنی. اما اگر همچنان پاک و سربه‌زیر و درستکار بود و دخترت هم قبول کرد پس دیگر دلیلی برای مخالفت وجود ندارد.
آن مرد پذیرفت و از شیوانا دور شد. دو ماه بعد شیوانا آن مرد را در بازار دید. احوال او را جویا شد. مرد لبخندی زد و پرسید: "قضیه آن ببر چه شد؟" شیوانا پاسخ داد: "همان‌طوری که حدس زدیم پای ببر که به جنگل رسید شروع به وحشیگری کرد و به چند نفر آسیب رساند و بعد هم گریخت. خواستگار دختر شما چگونه بود؟"
مرد میانسال لبخند تلخی زد و گفت: "درست مثل ببر شما رفتار کرد. خوب شد به توصیه شما عمل کردیم و قبل از اینکه ناسنجیده تصمیم بگیریم، همراه خودش سری به جنگلش زدیم!"


قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره177 - فرامرز کوثری

هنر ندیدن و نشنیدن!

شیوانا با شاگردانش در بازار راه می‌رفت. آن‌جا عده‏ای جوان را دیدند که همراه پسر کدخدا سربه‌سر مرد میوه‌فروشی می‌گذارند و در جلوی مردم به او دشنام می‌دهند. اما مرد میوه‌فروش چنان رفتار کرد که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده است و چیزی نمی‌بیند و نمی‌شنود. اما ناگهان مرد میوه‌فروش سرش را بلند کرد و بدون اینکه هیچ احساس و پیامی در چهره‌اش ظاهر شود خشک و سرد به پسر کدخدا و جوان‌ها خیره شد و بعد دوباره سرش را پايین انداخت و سرگرم کار خویش شد. با این کار پسر کدخدا وحشت‌زده بقیه رفقایش را جمع کرد و سراسیمه از مقابل مغازه میوه‌فروش گریخت. شاگردان شیوانا از خونسردی و آرامش میوه‌فروش حیرت کردند و از شیوانا دلیل صبر و شکیبایی فوق‌العاده او و همین‌طور فرار ناگهانی پسر کدخدا و دوستانش را پرسیدند. شیوانا با لبخند گفت: "بیايید از خودش بپرسیم!" سپس همراه شاگردان نزد او رفتند و شیوانا گفت: "همراهان من می‌خواهند بدانند دلیل این همه آرامش و سکوت و بی‌تفاوتی تو در چیست!؟"
مرد میوه‌فروش که شیوانا را خوب می‌شناخت پاسخ داد: "می‌بینید که پسر کدخدا با اینهاست و من روی حرف و فکر و عمل آنها هیچ نقشی ندارم و علاقه‌ای هم ندارم که نقشی داشته باشم. پس در این مورد کاری از دست من برنمی‌آید. اما در عوض اختیار فکر و گوش و چشم خودم را که دارم! پس به جای اعتنا به این موجودات گستاخ، چشمم را برای دیدن قیافه آنها کور و گوشم را از شنیدن صدای آنها کر می‌کنم. وقتی چیزی مقابل خود نمی‌بینم و صدای مزاحمی نمی‌شنوم دیگر چرا خودم را به زحمت اندازم و حرمت و ارزش اجتماعی خودم را پايین بیاورم."
شاگردان شیوانا پرسیدند: "پس چرا وقتی به آنها نگاه کردی آنها ساکت شدند و گریختند؟"
مرد میوه‌فروش گفت: "مردم همه شاهد بودند که من به سمتی که آنها بودند خیره شدم و چیز باارزشی ندیدم که روی من اثر گذارد. واقعا هم ندیدم! چون دیدن آنها را برای چشمانم ممنوع کرده بودم. اینکه چرا گریختند را از شیوانا بپرسید!"
و شیوانا با تبسم گفت: "هر انسانی از دیدن چشم‌هایی که او را نمی‌بینند احساس حقارت و ترس می‌کند و دچار سردرگمی می‌شود. آنها در نگاه مرد میوه‌فروش خود را حتی به اندازه یک ذره خاک هم ندیدند و با تمام وجود احساس کردند که در دنیای میوه‌فروش، بود و نبودشان یکسان است و آنها در عالم او جایی ندارند. برای همین پا پس کشیدند و گریختند. چرا که متوجه شدند اگر میوه‌فروش همین شکل نگاه کردنش را ادامه دهد، به بقیه مردم که تماشاچی این صحنه بودند یاد می‌دهد که چطور آنها را مانند او خوار و حقیر و نادیدنی ببینند و این برای پسر کدخدا و جمع همراهش بدترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد. فراموش نکنید که این آدم‌ها چند دقیقه پیش با دشنام و گستاخی می‌خواستند آبروی میوه‌فروش را نزد مردم دهکده ببرند و میوه‌فروش با ندیدن آنها و نشنیدن صدایشان، همان بلا یعنی بی‌اعتبار و بی‌ارزش شدن را بر سر خودشان آورد. آنها از بی‌اعتباری فردای خودشان گریختند."


شيوانا مجله موفقيت شماره 174 - فرامرز کوثری

دقايقي از تو براي ديگران!‏

شيوانا گوشه‌اي از مدرسه نشسته و به کاري مشغول بود و در عين حال به صحبت چند نفر از شاگردانش گوش مي‌داد. يکي از شاگردان ده دقيقه يک‌ريز در مورد شاگردي که غايب بود صحبت کرد و راجع به مسايل شخصي فرد غايب حدسيات و برداشت‌هاي متفاوتي بيان کرد. حتي چند دقيقه آخر وقتي حرف کم آورد در مورد خصوصيات شخصي و خانوادگي شاگرد غايب هم سخناني گفت. وقتي کلام شاگرد غيبت‌کن تمام شد، شيوانا به سمت او برگشت و با لحني کنجکاوانه از او پرسيد: "بابت اين ده دقيقه‌اي که از وقت ارزشمند خودت به آن شاگرد غايب دادي، چقدر از او گرفتي؟"‏
شاگرد غيبت‌کن با تعجب گفت: "هيچ چيز! راجع به کدام ده دقيقه من صحبت مي‌کنيد؟"‏
شيوانا تبسمي کرد و گفت: "هر دقيقه‌اي که به ديگران مي‌پردازي در واقع يک دقيقه از خودت را از دست مي‌دهي. تو ده دقيقه تمام از وقت ارزشمندي را که مي‌توانستي در مورد خودت و مشکلات و نواقص و مسايل زندگي خودت فکر کني، به آن شاگرد غايب پرداختي. اين ده دقيقه ديگر به تو برنمي‌گردد که صرف خودت کني. حال سوال من اين است که براي اين ده دقيقه‌اي که روزي در زندگي متوجه ارزش فوق‌العاده آن خواهي شد چقدر پول از شاگرد غايب گرفته‌اي؟ اگر هيچ نگرفتي و به رايگان وقت خودت و اين دوستانت را هدر داده‌اي که واي بر شما که اين‌قدر راحت زمان‌هاي ارزشمند جواني خود را هدر مي‌دهيد. اگر هم پولي گرفته‌اي بايد بين دوستانت تقسيم کني، چون با ده دقيقه صحبت کردن، تک‌تک اين افراد نيز ده دقيقه گرانقدر زندگيشان را با شنيدن مسايل شخصي ديگران هدر داده‌اند!"‏



 ما چهار عمل اصلی را در کودکی و در دوره ابتدایی یاد گرفتیم. رادیکال و توان را در دوره راهنمایی وقتی نوجوان بودیم آموختیم. بعدها در دوره دبیرستان و دانشگاه و پس از فارغ التحصیلی با همان روش هایی که در کودکی و نوجوانی چهار عمل اصلی را یادگرفتیم محاسبات حرفه ای و روزانه خود را انجام دادیم.آیا هیچ وقت به این موضوع فکر کرده اید که همراه با بزرگتر شدنمان روش های محاسباتی خود را نیز به روز کنیم و از قواعد جدیدی که در سال های بالاتر مسلط شدیم برای ساده سازی و سرعت بخشی محاسبات اساسی استفاده کنیم؟

 ده درصد وقت اضافه در کنکور سراسری چقدر برایتان می ارزد. سی درصد چطور؟ اگر به شما بگوئیم حداقل پنجاه درصد بیشتر از حد عادی وقت اضافی خواهید آورد چه می گوئید؟ کافی است سرعت محاسبه خود را صد برابر کنید و همه را مبهوت توانایی های خود سازید!! چرا از این توانایی ها استفاده نمی کنید؟

 

سرعت محاسبات خود را هفت ساعته صدبرابر کنید. با آلبوم آموزش ویدئویی فارسی کوثرپرداز سرعت محاسبات ذهنی خود را تا حد یک ماشین حساب افزایش دهید


 

جمع و تفریق و ضرب و تقسیم فوق العاده سریع ومحاسبه درصد و رادیکال فرجه یک و دو و حتی فرجه های بالاتر در کمتر از ده ثانیه و یافتن سریع مقدار عددی توابع مثلثاتی بدون هیچ ماشین حساب با دقتی اعجاب آور فقط بخشی از توانمندی هایی است که از آلبوم محاسبات ذهنی سریع کوثرپرداز یاد خواهید گرفت.

 

قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است.


 

http://bit.ly/zehni

تهیه کننده این مجموعه مهندس فرامرز کوثری نویسنده داستان های شیوانا و خدامراد در مجله موفقیت و ارائه دهنده روش سوپرحافظه در یادگیری سریع فرمول های پیچیده و اعداد بزرگ به طور ماندگار می باشد.

آاز ماشین حساب هم سریع تر حساب کنید.دیگر سرجلسه امتحان داشتن یا نداشتن ماشین حساب برای شما مهم نیست. مغز شما از ماشین حساب هم سریع تر حساب خواهد کرد.


 

آیا می دانید قدرت محاسبه ذهنی سریع چقدر در پیشرفت امور زندگی و شغلی شما موثر است؟

http://bit.ly/zehni

همه اطرافیان و هم کلاسی ها و حتی استادان و معلم های شما از قدرت حافظه سریع شما حیرت خواهند کرد. شما سریع تر از همه جواب محاسبات پیچیده را ارائه می کنید و همه را مات و مبهوت خود می سازید.

در آلبوم ویدئویی فارسی محاسبات ذهنی کوثرپرداز ، روش ها به صورت اثباتی به شما عرضه می شوند یعنی استدلال ریاضی پشت هر قاعده برای شما تشریح می شود و در نتیجه با اتمام این مجموعه علاوه بر اینکه با صدها تکنیک جادویی محاسباتی آشنا می شوید ، قدرت خلق فرمول های جدید محاسبات ذهنی را نیز بدست می آورید و می توانید خودتان برای هر گروهی از اعداد فرمول های جدید خلق کنید.

بی جهت فریب حرکات نمایشی مغزهای ریاضی را نخورید. پشت سر همه تکنیک های محاسبه ذهنی سریع چند قاعده ساده و بسیار ابتدایی قرار دارد که با تسلط به این قواعد می توانید شما هم یک مغز ریاضی شوید.

محاسبه سریع توان های دو و سه ، تبدیل فوری کسرها به اعشاری در کمتر از پنج ثانیه ، یافتن فرمول بخش پذیری بر هر عدد دلخواه در کمتر از ده ثانیه، تبدیل فرمول های ریاضی پیچیده به جملات ادبی قابل یادسپاری ماندگار فقط بخشی از دانشی است که در آلبوم محاسبات سریع کوثرپرداز می بینید.

قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است.

برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه این آلبوم کافی است اینجا کلیک کنید

http://sites.google.com/site/mohasebatsite

http://bit.ly/zehni

اگر نمی توانید فرمول های متعدد و تکراری و پیچیده درس های مختلف را حفظ کنید ، اصلا نگران نباشید. با تکنیک تبدیل فرمول به حرف و موضوعات غیر عددی کوثرپرداز شما می توانید به راحتی و از همه مهم تر برای همیشه سخت ترین فرمول ها را یکبار برای همیشه در ذهن خود جای دهید. مغز شما از این به بعد همان بانک فرمولی است که همیشه در جستجویش بودید.

http://bit.ly/zehni

انجام محاسبات پیچیده و وقت گیر روی کاغذ هنگام آزمون های تعیین کننده مانند کنکور سراسری و امتحانات مهم ، عاملی است که بیشترین وقت شما را می گیرد، بیشترین حجم چرک نویس های شما را مصرف می کند و از همه مهم تر شما را بسیار خسته می سازد. با روش های میانبر محاسبه ذهنی شما دیگر نیازی به حجم زیاد جرک نویس ندارید و دقت و سرعت محاسبات شما بسیار افزایش می یابد. خستگی کمتر و سرعت بیشتر و از همه مهم تر وقت باقیمانده بیشتر باعث می شود که در آزمون های بزرگ شما جهش های بزرگی نسبت به بقیه را تجربه کنید.

 

با تکنیکی بسیار ساده و با یک ضرب و جمع فوق العاده ابتدایی شما فقط با دانستن سینوس شش زاویه ثابت و مشخص ، برای همیشه بی نیاز از هر ماشین حسابی در کمتر از ده ثانیه سینوس و کسینوس و تانژانت و کتانژانت هر زاویه ای را با دقت یکصدم در اختیار داشته باشید. وقتی ماشین حسابی در دسترس شما نیست و وقتی با یک عدد گذاری ساده در یک معادله مثلثاتی می توانید خیلی سریع به جواب برسید ، دانستن این روش به منزله یک گنج گرانبهاست. فقط کافی است سینوس صفر ، پانزده ، سی ، چهل و پنج ، شصت، هفتاد و پنج و نود را بدانید.بقیه اش مثل آب خوردن است.

http://sites.google.com/site/mohasebatsite

با داشتن حافظه قدرتمند و تمركز بالا همه را مبهوت توانايي خود خواهيد كرد!

قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است.

http://bit.ly/zehni
 

نظرتان راجع به شخصيتي با مشخصات زير چيست؟

كسي كه فقط با يك بار حضور در يك مهماني تك تك افراد را باتمام مشخصات ظاهري و اسم و فاميل به خاطر مي سپارد و در هر ملاقات ديگر بدون هيچ مشكلي آنها را به اسم صدا مي زند

http://bit.ly/zehni

كسي كه پيچيده ترين موضوعات علمي و فرمول هاي محض را به سرعت به ذهن مي سپارد و با تكيه به حافظه فعال و غني خود از بزرگترين آزمون هاي هوش سربلندبيرون مي آيد.

كسي كه هر شماره و عددي ( شماره تلفن افراد ـ پلاك اتومبيل ـ شماره حساب ـ شماره سريال ها و ....) بلافاصله در ذهن خود بطور دائم ثبت ميكند.


 

قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است.

كسي كه در هر ساعت تا 150 لغت جديد هر زبان بيگانه اي را براي هميشه به خاطر ميسپارد! اين يعني يادگيري يك زبان جديد در هر ماه!

كسي كه بدون نياز به روخواني از روي كاغذ ، ساعتها به طور منطقي و معني دار سخنراني ميكند و همگان را مبهوت توان رهگيري اعجاب آورحافظه خود در يادآوري سريع موضوعات مي نمايد.

http://bit.ly/zehni

شما هم مانند يك حرفه اي آنگونه كه انتخاب كرده ايد دنيا را مي بينيد و حس مي كنيد

ما در اين مجموعه روش كسب اين تواناييها را به شما آموزش مي دهيم

برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه این آلبوم کافی است اینجا کلیک کنید

http://bit.ly/zehni

http://sites.google.com/site/mohasebatsite/

http://zehni.tk

مجازترين و عالي ترين دوپينگ حافظه و ذهن براي مطالعه!

 چيزي به زمان آزمون باقي نمانده است و تنها چيزي كه مي تواند عقب ماندگي را جبران كند ، سرعت بخشيدن به جذب مطالب توسط مغز است.

 قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است

http://bit.ly/zehni

*پيچيده ترين موضوعات علمي وفرمول هاي محض را به سرعت به ذهن بسپاريد

و با تكيه به حافظه فعال و غني خود از بزرگترين آزمون هاي هوش سربلندبيرون آئيد.

http://bit.ly/zehni

 قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است

نحوه تهیه محصولات شرکت کوثرپرداز

 تلفن های تماس با روابط عمومی شرکت :

77054279-021
77337784-021
77964741-021
شماره های همراه
09365839384
09193137110

در تهران :
عزیران تهرانی جهت دریافت محصول درب منزل بدون هزینه اضافی می توانند به صورت سفارش تلفنی اقدام کنند. به این صورت که در تمام ایام هفته (حتی روزهای تعطیل ) با تلفن های دفتر توزیع 77337784 یا 77054279 یا 77964741 تماس بگیرند و محصول را درب منزل تحویل بگیرند و همانجا مبلغ را به پیک شرکت تحویل دهند .هزینه پیک در بیشتر مناطق تهران به عهده شرکت است.
همچنین متقاضیان تهرانی می توانند مستقیما به مراکز انحصاری فروش محصولات موفقیت به نشانی های زیر مراجعه کنند و همانجا محصول را تهیه نمایند:

فروشگاه مرکزی 1 : تهران - میدان انقلاب - روبروی سینما بهمن - بازارچه کتاب -پلاک 3 و 4 - انتشارات کتابکده
فروشگاه مرکزی 2 : تهران - میدان انقلاب - روبروی سینما بهمن - تالار بزرگ کتاب - انتشارات کتابکده زبان نوین


در شهرستانها :

متقاضیان شهرستانی نیز می توانند مبلغ مربوط به هر محصول را به یکی از حساب های زیر واریز کنند و رسید بانک یا رسید دستگاه خودپرداز را همراه با نام محصول درخواستی و نشانی دقیق خود به تلفکس شرکت به شماره 77054279-021 فکس کنند یا به نشانی تهران ـ صندوق پستی 478-19585 شرکت راز موفقیت پست نمایند. بلافاصله محصول درخواستی برایشان ارسال خواهد شد.

شماره حساب واریز مبلغ هر محصول:

حساب سیبای بانک ملی به شماره 0102635190005 در وجه غلامعلی کوثری یا انتقال کارت به کارت از طریق دستگاه های خودپرداز های بانک ملی به شماره کارت 6037991014797348

حساب سپهر بانک صادرات به شماره 0309755388007 در وجه غلامعلی کوثری یا انتقال کارت به کارت از طریق دستگاه های خودپرداز های بانک ملی به شماره کارت 6037691050622893


********************
راهنمایی بیشتر جهت پرداخت از طریق دستگاه خودپرداز (ATM)
با در اختیار داشتن یکی از کارتهای بانکی عضو شبکه شتاب، مانند: سپهر(صادرات) - سیبا(ملی) - پارسیان (کارت نقدی - هدیه - اینترنت) - اقتصاد نوین - کارآفرین - ملت - کشاورزی(مهرکارت) - تجارت ...، بدون مراجعه به بانک و حتی در ساعات و روزهای تعطیل قادر به پرداخت وجه آگهی خود خواهید بود.
با مراجعه به نزدیکترین دستگاه خودپرداز بانک مرتبط با کارت خود، بدون داخل شدن در بانک، وجه خود را به صورت زیر پرداخت و شماره ارجاع را که در رسید چاپی خود دریافت می کنید، به هنگام درج آگهی وارد کنید.
پس از ورود کارت به دستگاه خودپرداز و زدن رمز عبور خود، از منوهای موجود ابتدا "انتقال وجه" و سپس "به کارت دیگر" را انتخاب کنید. در صفحه‌ای که ظاهر می شود، مبلغ را به ریال وارد کنید. بطور مثال 150000 یا 200000 و کلید ورود را بزیند.
سپس شماره کارت مورد نظر از شما خواسته می‌شود که در این مرحله شماره زیر را وارد می‌کنید: (عدد 16 رقمی)
6037991014797348
وکلید ورود را می‌زنید. در مرحله آخر خودپرداز از شما می‌پرسد آیا مطمئن به انتقال وجه به حساب "غلامعلی کوثری" می‌باشید، که با انتخاب کلید "بلی" با انتقال وجه موافقت می‌کنید.
 

خودپرداز با چاپ رسید شما را از انتقال وجه مطمئن می‌کند. این رسید شامل شماره ارجاع، مبلغ انتقالی و شماره حساب و کارت دریافت کننده می‌باشد. درخط دوم رسید چاپی، "شماره ارجاع" درج شده است، این همان رسیدی است که باید به فکس شرکت به شماره 77337784-021 به همراه نام محصول و نشانی کامل خود فکس کنید

 

 http://bit.ly/zehni

قیمت آلبوم محاسبات ذهنی کوثرپرداز روی دو عدد دی وی دی پانزده هزارتومان است.  

          



Comments