800mollana-2.jpg (480×401)

 

خيال

 

خيال در مثنوى‌معنوى مولانا غالباً بر پندارهاى بيهوده اطلاق مى‌شود و گاه بر انديشه‌هاى حقيقت‌بين و گاه آن را موجب پريشانى روحى و روانى مى‌داند.

 

جان، همه روز از لگدكوب خيال

وز زيان و سود، وز خوفٍ زوال

نى صفا مى‌ماندش، نى لطف و فر

نى به سوىِ آسمان، راهِ سفر

دفتر اول، 2-411

 

تا خيال و فكرِ خوش بر وى زند

فكر شيرين، مرد را فربه كند

دفتر ششم، 289