«  غبار » تاریخ نگار فرزانه ای که امروز نداریم

 


ماهنامۀ روزگاران – شماره دهم ( اول حوت 1382 – فبروری 2004 )

 

« غبار » تاریخ نگار فرزانه ای که امروز نداریم

 

                میر غلام محمد « غبار » 27 سال پیش در ماه فبروری زندگی را پدرود گفت

 

اگر نویسندگان ماندگار تاریخ ما را بعد از جدا کردن از تمام بی نامان و بدنامان دسته بندی کنیم بــه ایــن سه گـــروه بر خــواهیــم خـورد : کسانی که زنــدگی و آثـــار شان در تقابل هم قرار دارند ، کســانی کــه زندگی شان در برابر آثار شان رنگ می بازد و گروه آخر کسانی که قلم و قدم شان را نمی تـوان از هــم جدا کرد که در زندگی خود حماسه آفریده و با قلم شان حماسه را ثبت کرده اند . بدون شک « غبار » به چند دلیل تا امروز سر آمد این جمع اخیر بوده است .

 

اول : او مبارز بوده و همگام با پیشرو ترین مردمان زمانش برای نابود کردن زشتی هایــی که در نوشته هایش آشکارا هدف قرار داده ، شجاعانه برخواسته و هرگز ننشسته است . یعنی تــاریــخ نویسی برای او تفنن ، وسیله ی نام و نان آوری و کسب القاب و خالی کردن عقده های معمول دیــگر نبـوده است ، بــلکه گوشه ای از تقلای چند جانبه و تلاش وسیع او برای حفظ آبروی زندگی بوده است .

 

دوم : در مبارزاتش پیگیر ترومتین ترازسایر همگامانش بوده وبدون شک درک وشم سیاسی بسیــار قوی داشته است و حتی از شهیدان همدوره اش که نارسیده درو شدند عملاً مؤثر تر زیسته است . زیرا استبداد با وجود درک خطر همیشگی وجود او، قادر به برداشتنش نشده و او با حفظ موضع ومسوولیت هایش در زندان ، تبعید و پای دار از تیغ آنان جان بدر برده است .

 

سوم : تحلیل های موشکافانه و واقع بینی کم نظیرش ضربات کاری بر قلب اسلاف جنگ سالاران کنونی کوفته است که با وجود قلت بینش از حد مواد و بدلیل بسته بودن فضای فرهنگی آن زمان و پنجال مزاحم استبداد ، از جهت مستند و مستدل بودن ، آثارش ممکن دهها سال معیار باشد .

 

چهارم : زبان وشیوه نوشتاردلنشینش نیز حد اقل در کشور خود ما تا کنون سرمشق حتی برای قلم بدستان پر ادعا و تنبلی می تواند باشد که در حلقه های چک چکی و القاب دور و دراز آنان و به خاطــر صـادق نبودن به زندگی و کار شان همیشه در جا می زنند و بنام قصه و داستان یله گویی می کنند .

 

پنجم : مقاومت شجاعــانه اش می باشد در تمام آن زنــدگی پر مشقتــی کـه هر روز داغ شهادت همگامان راستین و زهر فرار ، سکوت و قالب بدل کردن نیم راهان را سربار وزنه کمرشــکن رویارویی دایمی با حاکمان خونخوار باید سنگین سنگین با خود می برده است .

 

یادواره ی بیست و هفتمین سال رفتن این مرد ماندگار را بهانه ای می دانــیم بــرای تــاکیــد بـر ضرورت « غبار » نترس دیگری تا بتواند حقیقت تـکه تـکه شده را سالـم دریابد و تاریخ ایـن چنــد دهه ی اخیر را چنانچه رفته است با شجاعت و صداقت چون « غبار » ثبت کند .  

 

*******