ماهی کوچکی بودم سنگی يه روز راهمو بست

پناه من يه برکه بود اونم يه روز به گِل نشست

 آخر سادگی من تنگ بلوری وغمه

بيچاره اين تنگ بلور از غم من دلش شکست