geiam dehgani

 


 

 

اولین قیام دهقانی

 

در باره اولین قیام دهقانی که در جلفا اتفاق افتاده است  ، یکی  دو سال پیش در یکی از پستها ،  مطلبی هر چند خلاصه منتشر کرده بودیم از آن زمان به دنبال این بودم که مطلب جامع تری در این مورد تهیه و پست نمایم مطلب زیر حاصل تلاش عزیزانی است در کتاب جلفا از دیر باز تاکنون که با مختصری ویرایش تقدیم میگردد .

در سال 1902 میلادی گنجه ای قانونی وضع کرده ، مالیات و خراج بر محصولات و بهره مالکانه بر آن و حاصل دسترنج اهالی را چند برابر میکند . و بوسیله مباشران خود  این موضوع را به اطلاع دهقانان میرساند . این افزایش مالیات بحدی بود که در بسیاری مواقع از میزان محصول بدست آمده بیشتر می شد . اهالی به تنگ آمده ، در مقابل این تصمیم حاکم محلی مقاومت کرده و با مباشران وی در گیر میشوند . شبانه در منزل حقوردی جمع شده و تصمیم میگیرند دیگر از این پس هیچ کس خراجی به عوامل ارباب ندهد و احشام و دامها و همه چیز مشمول مالیات قابل انتقال را به کوه های اطراف منتقل می کنند و درختان میوه را که چنین امکانی وجود نداشت بریده و از بین می برند .

رهبری قیام را برای انسجام بیشتر به حقوردی که فردی سخنور و شجاعی بوده است می سپارند ، بدین ترتیب هسته اولیه این قیام دهقانی و مبارزه منفی برخواسته از مطالبات حق طلبانه به زعامت حقوردی شکل میگیرد .  تصمیمات عملی می شود و درگیری و مبارزه مسلحانه و جنگ وگریز با مباشران محلی و عوامل ارباب در روستا در میگیرد . قیام به همه روستا های هرزندات تا یکانات و از شرق تا آبادی های قره داغ و روستاهای اطراف ارس در شمال و جنوب آن کشیده می شود . جور و ظلم  چندین ساله  ایکه چون آتشی در زیر خاکستر ، منتظر جرقه ای بود ، شعله ور شد و در قالب یک حرکت خود جوش برای تحقق خواسته های چندین ساله بر علیه ظالمان براه افتاد . در این حرکت قهرمانانه و جنگ نابرابر عوامل حکومت مرکزی و تزار دست بکار شده و با توطعه چینی اقدام به ضربه زدن به نهضت را آغاز نمودند .

با شعله ور شدن قیام دهقانی چون خطر گسترش آن به سایر مناطق آذربایجان وجود داشت عوامل حکومتی و ارباب با دسیسه و نقشه از پیش طراحی شده هر روز دهها واسطه و میانجی برای سر هم بندی مطالبات دهقانی ،  با مردم منطقه و ریش سفیدان ورهبران آنها دیدار میکنند . قول و قرار ها و وعده ها ، سعی در به سازش کشیدن قیام می نمایند . بازار شایعه و تفرقه افکنی و فریب مبارزان داغ بود . پس از ماه ها جنگ و گریز دهقانان و مقاومت جانانه آنها  در برابر اربابان و عوامل آنها ، حکومت و اربابان به این نتیجه میرسند که با وعده حل موضوع و قبول مطالبات اهالی منطقه از سوی ارباب ، با  مساعدت دولت مرکزی و همیاری تزار با این تفکر که که در آستانه زمستان و سرمای کشنده منطقه کار مبارزه دشوار شده و برای مبارزینی که در کوها بودند با مشکلات زیادی روبرو بودند ، حقوردی و سایر رهبران قیام قبول میکنند که برای حل موضوع و مذاکره ، به بخشداری جلفا بروند . عوامل خائن دولت مرکزی و عده ای از خوانین مناطق دیگر آذربایجان به حقوردی تضمین می دهند که امنیت جانی وی و اطرافیانش را تضمین کرده و برای اعاده حقوق رعیت از وی حمایت نمایند .

با این دسیسه از پیش طراحی شده در سحرگاه اول آذر ، در یک روز سرد پاییزی در سال 1903 میلادی برابر با 1271 ه . ش ( بنا به اظهار نوه حقوردی که نام اورا نیز بیادگار دارد تاریخ شهادت حقوردی 1276 ه .ش . میباشد .) حقوردی به همراه چند تن از یاران خود و مبارزین به بخشداری جلفا می روند. نمایندگان والی آذربایجان و تزار و حاکم آبادیهای منطقه و عده ای از معتمدین و ریش سفیدان محلی در جلسه ای در بخشداری جلفا حاضر میشوند . مذاکرات شروع میشود . گنجه ای که رهبران قیام را در چنگ خود میبیند در کار گفتگو کارشکنی کرده و موضع سخت تری میگیرد . بعد از گفتگوهای زیاد   عده ای به حالت اعتراض جلسه را ترک میکنند . حوالی ظهر حقوردی که مذاکرات را بی نتیجه میبیند جلسه را ترک و برای رفتن آماده میشود که در موقع خروج از ساختمان بخشداری از پشت سر با گلوله حاجی جلیل مرندی که از سرسپردگان تزار و از نمایندگان دولت مرکزی بود ، کشته می شود . با کشته شدن حقوردی وضع بحرانی تر می شود . ....

حاجی جلیل مرندی به اردوباد و از آنجا به قره باغ رفته و بعد از مدتی از طریق خدا آفرین به تبریز برمیگردد و در سال 1904 میلادی (1273 ه . ش. ) به دست شخصی بنام فیض الله مرندی که از یاران حقوردی و از مبارزان مشروطه بود کشته می شود.

لازم به یاد آوری است که طبق گفتگو هایی که در بین اهالی رد و بدل میشود قبر حقوردی د ر بازار علمدار که آن زمان قبرستان بوده به خاک سپرده شده است  .