آخرین اخبار

روزنامه «روزگار» امروز چهارشنبه 26 مرداد90 با انتشار یادداشتی به قلم "فرهاد رضابیگی" تحت عنوان «فراموشی اخلاق حرفه ای در تلویزیون» در صفحه جامعه روزنامه, به انتقاد از رویکرد غیرحرفه ای و مغرضانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی با استاد محمد علی طاهری و طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی پرداخت. نویسنده این یادداشت مطلب خود را با این سوال مهم به پایان می برد

یادداشت روزنامه "روزگار" در دفاع از استاد طاهری و انتقاد از عملکرد صدا و سیما

posted Oct 21, 2009, 8:58 AM by arya kamangir   [ updated Aug 21, 2011, 2:04 AM ]

 
راه کمال: روزنامه «روزگار» امروز چهارشنبه 26 مرداد90 با انتشار یادداشتی به قلم "فرهاد رضابیگی" تحت عنوان «فراموشی اخلاق حرفه ای در تلویزیون» در صفحه جامعه روزنامه, به انتقاد از رویکرد غیرحرفه ای و مغرضانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی با استاد محمد علی طاهری و طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی پرداخت. نویسنده این یادداشت مطلب خود را با این سوال مهم به پایان می برد:

 آیا بهتر نبود به جای حاشیه سازی، دروغ پراکنی، پخش تصاویر سر و ته بریده تحت عنوان اعتراف، در چارچوب قانون عمل کنید و در راستای رسالت و شرح وظایف رسانه همگانی، با حفظ بی طرفی کامل، برنامه ای کارشناسی با حضور طرفین دعوا تدارک دیده و در فضای منطق، گفتوگو و مناظره، طرفین به بیان نظرات و دیدگاههای خود پرداخته و قضاوت نهایی را به عموم مردم فهیم بسپرید؟ اگر این عرفان با شریعت و قرآن مغایرت دارد چرا به بیان موارد متناقض آن به صورت مستند، استدلالی و منطقی نمی پردازید؟

 

باید این روزها انتشار این گونه نوشته ها را در دفاع از «عرفان کیهانی» و استاد محمد علی طاهری باید به فال نیک گرفت و امید داشت با برطرف شدن کینه ها و دشمنی ورزی ها, شاهد آزادی استاد محمد علی طاهری باشیم.

 

متن کامل این یادداشت انتقادی را در "ادامه مطلب" بخوانید.

 


فراموشی اخلاق حرفه ای در تلویزیون

 

به دنبال پخش برنامه هایی همچون "به سوی ظهور" از شبکه دوم سیما در روز جمعه ششم خرداد90 با موضوع عرفانهای نوظهور و نیز برنامه خبری 20:30 در تاریخ هفدهم مرداد 90، فارغ از بحث نظری و محتوایی که در جای خود میتوان به آن پرداخت، متاسفانه برای چندمین بار شبکه دوم سیما به عنوان رسانه ای همگانی قبل از هر چیز، به لحاظ شکلی و روشی، به طور آشکار خارج از شرح وظایف خود عمل کرد و برخالف نص صریح قانون و حفظ موضع بیطرفی، با توهین به شعور و اختیار میلیونها نفر محقق و دانش پژوه در حوزه طبهای مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی، موجب لطمه به حیثیت و آبروی شهروندان مظلوم و بی دفاع اعم از مسلمان و غیرمسلمان، حتی شیعه معتقد به اصول دین و... شد.
تهیه کنندگان و تدارک کنندگان این پروژهها با مخلوط کردن و درهم آمیختن عرفانهای وارداتی با طبهای مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی که ریشه گرفته از عرفان اسلامی است، سعی در تخریب آن داشتند و تلاش کردند با همت راز قرار دادن همه نگرشها و ارائه معجون و ترکیبی گزینشی، متناقض و متضاد همراه با تصاویری سر و ته بریده، توام با القائات و توضیحات یکطرفه، بدون حضور و امکان دفاع از سوی اشخاص مورد اتهام، موافقان، کارشناسان، ناظران بیطرف و بدون مراجعه به افکار عمومی و با نادیده گرفتن کلیه تحقیقات چندین ساله، مقالات علمی، کتب چاپ شده، گزارشهای مستند، نتایج، آمار و ارقام موجود، رسالات، نظرات بزرگان، علما، آیات عظام، مراجع تقلید و مجامع علمی داخلی و خارجی و میلیونها نفر محقق، بیمار داوطلب، درمانگر، دانش پژوه، نوک پیکان حمله خود را متوجه طبهای مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی کرده، اقدام به پخش قطعاتی از فیلمهایی بدون مقدمه و موخره تحت عنوان اعتراف که فاقد هرگونه ارزش و اعتباری است، کنند تا در اذهان عمومی، محققان و دانش پژوهان فرادرمانی را نیز در دسته افراد منحرف و کلاه بردار قرار دهند. در اینجا این پرسش جدی مطرح است که اگر اختلاف نظر در زمینه نظریات انسان شناختی وجود داشته باشد، باید به این شکل با سوءاستفاده از رسانه همگانی، به توهین، تمسخر و افترا نسبت به میلیونها نفر دانش پژوه، محقق، فرادرمانگر و بیمار داوطلب پرداخت؟ آن هم قبل از صدور رای دادگاه، بدون حضور طرف مقابل، وکیل یا نماینده او و با نقض آشکار قانون، بدون امکان دفاع و دادن وقت و شرایط برابر استفاده از رسانه همگانی؟ فراتر آنکه با غفلت از نقش خود به عنوان رسانه عمومی و بیطرف، در کمال شگفتی، حتی خود را در جایگاه دادستان قرار داده و اعلام جرم کرد و موجبات تشویش اذهان عمومی  را فراهم آورد؟


- طبق اصول قانون اساسی، اصل، برائت است و هیچ کس از لحاظ  قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد (اصل 37) و نیز: ‹هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است› (اصل 39 قانون اساسی).


- بر اساس مواد قانون مطبوعات افشای اطلاعات محرمانه پروندههای قضایی و نیز هتک حرمت متهمان، واجد وصف مجرمانه است.


- طبق مواد قانون مجازات اسلامی، هتک شرف و حیثیت افراد و نیز نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی جرم محسوب میشود.


آیا بهتر نبود به جای حاشیه سازی، دروغ پراکنی، پخش تصاویر سر و ته بریده تحت عنوان اعتراف، در چارچوب قانون عمل کنید و در راستای رسالت و شرح وظایف رسانه همگانی، با حفظ بی طرفی کامل، برنامه ای کارشناسی با حضور طرفین دعوا تدارک دیده و در فضای منطق، گفتوگو و مناظره، طرفین به بیان نظرات و دیدگاههای خود پرداخته و قضاوت نهایی را به عموم مردم فهیم بسپرید؟ اگر این عرفان با شریعت و قرآن مغایرت دارد چرا به بیان موارد متناقض آن به صورت مستند، استدلالی و منطقی نمی پردازید؟


لازم به یادآوری است پیش از این خبر اعطای دکترای افتخاری به بنیانگذار طبهای مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی از صدا و سیما پخش شد و نیز اخبار مربوط به موفقیتهای وی با تیترهایی مانند "افتخارآفرینی ایران در پایتخت اتحادیه اروپا " و نیز مقالات ایشان به کرات در رسانه های داخلی اعم از روزنامه ها و سایتهای رسمی و سراسری، مجلات علمی و... منتشر شده است. با این حال این تغییر رویکرد ناگهانی و این تناقض آشکار قابل تامل است و معلوم نیست از سوی شبکه دوم سیما چگونه توجیه می شود؟

1-1 of 1