Home‎ > ‎

شهیدین آناسی (شاعر: محمد بیریا)

روی هر مزاری اشک خونبارم را میریزم
ناله وای پسرم کشیده و میگریم
ناله ام سنگ را به سخن میاورد
تا روی قبرت لاله سرخ نروییده گریانم
چشمان من به گریه عادت کرده است
آیا سخنانم در قاتل تاثیری دارد؟
* * * *
با قلبی اکنده امیدم به تو بود
همیشه حس میکردم که ناجی ام تو خواهی بود
تو را در راه آزادی شهید کردند
زندگی پر نشاط مرا بیرحمان به زهر آلودند
قلبم طاقت این مصیبت را ندارد
باعثان دچار لعن و نفرین شوند
* * * *
مادر بی نوایت هر زحمتی را تحمل میکرد
صبح و شام هزاران ذوق میکرد از کشیدنت نازت
نور چشمم اکنون آیا رواست که ناگهان
من به این اندازه از پسرم جدا شوم؟
نه نه میخواهم ترک دنیا کرده و بمیرم
نمیگذارم در هجرت قلبم ورم کند
* * * *
ماتم دهشتناکت صبر و قرارم را ربوده است
با بلای فراق و حسرت روبرو شده ام
این چرخ کینه جو تو را برایم زیاد دید
روزگار در حق من ظلم را به نهایت رساند
دوستانت باید از ظالم انتقام گیرند.
 
 

 

من ئولسم باخ بو اوراقه
تحسرله مني ياد ائت
توپور چرخ جفاكاره
معذّب روحومي شادائت

اگر بخواهيم زندگي محمد بي‌ريا را در چند جمله خلاصه كنيم، بايد بگوييم كه سراسر آن توأم با تلخ‌كامي؛ دربه‌دري و بي‌پناهي بوده است و با تبعيد، زندان و شكنجه به سرآمده است. آوارگي و مهاجرت اجباري گوئي همزاد او بوده و از بدو تولدش آغاز شده و تا لحظه واپسين زندگي‌اش ادامه يافته است.
او بعد از تحمل سي وسه سال زندان، تبعيد و آوارگي در سرزمين شوراها، وقتي در سپيده‌دم انقلاب ۵۷ به تبريز بازگشت، گويي مردم تبريز براي اولين بار با محمد‌بي‌ريا روبه‌رو شدند كه در كوچه‌پس كوچه‌هاي شهر پرسه مي‌زد؛ به طوري كه حتي پيرمردان نيز نتوانستند تشخيص دهند كه اين پيرمرد تنها و تكيده، محمد بي‌رياست. همان كه در سالهاي جواني و كاميابي، با شعرهايش مرگ فئودالها را اعلام مي‌كرد و با سخنراني‌هاي آتشين‌اش بر دل صاحبان كارخانه‌ها خون جاري مي‌ساخت، و در محافل عمومي شهر تبريز، هميشه توسط دو سرباز روسي اسكورت میشد. مي‌شد!
زندگینامه محمد بیریا در سه بخش :

http://www.hbayat.azerblog.com/1385_09_16_Say=35.ay

 

http://www.hbayat.azerblog.com/1385_09_16_Say=37.ay

 

http://www.hbayat.azerblog.com/1385_09_16_Say=38.ay

 

هر مزارين اوسته توكوب قانلي گوز ياشي
((ايواي اوغول!)) دئيب چكه رم ناله,آغلارام
ناله م دوشنده هرداشا, ديللنديرر داشي
قبرينده بيتمه يينجه قيزيل لاله,آغلارام
عادت ائديبدير آغلاماغا,گوزلريم منيم
تاثير ائدرمي قاتلينه سوزلريم منيم؟

         ×            ×              ×

تك بير سنه اوره ك دولوسو باغلاييب اميد
دائم الين له حس ائله ييرديم نجاتيمي
آزادليقين يولوندا سني ائتديلر شهيد
بي رحملر زهرله ديلرشن حياتيمي
قلبيم اينانميرام دوزه بو سون مصيبته
باعث لرين دوچار اولا نفرين ولعنته!

     ×              ×                  ×

هر زحمته تحمل ائده ن, بي نوا آنان
مين ذوق آليردي نازيني چكديكده صبح وشام
ايندي روادير اي گوزومون نورو, ناگهان
من اوز بويوم برابري اوغلومدان آيريلام؟
يوخ – يوخ! جهاني ترك ائله ييب ئولمك ايستره م
هجرينده قويمارام اوره گيم باغلاسين ورم

    ×            ×                     ×

آلدي قراروصبريمي, دهشتلي ماتمين
اولدوم بلاي فرقت وحسرتله روبرو
سنسيز نه حظي وار, داها معناسيز عالمين؟
چوخ گوردو بير سني منه بو چرخ كينه جو
حقيمده روزگار ائله دي ظولمونو تمام
يولداشلازين گرك آلا ظالمدن انتقام
Comments