paint‎ > ‎kinder-painting‎ > ‎gennady-pavlishin‎ > ‎brave-ant‎ > ‎

insects-sing

هنر هنری artistic art artist arts artists هنرمند نقاشی گنادی پاولیشین gennady pavlishin painting

 < صفحه قبل

 دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .

 دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .

داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتيانا ماکاروا و نقاشي گنادي پاوليشين ترجمه سيده خديجه افضلي از انتشارات قائن

 دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .  دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .

فهرست نقاشي هاي گنادي پاوليشين gennady pavlishin paintingنقاش روس روسي روسيه

 دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند . " مگپي " گفت : آنها به جشني در يک خانه گرد حلبي رفته اند . اگر گوش بدهيد مي توانيد صداي آوازشان را بشنويد .   جشنواره مهماني ميهماني مهمان ميهمان موزيک موسيقي موسيقا موسيقايي ويولن ويالن ويولون ويالون ويلن شيپور بوق کرنا کرناي سرنا سرناي سورنا سورناي ترمپت ترامپت طبل تبل ميله چوب کفش دوز کفش دوزک سنجاقک سنجاقکها پروانه بيد بيدها سوسک سوسکي سوسکها کفشدوز کفشدوزک مور موري مورچه شاخه درخت شاخک آواز رقص  مور مورچه قرمز سرخ چوب به دست چوبي شاخک پيچپيچکي در قوطي کنسرو حلبي حلب بوته بته تمشک توت فرنگي برگ سبز ميوه شاخه درخت چه درختچه سوسک کفشدوزي کفشدوزکي کفشدوزها کفشدوزکها زمينه سفيدرنگ سپيدرنگ سفيد سپيد رنگ دعوتنامه کارت دعوت " Notice : Everyone is invited for tea this afternoon . " At five o,clock a drove of dragonflies and moths came flying into his new house . He did not know them , but liked them from the start . When the forest animals wondered where all the dragonflies and moths were , Magpie said : " Why , they,re all at a party in a round tin house . You can hear them singing if you listen . "  "مگپي" که در اينجا به نامش اشاره شده احتمالا همان کلاغ سردبير است که در صحنه تجمع پرندگان مشغول کتابخواني است . صحنه اي باشکوه در اينجا نقاشي شده که مورچه را نشان ميدهد که با افتخار از حشرات براي شرکت در جشن و مهماني دعوت ميکند او دعوتنامه را بر در کنگره دار قوطي کنسرو نوشته و هنوز تکه چوبي را که به جاي قلم مداد از آن استفاده کرده در دست دارد حالت چهره و لبخند و نگاه مورچه و فيگور جثه او هم دعوت و فراخواني را نشان ميدهد و هم شکل خوشامدگويي دارد و تاييد جمله ايست که در داستان ميگويد او از ابتدا همه ميهمانان را دوست داشت. درب قوطي کنسرو که با دربازکن باز و بريده شده در اينجا يک شکل قاب تزئيني به خود گرفته و بريدگيهاي اطراف محيط پيراموني آن طرحي کنگره اي يافته و از آن به عنوان يک کادر و حاشيه زينتي استفاده شده و در عين حال مورچه شجاع ما از آن به عنوان يک تابلوي دعوت و فراخوان استفاده کرده تا مهمانان را به جشنواره افتتاحيه خانه جديدش فرا بخواند و جالب توجه است که نقاش خوش ذوق و سلیقه ما استاد گنادی دیمتریویچ پاولیشین از همین رد و اثر بریدگی های دربازکن روی در قوطی کمپوت یا کنسرو شکلهایی شبیه امواج حلزونی خروشان آب دریا ساخته که با یک تقارن مرکزی نسبی در یک جهت در حرکت و چرخش و گردش هستند و دور میزنند و در محیط پیرامون درب قوطی تکرار میشوند و مثل همان آب دریاها و اقیانوسها که دور کره زمین میچرخند هست و این هم خروشندگی زندگی و فعالیت در طبیعت را نشان میدهد و هم به بازیافت مواد طبیعی در طبیعت اشاره دارد و هم میخواهد روحیه امیدواری را تقویت کند و بگوید که هر چیز رفته باز میگردد مشروط بر آن که خود شخص مقصر نباشد همانطور که مورچه شجاع نترسید و ناامید نشد و دوباره برای خودش خانه ای با شکوه ساخت ، آري او بسيار زحمت کشيده و نگذاشته که مشکلاتي که ديگران برايش به وجود آورده اند تأثيري بر وي بگذارد و خود اراده کرده و خودش براي خود و خانه و زندگيش تصميم گرفته و همت و تلاش و پشتکار و عزم راسخ به خرج داده تا دوباره زندگي اش را از نو بسازد و ساماندهي کند او حالا منزلي جديد ساخته و از اين بابت خوشحال و شادمان است و دلش ميخواهد ديگران هم در خوشحالي و شادي او شريک و سهيم باشند بنابراين همه حشرات را بي هيچ قيد و شرط و محدوديتي به خانه اش دعوت ميکند تا همگان از ديدن خانه جديدش لذت ببرند . حتي تمشکهاي قرمز و آبدار هم از اين شرايط شادان و سرحال هستند بوته تمشک يا حالا توت فرنگي يا هر ميوه ديگر اينجا چنان سبز شده و روييده و ساقه ها و برگ ها و برگچه هايش را گسترانيده که گويي از مدتها پيش آنجا بوده اند و اين خانه چندان هم تازه نيست و اين بهشت هرچند موقتي است ولي الان که وقت جشن و شادماني است بسيار با دوام و هميشگي و ابدي به نظر ميرسد و در اين صحنه قرار نيست کسي به سيلي که در راه است فکر کند و انگار بلافاصله پس از برپا شدن ساختمان خانه جديد اين گياهان با عجله و سريع روييده اند و فضاي منزل را سرسبز کرده اند . به هرحال استاد نقاش گنادي پاوليشين آنچنان اين بته توت جنگلي را ظريف و دقيق نقاشي کرده که حتي رگبرگهاي برگها و حبه دانه هاي ريز ميوه ها و خارهاي ريز ساقه ها و کاسبرگها و برگهاي بوته تمشک را به خوبي و در نهايت دقت ترسيم و رنگ آميزي کرده است جالب است که سايه بوته گياه روي درب حلبي و سايه در قوطي کنسرو روي ديواري فرضي در پشت و پس زمينه کار افتاده است و شايد نقاش با اين روش ميخواسته حالت خانه و پابرجا بودن در و ديوار آن را به بيننده القا کند در پايين برگي روي زمين افتاده که يادآور پاييز و خزان است و اينکه مورچه روي آن برگ پا گذاشته اشاره است به بي توجهي مورچه به کم دوامي اين وضعيت دارد اما خب او در حال حاضر فقط بايد به تدارک جشن و پذيرايي از مهمانها فکرکند و اينکه به همه آنها خوش بگذرد . يک شاخه و يا يک ريشه گياه يا يک ساقه زيرزميني يا ساقه يک گياه رونده با جوانه ها و گلها و گلبرگهايش در پايين صحنه ديده ميشود که انگار از آن به صورت مبل استفاده شده . نکته جالب در مورد اين شاخه به نظر من اينست که شکل ريشه مانند آن به طور سمبليک و نمادين يادآور خاطره خانه قبلي مورچه است که بخشي از آن در زير زمين بنا شده بوده است هرچند اين ريشه از جايي ديگر در اينجا سر درآورده و خانه قوطي کنسروي به زمين نچسبيده است . اما از همه چيز جالبتر در مورد اين نقاشي اينست که مورچه هم دعوت ميکند و هم خوشامد ميگويد و از فراخواني تا برگزاري جشنواره هيچ فاصله زماني وجود ندارد و دعوت و مهماني همزمان انجام ميشود و به محض فراخواندن حشرات ، ايشان در مهماني شرکت ميکنند و اين يکي ديگر از خاصيتهاي مهم نگارگري مينياتور است که فاصله هاي زماني و مکاني از ميان برداشته ميشود . نزديک به مورچه کفشدوزک بال قرمز خال مشکي در حال رقصيدن است و کمي دورتر سوسک بال قهوه اي ميرقصد ظاهرا اين سوسک در رقص حرفه اي تر از کفشدوز است چون در حالي که کفشدوزي با قوت زانوهايش چثه اش را فقط بالا و پايين ميبرد و دستها را از شادي به هوا بلند کرده اما سوسکي دست به کمرش گرفته و پاهايش را يکي در ميان بلند ميکند و بر زمين مينهد و شاخکهايش را در هوا تکان ميدهد و ميچرخاند و ميرقصاند باز هم کمي آنورتر سه تا حشره روي يک گل روييده بر ساقه گياه ايستاده اند و ميرقصند و حداقل دوتاي آنها خانم هستند و شامل دو سوسک و يک شب پره در وسط ميشود که بالهاي بلند زرد و سرخ شبپره و بال هاي سبز و قهواي خالخالي يک سوسک القا کننده چادر يا مانتو يا لباس بلند زنانه است و همين دو حشره ماده در ضمن رقص محلي دستمال زرد و نارنجي در هوا ميچرخانند علاوه بر اين دو خانم چاق يک حشره لاغربال آبي که شايد يک آقا سوسکه باشد رقص دست به کمر اجرا ميکند يک سوسک نسبتا تپل کنارشان روي شاخه نشسته و در حال نواختن يک قره ني و يا يک شيپور کوچک و کلا يک ساز بادي است و زانويش در اين حالت نشستن ديده ميشود و چشم به ميانه صحنه دوخته و جز به بوق زدن هماهنگ با ديگران به چيز ديگري توجه ندارد و براي تمرکز بيشتر شاخکهايش را متناسب با موسيقي تکانهاي ظريف دقيق ملايمي ميدهد کله نارنجي پشت سبز و بال قهوه اي است درست در کنار او سوسک طلايي ريزي نشسته و درست با همان حالت و فيگور ساز بادي ميزند و پشتش يک گل قشنگ ديگر است ولي به آن گل تکيه نداده تا بتواند هنگام موزيک با جثه اش پيچ و تاب حرکات موزون داشته باشد . درست در گوشه تابلو يکي از فرزندان نوجوان مورچه شجاع قرار دارد که نشسته و نيلبک و يا فلوت ميزند و اين شايد همان بچه اي است که در صحنه استراحت بچگان مورچه شجاع ني لبک مينواخت او در اينجا هم يک کلاه برگ سبز بر سر دارد و همين کله برگي وجه مشخصه اوست و شايد وي بزرگترين فرزند مورچه شجاع باشد البسه و يا هيکل اين مورچه قرمز و نارنجي مايل به زرد رنگ ميباشد او هم با حوصله و آرام نشسته و تنها بر روي نواختن درست آهنگ همگام با جمع متمرکز شده . به حالت جالب انگشتان دستش بر روي سوراخهاي فلوت توجه کنيد ! درست در پشت بچه مورچه يک بچه سوسک ريز هم نشسته و با همان حالت سوسک زرين و سوسک تپل قره ناي مي نوازد گلي که هنوز غنچه است و باز نشده زير آنها بر شاخه زير زميني روييده و اين شايد متناسب با بچگي سوسک کوچولو و بچه مورچه باشد . حالا کنار اين دو تا در پايين سوسک گوزني بزرگ و گنده و غول پيکر و البته مهربان نشسته و با لبخند رضايت و مهرباني در بزرگترين شيپور مي دمد و اين شيپور عظيم مناسب زور و هيکل سوسک گوزني ما است و ظاهرا اين بوق بزرگ و يا کرناي و يا سورنا از پوست افتاده شاخ يک غول (احتمالا بزغاله!) درست شده و يا باچوب و يا برگ و يا گلبرگ يک گل خشک شده ساخته شده و سوسک شاخدار ما آن کرنا را محکم با دو دست قوي خود گرفته استو قويا در آن فوت ميکند و صداي بلند و رساي آن را به گوش همه ميرساند اين سوسک بزرگ نيز روي زمين با خم کردن زانوها نشسته کت و شلوار قرمزي بر تن دارد و يقه مشکي پوشيده و پاپيون يا فکل زرد بسته و بالاي اين فوکول دو عدد دکمه زردرنگ طلايي دارد و اين مشخصه لباس وي در صحنه خوردن شام هم بارز و آشکار است اين سوسک بزرگ دو چشم درشت در دو طرف سر دارد و دو شاخک پره بادبزني در دو سوي کله اش و دو شاخ بزرگ قهوه اي همچون شاخ گوزن بر بالاي سرش و به همين علت است که وي را سوسک گوزني مينامند. پشت سر او و بالاتر خاله پروانه با احساس هرچه تمام آواز ميخواند و او يک خواننده حرفه اي هنرمند است و شايد تکخوان گروه باشد او دامان زرد بلندي پوشيده که نسيم در آن ميوزد و زردي آنرا به رخ همه ميکشد در حقيقت لباس او يک سارافون آستين کوتاه پفي با طرح جلو راهراه افقي است . پروانه خانوم دستها را پايين برده و انگشتانش را در هم گره کرده و فقط در حس خوانندگي است و ميخواهد کارش را درست انجام دهد دهان باز چشمان درشت موي مشکي فر زده صورت او را خاص ميکند و همانند چهره يک عروسک يا پري يا فرشته و يا بچه آدميزاد آنهم از نوع کارتوني مي نماياند پروانه خواننده ما دو بال بزرگ دارد با نقش و نگاري زيبا و طبيعي و کنگره اي و دندان موشي با رنگهاي تابناک قرمز و سرخ و زرد و نارنجي و قهوه اي و سفيد و کمي هم سياه . اينهم يک چهره بارز و شاخص است .و اما خانم ملخ و يا جيرجيرک يا سيرسيرک که با قد بلند و رشيد خود در کنار پري خانم ايستاده و ويالون ميزند و او هم يک ويولونيست حرفه اي است و در نوازندگي ويولون تبحر و استادي و مهارت بسيار دارد اين ملخ سبز هنرمند چون خودش يک جيرجيرک است بنابراين گنادي پاوليشين او را به يک نوازنده تشبيه کرده ، به حالت جالب او و دستانش که ويلن را در دست گرفته و موزيک ميزند توجه کنيد ! بند بندهاي تنش و رگهاي بالها و شاخکهای دراز و چشمها و دستان و پاها صورت سه رخ و چشم و ابروي عشوه ناک و لبخند مليح اين خانوم بسيار عالي نقاشي شده و با رنگهاي سبز و زرد و آبي و کمي قهوه اي و اندکي سياه بينهايت ظريف رنگ آميزي شده است و گويي با حرکات ملايم و موزون پا هايش در برابر ديدگان ما ميرقصد ... دو تا سنجاقک خانم که گروه کر را تشکیل داده اند دهن گشادشان را تا آخر باز کرده اند و با آخرین بلندی صدای خود اپرا میخوانند این دو هرکدام یک لباس رکابی بی آستین پوشیده اند که نشان میدهد هوای داخل خانه مورچه شجاع به قدر کافی گرم است جامه سنجاقک جلویی و پایینی سبز است که با سبزی تیره تر یک طرح کنگره دار دارد که یادآور بند بند بودن تن حشره است لباس سنجاقک خانوم بالایی و عقبی ساده و زردرنگ است چشم های این دو سنجاقک بسیار بزرگ و گنده است تقریبا مثل سنجاقک واقعی و نور داخل اتاق را انعکاس میدهد و برق میزند دهان این دو بسیار باز و گشاد است بالهای جفتی و بزرگشان باز بوده و رگهای بالها به دقت نقاشی شده است بالای سر همه اینها یک سوسک چاقالوی کپل خیکی خیلی سرحال بس محکم بر طبلش میکوبد و او هم یک طبال یا نوازنده حرفه ای طبل است او چوبهای سر گرد را بر طبل سبز زرد خاکستری توسی خود میکوبد و از این کار لذت زیادی میبرد و بسیار شاد است بازوان وی خاردار است و انگشتهایش را مشت کرده خندان است و پوزخند بزرگی بر دهان دارد و چشمان درشتش گرد شده و چهره اش را دوصدچندان شادتر مینمایاند سر و کله و هیکلش با هم یکی شده از بس که گرد و قلمبه است بالهایش قهوه ای خالخال و جلوتنه اش زرد رنگ ساده است . در این ترکیب بندی خارق العاده مورچه شجاع با آنکه در در گوشه و حاشیه تابلو نقاشی قرار گرفته اما به دو دلیل اول از همه دیده میشود یکی به علت اینکه طبق رسم و رسوم مینیاتور به خاطر اهمیت بیشتر و نقش اول بودن در داستان بزرگتر از سایر شخصیتها تصویر شده و عامل دیگر چشمان درشت و چهره گشاده و بشاش وی است که جلب توجه میکند . هرچند بقیه عناصر نگارگری مانند در خانه یا همان درب قوطی کمپوت خیلی بزرگتر از شخصیتها نقاشی شده و اهمیت بقیه موجودات اعم از زنده و غیر زنده را میرساند ولی باز هم شخص محوری این سبک را کم نمیکند . اینجا هم در این تابلو استاد گنادی پاولیشین نهایت هماهنگی و هارمونی و نظم را ایجاد کرده و نقاشی هم با موضوعش که موسیقی و آواز و رقص است هم آهنگ و یکصدا و یکدل است و ترکیب بندی طرح و رنگ در این نقاشی بسیار هارمونیک و موسیقایی است و اگر خوب ببینید و " اگر گوش بدهيد مي توانيد صداي آوازشان را بشنويد " ....

صفحه بعد >

طرح روي جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتيانا ماکاروا ترجمه سيده خديجه افضلي و نقاشيهاي بينهايت زيباي گنادي پاوليشين    Brave Antم‍ورچ‍ه‌ ش‍ج‍اع‌ . ن‍وش‍ت‍ه‌ ت‍ات‍ي‍ان‍ا م‍اک‍ارووا؛ م‍ت‍رج‍م‌ ت‍ران‍ه‌ م‍ش‍رف‍ي‌ . س‍ازم‍ان‌ ن‍ش‍ر ان‍دي‍ش‍ه‌ و ف‍ره‍ن‍گ، سيمين‏دخت‌ : بي نا ، 1977= (1356) . داستان کودکانه مورچه شجاع نوشته تاتيانا ماکاروا و نقاشي گنادي پاوليشين ترجمه سيده خديجه افضلي از انتشارات قائن
طرح روي جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتيانا ماکاروا ترجمه سيده خديجه افضلي و نقاشيهاي بينهايت زيباي گنادي پاوليشين پشت جلد کتاب مورچه شجاع و صحنه جشن و سرور حشره ها گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه پشت و روي جلد کتاب داستان مورچه شجاع قصه نوشته تاتيانا ماکاروا ماکارووا نقاشي تصويرسازي تصويرگري از گنادي پاوليشين ترجمه سيده خديجه افضلي انتشارات قائن فهرست نقاشي هاي گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه  دو تا از فرزندان مورچه شجاع بار غذا را به خانه ميبرند و سنجاقک بالاي سرشان پرواز ميکند  داستان از تاتيانا ماکاروا و نقاشي گنادي پاوليشين
قصر کاخ قله مورچگان در کتاب قصه مورچه شجاع بچه مورچه ها گلها و بته ها نقاشي جنادي پاولشن بچگان مورچه شجاع در حال استراحت و تفريح پس از کار روزانه يا در يک روز تعطيل گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه خانواده خوشبخت مورچه شجاع دور هم جمع شده اند و خوشحال هستند گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيهبچه هاي مورچه شجاع به دنبال پدر خود مي دوند و آذوقه و الوار به خانه ميبرند گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه
مورچه شجاع و فرزندش براي امرار معاش تلاش و دوندگي ميکنند و ميدوند و بار ميبرند گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه مورچه شجاع نگران خانه و زندگي خانواده و فرزندانش هست گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه

زن و بچه مورچه شجاع نگران آينده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته هاي گل ايستاده اند اثر گنادي پاولشن روسيه اي

شيطنت پشه ناقلا و ندادن نامه مورچگان به مورچه شجاع گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه
مورچه شجاع و همسر و فرزندانش در کنار درخت و بوته گلها به آينده خانه خود فکر ميکنند و خورشيد خانم نظاره گر است گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه

پرندگان در شب به آواز حشرات در جشن شبانه خانه مورچه شجاع گوش فرا ميدهند گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه

دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين

جشن با شکوه حشرگان در منزل قوطي کنسروي مورچه شجاع گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه
مورچه شجاع فانوس به دست در عرشه کشتي قوطي کنسروي ايستاده و سيل را نظاره ميکند نقاش گنادي پاوليشين روسيمرچه شجاع در کنار بندر حشرات براي دريافت آذوقه بارگيري ميکند نقاشي گنادي پاوليشين ماهي ها ماهيان در آخر داستان مورچه شجاع گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيهماهي ها ماهيان در آخر داستان مورچه شجاع گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه

ملوان ناوخدا ناخدا مورچه شجاع روي عرشه قايق قوطي کنسرو شيپور ميزند و بچه هايش شنا ياد ميگيرند و خورشيد خانوم آنها را نگاه ميکند  پايان داستان نقاش گنادي پاوليشين

مورچه شجاع نگران خانه و زندگي خانواده و فرزندانش هست گنادي پاوليشين gennady pavlishin painting نقاش روس روسي روسيه زن و بچه مورچه شجاع نگران آينده خانه و خانواده خود هستند و کنار بوته هاي گل ايستاده اند اثر گنادي پاولشن روسيه اي

 دعوت حشرات و بيمهرگان به جشن مورچه شجاع در خانه قوطي خالي کنسرو  نقاشي جنادي پاوليشين توجه : همه امروز براي صرف چاي دعوت هستيد . ساعت پنج ، يک دسته سنجاقک و حشره پرواز کردند و به خانه مورچه آمدند . او آنها را نمي شناخت ولي از همان ابتدا آنها را دوست داشت . وقتيکه حيوانات جنگل ديدند سنجاقک ها و حشره ها نيستند ، تعجب کردند .

Comments