Yeşiçin çıxardılmasının qəbul olunmaz nədənləri

posted Dec 28, 2011, 9:52 PM by Aydın Kasaei   [ updated Dec 29, 2011, 5:22 AM ]
دلايلي غير قابل قبول براي بركناري يشيچ

آقاي سهرابي مدير عامل باشگاه شهرداري، در مورد بركناري ميودراگ يئشيچ، دلايلي را عنوان كرده كه مهمترينشان به شرح ذيل است:
  1. عدم استفاده از بازيكنان بومي و سياست بومي گرايي كه موجب نگراني هواداران و باشگاه شده است.
  2. جذب بازيكنان خارجي ناكارآمد ولي گرانقيمت
  3. عمل نكردن وي به تعهدش در آغاز فصل مبني بر كسب جايگاه تك رقمي و در خور شأن شهرداري
البته بنده به عنوان هواداران همه تيمهاي آزربايجاني، فقط به يك دليل از تيم شهرداري ناراضي بودم و آن روند كج دار و مريض كسب نتيجه در بازي‌هاي خانگي است كه آن هم به دليل فراري دادن هواداران از استاديوم مي باشد، و اين اتفاقي نيست كه از موقع بر سر كار آمدن يئشيچ شروع شده باشد و مي توان گفت چنين روندي نشأت گرفته از نحوه مديريتي مي باشد كه تغيير نكرده است! به هر حال در مورد غير موجه بودن سه دليل بالا بايد گفت:

  1. اين دليل موقعي منطقي و قابل قبول بود كه مربي جايگزين يئشيچ هم فردي آزربايجاني بود، و نه مربي ناموفقي چون مديرروستا.  پرورش مربيان بومي كه بسيار مهمتر از بازيكنان بومي است! سياست اگر مبني بر استفاده از استعداد و پتانسيلهاي تبريز است، چرا براي تعيين مربي مثل ماشين چرا سراغ امثال رسول خطيبي نرفته‌اند و سراغ كسي رفته‌اند كه همين سال گذشته تيم‌اش به دسته يك سقوط كرده؟! از سويي ديگر، با توجه به اينكه تمامي توجهات به تيراختور است، به نظر مي رسد اتفاقاتي در شهرداري مي افتد كه به دليل در سايه بودن مورد غفلت قرار مي گيرد. گويا بازيكناني به بهانه آزربايجاني بودن احساس داشتن حق آب و گل داشته و انتظار دارند هميشه فيكس بازي كنند و كدام مربي عاقلي هست كه با توجه به حياتي بودن نتايج، بازيكنان آماده را به دليلي واهي همچون بومي بودن در تركيب قرار ندهد!؟ و اين در حالي‌ است كه مربي مزبور خارجي بوده، و در شهر تبريز هم به قول خود خيلي راحت است، چون تركي مي داند و بهتر با بازيكنان و مردم ارتباط برقرار مي كند. بركناري مربي به خاطر رويارويي با دسته‌اي از بازيكنان، واقعه خوشايندي نيست و خبر از وجود بازيكن سالاري، آنهم نه بازيكناني ستاره مثل كرار و يا كياني، مي دهد.
  2. در مورد بازيكنان خارجي گرانقيمت ناكارآمد هم به نظر مي رسد، مقصر تنها مربي نيست، و اين در همه باشگاههاي ليگ اتفاق مي افتد.
  3. در مورد جايگاه بلديه در جدول رتبه‌بندي بايد گفت وضعيت اين تيم در جدول بد هم نيست. اختلاف امتياز تيم ششم(ذوب آهن)  تا شهرداري كه در رده 13 ايستاده، تنها چهار امتياز است. و در اين قسمت جدول تيمي چون پيروزي و فولاد اهواز و داماش و شاهين بوشهر هم هستند كه از نظر داشتن مهره، وضعيت بهتري از بلديه دارند. در مورد توقع و يا هدفگذاري رتبه تك رقمي هم بايد سؤال كرده چه تفاوتي است بين رتبه هشتم و دوازدهم جدول!؟ و اصلا چه توفيري دارد آنهم براي تيمي كه اعلام مي كند سياست بوميگرايي را دنبال مي كنيم؟ اگر سياست و هدفگذاري چنين باشد كه نبايد نگراني از اين بابت باشد كه با رتبه 10تا 15 ، چيزي از ارزش بازيكنان و باشگاه كم مي شود؟ و البته بايد گفت، تيمي كه در اولين بازي‌اش در ليگ برتر توانست بيش از 50 هزار نفر به استاديوم بياورد، و توانسته در تهران قبل از تيراختور، پيروزي را شكست دهد، حق‌اش داشتن بازيكنان و مربياني ممتاز است كه بتواند به بازيهاي آسيايي راه يافته و براي آزربايجان افتخار آفريني كند  و چنين هدفي ممكن نيست مگر داشتن مديريتي صحيح و بدون ايراد و خطا. اينكه آقاي سهرابي مربي خوبي در عرصه فوتسال هستند، جاي خوشحالي است؛ ولي با توجه به اينكه ايشان در ديگر مشغله‌شان، يعني مديرعاملي تيمي بزرگ، چندان موفق نبوده، آيا هم به نفع فوتبال و هم به نفع فوتسال نيست كه انرژي ايشان بيشتر صرف فوتسال شود؟
در خاتمه، با وجود همه اين انتقادات اميدواريم، بلديه بتواند با پشتيباني هواداران در نيم فصل بهتر عمل كند. اشخاص مي آيند و مي روند، آنچه  بايد باقي بماند متعلقات مردم آزربايجان است. 


تبريزين ماشيني‌نا، شيراز ماهني‌سي ياراشمير!

يكي از مصائبي كه تيمهاي آزربايجان دارند اين نامهاي رسمي بي مسمايي  است كه روي تيمها گذاشته‌اند! آنهايي كه خيلي علاقه دارند، باشگاهشان طرفدار داشته باشد حداقل بايد اين موضوع را در نظر گيرند كه نام باشگاه قابل چرخيدن روي زبانها باشد، وگرنه هوادار مجبور مي شود كلمه "تيراختور" را جاي اسم شبه جمله "تراكتورسازي" به كار برد. البته اين در مورد تيراختور از سالها قبل حل شده، ولي باشگاههاي شهرداري ، ماشين سازي، و گسترش فولاد بايد فكري به اسم تيمها بكنند كه متاسفانه كارهاي برعكسي هم در اين مورد مي كنند! مثلا يكي از راهكارها توليد آهنگها و ترانه‌هايي است كه بتوانند القاب و شعارهايي را به هواداران ياد دهند. در مورد تيراختور، كه به صورت خودجوش دهها آهنگ بسيار زيبا منتشر شده و رقابت چشمگيري هم در اين ميان وجود دارد كه باعث شده كيفيت آهنگها هم بالا برود. براي شهرداري هم سال قبل يك آهنگ منتشر شد كه بد نبود، و البته بيشتر براي سال اول حضور در ليگ برتر بود تا يك آهنگ رسمي دائمي. ماشين سازي هم اخيرا آهنگي با عنوان "تبريزين افتخاري، اي ماشين سازي" منتشر كرده كه جذابيت مارشهاي تيراختور را نداشته، و چنگي به دل نمي زند. درست است متنش تركي است، ولي اصرار بر گفتن عبارت "ماشين سازي" باعث شده، سراغ آهنگي مثل "بيا بريم شاهچراغ شاهچراغ" رفته، و در نتيجه آهنگ و سرودي كه داراي خلاقيت نبوده، و تقليد نامناسبي شود؛ در حالي كه با همان شعار "ياشا ماشين، ياشيل ماشين" آهنگ آزربايجاني زيبايي هم مي توانستند توليد كنند. البته در آينده اگر ماشين بتواند با بازيهاي عالي(و نه بازي افتضاح بد اين هفته!) به ليگ برتر راه پيدا كند، خواهد توانست محبوبيت گذشته خود را باز يافته، و در نتيجه مثل تيراختور بتواند توجه هنرمندان بيشتري را به خود جلب كرده و در نتيجه آهنگهاي با كيفيت‌تري داشته باشد. در هر حال وظيفه داريم، يك يورولماسين به كساني كه زحمت كشيده‌اند بگوييم.

زد و بندهاي فوتبالي، و آرامش ما!

در برنامه نود اين هفته، همگان متوجه ابعاد ديگري از فسادهاي گسترده‌اي شدند كه فوتبال را در خود غرق كرده است. از نحوه عجيب و غريب صعود و سقوط تيمها را بگيريد تا رشوه گيري و فسادهاي اخلاقي ديگر! اينها را همه شنيده‌اند و موضوع بحث ما هم نيست. ولي در جايي بازهم  به موضوع تيراختور پرداخته شد كه بازهم قضيه به قول معروف ماستمالي شد. هدايتي صاحب باشگاه استيل آذين در ميان افشاگري‌هايش در مورد تحميل مربيان، به عزيز محمدي رييس سازمان ليگ برتر گفت:

 پارسال ما به شما گفتيم بگذاريد فلان مربي را بگيريم، تا استان مربوطه هم به آرامش برسد!

هر كسي فوتبال مملكت را پيگيري مي كند، دقيقا متوجه مي شود كه منظور كدام مربي، كدام تيم و كدام استان بوده است. اينجا قرار نيست در اين مورد اظهار تاسف كنيم كه فوتبال گرفتار فساد است و اينكه چرا بايد فدراسيون مثل كارگزيني و دلالان بايد در مورد به كارگيري مربيان دخالت كند. آنچه مايه تاسف ما به عنوان يكي از طرفداران ميليوني تيراختور اين است، فلان آدمي كه در همان برنامه مشخص شد براي صعود تيم‌اش رشوه چند صد ميليوني داده، متخصص تجويز مسكن آرامش يك ملت است و در مورد اين صحبت مي كند كه اگر يك مربي محبوب از تبريز برود، در آن استان آرامش ايجاد مي شود! البته كسي طرفدار آن مربي هم نيست، ولي به قول فلان نماينده تبريز، فلان ننه قمر چكاره است كه ادعا مي كند در آزربايجان آرامش وجود ندارد؟!
در اين مورد بيشتر ادامه نداده، و فقط مي گويم: آزربايجان وار اولسون، ايسته‌مه‌يه‌ن كور اولسون


نقل و انتقالات نيم فصل و عملكرد تيراختور 

در حالي فرصت براي نقل و انتقالات نيم فصل تمام مي شود كه به جز حدادي‌فر خوشبختانه يا بدبختانه هم پست كياني است!)، هنوز هم بازيكن شاخصي در پستهايي كه نقطه ضعف اصلي تيراختور بودند، جذب نشده است. در حالي كه هفته‌ها از نبود يك مهاجم حتي معمولي در نوك خط حمله تيراختور مي ناليديم، بازهم تيراختور رفته و يك دروازه‌بان پيدا كرده است و اين هم در بوق و كرنا شده كه در هلند بازي مي كرده و ...! اصلا برويد وندرسار ده سال قبل را بياوريد!  وقتي تيم در خانه خود نمي تواند به سرچشمه گل بزند چه نيازي هست به يك دروازه بان ديگر؟
و البته ما در انتقادات هم آخر سر مجبوريم يك "به هر حال" هم بگوييم و دلمان را به اين خوش كنيم كه تيراختور به مدد هوادارانش بازيكنان به فرش رفته را به عرش برگرداند. اينكه مهاجم نيمكت نشين سابق سپاهان، يعني "فرزاد حاتمي" يك ازربايجاني از ديار خمسه و زنگان است، جاي خوشحالي است. اميدواريم او تحت تاثير تشويقهاي خارق العاده هواداران، بتواند خرق عادت كرده، و گلهاي زيادي براي تيراختور به ثمر رسانده، و در قهرماني تيراختور بازيكني از زنجان هم سهيم باشد.

گونون گؤرونتوسو: تيراختور و آنتاليا اسپور كلوبلاري‌نين دوستلوغو

دئيه‌سن بوگون تيراختور ايله آنتاليا اسپور ايله بير حاضيرليق ياريشلاري اولاجاقدير؛ البته  سون دقيقه‌لرده كنسئل اولماسا! بو ايكي كلوبون سوروملولاريندان بو ياريشي پلانلاماغا گؤره تشككور ائديريك:


آيدين ك
8 / قيش ايلكي (دي) / 1390

Comments