راز نیاز
__________________________
فلسفه نماز
__________________________________________
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
https://t.me/khanjanyaliakbar/1692
۵۹۰- سوء استفاده از واژه مقدس عشق است که قلوب انسان مدرن را لانه اجنه و شیاطین و مفسدین و هرزگان حرفه ای نموده و ارواح بشری را از میان برداشته است و هر دلی را قطعه ای از جهنم ساخته است. بپرهیز از هر مکتب و مذهبی که با شعار عشق در بازار فعالیت می کند. حتی اگر همین رساله حاضر به هر طریقی برایت توجیهی در تقدیس فسق و زناکاری است در حقش تردید کن و یا در ادراکت از این حق تجدید نظر نم!ا
۵۹۱- به خدای محمد ص و علی ع سوگند که اگر جمله ای از این رساله عشق حتی یکی از فروعات مستحبی شریعت محمدی را خدشه دار سازد حق است که کل اين رساله سوزانیده شود و نویسنده اش لعنت ابدی گردد
*************
۵۷۲- «و آنانکه در حال رکوع زکات می دهند» مائده ۵۵
«و کسانی که خداوند دوستشان دارد و آنها هم خدای را دوست می دارند» مائده۵۴۰
«و کسانی که خدا و رسول و مومنان را دوست می دارند» مانده -۵۶
زکات از روی تواضع و منت کشی و تعظیم و تکریم و نیاز و نه از حس تکبر و برتری طلبی و نخوت و ناز٬ خاص عاشقان حق است که حق را در خلق می نگرند پس در قبال خداست که اینقدر با منت کشی و تکریم و نیاز خود زکات می دهند. به خدا می دهند و نه خلق. ولی بدست خلق می دهند. اين بدا!ن
**************
۵۹۶- بدان که خدا عاشق آن انسانی است که بخواهد از خالقش هم برتر باشد و این برتری همان عشق خدا به انسان است. در این معنا بمان و کژ مغ!ژ
۵۹۷- باز هم می گونیم و اصرار می ورزیم که معرفت حق٬ هدف کل دین و از جمله عبادات است و هدف از عبادت رسیدن به عبودیت است و عبودیت همان عشق است و نه بردگی و بندگی و مفلسی و چاپلوسی و گردن کجی و التماس و زاری. خداوند از التماس کنندگان درگاهش بخاطر رزق بیزار است و این بزرگترین معصیت و تهمت بخداست. و خشوع همان خاکساری و خاک روبی و آب و جارو کردن درگاه اوست با ابرو و مژگان و آب دیدگا!
**************
"دانلود مقاله جدید استاد: معنای صلوات "برترین دعای ممکن
**************
از کتاب مذهب اصالت عشق جلد شش اثر استاد علی اکبر خانجانی
۶۱- همانطور که قبلا نیز اشاره نمودم اینجانب حدود چهار سال پیش که شروع به تبیین تخصصی معرفت قرآنی نمودم حدود چهل شبانه روز شب تا به صبح سحر در عین بیداری و هوشیاری و در حال نوشتن شاهد بر حضور جمالی عروس قرآن در مقابل رویم بودم. که اینک حق کبیر آن واقعه را بهتر درمی يابم. و خود بنده نیز بتدریج این اسرار را در آیات قرآنی یافتم که این جستجونی کلاسیک و کتابی البته نبوده و بلکه نوعی نزول باطنی بوده است و خود قرآن با من سخن گفته و کل زندگی ام را تبیین قرآنی فرموده است و بدین گونه به کرم پروردگارم کل تن و دل و روح و جان و اعمال و سرگذشتم قرآنی گشته است. و اين نه امری ویژه بنده که ویژه همهمخلوقات خداست که به نور معرفت نفس و جهاد مادام العمر ممکن شده است که همان واقعه آفرینش جدید عرفانی است و قيامت فرد!ی
از کتاب مذهب اصالت عشق جلد ۵ اثر استاد علی اکبر خانجانی
۶۶۲- در حدیث قدسی نیز آمده است که خداوند می فرماید که مومنی که شب زنده دار باشد و عبادت مرا کند من چشمش می شوم تا مرا ببیند و گوشش می شوم تا صدایم را بشنود و... و محل اراده من می شود یعنی خلیفه من می شود. به همین سادگ!ی
۶۶۳- احتمالاً بسیاری از متشرعین که عمری نماز شب خوانده و چنین مقامی را نیافته اند اصل این سخن را منکرند و لذا عارفان را مرتد و ملحد و کذاب می خوانند. زیرا پنداشته اند که هر نمازی مصداق خداپرستی است. چه بسا نمازی که عین خودپرستی است و آدم را دیو می کند. کسی که امام حی ندارد که نماز ندارد ای عزیز! زیرا خدا ندارد! فرق نماز ابن ملجم و عمار در امام است
۶۶۴- آدمی بت را بپرستد به هدایت نزدیکتر است تا اينکه خدای خیال خود را بپرستد.«آیا پیروی از خدا حق تر است یا پیروی از کسی که خدايش هدایتش نموده.»قرآن-
«٩۰ اقتدا کنید به کسی که تحت هدایت خداست» انعام -
«ذهن برای رسیدن به حق کفایت نمی کند» یونس ۳۶-
تأویل و ترجمه دعای سحر اثر استادعلی کر خانجانی
ای پروردگار من
ای خودآی من
ای خود خود من
درخواست میکنم از پرتو تو
روشن ترین آنرا
که کل پرتو ات روشن است
خدایا درخواست میکنم
بحق پرتو تو
کل پرتو تو را
ای پروردگار من
ای خودآی من
ای خود خود من
درخواست میکنم از
جمال تو زیباترینش را
که همه جمالهایت زیبا است
خدایا درخواست میکنم
بحق جمالت کل جمالت را
ای پروردگار من
ای خودآي من
ای خود خود من
درخواست میکنم از جلوه های
تو متجلی ترینش را
که همه جلوه هایت متجلی است
خدایا درخواست میکنم بحق
تجلی ات کل جلوه ات را
ای پروردگار من
ای خودآي من
ای خود خود من
درخوأست میکنم از عظمت
تو عظیم ترینش را
که همه عظمت هایت عظیم است
خدایا درخواست میکنم بحق
عظمت تو کل عظمتت را
ای پروردگار من
خودآي من
ای خود خود من
درخواست میکنم از نور
تو نورانی ترینش را
که همه نورهایت نورانی است
خدایا درخواست میکنم بحق
نورت کل نورت را
مقاله ۲۲ خودشناسی تمثیلی٬ دائرة المعارف عرفانی جلد سوم٬ اثر
استاد علی اکبر خانجانی
روزی بنده ای به درگاه خدا نالید و گفت: پروردگارا مگر من چه جفایی در حق تو کرده ام که عالم و آدمیان را امر نموده ای که به من جفا کنند؟
پاسخ گفت: جفایی بدتر از این نبود که عمری دل به غیر من داده ای حال آنکه من در دلت به انتظار بودم. و تو مرا به غیر فروختی آنهم به شقی ترینشان
بنده ناله کنان گفت: پروردگارا می دانی که دل به اختیار من نبود و ربوده شد
پاسخ گفت: می دانم و این امتحان عظیم تو بود. ولی می توانستی که از این واقعه شرمسار باشی و یا از معشوقه هایت بگریزی. شرمساری حداقل انتظار من از تو بود. ولی تو او را به جای من پرستیدی و بر جای من قرار دادی. من هم به او امر کردم که از تو بیزار شود و برود. تو به من خیانت نمودی و او هم به امر من به تو خیانت نمود. من نور عشق تو بودم و تو مرا به شقی ترین دشمنانم هدیه کردی.
بنده با شرمساری گفت: پروردگارا هر چه بر من جفا شود حق است. حال که نور تو را اینگونه نثار دشمنانت کردم بر من آتش ببار که مستحق آتشم.
پاسخ گفت: هنوز هم کافری. پس چرا رحمت و عفو مرا طلب نمی کنی؟ آیا ابلیس تو را از من مأیوس کرده است؟
بنده گفت: پروردگارا تاب عفو و رحمت تو را ندارم در آتش تو بیشتر تو را یاد می کنم. من بخود امیدی ندارم و خود را می شناسم.
پاسخ گفت: پس از من بخواه که به تو معرفت بر لطف و رحمت خود بخشم تا ظرفیت درک محبت مرا بیابی. زین بعد مرا صدا کن: یا اَعرَ!ف
(از کتاب مهدی نامه(دعای غیبت و ظهور امام زمان عج)(سباسب
خدایا! مرا در سرا پرده حرم خود حفظ فرما که تندبادها آن را کنار نزده و هتک نکنند و نیزه ها آن را پاره نکنند و روح مرا با روح مقدس خودت نگه دار که بر هرکس آن را القاء کردي در دیده بینندگان معظّم و در قلوب خلق، بزرگ شد. و مرا با اسماء حسنایت و مثل هاي عُلیایت موفق بدار و صلاح من را در جمیع آنچه آرزو دارم از خیر دنیا و آخرت قرار بده و چشمان بینندگان را از من بگردان و قلب هایشان را از شر آنچه در درون دارند به خیر آنچه مالکش نیستند متحول فرما
پناه بردم به الله رب من و رب هرچیز ،از سِحر هر ساحري و خیانت هر خیانتکاري و مکر هر مکر کننده اي و از شر مردم دل آزار و زبان زهر دار و ملامت کننده و از شر هر صاحب شري و تهدید هر درنده خوي صاحب قدرتی و غلبه هر دشمنی و شماتت هر کینه توزي
!از دعای خود مأیوس نشوید
مقاله ۲۱ خودشناسی شرعی از کتاب دائرة المعارف عرفانی جلد دوم
اثر استاد علی اکبر خانجانی
مأیوس شدن از دعا همان مأیوس شدن از خدا و عین کفر و تسلیم ابلیس شدن است چرا که ابلیس رسالتی جز مأیوس کردن انسان از خدا ندارد و از همین درب بر انسان وارد می شود. هر چه دعائی بزرگتر و محالتر باشد استمرار و استقامت و خلوص و صبر و تداوم بر آن دعا بهمان میزان ضروری است. در حقیقت دعائی بدون اجابت محال است. آنچه که دعائی را به اجابت نمی رساند قطع امید نمودن فرد داعی از دعای خویش و رها کردن آن است. آرزوهای بزرگ مستلزم تداوم در خواستن است. دست و دل شستن از دعائی، موجب رویکرد به راه و روشهای نادرست می شود و این همان پیروزی ابلیس بر انسان است. اراده کنید، بخواهید و قلباً بخواهید و از خدا بخواهید و بر خدا صبر کنید بدون تردید اجابت می شود زیرا خداوند چنین وعده نموده است و خدا هم هرگز خلف وعده نمی کند. و این نکته که چه بسا دعائی که بعد از مرگمان اجابت می شود اگر حیات بعد از مرگ را هم به حساب زندگی آوریم. استمرار در هر دعائی علاوه بر به کام رسیدن موجب تقویت قدرت اراده شده و قدرت کلی روح انسان را تعالی می بخشد. قدرت هر انسانی بمیزان شدت در دعا و صبر بر آن است. و خداوند با صابران است. افسوس بر کسی که دست و دل از دعای خود بشوید مگر اینکه به دعائی برتر برسد. و نیز اینکه خداوند دعاکنندگان را دوست می دارد زیرا دعا تنها راه رابطۀ انسان با خداست
از کتاب دعای عرفه آخرالزمان٬ اثر استاد علی اکبر خانجانی
ای رفیق و ای شفیق، ای انیس و ای مونس، ای حبیب و ای طبیب، ای شفیع و ای شافی، ای مولا و ای نعیم، ای سلطان و ای نصیر، ای محاط و ای محیط، ای باعث و ای وارث، ای شاھد و ای ناظر، ای کامل و ای واصل، ای کافی و ای وافی! ما را در دین و دنیا کفایت نما تا محتاج غیر تو نباشیم و در امتحانات و بلایا جز به درگاه تو روی نیاوریم و شرمندۀ آستان تو نیائیم و اگر شرمنده آمدیم ما را بپذیر و از ما در گذر ای آنکه عفو تو را غایتی نیست. و اگر نیامدیم تو خود از درب لطف و محبّت خویش ما را به سوی آستانت کشان و مگذار تا بر آستان دشمنانت توقف کنیم
ای نور ازل ، ای زیبای ابد ، ای پاک مطلق ، ای قادر بی انتها ، ای یگانۀ بی ت!ا
راھت را بر ما آسان فرما و اعضاء و جوارح ما را بر صدق امرت استوار کن و در ھر امری از نزد خودت ما را ھدایت فرما و از سرگردانی برھان تا طعمه اشقیاء نشویم.
شرایط اجابت دعا (خودشناسی شرعی) مقاله ۱۶
دعا به درگاه حق مستلزم حقوق و آدابی است که کمابیش می دانیم و بطور کلّی عبارتند از: جدیّت و شوق لازم برای درخواست از خدا، معرفت لازم دربارۀ خواستۀ خودمان و اخلاص در دعا که همانا تک نیّتی بودن آن است. در قرآن و احادیث داریم که از آنجائی که اکثر مردمان این شروط را برای اجابت دعای خود ندارند بهتر است که دعای خود را به نزد رسول، امام و یا مؤمن مخلص ببرند و از طریق او خواسته خود را به خدا برسانند. شروط دوم و سوم اجابت دعا اموری هستند که اکثر مردم از آن غافلند زیرا معرفت لازم در حقّ خواستۀ خود را ندارند و نیز اخلاص لازم. و امّا نکته دیگر در اجابت دعا اینست که خداوند لزوماً به روشی که ما می خواهیم خواستۀ ما را اجابت نمی کند زیرا او نظر بر قلوب ما دارد و نیّت ما را در می یابد و نه لزوماً صورت ظاهری خواستۀ ما را. مثلاً اگر پول بیشتری می خواهیم برای راضی ساختن همسر یا فرزند است وگرنه پول بخودی خود ارزشی ندارد. حال اگر بدون رسیدن پول بیشتر همسر و فرزندان ما راضی شدند پس دعای ما اجابت شده است. زیرا چه بسا هر چه که پول بیشتری بدهیم حرص و توقّع هم بیشتر می شود و هرگز رضایتی حاصل نمی گردد یعنی دعای ما اجابت نمی شود. پس عاقلانه و دعای با معرفت آن است که بگوئیم: خدایا به خانۀ ما قناعت و رضایت عطا فرما نه اینکه پول بیشتری برسان. دعای خردمندانه، درخواست افزایش قناعت وعزّت و عقل و ایمان است نه درخواست پول بیشتر. چه بسا دعاهائی که ذاتاً گناه هستند و لذا اجابت نمی شوند و اگر بشوند بر بدبختی ما افزوده اند. کسی که خود را بشناسد دقیقاً می داند که چه چیزی از خدا بخواهد
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فلسفه شریعت خودشناسی شرعی اثر استاد علی اکبر خانجانی تألیف ۱۳۸۴-۱۳۸۶
درباره آسمان
عموماً آدمی به هنگام درد و بلا و بدبختی های شدید به یاد خدا می افتد و او را یاد می کند و روی به آسمان می نماید و او را از آسمان صدا می کند از زبان عمیق ترین جای وجودش یعنی از زبان دل. گوئی روی به منشأ خودش که همان نیستی می باشد، می نماید و گوئی آرزوی نیستی می کند و می خواهد همچون آسمان هستیِ نیستی وار باشد: هستی غیر مادی. و این میل به یگانگی با خویشتن است زیرا انسان ذاتاً خود را از عالم ماده و خاک نمی داند و این احساس به هنگام درد و ناتوانی شدیدتر می شود و این میل توحیدی در ذات بشر است و به معنای فطری بودن دین. ولی آیا براستی خدا در آسمان است...؟
از کتاب کند و کاوی در اصول تألیف استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 101
(مناجاتی کودکانه(از کتاب نظر بازی ما
کلمة الله
ذکر
ذکر در لغت بمعنای «به یاد آوردن» است. به یاد آوردن خدا در خویشتن! و بدینگونه ذکر روشی است که راه از خود تا خدای ذات طی می شود و ذاکر به اسماء و کلمات الهی نهاده شده در خلقتش می رسد و متخلق به اسماءالله می شود که همان واقعه خلق جدید انسان است که از حیوانی دو پا، خلیفه خدا می سازد و انسان کامل! «خدای رحمان آفرید انسان را و تعلیمش نمود قرآن و بیان را»- سوره رحمن
از کتاب ذکر تألیف استاد علی اکبر خانجانی
(دعای سباسب (مهدی نامه
وجه تسمیه سباسب
سباسب به معنای سرزمین خراب و ویران، بیابان دور افتاده و پرت و موحش و دست نیافته است. امام صادق (ع) در روایتی می فرماید: همانا برای شیعه ما عصمتی است که اگر با آن در دل دریاها و سباسب بیابان ها (صحراهای دور افتاده و خوفناک) بین درندگان و گرگ ها و دشمنان و جن و انس حرکت کنند از خطر آنها به ولایت ما در امان خواهند بود
از کتاب مهدی نامه
معنای توکل (خودشناسی دینی) مقاله ۷ استاد علی اکبر خانجانی
توکل از جمله مفاهیم و ارزشهای دینی – اخلاقی است که شاید بیش از سائر ارزشها مورد سوء تفاهم و حتی سوء استفاده بوده است. توکل در معنای لغتش عبارت است از وکیل قراردادن خداوند در امور زندگانی. و یا توسل به غیب در امور دنیوی. بدون شک یکی از علائم توکل نوعی انفعال در قلمرو فعالیتهای دنیوی می باشد. گوئی که انسان اهل توکل برخی از کارهایش را به خدا می سپارد. لذا یکی از انتقاداتی که به این امر وارد شده است همانا بروز تن پروری و بی عملی می باشد. گوئی توکل توجیه کننده تنبلی و بی مسئولیتی است و بی عملترین و لاابالی ترین آدمها بیشترین توکلها را دارند و از این معنا استفاده ای بیشتر می کنند. این نکته مورد انتقاد شدید بسیاری از متفکرین عصر جدید از جمله مارکس و سوسیالیستها بوده است واز بابت همین معناست که مذهب را افیون مردم دانسته اند. گوئی که توکل به خدا موجب ستم بری و ذلّت پذیری است و هر نوع قدرت تهاجمی و حتی تدافعی را که راز بقای بشر است نابود می سازد. آیا به راستی مسئله چیست؟ این واضح است که در معرفت دینی مقام توکل از مقامات بسیار بالای یک انسان متقی و عارف است که در صبر و رضای بر بلایا آشکار می شود. ولی مردم عادی از چنین قدرتی بندرت برخوردارند. در عین حال همین مردمان عادی و حتی بی اعتقاد به خدا هم در سختی های اجتناب ناپذیر و از سر ناچاری مجبور به صبر هستند و گاه متوسل به معنای توکل می شوند تا این صبر را ممکن سازند. به هر حال توسل به توکل برای عارف و عامی در معنای نهایی امری اجتناب ناپذیر و جبری و ذاتی و از فرط بیچارگی می باشد. زیرا آدمی تا حدّ توانش در قبال مسائل زندگی واکنش نشان می دهد و برای تحقّق آرزوهایش عمل می کند. و برایش می جنگد مگر اینکه دیگر از فرط خستگی و بیماری و درماندگی و ناچاری منفعل و تسلیم گردد که آنگاه هیچ فلسفه ای همچون توکل بکار نمی آید. و این یک توفیق اجباری است که آدمی را در سخت ترین بن بست ها امکان ادامه حیات می بخشد و بهتر از افیون است. توکل حتی از جنبۀ توفیق اجباری نیز مانع ارتکاب به جرم و جنایت و خود کشی و تخدیر می شود. و آدمی را برای یک بار هم که شده بر سر جایش می نشاند و با خودش روبرو ساخته و مبتلا به خود می کند و این واقعه ای بسیار مهم و سرنوشت ساز در زندگی هر انسان است زیرا انسان را بر آستانۀ خودشناسی قطعی و وجودی قرار می دهد که نعمتی بس بزرگ است. در حقیقت توکل به خدا در معنای نهائی همان توکل به خودی خویشتن است زیرا آدمی از هر غیری مأیوس شده است و دستش از هرچه غیر خویش کوتاه است و لذا مجبور است که به ذات انفعالی خویش متوسل شود که همسایه مرگ و نیستی است و این آستانۀ غیب و توسل به قدرت غیبی وجود خویش است. بدون شک توکل برخاسته از غایت ناتوانی و نادانی انسان است همانطور که خداوند هم در چنین وضعیتی از وجود انسان پیدا می شود. به هر حال آدمی همواره تلاش می کند که خود را در نزد خویش توجیه کند و توکل توجیه غایت ناتوانی می باشد و این زیباترین و معنوی ترین توجیهات ممکن است. به هر حال توکل مربوط به قلمرو ناتوانی بشر است ولی از آنجاییکه توانائیهای هر کسی متفاوت از دیگران است لذا ناتوانی هم تعریف محسوسی ندارد پس توکل هم در چهارچوب محسوسات قابل تعریف نیست و امری واقعاً خصوصی و باطنی و احساسی است و راز ویژۀ هر کسی در نزد خود اوست. این نکته نیز بدیهی است که توکل هرگز نمی تواند منجر به گناه شود و اگر چنین شود توکل نیست بلکه یک سوء استفادۀ عمدی از این معنا است زیرا توکل قرار است مانع ارتکاب به گناهان بزرگ شود نه اینکه توجیه ارتکاب به گناه گردد
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فصل فلسفه دین اثر استاد علی اکبر خانجانی
بسم رب العالمین
نابترین دعای کل تاریخ دعا
بنام خدائی که چون نامش بری با تو سخن گوید و چو یادش کنی همنشین با توست و چون دوستش بداری به دیدارت آید و چو عاشقش گردی بر جای تو نشیند و همو شوی. و چون انکارش کنی رزق و حیات جاویدت بخشد و کاری به کارت نداشته باشد
از کتاب مذهب اصالت عشق جلد ششم
www.khanjany.com
دعای تنهائی (خودشناسی شرعی) مقاله ۷ استاد علی اکبر خانجانی
پروردگارا، خالقا، رزّاقا، حافظا
ای اهورا مزدا، ای کریشنا، ای یهوه یا الله
به کدام نام بخوانمت که دوست میداری مرا
به خودی ترین نامها می خوانمت ای خود – آ
ای کسِ بیکس
ای خدای تنهائی تنهایان
ای انیس و مونس، ای رئوف و لطیف، ای رفیق و شفیق، ای عزیز و رحیم
ای علی و ولی، ای مولا ونعیم، ای سلطان و نصیر
ای باقی و مقیم، ای مالک و ای صاحب و ای قدّوس
ای ودود و ای خلیل
ای جلیل و ای جمیل
ای احد و ای صمد و ای سرمد
ای کافی و ای وافی
برای تنهائیم کفایت کن و مرا محتاج غیر مکن
ای مهربان و ای تنها مهربان
با من مهربانی کن که جز تو مهری نیست
آمین
www.khanjany.com
فرازهایی از دعای( عرفه تنهائی) از کتاب دعای عرفه آخرالزمان اثر استاد علی اکبر خانجانی
ای واحد قهار و ای عاشق بی معشوق! در به در و بی کاشانه و غریب و تنها خود توئی، زیرا من از تو می گریزم و لایق یاریِ تو نیستم
پروردگارا ! این گریز و کفران مرا علاج فرما تا مبتلا به نژاد پرستی و عواطف دروغین نگردم و غیر تو را نپرستم و به عذاب النّار دچار نشوم چرا که گریز از تو و ابتلای به غیر تو ، ھمان رویکرد به آتش دوزخ است که دل را که خانه توست می سوزاند تا غیر تو در آن وارد نشود . مرا از این آتش برھان
پروردگارا، دلم را که خانه توست مسکن غیر خودت مفرما ھر چند که خویشان و نژاد و عزیزانم مرا طرد و لعن کنند این لعن و نفرینشان سزای من است و حق من است و تنها راه رویکرد من به توست تا در خانه دلم در آئی و صاحب خانه خودت شوی و مرا ھم از نابودی نجات بخشی
واینگونه است که می توانم خویشان خود را نیز بی ھیچ توقّعی دوست بدارم و به آتش این عواطف مبتلا نگردم و خود و آنان را نسوزانم و قلبم را کارخانه کینه و بغض نسازم تا مجبور نشوی که قلبم را تعطیل کنی و ُمهر باطل بزنی و مرا از قلمرو حیات و ھستی بیرون اندازی تا ابد دریوزۀ عدمیان و ھمنشین مردگان و اشقیاء گردم.
پروردگارا مرا در خویشتنم بنشان و قرار بخش و از خویشان ساز و اھل بیت حرم رازت فرما و یگانه ام کن و از بیگانگی نجات بخش
پروردگارا مرا در جمع دوستانت که تنهایانند قرار ده و ھمنشینی با آنان را بر من شیرین و عزیز گردان و از غیر دوستانت بی نیازم فرما
www.khanjany.com
فلسفه دعا و ادعا
ادعای هر کسی در حقیقت همان دعای او به درگاه خداست منتهی به صدای بلند و با منطقی دگر. مومن دعا می کند و کافر هم ادعا. ادعا همانطور که از لغتش پیداست صفت تفصیلی دعاست و پیشی گرفتن از دعاست و پیشاپیش دعای خود را ادعا کردن است قبل از اجابت دعا. این نوعی زرنگی به درگاه خدا هم هست که خیلی هم بد نیست و گاه خیلی هم خوبست و خداوند خیلی سریعتر اجابت می کند. گویی نوعی خدا را در عمل انجام شده قرار دادن است. منتهی خوشا به حال کسی که ادعاهای بزرگ و انسانی کند. ادعا و دعا هر چه که بزرگتر باشد به درگاه خدا مقبولتر است. خداوند از خواسته های حقیر بدش می آید زیرا به نوعی تحقیر کردن رحمت و کرامت اوست. دعای کوچک کمتر اجابت می شود. و اما چه بسا آدمی ادعایی می کند از روی هوس یا جنون ولی بناگاه خود را بر آستانه تحقق آن می یابد و می گریزد. بنده شخصاً به کرات با چنین وقایعی روبرو بوده ام که چگونه آدمها می گریزند. و این امتحان دعاها و ادعاهای بشر است. خداوند می فرماید که هر که ادعایی کند امتحانش می کند تا معلوم شود که آیا واقعاً راست می گوید و می خواهد یا نه. راز تحقق هر دعا و ادعایی چیزی جز شدت و عمق و جدیت در آن خواهش نیست هر که به راستی و قلباً هر چه را بخواهد همان می شود و در این امر هیچ تردیدی نیست و سخن پیامبر اکرم راست است که مومنان اگر بخواهند کوه را جابجا می کنند. منظور از مومن یعنی کسی که به خواسته خود باور قلبی دارد و قلباً اراده می کند. آدمی دارای روح خداست یعنی دارای قدرت کون فیکون است
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۱۲۹
www.khanjany.com
یک دعا
پروردگارا که مرا از عدم آفریدی و هر چه دارم از توست. پس چرا نظری بمن نمی کنی؟ آیا لایق نظرت نیستم؟ اگر چنین است آیا خلقت تو در من ناقص است و نظرت را تأمین نمی کند؟ پرودرگارا چرا بمن رحم نمی کنی؟ آیا گناهانم بیشتر از رحمت توست؟ پروردگارا چرا مرا نمی بخشی؟ آیا خطاهایم برتر از بخشش توست؟ پروردگارا چرا بمن لطف نمی کنی؟ آیا شقاوت من فزون از لطافت توست؟ پرودرگارا چرا مرا از ورطه نابودی نمی رهانی؟ آیا عدم من قوی تر از وجود توست؟ پروردگارا چرا پاکم نمی کنی؟ آیا ناپاکی و پلیدی من قدرتمندتر از قداست توست؟ پروردگارا چرا در بهشت خود راهم نمی دهی؟ آیا دردهای من لایق بهشت تو نیست؟ آیا به اندازۀ کافی درد وعذاب نکشیده ام که دلت به رحم آید؟ پس چرا مرا آفریدی که لایق رحمت و لطف و کرامت و محبت تو نیستم؟ چرا چیزی آفریدی که لایق تو نباشد؟ اگر لایق تو نیستم و از آفرینش من نادمی پس مرا نابود کن چنانکه هرگز مرا نیافریده ای و ننگ وجودم را از درگاهت پاک نما و از شرم آسوده شو! آمین
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۵۲
www.khanjany.com
بیائیم دعا کنیم برای جهانیان
دعا برای ديگران از ويژگيهای دين اسلام و فرهنگ تشيع است که بصورت امری به مؤمنان توصيه شده است. در دعا کردن برای خود و عزيزان هنری نيست و لذا بندرت هم اجابتی است که اجابتش هم موجب گرفتاری می شود. دعا برای ديگران، برای بيگانگان، برای دوست و دشمن، ويژۀ يک انسان راستين و خداپرست است که خدا را به خدائی اش می شناسد و نه به گدائی اش به درگاه مخلوق تا برايش عبادت کنند تا نانشان دهد. يکی از درسهائی که ادعيه ائمۀ اطهار به شيعيانش می دهد دعا برای غير است. اين دعا فقط هم بشر دوستی نيست بلکه عين يک خودــ دوستی خردمندانه است چرا که تا زمانيکه کسی بر روی زمين در رنج و ستم است و جان می کند هيچکس نمی تواند آرام و قرار و سعادتی داشته باشد زيرا بشريت نفس واحده است و واقعاً بنی آدم اعمای يکديگرند. بنگريد به کسانی که خوشبختی را امری خصوصی می دانند و تمام عمرشان مشغول خوشبخت سازی خويش هستند براستی بدبخت ترين آدمهايند و در هزاران غل و
زنجير جان می کنند. دعا کردن برای ديگران کمترين و حداقل تلاش آدمی برای همنوعان خويش است. اين دعا دل و اند يشه و جان آدمی را نيز توسعه می دهد و به آفاق عالم متصل می سازد و يکی از قدرتمندترين روش رشد روحانی و تعالی جان است. کسی که به درگاه خدا برای بدبختی ديگران می گريد. اينست انسان! پس بيائيم اين هديه الهی را امتحان کنيم تا ببينيم که چه گشايش عظيمی در دل و جان ما رخ می دهد. بيائيم دعا کنيم برای شفاعت و سلامت و نجات همه بيماران لاعلاج، همه سرطانی ها و ايدزی ها و صرعی ها و افسرده ها و معتادان. برای همه زندانيان و محکومان به اعدام. برای همه يتيمان و بيوه زنان. برای همه تنهايان و بيکسان جهان. برای همه آوارگان و جنگ زدگان و تبعيدی ها و بی خانمانها و کارتن خوابهای جهان. برای همه کسانی که نان در خانه ندارند. برای همه کسانی که از درد خماری بخود می پيچند. برای همه روسپی های مفلوک و هم جنس گرايان تباه شده و برای همه جوانان پير و عذب و درمانده. برای همه بی هويت ها و پوچ ها و برای همه بيماران روانی در تيمارستانها. برای همه مبارزان راه آزادی. برای همه کسانی که در زير شکنجه ها هستند. برای همه کسانی که از زندگی بيزار و در انديشه خودکشی هستند. برای همه زن و شوهرهائی که بخون هم تشنه اند. برای همه زناکاران و فاسقان. برای همه کسانی که برای يک لقمه نان خود را می فروشند و دست به گناه می زنند. برای همه کسانی که عزيزان از دست داده اند. برای همه کسانی که در محاصره اند. برای همه کسانی که بيقرارند. برای همه مؤمنانی که در امتحانات الهی چون بيد می لرزند. برای همه کسانی که کرايه آخر ماه ندارند. برای همه بدهکاران که خواب ندارند. برای همه اشقياء که در آتش خود می سوزند. برای همه حريصان و حسودان که جان می کنتد. برای همه آوارگان وادی معرفت. برای همه درماندگان وادی سعادت. برای همه بنی آدم بر روی زمين که رفته اند و هستند و خواهند آمد. و سپس برای خود و عزيزان خود دعا کنيم و اينکه: خدايا بما توفيق دعا برای ديگران عطا کن. آمين-
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵ ص ۱۶۶
آخرالزمان ابرانسان ابن عربی اسرار صلوة اسلام شناسی اگزیستانسیالیزم امام شناسی اوشو اشراق امامت امامزمان ایدز برزخ بهشت بوبر تأویل قرآن تناسخ تشیع جهنم حافظ حکمت حکومت اسلامی حکمت الاشراق خاتمیتخودکشی خودشناسی خلق جدید دجال دکتر علی شریعتی زرتشت شفاعت صادق هدایت طب اسلامی ظهور امام زمانعلائم ظهور عرفان عرفان اسلامی عرفان شیعی عرفان حلقه عذاب علم توحید غیبت فاطمه شناسی، فلسفه فلسفهدین فلسفه زندگی فلسفه سینما فلسفه ظهور فلسفه گناه فلسفه مرگ، فلسفه ملاصدرا فلسفه نماز فمینیزم قیامتکرامت کریشنامورتی لقاءالله متافیزیک منجی موعود معراج منجی آخرالزمان مولوی مولانا مهدی موعود معرفتشناسی نجات نیچه وحدت وجود وجه الله ولایت وجودی هایدگر هرمنوتیک یاسپرس
آدم و حوا, آفرینش جدید عرفانی، ادگار آلن پو، انسان کامل، امراض لاعلاج، پدیده شناسی، تئوسوفی، حقیقتمحمدی، حلاج، خداشناسی، روزبهان بقلی، رجعت حسینی، زایش عرفانی، شناخت شناسی، شیطان شناسی، عشقعرفانی، عرفان درمانی، علی شناسی فلسفه ازدواج و زناشویی، فلسفه بیماری، فلسفه طلاق، فلسفه عشق،ماورای طبیعت، معرفت نفس، ناجی موعود، ناجی آخرالزمان،
پدیده شناسی بوبر یاسپرس حلاج زایش عرفانی حقیقت محمدی