موقعیت سرنوشت‌ساز کنونی و سرمایهٔ ایران برای سرنگونی (۱)

۲۵ خرداد ۹۸

سرفصل ۳۰خرداد؛

به سرفصلی مهم رسیده‌ایم که یکی از نقاط گذار و رقم زدن سمت و سوی آن، سلسه تظاهرات ایرانیان از ۲۵خرداد تا ۱۰تیر ۹۸است.

به سرفصلی مهم رسیده‌ایم که باید تصویری روشن از پیشینه و آینده آن ترسیم شود تا منشوری همه‌جانبه پیش رویمان باشد. منشوری که بتواند راهنمای ما در شناخت پهنا و ژرفای موقعیت کنونی و اهمیت خاص‌الخاص آن باشد.

بنابراین به سرفصلی مهم رسیده‌ایم که باید پرسید: صورت مسألهٔ کنونی بین مردم و مقاومت ایران از یک طرف و حاکمیت ولایت فقیه از طرف دیگر چیست؟ پاسخ به این پرسش را ضرورت موقعیت کنونی ایجاب می‌کند.

از طرفی در آستانهٔ سی‌و هشتمین سالگرد مقاومت انقلابی در برابر نظام آخوندی هستیم و رخدادی که آغازگر رقم زدن یک مسیر جدید با مشعل آرمان آزادی تاکنون گردیده است. از این روی باید در بزرگداشت این سرفصل تاریخی و نیز برای رقم زدن و آفریدن افق‌های نو، به پرسش‌های زیر پاسخ دهیم:

از کجا آمده‌ایم؟ به کجا می‌رویم؟

مقاومت ما و مردم‌مان چه دارند؟

حاکمیت آخوندی چه دارد؟

صورت مسألهٔ کنونی چیست؟ اصلی‌ترین محورهای شناخت این صورت مسأله، کدام عوامل هستند؟

آلترناتیو واقعی نظام ولایت فقیه چه ویژه‌گی‌هایی باید داشته باشد؟

آلترناتیوهای مجازی چه ویژه‌گی‌هایی دارند، مطرح کردن و تبلیغشان برای چیست؟

سمت و سوی تحولات شتابان منطقه و جهان نسبت به میهنمان، آدرس چه برآیندی را می‌دهند؟

و در کانون این تحولات،‌ وظیفهٔ کنونی ما چیست؟

از کجا آمده‌ایم؟

آمدن به نقطهٔ کنونی در سال ۱۳۹۸محصول یک سفر تاریخی پر فراز و نشیب و شکوهمندانه به جانب آزادی بوده است. ما از مشروطیت تا الان در قفای آزادی راه آمده‌ایم. آرزو و رؤیایی ۱۱۳ساله برای وصال به محبوبمان را داریم. این سفر را کاروانهایی از مردم ایران طی ۴۰سال طی طریق کرده و ادامه داده‌اند. این کاروان توشه‌ای رنگارنگ از تنوعات فکری، عقیدتی، فرهنگی و اجتماعی را در خود داشته و در زیر رایت آرمان آزادی و با آرزوی وصال آن به موقعیت کنونی رسیده است. این، چکیده‌ای از یک سفرنامهٔ بلند مردم ایران است که هیچ سطری از آن خالی از نبردی همه‌جانبه با انواع سلاطین و دیکتاتورها و در صدرشان دیکتاتوری ولایت فقیهی نبوده است. جزئیات این سفرِ اشک و لبخند در خاطرات و ضمیر همهٔ مردم ایران نقش بسته و میلیون‌ها صفحه از تاریخ این چهار دهه را بر لوح تاریخ هزارن ساله ایران‌زمین نگاشته است.

می‌خواهیم به کجا می‌رویم؟

هیچ ایرانیِ درگیر با ساده‌ترین مسائل معیشتی و نیز پیچیده‌ترین وجوه سیاسی نیست که یقین نداشته باشد به‌دلیل نبود آزادی در ایران، همه‌چیز زندگی و امورات شخصی و کار و بود و نبود مردم و کل جامعه، سیاسی شده است. نتیجهٔ فرایند چنین وضعیتی، لاجرم پاسخ سیاسی دادن به آن است. با این پاسخ اجتناب‌ناپذیر سیاسی است که ما به جانب آینده می‌رویم.

پس تک‌تک ما ایرانیان در پاسخ دادن به این شرایط و تغییر حتمی آن، مسئولیت ملی و میهنی و انسانی داریم. این وظیفه‌ای است که به‌دلیل سلطهٔ یک دیکتاتوری توتالیتاریستی مذهبی، بر شانهٔ ایران و ایرانی قرار گرفته است و تا به آن پاسخ ندهیم، این شرایط تعیین‌تکلیف نخواهد شد.

بنابراین ما به جانب تحقق آزادی با سرنگونی تمامیت نظام ولایت فقیه حرکت می‌کنیم. این تنها راه رستگاری و سعادت ملی و تاریخیِ میهن و مردم ما است. تمام راههای نصیحت‌گرایانه، انتظار تحول از درون حکومت، چشم بستن به دیگران و نمونه‌های مشابه طی شده و همگی به بن‌بست و ناکارایی رسیده‌اند. راه‌هایی و سیاست‌هایی که از اساس به‌دلیل نشناختن ماهیت ضدبشری نظام ولایت فقیهی، اشتباه محض بوده و هزینه‌های نجومی و انرژی‌های کلان از جیب و جان ملت ایران به سرقت برده‌اند.

یادآوری تاریخی می‌شود که تمام‌ راههای مسالمت‌آمیز، صلح‌جویانه، خیرخواهانه، نصیحت‌گرانه با هدف و نیت رسیدن به جامعه‌یی آزاد و دموکراتیک ـ حتی با پذیرفتن حداقل‌های آزادی و فعالیت نسبیِ صنفی و فرهنگی ـ از ۲۳بهمن ۵۷تا ۳۰خرداد ۶۰با خمینی طی طریق شد؛ ولی پاسخی جز چماقداری، کتاب‌سوزانی، دستگیری، زندان، کشتار علنی بیش از ۷۰نفر از مجاهدین در شهر و روستا، بستن روزنامه و نشریه، حذف از انتخابات قانونی و از این نمونه‌ها نداشت و همهٔ راه‌ها به بن‌بست با خمینی رسید. در حالی که در همان تقریباً ۳۰ماه، خمینی بهترین فرصتها را برای مانور اصلاحات، ترمیم و پیش گرفتن اتحاد ملی داشت.

بنابراین بنا‌ به چنین پیشینه و راه طی شده در ۴۰سال گذشته، برای مردم ایران و پیشتازانشان در مقاومت بزرگ سازمان‌یافته در کسوت شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ایران، هیچ گزینه‌یی جز سرنگونی تمامیت نظام آخوندی جواب ندارد. این است مسیر آینده نسل کنونی ایران‌زمین.

اکنون ما برای آینده چه داریم؟

بخش مهمی از آینده را در گذشته رقم زده‌ایم: مقاومت تمام‌عیار و همه‌جانبهٔ نسل به نسل ایران در مسیر تحقق آزادی. این بزرگ‌ترین سرمایهٔ کنونی ما طی یک مبارزه سرسخت طولانی می‌باشد. آن‌قدر این سرمایه، غنی و جدی و در دسترس است که می‌توانیم آن را تکیه‌گاه محکم برای پیمودن باقی راه بدانیم.

ما مقاومتی سازمان‌یافته و متشکل و استوار و هم‌پیمان با آرمان تاریخی مردم ایران را داریم.

ما بیش از ۱۲۰هزار شهید راه آزادی را داریم که گواه شکوه و غرور و فخر راه طی شده برای محبوب آزادی هستند. هزاران گل سرخ و شقایق گسترده بر فلات ایران‌زمین. شاخسارانی فراخ بر سواد سبز و سپید و سرخ هر شهر و روستای ایران که در قلب و ضمیر و ذهن و نگاه هر ایرانی و خانواده‌هایشان، رقم‌زنندهٔ زیباترین خاطرات و گاه‌گاههای عاشقانهٔ دلتنگی و گشایش‌هایند.

۱۲۰هزار شهید که به خمینی و خامنه‌ای و جلادان قرن «نه» گفته‌اند و به خلق محبوبشان «آری و سلام و تکریم».

۱۲۰هزار پرونده هنوز زنده و پویا که برگ‌برگشان در سراسر ایران باز مانده و کانون خشم و شورش و عصیان و نبرد با تمامیت نظام پلشت ولایت فقیه هستند.

۱۲۰هزار جان شیفته و جوشان در رگان و خون ملتی که سلاح آزادی‌ایش را با عشق به راه و آرمان و خاطرات لطیف آنان صیقل می‌زند.

۱۲۰هزار مشعل شب‌نورد که در دوراهی انتخاب زندگی خود و سعادت حیات مردمشان، هرگز زندگی خود و جان خود را انتخاب نکردند و مشعلی فروزان، فراروی و فراراه آینده مردمشان نهادند و «یک دم در این ظلام، درخشیدند و جستند و رفتند».

۱۲۰هزار بهترین پیش‌آهنگان برای جامعه‌ای آزاد و بدون سلطه‌گری سیاسی و عقیدتی و جنسیتی.

۱۲۰هزار از نیکوترین انسانهای دوست‌داشتنی با خصائل آمیخته به زیباترین جلوه‌های پاک فداکاری و عشق‌ورزی و صمیمیت زلال انسانی.

۱۲۰هزار از نسلی که شاید شاهد و شأن مثالش را در دهه‌ها و سده‌های آینده توأم با غبطه و آه جان‌سوز بتوان شناخت.

۱۲۰هزار دارایی و گنجینه‌ای که رژیم ولایت فقیه از نشانه‌ها و سمبلهای غنودنشان بر سینه و دشت و دامنه‌های خاکساران وطن و نیز از افشای نام و نشانشان هم وحشت و هراس دارد.

و ما اینک شاهدان و وارثان زندهٔ چنین کهکشانی از سرمایهٔ عاطفی و عاشقانه و فرهنگی و ملی برای رقم زدن آینده خلق و کشور مان هستیم.

سرمایهٔ کنونی ایران برای سرنگونی

ما اکنون با چنین پیشینه‌ای و استوار بر راهی که طی شده است، به دست‌آوردهای عینی چندی برای آینده ایران دست یافته‌ایم. دست‌آوردهایی که حاصل درس‌های نبرد برای آزادی از مشروطیت تاکنون هستند. از جمله:

ـ قیامهای پیاپی اقشار گوناگون مردم ایران طی یک دهه گذشته که در بلوغ خود، با شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا ـ دیگه تمومه ماجرا» منجر به نفی کامل نظام ولایت فقیه شده است.

ـ وجود آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت

ـ برنامهٔ ۱۰ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آینده (دوران گذار تا برگزاری رفراندوم سراسری)

ـ تشکیلات سازمان‌یافته به‌مثابه کانون امید و استراتژیک نبرد برای تحقق سرنگونی رژیم ولایت فقیه

ادامه دارد...