نهم شهریور

دو پاره کردن ایران

میان روس و انگلیس

روز نهم شهریور ماه 1286( برابر سی و یکم آگوست 1907 زایشی) پیمان دو پاره کردن سرزمین یکپارچه ایران میان دو دولتِ بهره کش روس و انگلیس در شهر پترزبورگ پایتخت آن روز روسیه از سوی نمایندگان آن دو کشور دستینه شد. میانجی این پیمان دولت فرانسه بود که برای رسیدن به این سازش، کوشش بسیار بکارگرفت تا تَنِشِ میان روسیه و انگلستان بر سر بهره کشی از ایران و افغانستان و تبت را از میان بردارد و زمینه ی « سازش سه گانه Triple Entente » روس و انگلیس و فرانسه را در برابر سه نیروی آلمان و اتریش و ایتالیا که از سال 1882 پا گرفته بود فراهم آورد. فرانسه از تنها ماندن در برابر آلمان می هراسید، از این رو همه ی توان خود را بکار گرفت تا تنش هایی را که بیش از سد سال بر سر بهره کشی از ایران و افغانستان و تبت میان روسیه و انگلیس بود فرو بنشاند.

دولت روسیه که در 1904 در خاور دور از ژاپن شکست خورده و شورش های درونی در سال 1905 بر ناتوانی ها و گرفتاری هایش افزوده بودند، نگران این بود که سرزمین های فرارود را نیز که با بهره گیری از سُستی و ناتوانی دولت ایران( در نیمه دوم سده نوزدهم) گرفته بود از دست بدهد، از این رو با انگلستان بر سر ایران کنار آمد.

الکساندر ایزولسکی Alexander P. Izvolsky وزیر امور خارجه آن روز روسیه و آرتور نیکلسون Arthur Nicolson از خاندان پادشاهی انگلیس، پیش نویس آن پیمان نامه ی ننگین را فراهم آورده بودند.

هنری مورتیمر دوراند Henry. M. Durand که از سال 1894 تا سال 1903 نماینده ی دولت انگلستان در تهران بود، در پاییز سال 1899 پاره یی از ایران را که می بایست بهره ی انگلستان می شد نشان کرده بود.

دوراند پیش تر نیز مرز دو هزار و شش سد کیلومتری ميان افغانستان و هندوستان و پاكستان را نشانه گذاری کرده و در سال 1893 آن را بر عبدالرحمان خان ـ امير كابل پذیرانده بود.

ایزولسکی از جنبش پیروزمند مشروطه ی ایران خرسند نبود، بیم آن داشت که پارلمان ایران یک ایرانی ملی گرا را بر کرسی نخست وزیری بنشاند و خواهان بازگشت سرزمین های فرارود به آغوش مام میهن شود.

برابر سازش نامه ی سن پترزبورگ، افزون بر بخش بزرگی از ایران، افغانستان نیز یکسره زیر سرپرستی دولت انگلستان جا گرفت، تبت نیز به چین واگذار شد که در آن هنگام خود از دستیازیهای اروپا و آمریکا و ژاپن رنج می برد.

آن سازش نامه ی ننگین بی درنگ از هر دو سو به اجرا گذاشته شد.

دو کشور روس و انگلیس نیروهای خود را در دو سوی کشور استوار کردند. محمد علیشاه قاجار که در آن هنگام بر ایران فرمان می راند، هوا خواه روس ها بود و پارلمان نوپای ایران گرایش به انگلیس داشت، با اینهمه مجلس شورای ملی هنگامی که سازش نامه ی دو دولت فزونخواه روس و انگلیس را دریافت کرد بی درنگ سر ناسازگاری با آن بر افراشت.

علی اصغر خان اتابک نخست وزیر هنگام بیرون رفتن از مجلس در میدان بهارستان بدست جوان بیست ودوساله یی بنام عباس آقا میرزا کشته شد.

انگلستان بی نگر به ناسازگاری مجلس شورای ملی ایران، بدستیاری ژنرال سرپرسی سایکس Sir Percy Sykes ( که از ریشخند روزگار برای ما ایرانیان تاریخ هم نوشته است!) یک یگان رزمی به نام « اس.پی.آر South Persia Rifles » در کرمان پدید آورد. روسیه نیز در بخشی که برآن چنگ انداخته بود یک یگان قزاق استوار کرد و به دولت ایران هشدار داد که (مورگان شوستر) آمریکایی خزانه ایران را که از سوی دولت آمریکا برای سر و سامان بخشیدن به سامانه ی پولی ایران به تهران فرستاده شده بود به آمریکا برگرداند.

این روزگار بد هنجار تا پیروزی جنبش کمونیستی روسیه در سال 1917 همچنان دنباله داشت. دولت نوپای کمونیستی به سرپرستی لنین خود را از آن پیمان نامه کنار کشید. انگلستان از بیرون رفتن روسیه از میدان پیشتازی های بهره کشی، و بهم زدن سازش نامه سن پترزبورگ از سوی لنین، و درگیری دولت نوپای کمونیست با گرفتاریهای بی شمار درون مرزی بهره گرفت و برآن شد که ایران را یکسره در کام خود فرو بَرَد. در پی چنین آماج بد شگونی بود که بسیاری از بزرگان کشور را خرید. وثوق الدوله نخست وزیر و دو تن از وزیرانش که رشوه های کلانی از دولت انگلستان دریافت کرده بودند با پیمان نامه ی 1919 که ایران را در پناه انگلستان جا می داد سر سازگاری نشان دادند و با همه ی دانش و توانش خود به پشتیبانی از آن برخاستند.

در روز دهم ژانویه سال 1920 ایران به هموندی سازمان ملل متحد در آمد و دست انگلستان تا اندازه ی زیادی از سر مردم ایران کوتاه شد.

میرزا حسن خان یکی از بزرگ زادگان روزگار قاجار(خواهرزاده امین الدوله) به سال 1254 خورشیدی زاده شد. از کودکی زبان فرانسه را فرا گرفت. در تیر ماه 1274 پس از دیدار با ناصرالدین شاه برنام وثوق الدوله گرفت و به فرمانروایی آذربایجان گماشته شد. پس ازچندی به سازمان فراماسونری پیوست و در «لژ بیداری» جاگرفت.

وثوق الدوله از آغاز جنبش به گروه مشروطه خواهان پیوست ، پس از برپایی سگالشگاه یکم (مجلس اول شورای ملی) دستیار سرپرست سگالشگاه( نایب رئیس مجلس) شد. در کابینه سپهدار وزیر دادگستری، و در سال های 1334 و 1336 ماهشیدی دوبار به پایگاه نخست وزیری فراز آمد.

برای پذیراندن پیمان نامه ی 1919 که ایران را در پناه انگلستان جا می داد 400.000 تومان از دولت انگلیس رشوه دریافت کرد. پذیرش این پیمان وثوق الدوله را به چهره یی نکوهیده و گُجَستک در سراسر ایران دگرگون کرد.

نورمن فرستاده ی آن روز انگلیس در ایران در روز پانزدهم ژوئن 1920 در تلگرافی به لرد کرزن وزیر خارجه و در پی گسترش بیزاری مردم ایران از وثوق الدوله می گوید: رئیس الوزرا اکنون نزد مردم به قدری منفور است که دیگر وجود او برای دولت پادشاهی انگلستان فایده ای نخواهد داشت و صلاح در این است که کابینه دیگری بر سر کار آید"

پس از پذیرفته نشدن آن پیمان نامه از سوی سگالشگاه به اروپا رفت. پس از روی کارآمدن رضاشاه بخشی از پولی را که برای پذیراندن آن پیمان نامه از انگلیس ها دریافت کرده بود از او پس گرفته شد.