واژه شناسی فروردین

فَروَردین افزوده ی « فَروَرد» است که در زبان پارسی باستان «فَروَرتی» و افزوده ی آن «فَروَرتین» بوده و تکین آن برابر «فَرَوَشی» اوستایی است . نوزدهمین روز ماه و نخستین ماه سال و سیزدهمین یَشت از گرامی نامه ی اوستا، بدین نام خوانده شده است .

«فَرَوَشی»: در پارسی باستان «فَرَوَرتی» و در پهلوی «فَرَوَهر» و در پارسی «فَروَر» یا «فَروَرد» یا با دگرگونی آواها« فُروهَر» نام پنجمین نیروی مینُوی آفریدگان است که پیش از آفرینش گیتیانه و پیش از آنکه گیتی به کالبد هستی درآید، بوده است و پس از مرگ نیز پایدار می ماند .

بسیاری از پژوهندگان و دانشوران، «ایده»(مثال) در هستی شناسی افلاتون را ، چهره یی از فَرَوَشی در اندیشه های دینی و هستی نگری ایرانیان می دانند.

نه تنها مردمان و مینوُیان آفریده ی اَهورَه مزدا، ونکه همه ی آفریدگان آسمانی و زمینی و آتش و آب و گیاه و جانور نیز دارای فَرَوَشی ویژه ی خود هستند که از آنها نگاهبانی و پاسداری می کنند. از همه برتر، خود آفریدگار جهان- اَهورَه مَزدا- نیز دارای فَرَوَشی است، چنان که در وندیداد( فرگرد 19 بند 14 ) آفریدگار از زَرتُشت می خواهد که فَرَوَشی وی را که بزرگترین، بهترین، زیباترین،استوارترین، هوشیارترین، بُرزمَند ترین، و در اَشَه(=راستی) بلند پایگاه ترین(مینُویان) است، بستاید.

زنده یاد استاد ابراهیم پورداود، پس از بررسی گزارشهای گوناگون که در باره چم و آرش این واژه انجام داده، با نگرش به دو بهر سازنده ی آن، چم:« پشتیبانی کردن و پناه دادن» یا «پوشاندن و در بر گرفتن» را (که با چم نخستین نیز سازگاری دارد) برای آن پیشنهاد کرده که با خویشکاری فَرَوَشی ها نیز هماهنگ است .

زنده یاد استاد مهرداد بهار در ریشه یابی این همکرد و چگونگی آرش آن و نیز خویشکاری فَرَوَشی ها می نویسد:

« این واژه به معنای دفاع و ایستادگی است و با واژه ی ایرانی میانه و نو «گُرد» به معنای دلیر و قهرمان خویشاوند است . علت این نامگذاری را باید در وظایف دفاع عمومی بر ضد اهریمن و اعمال دلاورانه ی فَرَوَشی ها در دفاع از خویشاوندان و نزدیکان دانست. با توجه به وظایف متعددی که در زمینه ی دفاعی، برکت بخشیدن و همکاری با هُرمَزد در امر نگاهداری جهان بر عهده ی فَرَوَشی هاست می توان باور داشت که در مرحله یی بسیار کهن، اقوام ایرانی به فَرَوَشی به عنوان روان نیاکان می نگریسته اند و بعدها روان و فَرَوَهر از یکدگر جدا گشته دو چیز مستقل شدند.