دوم مهر ماه

روزی که دولت ایران به دشمن شماره یک خود پناهندگی داد

دولت هخامنشی ايران با دادن پناهندگی به تميستوكلس Themistocles دشمن شمار يك خود، برگ زرینی در کارنامه ی جهان به یادگار گذاشت. اين پناهندگی پُر سر و سدا كه توسيديدس Thucydides و ديودوروس Diodorus و پلوتارك Plutarch آن را گزارش کرده اند، آموزه یی است بزرگ برای همه ی دولتمردان در همه ی زمان ها .

تميستوكلس يكی از فرزانگان و دولتمردان نامدار یونانی، و از سرداران بلند پایگاه آتن بود. سخنان اندرزگونه بسیاری در زمینه ی مردم سالاری و شیوه کشورداری و سپاهیگری از او برجای مانده اند. او بود كه پیش از یورش خشایارشا به یونان، یونانی ها را به بسیج نیروها و بیرون کشیدن سیم بیشتر از کانهای زیر زمینی برانگیخت تا ناوگان دریایی یونان را نیروی بیشتری بخشند...

او بود که 200 ناو جنگی سه رده پاروزن Trireme برای یونان ساخت و نیروی دریایی یونان را سه برابر کرد...

او بود که با ترفندهای کارشناسانه زمینه ی شکست ایرانیان را در نبرد سالامیس فراهم آورد...

او بود که بهنگام لشكركشي خشايارشا به يونان در سال 480 پيشازایش، با دو ترفند جنگی، ناوگان ايران را به تنگه سخت گذر سالاميس کشاند و زمینه ی شکست ناوگان دریایی ایران را فراهم آورد...

این فرمانده ی دلیر و هشیار آتن، پس از ناکام ساختن ارتش ايران در گرفتن يونان، خود گرفتار چشم و هم چشمی های درونی بر سر کرسی فرمانروایی شد و تنی چند از هماوردانش او را به کژدستی بدنام کردند و مردم تهی دست یونان را بر او شوراندند.

تميستوكلس در سال 471 پیشازایش برای همیشه ازکارهای کشورداری کنار گذاشته شد و دارایی او هم که چیز چشم گیری نبود از او گرفته شد. اين کار ناشایست بلندپایگان یونان زمینه ی رنجش تميستوكلس وکوچ او را از آتن به اسپارت فراهم آورد، ولی اسپارت را جای شایسته یی برای زیستن ندید و در پیامی به برخی از دوستان خود نوشت: جایی كه دادگاهش پاسدار هوده های مردم نباشد از دوزخ بدتر است.

چنین شد که از اسپارت رخت به سوی آرگوس Argus کشید، از آنجا به كوركورا Corcyra و سپس به ايونی (در آسیای کوچک) رفت و سرانجام به شهر مگنسيا Magnesia در ايونی ( که در آن هنگام بخشی از فرمانرو ايران بود) رسید و با فرستادن پيامی به پیشگاه اردشیر یکم شاهنشاه ایران درخواست پناهندگی کرد.

تمیستوکلس در پیشگاه اردشیر یکم شاهنشاه هخامنشی شاهنشاه اردشير يكم ( اردشیر دراز دست) از دودمان هخامنشيان درخواست پناهندگی تمیستوکلس را پذیرفت و او را در کنار دیگر رایزنان خود جای داد.

تميستوكلس چهار سال و چند ماه با گرامیداشت بسیار در مگنسيا و در پناه دولت ایران زیست و سرانجام در سال 460 پيشازایش در 65 سالگی چشم از جهان فرو بست. هنگامی که بیگناهی او بر یونانیان روشن شد استخوانها او را به آتن بردند تا در زادگاهش به خاک بسپارند.