واژه شناسی خرداد

خُرداد: در اوستا «هَورتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُرداد» به چم (رسایی و کمال)، در گاهان (سرودهای اشو زرتشتِ ورجاوند) یکی از فروزه های «مزدا اَهورَه» و در اوستای نو، نام یکی از اَمشاسپَندان و نُماد رسایی آفریدگار است که با «امشاسپَند بانو سِپَندارمذ» و «اَمشاسپَند بانو اَمُرداد» گروه سه گانه ی «اَمشاسپَند بانوان» را پدید می آوردند. گروهی که نمایشگر سرشت مادر خدایی اَهورَه مزدا بشمار می آید. نام این اَمشاسپَند بانوهمواره، با نامِ «اَمشاسپَند بانو اَمُرداد» همراه می آید و نگاهبانی آب و جهان اَستومَند، خویشکاری بزرگ اوست. چهارمین یَشت از یَشت های بیست و یک گانه اوستا ویژه ی ستایش و نیایش خُرداد و سومین ماه سال، و ششمین روز هر ماه به نام اوست و روز ششم خُرداد جشن خردادگان است .

ایزد تِشتر و فروردین و باد از همکاران و یاوران خُردادند، و «تَوری» دیو، در پهلوی«تاریچ» یا «تَریز» یکی از کَماله دیوان (دستیار ان و کارگزاران بزرگ اهریمن) هَمِستار( دشمن) اوست. گل سوسن را ویژه ی امشاسپند بانو خُرداد دانسته اند.

در بخش چهارم بُندهش گزارش مهرداد بهار در باره ی امشاسپندان می خوانیم:

« او (هُرمزد) همه ی اَمشاسپندان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گُمارد و ایستاند که چون اهرمین آمد، هر کس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد که فرمان تازه یی در نیابد.

نُخُست از مینویان هُرمزد است و از جهان مادی بُن مردم را به خویش گرفت(1). او را همکار آن سه «دی» اند(2) یکی گاه(جای) یکی دین و یکی زمان، همه «دی» نام، که مینُوی همه ی آفرینش است...

دیگر از مَینُویان بَهمَن است او از آفرینش جهانی نوع چهارپای را به خویش پذیرفت.

سدیگر از مَینُویان اَردیبهشت است، او از آفرینشِ جهانی آتش را به خویش پذیرفت.

چهارم از مَینُویان شهریور است. او از آفرینشِ جهانی توپال(فلز) را به خویش گرفت.

پنجم از مَینُویان سِپَندارمذ است. او از آفرینشِ مادی زمین را به خویش پذیرفت.

ششم از مَینَویان خُرداد است. او از آفرینشِ گیتی آب را به خویش پذیرفت و به یاری و همکاری وی تیر و باد و فروردین(3) داده شدند ...

هفتم از مینویان اَمَرداد است، او از آفرینش گیتی گیاه را به خویش پذیرفت»

در خُرداد یشت می خوانیم:

اَهورَه مزدا به سِپیتمان زَرتُشت گفت:

من یاری و رستگاری و رامِش و بهروزی خُرداد را برای مردمان اَشَوَن بیافریدم.

کسی که در میان اَمشاسپَندان، او را بستاید، بدان مانَد که اَمشاسپَندان بهمن، اَردیبهشت و شهریور و سِپَندارمذ و خُرداد و اَمُرداد را ستوده باشد.

او را – اَمشاسپَند خُرداد را – برای فَرّ و فروغش با نمازی به بانگ بلند و با زَور (3) می ستاییم.

ما امشاسپند خرداد را با هَومِ(4) آمیخته با شیر، با بَرسَم(5) با زبان خِرَد، و «مَنثَره» (6) با اندیشه و گفتار و کردار نیک، با زًور و با سخنِ رسا می ستاییم

درود بفرستیم به خردادِ راد...( فرازهایی از خرداد یشت)

.....................................................................................................................

1- در هستی شناسی ایرانی آدمی «مخلوق» خدا نیست، و از گِل سرشته نشده، ونکه برآمده از بُن خداست، این یکی از شاهکارهای بسیار درخشان فرهنگ ایران است که آدمی را همانند شاخه یی برآمده از بُن خدا می داند، از همین سراندیشه است که اندیشه ی «جهان خدایی» ، «همه خدایی» و « من خدایی» در بینش فرزانگان ایرانی پدیدار می شود و نیرو می گیرد.

آنها که طلبکار خدایید، خدایید

بیرون ز شما نیست، شمایید شمایید

برای آگاهی بیشتر در زمینه ی جهان خدایی نگاه کنید به «شیر بالدار» در بخش « نمادهای ایرانی» در زیر گروه «ایرانشناسی»

2- دی ( در اوستا «دَئوش» یا «دَدوش» و در پهلوی «داتار» و در فارسی «دادار» یا دی صفت اهوره مزداست به معنی آفریدگار . روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم ماه، و ماه دهم سال بدین نام خوانده شده است . گاه آن را در فارسی به «دین » برگردانده و روزهای سه گانه ی یاد شده را به ترتیب « دین به آذر» ، « دین به مهر» ، و « دین به دین» خوانده اند. اما درست همان «دی» است و «دین» جداگانه نام ایزدی است که روز بیست و چهارم ماه به نام اوست. یاد آوری این نکته بجاست که واژه ی «دین» به معنی زمستان که در فارسی بکار رفته ، از ماده ی «زیَم» یا « زَیَن» در اوستاست و با «دی » به معنی «دادار» یا آفریدگار پیوندی ندارد.( جلیل دوستخواه، اوستا، پوشنه دوم رویه 986)

3- فروردین افزوده ی فرورد Farvard است، فرَوَشی هم گفته می شود.

4- پیشکش های آبکی مانند شیر

5- گیاهی که از افشره ی آن نوشابه یی مستی بخش می سازند و در آیین های نیایش می نوشند.

6- شاخه های نورسیده ی درخت

7- سخنِ نیک خداوندی