بیست و سوم آبان ماه

روز گرامیداشت امیرکبیر

میرزا محمد تقی‌خان فراهانی که بیشتر با نام [امیر کبیر] شناخته می شود یکی از برجسته ترین دولتمردان ایران در روزگار قاجار بود.

او در سال 1220 ماهشیدی ( 1184 خورشیدی – 1805 ترسایی) در هزاوه از بخش های اراک دیده به جهان گشود و در روز بیستم دی ماه سال 1230 به فرمان ناصرالدین شاه قاجار کشته شد.

پدرش آشپز قائم مقام فراهانی بود، نگاه ژرف قائم مقام به پسر آشپز زمینه ی پیشرفت و فراپویی او را فراهم آورد.

میرزا تقی خان پس از آنکه همراه خسرو میرزا و میرزا محمد خان زنگنه « امیرنظام » به روسیه رفت و باز گشت، نخست «مستوفی(دفتردار) نظام» و سپس« وزیر نظام» آذربایجان شد و نگاه ناصرالدین میرزا [ولیعهد] را به سوی خود کشید. پس از درگذشت محمد شاه، ناصرالدین میرزا در میانه ی راه تبریز- تهران، به میرزا تقی خان برنام « امیر نظام» بخشید و او را به نخست وزیری خود بر گمارد. [میرزا تقی خان امیر نظام] بپاس شایستگی و پاکدستی و گسترش آرامش و بی هراسی در کشور، و پایداری در برابر دستیازیهای بیگانگان، و بهینه سازی کارهای کشور و سپاه و گسترش دانش به امیر کبیر نامور شد، ولی سرانجام در پی کارشکنی ها و بدگوییهای پیرامونیان ناصرالدین شاه ( بویژه مادرش مهد علیا که مادر زن امیر کبیر هم بود) از چشم ناصرالدین شاه افتاد و پس از چهار سال کشورداری از کار برکنار و در سال 1268 ماهشیدی ( در روستای فین کاشان) در پی ساخت و پاخت دشمنان و بفرمان ناصرالدین شاه کشته شد.

امیر کبیر رویهم رفته سه سال و سه ماه در جایگاه نخست وزیری ایران بود و در همان زمان کوتاه کارهای بسیار بزرگی به سود کشور به فرجام رسانید . کانون آموزشی دارالفنون و روزنامه ی وقایع اتفاقیه از کارهای برجسته ی روزگار نخست وزیری او بشمار می روند. او دست رشوه خواران را از کارهای کشورداری کوتاه کرد، سازمانهای مالی کشور را سر و سامانی شایسته بخشید، عناوین و القاب را از میان برداشت، گردن کشان و قمه کشان و باجگیران را بر سر جای خود نشاند، آیین ننگین قمه زنی و روضه خوانی را برانداخت ، شورشگران و تجزیه طلبان را گوشمالی داد، و پیوندهای سیاسی با بیگانگان را سامانی شایسته تر بخشید .

دست نوشته ی زیر به ناصرالدین شاه دیدگاه او را در کارهای کشورداری نشان می دهد:

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ همایونی (خواهر ناصرالدین شاه خواهر امیر کبیر بود) به شکستن لبه‌ نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده ‌بودم به توصیه‌ عمه‌ خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ امور مملکت به توصیه‌ عمه و خاله نمی‌شود.

زیاده جسارت است، تقی