نسبت میان نظام آموزشی و جامعه ؛ کدامیک در خدمت دیگری است ؟

 

 

در این باره دو دیدگاه اساسی وجود دارد.دیدگاه اول ناظر بر این است که جامعه در خدمت نظام آموزشی است و دیدگاه دوم  بر عکس معتقد است که ، جامعه بر نظام آموزشی تسلط دارد و این نظام آموزشی است که باید به خدمت تحقق هدف های یک جامعه در آید.

 

طرفداران دیدگاه اول ، که به نظر می رسد دیدگاهشان از جذابیت بیشتری نیز برخوردار است ، مدعی اند نظام آموزشی بر جامعه تسلط دارد و نظام های آموزشی یا همان مدارس عامل اصلی شکل گیری یک جامعه هستند. به عبارت دیگر ، مدارس کارگزار اصلاحات اجتماعی اند و محدودیت توان یک نظام آموزشی در تحول و پیشرفت یک جامعه به محدودیت تصورات ما بستگی دارد. بنابراین وظیفه ی ماست که از نظام آموزشی برای ایجاد و آفرینش جامعه ای مولد و عادلانه بهره بگیریم.

 

طرفداران دیدگاه دوم ، اما ، معتقدند : نظام آموزشی به مثابه ی کارگزار آن زمینه ی بزرگ تر اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی است که آن را تغذیه می کند. به نحوی که جامعه ، مطابق با منافع کسانی که زمام حکومت را در دست دارند آموزش و پرورش را شکل می دهند.

 

در خصوص نسبت میان نظام آموزشی و جامعه ، پائولو فریرهPaulo Freire (1921 - 1997)  ، یکی از متنفذترین متخصصان آموزش و پرورش قرن بیستم ، سخنان نغز و شنیدنی ای دارد. او معتقد است اساسا چیزی به نام آموزش و پرورش بی طرف وجود ندارد. آموزش و پرورش یا به صورت وسیله ای عمل می کند که شرکت نسل جوان را در پذیرش منطق نظام حاکم آسان می سازد و آن ها را به اطاعت از این نظام وا می دارد یا به صورت تمرینی برای آزادی و دموکراسی در می آید ، وسیله ای که از طریق آن مردان و زنان فردای جامعه ، به صورت انتقادی و خلاق با واقعیت ها روبرو می شوند و در می یابند که چگونه می توانند در تغییر دنیای خود مشارکت نمایند.

 

روح اله خلیلی بروجنی 15 بهمن ماه 1385