Hossein Pages
مصاحبه با جیسن لزاک
< xml="true" ns="urn:schemas-microsoft-com:office:office" prefix="o" namespace="">


سوال ) آیا با تمرینات مشغول هستید؟ چون اخیرا مسابقات جهانی را به پایان رساندیدو در 100 مترفینال شنای آزاد بودید آیا در فینالهای دیگری هم بوده اید؟
جواب ) بله علاوه بر 100 متر شنای آزاد در 50 متر شنای ازاد هم برنده شدم.
سوال ) چه ارزیابی های تکنیکی از چگونگی مسابقه دادنتان دارید؟
جواب ) احساس خوبی داشتم و واقعا همه زمان تمرین نمی کردم تا المپیک و فقط 2 یا 3 بار در هفته تمرین داشتم.درست قبل از مسابقه تمام وقت تمرین داشتم بنابراین تلاشی که برای سریع روی فرم آمدداشتم یک کم مرا خسته کرده بود.من در آن زمان خوشحال بودم و می دانستم که در بهترین زمان مسابقه نمی دهم اما هدفم این بود که شایستگی خودم را برای مسابقات قهرمانی جهان در دو مسابقه ثابت کنم که بعد از انجام دادن آن به هدفم رسیدم .
سوال ) جنبه هایی از مسابقه وجود داردکه همه بتوانند ببینند تا بدانند شخصی خوب مسابقه می دهد یا خیر؟
جواب ) شما می توانید بگویید وقتی شناگران روی آب معلق هستند (برای مثال اگر مرا در حال شنا کردن دیده باشیدو اگر من روی اّب روان باشم مانند قایق) می توانید بفهمید که آنها سریع تر شنا می کنند.
سوال ) مهمترین جنبه های تکنیکی ورزش شنا چه چیزهایی هستند؟
آن خارق العاده است شنا بسیار وسیع است بهترشدن و ترقی کردن در حرکات می توانند دلیل اصلی اینکه چرا شناگران سریع و سریع تر می شوند باشد.
سوال ) آیا بخش های آسانی از شنا وجود دارد؟
جواب ) در مورد خودم می توانم بگویم بخش مسابقه آن طبیعی به نظر می آید چون چیزی برای فکر کردن وجود ندارد غیر از تمام تمرینات سختی که انجام داده ای. شما قبلا هر تمرینی که توانستی در استخر تمرین کرده ای تا مسابقه را ببری .
سوال ) آیا شناگران متولد شده اند یا ساخته شده اند ( با تمرین ) ؟
جواب ) من فکر کنم هر دو ی آنها . وقتی شما یک استعداد طبیعی مانند ین تورپ یا میکائیل فلپس یا بچه هایی که در سن کم خوب کار می کنند را می بینید مشخص است که آن بچه ها تمرینات زیادی داشتندولی استعداد هم در رسیدن به موفقیت بی تاثیر نیست. البته در بعضی حالات استعداد ممکن است بر کار سخت پیروز شود
سوال ) تمرینات روزانه شما به چه صورت است ؟
من 7:30 صبح بیدار می شوم بعد از صبحانه ساعت 8:30 به باشگاه می روم و حدود 10 برمی گردم و بعد آماده می شوم و ساعت 11 سر کار می روم و تا 3 بعد از ظهر آنجا می مانم و به خانه برگشته و آماده رفتن به استخر می شوم از 4 تا6 بعد به خانه برگشته و شام می خورم و ساعت 10:30 به رختخواب رفته تا برای روز بعد آماده شوم.
سوال ) رژیم غذایی تان چطور است؟
جواب ) من زیاد می خورم روزی 5 وعده ولی همه وعده ها غذاهای سنگین نیستند قبل و بعد از کار زیاد غذا می خورم قبل از کار زیاد و قبل از خواب اسنک می خورم
سوال ) چه مکمل هایی مصرف می کنید؟
جواب) بیشتر آنها را شامل ویتامین ها ، امینواکسیدها arginine و , creatine, and optygenمی باشند
سوال ) درباره سوئیت های مسابقه چه احساسی داری؟
جواب ) فرض بر این است که سرعت را بیشتر کنند ولی من هرگز در سوئیت کامل احساس راحتی نمی کنم و فقط سوئیت پایی آن را می پوشم و قرار نیست که سبک باشند ولی هر زمان یکی از آنها را می پوشم احساس می کنم روی آب قرار دارم.
< xml="true" ns="urn:schemas-microsoft-com:vml" prefix="v" namespace="">




ناجی تنها
ساعتها کنار استر نشستن ، چشم دوختن به آب و آب. هیاهوی مردم و صدای شادی آنها ، شادن چون میدانند او هست . تنها میان هیاهوها ، چشم دوخته به گسترده آب ، تنها در انتظار ، چه زیباست انتظارش .گوشهایش صداها را میشنود اما جسمش تنها با صدای یاری جستن به حرکت می افتد.تنهاییش زمانی پایان دارد که فریاد کمکی از بطن شادی برخیزد. ناهنگام و زمانی که همه پی خود هستند...این هنگام است که باید از خود گذشت و دل به دریازد . باید رفت چون کسی خوانده اش به یاری .دل به دریا زدن هم زیباست . فریاد رسی تنها میان موجی از شادی ، شما شاد باشید زیرا که من در تنهاییم یار و ناجی شما خواهم بود .
شاید هیچ کس اورا در تمام طول شنا کردنش نبیند ولی حضورش را حس میکند که کسی روی نیمکت بلند هست آری هست برای زمانی که باید دستی را بگیرد و زندگی دوباره دهد چه زیباست این حس امنیت برایش.
روزها پس روزها ، ولی کسی هنوز روی نیمکت بلند هست . ساعتها به تماشای نجات ایستادن . بارها از خود گذشتن . هربار که کسی را نجات میدهد خطی بر روی نیمکت بلند میکشد که وقتی از تنهائی خسته بود با دیدنش لبخند رضایت سر دهد وبه خود افتخار کند .اما چرا مردم ارزشش را فقط زمانی میفهمند که در خطرند . به تنهائیت بازگردد.
چه می اندیشی در این تنهایی ...
هفت ساله کارش اینه. هفت سال است که تنهاست . تنها دل خوشیش فقط خطهای روی نیمکت و سیما کسی که از مرگ نجات داده . دیگر جا برای خط کشیدن نیست . اما روی نیمکت خط خطی نشستن هم عالمی دارد . هر خط یک زندگی یا هر زندگی یک خط .کدام است راز اینجا بودن من . این هفت سال چون تمام تنهاییش زیاد به نظر میرسد اما حاصلی جز سینه ای که به خاطر گاز کلر مدام اذیتش میکند و چشمان همیشه سرخ و افتخار خط خطی هایش چیزی نداشته .
ماه پیش رئیس وعده داده بیمش کنه و کمی هم روی دستمزد سیصد هزار تومانیش اضافه کنه.البته به شرطی که روزی یک سانس بیشتر بمونه. اما روزی چهارد ساعت روی نیمکت نشستن درد کهنه کمرش روهم داشت بدتر میکرد . پیش خودش فکرمیکنه باز هم از هیچی بهتره خیلیها پانزده شانزده ساله که همینهارو هم ندارن . لبخندی تلخ میزنه و ناگهان شروع به دویدن میکنه . در حال دویدن پیراهنشو میکنه و با تمام قدرتش توی آب می پره . براش همیشه عجیبه که چرا توی این موقییتها اینقدر قوی میشه ... آروم باش دارم میبرمت کنار استخر راهت نفس بکش ...
بهنام حقگو
