قصههاي شيوانا مجله موفقيت شماره 182- فرامرز کوثری سنجاقک به سمت عقب نمیپرد! شیوانا از مسیری عبور میکرد. کنار نهر آب مردی قویهیکل را دید که روی سنگی نشسته است و پیرمردی دلاک روی بازوی او خالکوبی میکند. شیوانا به آن دو نزدیک شد و نگاهی به تصویر خالکوبی انداخت و از مرد تنومند پرسید: "این تصویر شیر را برای چه روی بازویت حک میکنی؟"مرد قویهیکل گفت: "برای اینکه دیگران به این شیر نگاه کنند و به خاطر آورند که من مانند شیر قوی هستم و میتوانم در دلها وحشت آفرینم و هر چه بخواهم را به دست آورم. این شیر را بر بازویم خالکوبی میکنم تا قدرت و هیبت او بر وجودم حاکم شود." شیوانا سرش را تکان داد و پرسید: "کسب و کارت چیست؟" مرد قویهیکل آهی کشید و گفت: "اول روی مزرعه مردم کشاورزی میکردم. دیدم مزدش کم است سراغ آهنگری رفتم و نزد آهنگری پیر شاگردی کردم تا کار یاد بگیرم. اما اخلاق خوبی نداشتم و آنقدر با مشتری و شاگردهای دیگر بداخلاقی کردم که سرانجام امروز عذر مرا خواست و مرا از سر کار بیرون کرد. آمدهام اینجا روی بازویم نقش شیر خالکوبی کنم تا قدرت او نصیبم شود و به سراغ همان کشاورزی روی زمین مردم برگردم." شیوانا نگاهی به علفهای کنار نهر آب انداخت و سنجاقکی را دید که در سطح آب حرکت میکند. سنجاقک را به مرد تنومند نشان داد و گفت: "من اگر جای تو بودم به جای شیر به آن بزرگی نقش این سنجاقک کوچک را انتخاب میکردم. سنجاقکها هیچوقت به سمت عقب برنمیگردند و همیشه به جلو میروند. هزاران نقش شیر و ببر و پلنگ اگر داشته باشی و همیشه در زندگی به سمت عقب برگردی و هر روزت از دیروزت بدتر شود، این نقش شیر و پلنگها پشیزی نمیارزد. نقشی از این سنجاقک روی کاغذی بکش و آن را در جیب خود بگذار و سراغ کاری برو و با پایمردی سعی کن در آن کار به استادی برسی. زندگیات که سامان گرفت خواهی دید که دیگر به هیچ شیر و پلنگ و خال و نقشی نیاز نداری. همین سنجاقک کوچک برای تمام زندگی تو کفایت میکند. قصههاي شيوانا مجله موفقيت شماره 179- فرامرز کوثری شما چگونه طاقت میآورید! شیوانا در راهی همراه کاروانی ناشناس سفر میکرد. همراهان او تعدادی جوان راحتطلب بودند که زحمت زیادی به خود راه نمیدادند و به محض رسیدن به استراحتگاه فورا روی زمین پهن میشدند و تا ساعتها میخوابیدند. اما برعکس شیوانا یک لحظه از کار و تلاش دست برنمیداشت. حتی وقتی به استراحتگاه میرسیدند سراغ کاروانسالار میرفت و به او و دیگران در تعمیر وسایل آسیبدیده و تامین وسایل مورد نیاز مسافران و فراهم ساختن غذای اسبها و حیوانات همراه کاروان کمک میکرد. صبح زود نیز از جا برمیخاست و ضمن نظافت شخصی و تمیز کردن لباسها و وسایل به قدم زدن میپرداخت و اگر کاری روی زمین مانده بود آن را انجام میداد.آن گروه جوان تا نزدیک ظهر میخوابیدند و موقع حرکت هم به زحمت خود را جمع و جور میکردند و به راه میافتادند. چند روز که از سفر گذشت یکی از این جوانان راحتطلب با تعجب به شیوانا نگریست و گفت: "شما این همه طاقت و توان را از کجا میآورید که یک لحظه هم استراحت نمیکنید و دایم به کاری مشغول میشوید. چطور این گونه زندگی کردن را طاقت میآورید؟!" شیوانا با تعجب به جوان خیره شد و پاسخ داد: "اتفاقا سوال من هم این است که شما چگونه با این همه استراحت و راحتی و بیکاری کنار میآیید و چطور این شکل زندگی را طاقت میآورید؟! من اینگونه زندگی میکنم چون روش درست زندگی همین است. شما چگونه خلاف جریان زندگی زیستن را طاقت میآورید!؟" قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره178 - فرامرز کوثری دریغ خوبی! یکی از شاگردان مدرسه شیوانا که صاحب همسر و یک پسر و یک دختر بود بر اثر
حادثهای از دنیا رفت. شیوانا به شاگردان مدرسه گفت که نیازهای مالی و
غذایی خانواده او را تامین کنند و به پسر در مدرسه کاری بدهند تا درآمدی
داشته باشد و محتاج دیگران نشود. قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 176 - فرامرز کوثری کار خوب به جای خود، کار بد به جای خود! کار خوب به جای خود، کار بد به جای خود! قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 175 - فرامرز کوثری بترس اما خودت را ترسو نخوان! یکی از شاگردان شیوانا استاد دفاع شخصی و مبارزه تنبهتن بود. او در عین
حال در آشپزخانه مدرسه نیز کار میکرد تا بتواند خرج خود و خانوادهاش را
تامین کند. روزی شیوانا با تعدادی از شاگردانش در حیاط مدرسه نشسته بود که
ناگهان آن شاگرد مسلط به مبارزه، با ترس و فریاد از آشپزخانه بیرون پرید و
وقتی بقیه متوجه او شدند گفت که یک موش خیلی بزرگ از زیر پای او در رفته و
به همین خاطر ترسیده است. همه شاگردان به او خندیدند. او شرمنده نزد
شیوانا آمد و با خجالت گفت: "مرا ببخشید. با این کار نشان دادم که فرد
ترسو و بزدلی هستم و تمام مبارزاتی که داشتهام همگی پوچ و بیارزش
بودهاند!"
بازگشت به روزگار جوانی با یوگای صورت شما هم می توانید چهره ای جوان و شاداب داشته باشید! آیا می دانید آنها که نسبت به سنشان جوانتر به نظر می رسند هر روز عضلات و مفاصل صورت خود را ورزش می دهند؟ با ورزش صورت و آیروبیک ماهیچه های چهره آنها را عادت دهید تا خون و اکسیژن بیشتری را به سمت خود جذب کنند. راز جذابیت بسیاری از افراد حتی تا زمان پیری بازی مخفیانه آنها با عضلات و ماهیچه های صورتشان است؟ آنها دائم در خلوت در حال تمرین و ورزیده سازی عضلات چهره خود هستند. با داشتن چهره ای جوان و شاداب در اجتماع با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شوید. مگر غیر این است که در برخوردهای اجتماعی کسی که مسن است اما صورتی جوان و شاداب نسبت به هم سن و سال های خود دارد محبوبتر است و بیشتر افراد را گرد خود جمع می کند؟ زیبایی یعنی سفیدی و شفافیت پوست ، نبودن چین و چروک و لک و جوش روی صورت، تناسب و سرجای خود بودن عضلات و ماهیچه ها، نداشتن غبغب ، افتاده نبودن گونه ها ، سربالا بودن و کشیده بودن بینی و اطراف آن ، خوش فرمی لب و چانه ، ورزیده بودن عضلات چشم ، پف نداشتن زیر چشم و.... همه این ها با یوگای صورت به راحتی فراهم می شود. بدنیست بدانید که بعد از جراحی های زیبایی روی صورت ، برای بازگرداندن عضلات صورت به حالت طبیعی ، یک سلسله ورزش ها تحت عنوان فیزیوتراپی چهره باید انجام شود. آیا می دانید این ورزش ها را بدون نیاز به جراحی و همین الان هم می توانید انجام دهید و آیا از همه مهم تر می دانید که تاثیر اصلی روی زیبایی نهایی شما را همین ورزش صورت تعیین می کند؟ آیا می دانید وقتی به طور مرتب و منظم روی عضلات و مفاصل صورت خود کار می کنید خون تازه و اکسیژن دار بیشتری به سمت مغز شما روانه می شود و ذهن شما هشیارتر و سرحال تر می شود؟ جالب است بدانید هر وقت عضلات صورت خود را با یوگای صورت و یا حرکات قدرتی ورزش صورت ورزیده می کنید ، برای مدت ها پس از آن عضلات و چهره شما خاطره آن حرکات را به خاطر می سپارند و شما حتی هنگام خواب هم چهره ای زیبا و جذاب جوانی خود را حفظ می کنید؟ كسي كه بوگای صورت کار می کند به دلیل خون رسانی و جاری شدن دائم خون تازه و حاوی اکسیژن و مواد غذایی سالم سلول های صورت تمیز تر و سالم تری بدست می آورد و به مرور پوستی شفاف و بدون لک و جوش نصیبش میشود. کثافات و آلودگی ها به سرعت جذب خون شده و یا از منافذ باز شده به صورت عرق خارج می شود و سلامتی چهره نیز خود به خود فراهم می شود. یوگای صورت باعث می شود کنترل بیشتری روی عضلات دهان و حنجره خود داشته باشید و صدای شما نیز به مرور جوان تر و کنترل شده تر و پر احساس تر و متناسب با چهره جوانتر شده شما می شود. هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از جراحی های پرخطر وپرهزینه و رنج آور عضلات صورت ، شما بتوانید به چهره زیبای آرمانی خود برسید و از همه مهم تر هیچ ضمانتی وجود ندارد که بعد از چند ماه پیرشدن و فرسودگی و آب شدن و از شکل افتادن عضلات چهره شما سرعت بیشتری نگیرد. این درحالی است که نتیجه یوگا و ورزش صورت دائمی و ابدی است و شما می توانید تا آخر عمر از داشتن یک چهره زیبا و بسیار جوانتر از سن و سالتان لذت ببرید. هیچ به این فکر کرده اید که فرزندان و همسر و دوستان شما از اینکه شما جوانتر از سن و سال خود هستید و زیبایی و جذابیت جوانی خود را همچنان حفظ کرده اید چقدر به خود خواهند بالید و چه قدر به زندگی امیدوار می شوند؟
دو عدد دی وی دی فقط پانزده هزارتومان یا چهار عدد وی سی دی فقط پانزده هزارتومان فاصله شما بین کاملترین مرجع فارسی ویدئویی آموزش یوگای صورت کوثر پرداز و شماست!
این تکنیک زیبا سازی به یک اندازه در اختیار همه پسران و دختران و زنان و مردان جامعه ، صرف نظر از درآمد و وضعیت اجتماعی آنهاست. قيمت : 15000 تومان برای اینکه تمام اقشار جامعه بتوانند از این محصول استفاده کنند آن را روی چهار عدد وی سی دی به قیمت پانزده هزارتومان و همینطور روی دو عدد دی وی دی به قیمت پانزده هزارتومان عرضه کرده ایم. برای اطلاع از نحوه خرید اینجا کلیک کنید. کسی که فقیر است می تواند به کمک یوگای صورت به چهره جذاب و گیرایی دست یابد که فرد ثروتمند با ده ها جراحی و کرم و پماد و آمپول هم نتواند به آن برسد. یوگای صورت را در هر زمانی از روز می توان انجام داد. اجرای تکنیک های آن به مکان خاصی نیاز ندارد و می توانید آن ها را در همه جا ، پشت میز خود در اداره ، در اتاق استراحت ، در داخل اتومبیل ، و حتی در گوشه ای از پارک انجام دهید. اگر همین امروز شما را به یک میهمانی بزرگ دعوت کرده اند و یا قرار است با فردی مهم دیدار کنید. فرصت را از دست ندهید سریع یک جای خلوت گیر بیاورید و حرکات اساسی یوگای صورت را انجام دهید. یک ربع تمرین برای ایجاد تفاوتی محسوس و شگفت انگیز روی چهره شما نسبت به حالت قبلی کفایت می کند.سرعت تاثیر یوگای صورت خارق العاده است. بعد از یک روز کار سخت ، چهره شما افسرده می شود. فقط با نیم ساعت ورزش و ماساژ صورت می توانید آرامش و زیبایی را به همسر و فرزندان خود هدیه دهید. آیا می دانید دوره کامل ماساژ صورت و همچنین ماساژ با عسل نیز در داخل این مجموعه قرار دارد و در نوع خود بی نظیر است. یوگای صورت فقط مخصوص خانم ها و دختران و پسران جوان نیست. آقایان هم می توانند در هر سن و سالی از این ورزش برای زیباتر ماندن و حفظ چهره جوانی خود بهره جویند. فقط پانزده هزارتومان . اینجا کلیک کنید سرعت از بین رفتن غبغب به طور دائمی در یوگای صورت حیرت انگیز است.
علاقه مندان تهرانی برای تهیه این محصول کافی است به شماره 77337784-021 زنگ بزنند و سفارش دهند. محصول همان روز در کمترین زمان قابل تصور درب منزل و هرجا که بخواهید تحویلتان می شود و همانجا کافی است مبلغ پانزده هزارتومان را به پیک شرکت بپردازید. هزینه پیک در داخل تهران با شرکت است و خریداران تهرانی لازم نیست پول اضافی بپردازند. عزیزان شهرستانی کافی است مبلغ پانزده هزارتومان را به حساب سپهر بانک صادرات به شماره 0309755388007 در وجه غلامعلی کوثری یا انتقال کارت به کارت از طریق دستگاه های خودپرداز های بانک ملی به شماره کارت 6037691050622893 واریز کنند و فیش مربوطه را به همراه محصول درخواستی و آدرس کامل به تلفکس 773377874-021 فکس و یا به صندوق پستی تهران - صندوق پستی 478-19585 شرکت کوثرپرداز پست کنند. بدون هیچ هزینه اضافی آلبوم یوگای صورت به نشانی
شما پست می شود. برای مشاهده تصویری کامل از تغییرات حیرت انگیز یوگای صورت روی چهره افراد می توانید اینجا کلیک کنید. | قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 173- فرامرز کوثری باران خوبی باریده بود و مردم دهکده شیوانا به شکرانه نعمت باران و
حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و
به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم
پراکنده در دشت خیره شده بودند. قصههاي شيوانا مجله موفقيت شماره 180-فرامرز کوثری ببر را در جنگل خودش قضاوت کن! ببری
درنده وارد دهکده شیوانا شده بود و به دامهای یک مزرعهدار حمله کرده
بود. اهالی دهکده به همراه شاگردان شیوانا ببر را محاصره کردند و او را در
گوشه انبار مزرعهدار به دام انداختند. ببر وقتی به دام افتاده بود
قیافهای مظلوم به خود گرفته بود و خود را گوشهای جمع کرده و حالت تسلیم
به خود گرفته بود. قرار شد تور بزرگی روی سر ببر بیندازند و او را اسیر
کرده و به عمق جنگل برده و آنجا رها کنند تا دیگر به دهکده برنگردد. در
حین انجام این کار مرد میانسالی نزدیک شیوانا آمد و به او گفت: "پسری جوان
از روستایی دوردست به اینجا آمده و مدتی نزد من کار کرده و به دخترم دل
بسته و از او خواستگاری کرده است و البته گفته که مجبور است دخترم را با
خودش به روستای خودش ببرد. در مدتی که او نزد ما کار میکرد چیز بدی از او
ندیدیم و پسری خوب و سربهزیر به نظر میرسد. میخواستم بدانم با توجه به
اینکه شناختی از گذشته او و خانوادهاش نداریم آیا میتوانم دل به دریا
بزنم و با این ازدواج موافقت کنم و اجازه دهم دخترم را با خودش ببرد؟" قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره177 - فرامرز کوثری هنر ندیدن و نشنیدن! شیوانا با شاگردانش در بازار راه میرفت. آنجا عدهای جوان را دیدند که
همراه پسر کدخدا سربهسر مرد میوهفروشی میگذارند و در جلوی مردم به او
دشنام میدهند. اما مرد میوهفروش چنان رفتار کرد که انگار اصلا اتفاقی
نیفتاده است و چیزی نمیبیند و نمیشنود. اما ناگهان مرد میوهفروش سرش را
بلند کرد و بدون اینکه هیچ احساس و پیامی در چهرهاش ظاهر شود خشک و سرد
به پسر کدخدا و جوانها خیره شد و بعد دوباره سرش را پايین انداخت و سرگرم
کار خویش شد. با این کار پسر کدخدا وحشتزده بقیه رفقایش را جمع کرد و
سراسیمه از مقابل مغازه میوهفروش گریخت. شاگردان شیوانا از خونسردی و
آرامش میوهفروش حیرت کردند و از شیوانا دلیل صبر و شکیبایی فوقالعاده او
و همینطور فرار ناگهانی پسر کدخدا و دوستانش را پرسیدند. شیوانا با لبخند
گفت: "بیايید از خودش بپرسیم!" سپس همراه شاگردان نزد او رفتند و شیوانا
گفت: "همراهان من میخواهند بدانند دلیل این همه آرامش و سکوت و بیتفاوتی
تو در چیست!؟" شيوانا مجله موفقيت شماره 174 - فرامرز کوثری دقايقي از تو براي ديگران! شيوانا گوشهاي از مدرسه نشسته و به کاري مشغول بود و در عين حال به صحبت
چند نفر از شاگردانش گوش ميداد. يکي از شاگردان ده دقيقه يکريز در مورد
شاگردي که غايب بود صحبت کرد و راجع به مسايل شخصي فرد غايب حدسيات و
برداشتهاي متفاوتي بيان کرد. حتي چند دقيقه آخر وقتي حرف کم آورد در مورد
خصوصيات شخصي و خانوادگي شاگرد غايب هم سخناني گفت. وقتي کلام شاگرد
غيبتکن تمام شد، شيوانا به سمت او برگشت و با لحني کنجکاوانه از او
پرسيد: "بابت اين ده دقيقهاي که از وقت ارزشمند خودت به آن شاگرد غايب
دادي، چقدر از او گرفتي؟"
|


















