Recent site activity

Posts Rests‎ > ‎

My reaction at roleplaying

posted Dec 19, 2009 5:41 AM by Aydın Kasaei   [ updated Dec 19, 2009 6:09 AM ]

1- اتفاقا من معتقدم سيستمها بايد به صورت يكپارچه مديريت شوند. حتي اگر زحمت بسياري براي اين كار كشيده ايم، بايد اذعان كرد گفت به صورت جزيره اي عمل كرده ايم كه اين موجب مشكلات بعدي خواهد بود كه مرتفع نمودن آنها نيازمند وقت و زمان بسياري خواهد بود. البته مي توان سيستم جامع جديد را بررسي و مطالع كرد، در صورتي كه كمبودهايي داشت مي شود، درخواست اصلاح سيستم را نمود.

در اين نقش بازي، طرف مصاحبه گر گفت كه نقش رابط IT را بازي مي كرد گفت اصلا امكان اصلاح و بهبود هم وجود ندارد و از طرف ديگر شما حق اجراي نرم افزار خودتان را هم نداريد و الا و بلا بايد از سيستم جديد هم استفاده كنيد. من هم گفتم ما نياز مبرمي به وجود امكان گرفتن فلان گزارش ها را داريم و اگر سيستم شما امكان اصلاح نداشته باشد ، به ناچار بايد خودمان از سيستم خودمان استفاده كنيم؛ و ... بگو مگو ادامه پيدا كرد...


2- به آن همكاري كه مي گويد، اصلا معلوم نيست شما چكار مي كنيد، بايد گفت لزومي ندارد كه شما دقيقا مطلع باشيد ما به چه كاري مشغوليم، مهم آن است كه نتايج كارهاي ما اثربخش و شما احساس كنيد كه افزايش رضايت و انگيزه تان نتيجه برنامه ريزي و تحقيقات از سوي ما است. ولي بهتر است واحد ارتباط كاركنان برنامه هاي منتظر ننشيند و به صورت مستمر برنامه هاي آموزشي و تفريحي وپژه همه كاركنان گذاشته كه روابط ميان كاركنان توسعه يابد و ما سعي خواهيم كرد اين نظرات شما را به مديريت منتقل كنيم.


3- من هم مثل بقيه مي خنديدم! ولي تكه هاي صندلي را برداشته مي رفتم سراغ آن مسؤول مربوطه كه بايد به درخواست تعويض رسيدگي مي كرد. و به او مي گفتم اگر من موقع افتادن عكس العمل نشان نمي دادم احتمالا بايد آمبولانس درخواست مي كرديد! چرا تعويض يك صندلي در اين شركت بايد آنقدر تأخير بيفتد تا حادثه اي رخ دهد و ... بحث دوباره ادامه پيدا كرد كه اين اصلا به جايي نرسيد!


ادامه مطلب نقش بازي كردن در مصاحبه