شاعیر: میرزا علی معجز شبستری
|
ای بلبل نالان وطن چرا آه میکشی؟ مگر بیاد حال پریشان وطن افتاده ای؟ گلشن را خس و خاشاک گرفته و گلها پژمرده اند چرا گلستان وطن به این روز افتاده است؟ ملت بیچاره چرا خوابیده ای بیدار شو اعیان وطن دارند کشور را به دشمن میفروشند در و دیوارش را با خون الوان کرده اند خدایا این شبستان وطن چقدر غمگین شده است سرت را روی بالش ناز نگذار و برخیز اگر چوپان بخوابد گله را گرک از هم میپاشد ملک اجنب از ملت بی سر و پا پر شده است خدایا این عزیزان وطن چرا اینگونه خوار گشته اند دشمن با اتکا به علمش ما را حمال خودش کرده است ای مسلمانان این جهل است که ما را ذلیل کرده وطن جسم شماست و شما جان هستید ای جانان وطن راضی نشوید که وطن بی جان بماند دست بدست هم بدهیم و تحصیل کمالات کنیم برادران وطن باید از خواب غفلت بیدار شوند افسوس که "معجز" شاد نشده و نخندیده از زمانی که ایران برایش وطن شده است |
نيچون آه ايله دين اي بلبل نالان وطن یازان: معجز شبستري |
