0today is
Untitled

Home‎ > ‎

انتخاب رهبر

 روزی اعضای بدن جمع میشوند و میگویند بابا هر جامعه ای رهبری دارد ما چرا برای خودمان رهبر انتخاب نکنیم؟ بالاخره بعد از مشورت تصمیم میگیرند از بین خودشان رهبری برگزینند. چشم کاندید میشود دست و دهان و پا هم همینطور سایرین از فیلتر مشهوری که ظاهرا همه جا هست رد نمیشوند ولی این وسط کون میگوید من رهبرم…
خلاصه چند روز قبل از انتخابات مناظره بین کاندید ها برگزار میشود چشم میگوید اگر من نباشم شما هیچ چیز را نخواهید دید پا میگوید اگر من نباشم شما راه به جایی نخواهید برد دست میگوید اگر من کار نکنم ……. نهایتا کون میگوید من به این چیز ها کار ندارم من رهبرم و واسلام.
موعد انتخابات میشود و چشم با اکثریت آرا به رهبری انتخاب میشود … در حین جشن پیروزی کون میگوید من رهبرم و اگر مقام معظم رهبری را به من ندهید اعتصاب خواهم کرد … کسی به او محل نمیگذارد…..و ….کون اعتصاب میکند…. چند روز بعد اعضای بدن جمع میشوند و پیش رهبر میایند که کون اعتصاب کرده و نمیریند…و و ما داریم میگندیم چشم میگوید …وای من که دارم از شدت فشار از حدقه بیرون میزنم و خلاصه میروند پیش کون به التماس کردن که شاید از خر شیطان پایین بیاید … که نتیجتا کون میگوید یا مرا به رهبری انتخاب کنید و یا اوضاع همین است که هست من هم تا آخرین نفس پای اعتصاب خواهم بود…. بهر حال همه با هم میروند پیش چشم و از او میخواهند که مقام معظم رهبری را واگذار به کون بکند و گر نه اوضاع خطر ناک است و امیدی به زنده ماندن نخواهد بود. بالاخره چشم عقب نشینی کرده و رهبری را به کون واگذار میکند … کون بعد از نشستن در تخت رهبری از امت میپرسد حالا که رهبر شدیم بگویید از کجا شروع کنیم و چه بکنیم که ناگاه همه امت همیشه در صحنه یک صدا فریاد بر میاورند که : ای رهبر فرزانه … کاری دیگر نمانده … شما فقط برینییییید….