یازان: صمد چايلي
|
قبل از همه کوه ها تو را دیده ام ای "عینالی" من که خاکت طلایی است زمانی طولانی است که به تو دل داده ام ای "عینالی" من که سراغ افتاب را از تو باید گرفت "زیروان" را که به افق مینگرد میبیند
دورانی را که به آتش میرسد میبیند در تاریخ همه طرف را میبیند ای آتشین اجاق من ای "عینالی" آب را از "ال اوشوده ن" برداشته ام
قدم به قدم تا "باییندیر" رفته ام مرا تو کوهنورد کرده ای آی "عینالی" پر شاخ و برگم "ترلان بولاغ" آبش چون عسل است
بالاتر از "آجی" "کهلیک بولاغ" است چشمه ها نورانیت کوه را زیاد میکند ای "عینالی" که چشمه های خنک داری وقتی از "ایلان اوچان" بالا میروی
یک نشاط بی پایان سراپای وجودت را فرا میگیرد در پشت سرم "هیللی" و "دند" را میبینم ای "عینالی" که از عسل و سرشیر آکنده ای
از "آجی" که به "پلنگ دره" میروی مثل اینکه به "قیزیل بره" میروی "ساری چشمه" به کجا میرود آی "عینالی" که ماوای عقابان هستی
کوهنوردانی که در " گوي بورون" شنا میکنند در حال شنا خستگیشان بدر میرود یکیشان آواز میخواند و دیگری ساز میزند ای "عینالی" من که همیشه مهمان داری
آنروز که "داش دربند" اغوش برایم گشود منهم دل به "داش کسن" دادم دلداده زیباییهایت شدم ای "عینالی" من که آغوشت پر از گل . غنچه است
زمانی که داریم کاکوتی میچینیم تپه ها و دره هایت مرا به "ونیار" کشیده است چایلی از دیدن تو به نشاط میاید ای "عینالی" من که دلاور پرور هستی |
هئچ داغي گورمه ميش سني گورموشم
زيروه نه باخانلار ((زيروان)) ي گورور
سويومو گوتوروب ((ال اوشوده ن)) دن
بال كيمي سويو وار ((ترلان بولاغ)) ين
ديرماشيب چيخديقجا((ايلان اوچان))ي
((آجي)) دان چيخاندا ((پلنگ دره)) يه
((گوي بورون)) سويوندا چيمن داغچيلار
يويونا- يويونا دينجيني آلار بيريسي اوخويار بيري ساز چالار آي دوستلو قوناقلي ((عئينالي)) م منيم
او گون كي قول آچدي((داش دربند)) منه
منده كونول آچديم((داش كسن)) ينه وورولدوم، وورولدوم گوزه لليگينه آي چيچك قوجاقلي((عئينالي)) م منيم
در ها در درديكجه كهليك اوتونو
چوخ چكيب يال- ياماج ((ونيار)) ا مني ((چايلي)) فرحلنير گوردوكجه سني آي ايگيد قوچاقلي ((عئينالي)) م منيم *پرانتز ايچينده گلن كلمه لر، يئر آديديلار. |