0today is
Untitled

Home‎ > ‎

قبح مثللر

 

 

اینصاف سیزا گوت ورسن داششاقلاریندا قابلار.

به بی انصاف کون بدهی خایه هایش را هم میتپاند.

 

 

در هر کاری باید انصاف را مراعات کرد.

اوسدورانینان بویوران یورولماز.

آنکه دائم میگوزد و انکه امر میکند خسته نمیشوند.

 

کنایه از زیاد امر ونهی کردن.

اوسدوروپ آییلیپ.

بعد از گوزیدن بیدار شده است.

پشیمانی فایده ندارد.

بیریسی سوقی صفادی بیریسی لعنت نما دی بیریسی غافیل بلادی.

 

یکی سوق صفاست یکی موجب لعنت میشود یکی هم بلای غافل است

انواع گوزیدن

اوسدورانین قاباغیندا سیچماسان دییلر گوتون یوخدی.

در مقابله با گوزو اگر نرینی میگویند کون نداری.

عکس العمل مناسب جهت هر کاری.

گوت وریپ مسجیده حصیر آلما/ حصیره آیاخ دییپ ییرتیلاجاغ/گوتوون گنلیغی سنه قالاجاخ.

 

برای خریدن حصیر جهت مسجد کون نده/ حصیر زیر پای مردم پاره خواهد شد/ آنچه نصیب تو خواهد شد کون پاره است.

کنایه از کار صواب غیر ضروری که بیشتر به انسان صدمه میزند.

گوتویلن توشوپ قویماقا.

با کون افتاده درخاگینه.

کنایه از شانس فراوان

اوسدوراغین بیر داماری گوزه باغلیدی

یک رگ گوز به چشم وصل است.

در خواب نمیتوان گوزید.

پارچا بازريندا ساللان گئت دميرچي بازاريندا اوسدور گئت.

در بازار پارچه فروشان سلانه سلانه و در بازار آهنگران گوزان راه برو

هرکاری باید در جای خودش انجام گیرد.

قوری پوخ گوته یاپیشماز.

سرگین حشک به کون نمیچسبد.

کنایه از وصله نا چسب است.

پوخ یین ایتین چومچه سی بئلینده اولار.

سگی که سرگین میخورد باید قاشقش را همراه داشته باشد.

ابزار لازم برای کار خودت را خودت فراهم کن.

پوخ پوخدی یاشی یا قوروسی.

سرگین چه خشک و چه تر همان سرگین است.

 

دوه نی یوکویلن سروانی سیکیلن یییلر.

شتر را با بارش و ساربان را با نرینه اش میخورند.

کنایه از فساد و دزدی زیاد است.

پوخدان کامفت چیخار آمما سندن آدام چیخماز

ار سرگین میشود کامفت ساخت ولی از تو آدم در نمیاید.

تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است.

پوخ پوخا قاریشیب.

سرگین با سرگین قاتی شده.

همه چیز بهم ریخته.

اششک لر آرپا ییر آت حسرت دی سامانا 

خر جو می خورد و اسب در حسرت کاه است

 

هیچ چیز سر جای خودش نیست

ائششه کین بورنوزو اولسایدی ووروب کندی ییخاردی

اگر خر شاخ داشت . می زد و روستا را ویران می کرد

به هر کس به اندتزه لیاقتش باید قدرت داد.

ائششه که چاخیر وئرسن ، پالانی سویا  وئره ر

. اگر به خر چاخیر ( نام نوعی مشروب الکلی ) بدهی پالان را به آب می دهد

هر کسی ظرفیتی دارد.

ائششه یه قیزیل نوختا وورساندا ، گئنه ده ائششه کدیر

.   به خر افسار طلا هم ببندی ، همان خر است

زینت آدم را آدمتر نمیکند.

ائششه یه گوجو چاتمیر ، پالانین تاپدیر

  زورش به خر نمی رسه ، پالونشو می زنه .

 

   ائششه ک مین ، پیادا قالما .

سوار بر خر بودن ، بهتر از پیاده ماندن است

 

ائششه یین داما چیخاردان ، اندیرمه سینی ده بیلیر

. کسی که خرش را پشت بام می برد ، باید پایین آوردنش را هم بلد باشد

 

ائششه یی کؤرپودن کئچدی

خرش از پل گذشت .

 

ائششه یین آنقیردیغی ، اؤزونه خوش گلیر

عرعر خر به گوش خودش خوش است .

 

ائششه یین پالانی اؤزونه یوک اولماز

. پالون خر سربار خودش نیست .