ما به پیش میرویم و به کمال میرسیم
حکایت مرغانی که بدنبال سیمرغ می گردند
سیمرغ و جستجوی افسانه شخصی
روزی هزاران مرغ دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند که پی سیمرغ افسانه ای در قله قاف بروند . مدت ها جستجو کردند و بعد ازمدتی تعداد از آنها خسته شدند و از ادامه راه دست کشیدند . تنها یک گروه اندک باقی ماندند که همه همدل ومصمم بودند که سیمرغ را پیدا کنند . این گروه وقتی خوب به خویش نگاه کردند , دانستند که سی تا مرغ هستند و آنها خودشان سیمرغ هستند."
دوستان من , هر بار که این داستان را می خوانم به یاد گذشته می افتم , به یاد آن روزهاییکه دیگران , گروه گروه به شبکه بزرگ ما ملحق می شدند و هر روز شاهد ورود افراد جدید بودیم . آنها به ما می پیوستند تا در کنار ما بدنبال افسانه شخصی خویش بگردند ولی از آنها همه تا حالا تنها افراد خاص و معدودی باقی مانده اند .آنهایی که به نتورک و آینده آن ایمان داشتند , آنهایی که زندگی , زمان , آبرو , انرژی و آینده خویش را در گرو این کار نهاده اند . آنهایی که شعار خویش را "آنان که می مانند , عاقبت را می بینند " کرده اند . آنهایی که هیچ بهانه ای را برای عدم تلاش و جدیت قبول نداشتند و به کار خویش ایمان داشته و هیچگاه تحت تاثیر شرایط سخت و موج های منفی از میدان خارج نشدند .
دوستان من در راه رسیدن به افسانه شخصی باید ایستادگی کرد . باید ادامه داد و باور کرد که آینده نتورک در دستان من و شماست . نتورک من و شما هستیم
باید دست در دست هم بدهیم و یکدل , محکم و استوار گام برداریم , چون که تا لحظه موعود دیگر چیزی نمانده است
وقت آن است که از آزمون زندگی خویش سربلند بیرون بیایید و به این پرسش یک جواب بلند و قاطع بدهید
آیا شما نیز یکی از همان سی مرغ هستید ؟